en
Feedback
زیبایی نگارش

زیبایی نگارش

Open in Telegram

ارتباط با ادمين #عاطفه_سهرابی_کاشانی https://t.me/AteeSo

Show more
220
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
May '26
May '260
in 0 channels
April '26
+1
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+8
in 0 channels
Get PRO
January '26
+1
in 1 channels
Get PRO
December '25
+8
in 2 channels
Get PRO
November '25
+19
in 3 channels
Get PRO
October '25
+4
in 1 channels
Get PRO
September '25
+5
in 0 channels
Get PRO
August '250
in 0 channels
Get PRO
July '25
+26
in 0 channels
Get PRO
June '250
in 1 channels
Get PRO
May '250
in 1 channels
Get PRO
April '250
in 0 channels
Get PRO
March '25
+25
in 1 channels
Get PRO
February '250
in 0 channels
Get PRO
January '25
+17
in 1 channels
Get PRO
December '240
in 1 channels
Get PRO
November '240
in 1 channels
Get PRO
October '24
+4
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 0 channels
Get PRO
August '24
+18
in 0 channels
Get PRO
July '240
in 1 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '24
+12
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 1 channels
Get PRO
March '24
+32
in 1 channels
Get PRO
February '240
in 1 channels
Get PRO
January '24
+64
in 1 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
18 May0
17 May0
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May0
09 May0
08 May0
07 May0
06 May0
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May0
Channel Posts
آدم‌های موفق معمولاً یک هدفِ مهم دارند و تمرکزشان را پای همان می‌گذارند. برای این روزهای ما هم مهم‌ترین دغدغه «ایران» است. پس طبیعی است که بخواهیم حواسمان را از حاشیه‌ها جمع کنیم. به حاشیه‌های مسیر و به هر چیزی که فقط اضطراب می‌سازد و رمق می‌گیرد، «نه» بگوییم؛ و هر آنچه به ما انگیزۀ «ادامه دادن» می‌دهد، با قدرت زنده نگهش داریم. انگیزه همیشه از جنس آرامش نیست، گاهی می‌تواند از دل خشم یا درد باشد؛ مهم این است که ما را به جلو ببرد، نه فرسوده کند. راه طولانی است؛ برای رفتنش باید انرژی‌مان را هوشمندانه خرج کنیم. #پاینده_ایران @atefesohrabi

2
«از مرگ نگید، از زندگی بگید.» این جمله را پدر جاویدنام #سهراب_شکری در مراسم چهلم پسرش گفت. دارم فکر می‌کنم چه جمله‌ای بهتر از این برای دعوت به ایجاد «افق دید» تازه‌ای برای بازسازی ادبیات ایران. به نظرم این جمله فقط اظهارنظر عاطفی نیست؛ یک تغییر جهت است. انگار می‌گوید اگر تمام روایتمان مرگ باشد، مرگ پیروز می‌شود. اگر فقط از خون بگوییم، زندگی عقب می‌نشیند. شاید مسئله این نیست که مرگ را انکار کنیم؛ مسئله این است که اجازه ندهیم مرگ، زبانِ ما را تصاحب کند. «از زندگی بگید» یعنی از آینده‌ای بگویید که این جوان‌ها برایش ایستادند، از شهری که قرار است دوباره نفس بکشد. ادبیات ما اگر قرار است کاری بکند، باید صدای روایتِ دوام آوردن باشد، روایتی که از دل تضاد، تفاوت و تجربه‌های روزمره شکل می‌گیرد، این‌که انسان با همۀ رنج‌ها تحمل می‌کند و از دل تاریکی باز هم راهی برای زندگی پیدا می‌کند. به قول فاکنر، «انسان تحمل خواهد کرد و پیروز خواهد شد و ادبیات باید قصۀ این پیروزی را بگوید؛ قصۀ زندگی همین است». @atefesohrabi
309
3
«از مرگ نگید، از زندگی بگید.» این جمله را پدر جاویدنام #سهراب_شکری در مراسم چهلم پسرش گفت. دارم فکر می‌کنم چه جمله‌ای بهتر از این برای دعوت به ایجاد «افق دید» تازه‌ای برای بازسازی ادبیات ایران. به نظرم این جمله فقط اظهارنظر عاطفی نیست؛ یک تغییر جهت است. انگار می‌گوید اگر تمام روایتمان مرگ باشد، مرگ پیروز می‌شود. اگر فقط از خون بگوییم، زندگی عقب می‌نشیند. شاید مسئله این نیست که مرگ را انکار کنیم؛ مسئله این است که اجازه ندهیم مرگ، زبانِ ما را تصاحب کند. «از زندگی بگید» یعنی از آینده‌ای بگویید که این جوان‌ها برایش ایستادند، از شهری که قرار است دوباره نفس بکشد. ادبیات ما اگر قرار است کاری بکند، باید صدای روایتِ دوام آوردن باشد، روایتی که از دل تضاد، تفاوت و تجربه‌های روزمره شکل می‌گیرد، این‌که انسان با همه‌ی رنج‌ها تحمل می‌کند و از دل تاریکی باز هم راهی برای زندگی پیدا می‌کند. به قول فاکنر، «انسان تحمل خواهد کرد و پیروز خواهد شد و ادبیات باید قصۀ این پیروزی را بگوید؛ قصۀ زندگی همین است». @atefesohrabi
1
4
برای تو می‌نویسم، مرد ایران به دوش صفحۀ اینستاگرامت  را بالا و پایین می‌کنم: ویدئوهایی با خنده، شوخی و پر از شوق زندگی. دنبال نشانه‌ای از آن شب می‌گردم، شبی که انگار از دل همان خنده‌ها بیرون آمد. روی تصویرت مکث می‌کنم، شانه‌هایی می‌بینم که انگار سال‌ها تمرینِ به‌دوش‌ کشیدنِ چیزی سنگین‌تر از یک بدن زخمی را داشته‌اند، مانند خستگی چند شیفتِ پشت‌ِهم، از فقری آرام و بی‌صدا. رنج را جدی نگفته بودی؛ آن را با لبخند روایت کرده بودی. انگار می‌شود درد را رام کرد، اگر کمی طنز به آن اضافه شود. شاید آن شوخی‌ها فقط شوخی نبودند؛ نوعی تمرینِ ایستادن زیرِ بار زندگی بودند. برای همین، وقتی آن لحظه رسید، انتخابت غریزی بود. بعضی آدم‌ها سال‌ها بی‌آنکه بدانند، خودشان را برای یک انتخاب بزرگ آماده می‌کنند. برای اینکه در بزنگاه، وزن جانِ کسی را از زمین بلند کنند. تو، مرد ایران به دوش، زورت این‌قدر زیاد بود که به چشم یک ملت آمد؛ مردی که در میانۀ آتش و هراس، معنای ساده و کهنِ نجات‌ دادن را دوباره یادآوری کرد. دیدن تصویر مادرت کنار عکست، شانه‌های آدم را خم می‌کند. سوگ وقتی از قابِ خانواده عبور می‌کند، تازه ابعاد واقعی‌اش را نشان می‌دهد. تو رفتی، اما روایتت هنوز در رفت‌وآمد میان تصویرها و خاطره‌ها ادامه دارد. شاید تنها کاری که از دستمان برمی‌آید این است که نامت را زنده نگه داریم؛ مثل نوری که هر صبح، بی‌آنکه صدایی داشته باشد، بر جایی می‌تابد و یادآوری می‌کند که هنوز ادامه دارید و ادامه داریم. #جاویدنام  #حمید_مهدوی  #هجده_دی‌ماه #یک‌ماه_گذشت @atefesohrabi
347
5
ما می‌کوشیم با واژه‌ها نزدیک شویم، اما واژه‌ها اغلب کوتاه‌تر از اندوهند. با این حال می‌نویسیم، چون ننوشتن یعنی رها کردنِ یاد
ما می‌کوشیم با واژه‌ها نزدیک شویم، اما واژه‌ها اغلب کوتاه‌تر از اندوهند. با این حال می‌نویسیم، چون ننوشتن یعنی رها کردنِ یاد کسانی که با بودنشان، جهان را انساتی‌تر کردند. به یاد جاویدنام، حمید مهدوی، آتش‌نشان قهرمان ایران
163
6
🖤چراغ روشن شد؛ خانه همان خانه نبود. مثل تمام آن‌ها که زنده مانده‌اند، اما خیره به عکس جاویدنامان و فیلم‌ها و... ، در مرز فروپاشی‌ام. خشم و اندوهم میان برزنت‌های سیاه تلنبار شده. شبی نیست که راحت بخوابم. من اعداد را نمی‌فهمم. دیگر صحبتِ یک یا چند نفر نیست، دیگر حتی اسامی کارکردِ یکتابودنشان را از دست داده‌اند. در وسط کشور خودمان، دور و نزدیک، قتل‌عاممان کرده‌اند که آرمان فکستنی‌شان حفظ شود. زهی خیال باطل! فصل آخر دلدادگی‌ها و سجده‌های کش‌دار و حیدرحیدرگویانتان را زوزه کنید و این آخرین صباحتان را هم طی کنید. زیرا که هرگز خیر نخواهید دید که اکثرمان غرق نفرت و خشم هستیم. هر روز با خودمان تکرار می‌کنیم مبادا جنایت شما یادمان برود. هر گز خیر نخواهید دید که ما صورت جوانانمان را نه با حالت‌های لهیده بلکه با آرمان‌هایشان آنگاه که لبخند تصور روز آزادی بر آن نقش بسته‌است، به یاد می‌آوریم. پایان قصۀ دیکتاتوری شما فرارسیده، تنها چگونگی پایان‌بندی و تیتراژ مانده که آن‌ را هم این ملت چندمیلیونیِ داغ‌دیده رقم خواهند زد. پنجم بهمن ۱۴۰۴🖤 @atefesohrabi
442
7
حکمرانی اقلیت ❓تا حالا بهش فکر کردید چطور‌ یه عده خیلی راحت میتونن درباره عقایدشون حرف بزنن؟ آرمان‌ها و شعارهاشون رو فریاد بزنن و حتی مجوز راهپیمایی براشون صادر می‌شه؟ ولی از اون طرف، عده‌ای که به هر دلیلی با اون عقاید موافق نیستن و به وضعیت موجود اعتراض دارن، نه مجوز راهپیمایی مسالمت آمیز دارن، نه جایی برای تجمع، نه حتی آزادیِ اینکه بتونن راحت درباره نظرشون حرف بزنن. این چیزیه که نسیم طالب توی کتاب پوست در بازی بهش میگه ریسک نامتقارن ❓ریسک نامتقارن یعنی چی؟ یعنی یه عده می‌تونن هرچی دلشون خواست بگن بدون اینکه محدودیت داشته باشن. ولی اگه کسی بخواد خلاف اون‌ها حرف بزنه، باید ریسک بزرگی رو به جون بخره. ⚠️ ریسک نامتقارن تبعات بدی داره مثلا باعث میشه کسایی که ریسک کمتری رو تحمل میکنن، عقایدشون رو به کسایی که ریسک بیشتری دارن تحمیل و خیلی راحت تحقیرشون بکنن. در عوض اونایی که ریسک بالاتری دارن، حتی اجازه ندارن کوچک‌ترین حرفی بزنن یا نقد کنن. جالبتر اینکه حتی اگه اعتقادی هم به حرف‌های اون قشر نداشته باشن، باز باید به عقاید اونا احترام بذارن! شاید بپرسید ریسک نامتقارن از کجا میاد؟ نسیم طالب یه جواب کوتاه داره: حکمرانی اقلیت یه اقلیت دو سه درصدی که خیلی روی عقایدشون پافشاری می‌کنن و خیلی متعصبن، می‌تونن عقایدشون رو به ۹۷ درصد باقی جامعه تحمیل کنن. 🚩و دقیقا همینجا ریسک نامتقارن شکل می‌گیره... ➖➖➖➖➖➖➖➖ 📱کتابخانه اکوتوپیا 📱اینستاگرام کتابخانه اکوتوپیا
1
8
از دیشب با دیدن این تکه‌ویدئو، هزاربار فروریختم و قلبم مچاله شده. مادری می‌رقصد، در عزای پسرِ جوانش که به دست نیروهای سرکوبگر
از دیشب با دیدن این تکه‌ویدئو، هزاربار فروریختم و قلبم مچاله شده. مادری می‌رقصد، در عزای پسرِ جوانش که به دست نیروهای سرکوبگر کشته شده. او پا می‌کوبد و درد را می‌رقصد جلوی ماشینی که بدن بی‌جان فرزندش را حمل می‌کند. از لحظه‌ای که این فیلم را دید‌ه‌ام، پدر و مادرم و غم عظیمی که هنگام برگشت از شناسایی تن برادر شهیدم، در وجودشان رخنه کرد و آن‌ها را از پا درآورد، ثانیه به ثانیه مثل یک فیلم تراژدیِ غم‌انگیز در ذهنم می‌چرخد و حتی یک لحظه رهایم نمی‌کند.  چهل و هفت سال است که جنازۀ جوان از خانه‌هایمان تشییع می‌شود. چهل و هفت سال است که مادرهایمان را به عزا نشانده‌اید. چطور این‌قدر راحت می‌توانید بکُشید؟! شما دیگر به تهِ خط رسیده‌اید. امیدوارم نه فقط ملت ایران که همۀ دنیا سیه‌روزی شما را ببینند. آن روز نزدیک است. @atefesohrabi
319
9
#روزواژه 🔸️ ایستادگی تمام این روزها به مفهوم «ایستادگی» فکر کرده‌ام، به این‌که انسان تا کجا باید برای ارزش‌هایش بایستد، پای یارش، پای وطنش و ... عشق ارزش است، خاک ارزش است و ایستادگی بابت آن‌ها والاترین ارزش است. این روزها «ایستادگی» دیگر شبیه قهرمان‌بازی نیست. ایستادگی یعنی با دلِ لرزان، با ترسِ واقعی، با خستگیِ مزمن، باز هم کنار هم بمانیم. ایستادگی یعنی مردمِ بی‌سلاحی که فهمیده‌اند اگر سکوت کنند، چیزی از جان و زندگی‌شان باقی نمی‌ماند. ایستادگی یعنی هرکدام از ما، هرجا که هستیم، نگذاریم جوان‌ها تنها بمانند. ما کسی جز خودمان را نداریم. اعتقاد دارم  زندگی عرصهٔ عمل‌گرایی است و نه عرفان‌بازی. پای خود را روی زمین واقعیت بگذاریم و سکوت نکنیم؛ سکوت یعنی واگذار کردن همه‌چیز به باتوم و گلوله، سکوت یعنی نادیده گرفتن آینده. اگر این روزها دلمان سنگین است، اگر می‌ترسیم، اگر مرددیم، طبیعی است. درک سیاسی‌مان را بالا ببریم و امیدوار باشیم. این سرزمین برای شکوه به همهٔ ما نیاز دارد. عاطفه سهرابی @atefesohrabi
144
10
یلدا یعنی یک شب، هر قصه‌ای داری درازتر. اگر در جمع خویشان و یارانِ موافق شادی، شادی‌ات یک دم افزون‌تر. اگر پا به راه سفری، جاده‌ات یک قدم دورتر. اگر خوابی، رؤیایت یک پلک دیرتر. و اگر دلتنگی - آخ که اگر دلتنگی! - یلدا و غیرِ یلدا ندارد؛ قصۀ دلتنگی همیشه دراز است. @atefesohrabi
32
11
صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که بر آید حافظ 🌠 یلدا شب زایش خورشید است در منتهای سیاهی، شبی که اورمزد بر اهریمن تاریکی پیروز می‌‌شود، شبی مقدس در ایرانِ باستان که پس از گذشت هزاران سال هنوز در حوزۀ ایرانِ بزرگ زنده است. 🌠 برخی محققان معتقدند که حتی جشن کریسمسِ مسیحیان با تمامی تزئینات و مراسم شام و شیرینی و دید و بازدیدش متأثر از جشن تولد میترای (مهر) ایرانیان است. 🌠 بی‌سبب نیست که این سرزمین هزاران سال است انبوه سیاهی‌ و انواع چپاول‌، ظلم و بی‌عدالتی حاکمان را تاب آورده و استوار باقی مانده‌است. ما #ایرانیان در خِرد جمعی خود آموخته‌ایم آنجا که تاریکی و سرمای زمستان بر خرمن #امید چنبره می‌زند، آتشی بیفروزیم، گرد هم بیاییم و در انتظار شکفتن صبح بمانیم. 🌠 چه بسیار عزیزانی که در جدال با ظلم و جهل پر‌پر شدند، اما نام و یاد و آرمانشان روشنی‌بخش آتش امید‌مان است. 🌠 امسال نیز دل به دل هم می‌دهیم تا از این شب بلند بگذریم. گرچه شب تاریک است، دل قوی‌ دار، سحر نزدیک است. #یلدا مبارک ❤️🕊💚 @atefesohrabi
152
12
صحبت حکام ظُلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که بر آید حافظ 🌠 یلدا شب زایش خورشید است در منتهای سیاهی، شبی که اورمزد بر اهریمن تاریکی پیروز می‌‌شود، شبی مقدس در ایرانِ باستان که پس از گذشت هزاران سال هنوز در حوزۀ ایرانِ بزرگ زنده است. 🌠 برخی محققان معتقدند که حتی جشن کریسمسِ مسیحیان با تمامی تزئینات و مراسم شام و شیرینی و دید و بازدیدش متأثر از جشن تولد میترای (مهر) ایرانیان است. 🌠 بی‌سبب نیست که این سرزمین هزاران سال است انبوه سیاهی‌ و انواع چپاول‌، ظلم و بی‌عدالتی حاکمان را تاب آورده و استوار باقی مانده‌است. ما #ایرانیان در خرد جمعی خود آموخته‌ایم آنجا که تاریکی و سرمای زمستان بر خرمن #امید چنبره می‌زند، آتشی بیفروزیم، گرد هم بیاییم و در انتظار شکفتن صبح بمانیم. 🌠 چه بسیار عزیزانی که در جدال با اهریمن جهل پر‌پر شدند، اما نام و یاد و آرمانشان روشنی‌بخش آتش امید‌مان است. 🌠 امسال نیز دل به دل هم می‌دهیم تا از این شب بلند بگذریم. گرچه شب تاریک است، دل قوی‌دار، سحر نزدیک است. #یلدا مبارک ❤️🕊💚 @atefesohrabi
1
13
صحبت حکام ظُلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که بر آید حافظ 🌠 یلدا شب زایش خورشید است در منتهای سیاهی، شبی که اورمزد بر اهریمن تاریکی پیروز می‌‌شود، شبی مقدس در ایرانِ باستان که پس از گذشت هزاران سال هنوز در حوزۀ ایرانِ بزرگ زنده است. 🌠 برخی محققان معتقدند که حتی جشن کریسمسِ مسیحیان با تمامی تزئینات و مراسم شام و شیرینی و دید و بازدیدش متأثر از جشن تولد میترای (مهر) ایرانیان است. 🌠 بی‌سبب نیست که این سرزمین هزاران سال است انبوه سیاهی‌ و انواع چپاول‌، ظلم و بی‌عدالتی حاکمان را تاب آورده و استوار باقی مانده‌است. ما #ایرانیان در خرد جمعی خود آموخته‌ایم آنجا که تاریکی و سرمای زمستان بر خرمن #امید چنبره می‌زند، آتشی بیفروزیم، گرد هم بیاییم و در انتظار شکفتن صبح بمانیم. 🌠 چه بسیار عزیزانی که در جدال با اهریمن جهل پر‌پر شدند، اما نام و یاد و آرمانشان روشنی‌بخش آتش امید‌مان است. 🌠 امسال نیز دل به دل هم می‌دهیم تا از این  شب بلند بگذریم. گرچه شب تاریک است، دل قوی‌دار، سحر نزدیک است. #یلدا مبارک ❤️🕊💚 @atefesohrabi
1
14
صحبت حکام ظُلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که بر آید                                                          حافظ 🌠 یلدا شب زایش خورشید است در منتهای سیاهی، شبی که اورمزد بر اهریمن تاریکی پیروز می‌‌شود، شبی مقدس در ایرانِ باستان که پس از گذشت هزاران سال هنوز در حوزۀ ایرانِ بزرگ زنده است. 🌠 برخی محققان معتقدند که حتی جشن کریسمسِ مسیحیان با تمامی تزئینات و مراسم شام و شیرینی و دید و بازدیدش متأثر از جشن تولد میترای (مهر) ایرانیان است. 🌠 بی‌سبب نیست که این سرزمین هزاران سال است انبوه سیاهی‌ و انواع چپاول‌، ظلم و بی‌عدالتی حاکمان را تاب آورده و استوار باقی مانده‌است. ما #ایرانیان در خرد جمعی خود آموخته‌ایم آنجا که تاریکی و سرمای زمستان بر خرمن #امید چنبره می‌زند، آتشی بیفروزیم، گرد هم بیاییم و در انتظار شکفتن صبح بمانیم. 🌠 چه بسیار عزیزانی که در جدال با اهریمن جهل پر‌پر شدند، اما نام و یاد و آرمانشان روشنی‌بخش آتش امید‌مان است. 🌠 امسال نیز دل به دل هم می‌دهیم تا از این  شب بلند بگذریم. گرچه شب تاریک است، دل قوی‌دار، سحر نزدیک است. #یلدا مبارک ❤️🕊💚 @atefesohrabi
1
15
جایی خواندم که فیلسوف مشهور، ایمانوئل کانت، به‌مدت ۴۰ سال، هر روز پنج صبح از خواب بیدار می‌شد و سه ساعت تمام می‌نوشت. چهار ساعت در دانشگاه تدریس می‌کرد و بعد در یک رستوران ثابت غذا می‌خورد. بعدازظهر در یک پارک ثابت قدم می‌زد و از مسیر همیشگی به خانه برمی‌گشت. رأس ساعتی برای شام بیرون می‌رفت و بعد سرِ ساعت مشخصی نیز می‌خوابید. همسایگانش ساعتشان را با زمان رفت‌وآمد کانت تنظیم می‌کردند. شاید این سبک زندگی از نگاه اول کسالت‌بار به‌نظر برسد؛ اما او از تأثیرگذارترین اندیشمندان دنیا بود. او جزو اولین کسانی بود که موضوع حقوق حیوانات را مطرح کرد. فلسفۀ زیبایی‌شناسی و فلسفۀ اخلاق را زیرورو کرد؛ و تلاش‌های او بود که در نهایت به انیشتین کمک کرد نظریۀ نسبیت را کشف کند. وقتی به زندگی کانت و امثال او فکر می‌کنم، پررنگ‌ترین واژه‌ای که در ذهنم نقش می‌بندد «تکرار هوشمندانه» است. تکراری که نه از بی‌فکری بلکه از آگاهی می‌آید؛ و گاهی دقیقاً زمینه‌ساز رشد و پیشرفت می‌شود. به نظرم زندگی در این دنیایی که هر روز امکان تغییر دارد، ما را به آدم‌هایی سطحی تبدیل می‌کند که لذت هر چیزی را فقط در سطح تجربه می‌کنیم. پس اگر خودخواسته خواسته‌هایمان را محدود کنیم و دل به موضوعات ارزشمند تکراری بدهیم، می‌توانیم فرصتی پیدا کنیم برای تجربۀ عمیق هر چیز؛ یعنی به‌جای امید پوشالی برای آینده، امروز را بهتر و عمیق‌تر زندگی کنیم. شاید بد نباشد روتین مشخصی برای روزهایمان تعریف کنیم و با خود قرار بگذاریم برای مدتی، مثلاً برای یک دهه به آن پایبند باشیم. همین تعهد فکری، همین برنامه‌ریزی، جرقۀ ایده‌هایی تازه را در ذهنمان روشن خواهد کرد. @atefesohrabi
1 773
16
جایی خواندم که فیلسوف مشهور، ایمانوئل کانت، به‌مدت ۴۰ سال هر روز پنج صبح از خواب بیدار می‌شد و سه ساعت تمام می‌نوشت. چهار ساعت در دانشگاه تدریس می‌کرد و بعد در یک رستوران ثابت غذا می‌خورد. بعدازظهر در یک پارک ثابت قدم می‌زد و از مسیر همیشگی به خانه برمی‌گشت. رأس ساعتی برای شام بیرون می‌رفت و بعد سرِ ساعت مشخصی نیز می‌خوابید. همسایگانش ساعتشان را با زمان رفت‌وآمد کانت تنظیم می‌کردند. شاید این سبک زندگی از نگاه اول کسالت‌بار به‌نظر برسد؛ اما او از تأثیرگذارترین اندیشمندان دنیا بود. او جزو اولین کسانی بود که موضوع حقوق حیوانات را مطرح کرد. فلسفۀ زیبایی‌شناسی و فلسفۀ اخلاق را زیرورو کرد؛ و تلاش‌های او بود که در نهایت به انیشتین کمک کرد نظریۀ نسبیت را کشف کند. وقتی به زندگی کانت و امثال او فکر می‌کنم، پررنگ‌ترین واژه‌ای که در ذهنم نقش می‌بندد «تکرار هوشمندانه» است. تکراری که نه از بی‌فکری بلکه از آگاهی می‌آید؛ و گاهی دقیقاً زمینه‌ساز رشد و پیشرفت می‌شود. به نظرم زندگی در این دنیایی که هر روز امکان تغییر دارد، ما را به آدم‌هایی سطحی تبدیل می‌کند که لذت هر چیزی را فقط در سطح تجربه می‌کنیم. پس اگر خودخواسته خواسته‌هایمان را محدود کنیم و دل به موضوعات ارزشمند تکراری بدهیم، می‌توانیم فرصتی پیدا کنیم برای تجربۀ عمیق هر چیز؛ یعنی به‌جای امید پوشالی برای آینده، امروز را بهتر و عمیق‌تر زندگی کنیم. شاید بد نباشد روتین مشخصی برای روزهایمان تعریف کنیم و با خود قرار بگذاریم برای مدتی، مثلاً برای یک دهه به آن پایبند باشیم. همین تعهد فکری، همین برنامه‌ریزی، جرقۀ ایده‌هایی تازه را در ذهنمان روشن خواهد کرد. @atefesohrabi
1
17
پاسخ سؤال: در بین گزینه‌ها، فقط گزینهٔ ۴ غلط املایی ندارد. در سایر گزینه‌ها، هرکدام یک لغزش املایی وجود دارد. ۱_ اهتزاز و اصطکاک ✅️ حیاط ✅️ (حیات به معنی زندگی، مثل حیات وحش) ۲_ مزبور ✅️ ۳_ سپرده‌گذاری ✅️ ۴_ جمله بدون غلط املایی ۵_ لهجه و مخمصه ✅️ عمه‌ش ✅️ (نه عمش؛ «ه» حذف نمی‌شود‌.) ۶_ اثاث‌کشی یا اسباب‌کشی✅️ (اساس: پایه، بنیاد) ۷_ منصوب ✅️ به معنای گماشته شدن به مقامی. (منسوب: نسبت داده‌شده؛ اشعارِ منسوب به خیام) ممنون از دقت و توجهتون. @atefesohrabi
81
18
کدام جمله غلط املایی «ندارد»؟
78
19
کدام جمله غلط املایی «ندارد»؟
1
20
هم‌میهن، دریابیم هم‌میهنانمان را ‌ ‏ اگر خودروی اسنپی سوار شدیم و دیدیم خودرویی نسبتاً فرسوده است و راننده‌اش هم با احتیاط رانندگی نمی‌کند، سریعاً تصمیم نگیریم که پس از پیاده شدن، از ده امتیاز پنج بدهیم، و گزینۀ مربوط‌به «ناایمن رانندگی کردن» و دیگر منفی‌ها را برگزینیم. این روزها، هم‌میهنان در فشار اقتصادی‌اند. زیر چرخ‌های اقتصاد مقاومتی، دارند ضجه می‌زنند. هشتِ مردانی که پانزده‌شانزده‌ساعته شاغل‌اند همچنان گرُوِ نه است. هر کرایه‌ای که از من و تو می‌گیرند پس‌اندازشان نیست، بلکه هزینۀ استهلاک و شاید اندک خوراکِ عیال کنند. ‌ ‏اگر می‌بینیم که کیفیتِ کارِ نظافتچی آپارتمانمان نزول کرده، فوراً گریبانش را نگیریم که چرا دل به کار نمی‌دهد. قوّۀ «سخن گفتن» برای چیست؟ او را دعوت کنیم به کناری نشستن، فنجانی چای نوشیدن، و نارنگی و پرتقال پوست کندن تا گرمای درددل کردنش بگیرد و مشکل‌گشایش شویم. شاید دستمزدی که به او می‌دهیم کفاف نمی‌کند تا به هزار چالۀ زندگی‌اش بزند.‌ ‏‌ ‏‌ ‏اگر می‌خواهیم اقلام خوراکی منزل را تهیه کنیم، فی‌الفور به هایپر و شهروند و ایران‌مال و دیگر فروشگاه‌های زنجیره‌ای نرویم. سری به بقال سر کوچه بزنیم و هوایش را داشته باشیم. خرید از بقالیِ محل کِیف هم دارد. گرمِ هم‌کلامی می‌شویم و از محل خبر می‌گیریم و گپ می‌زنیم و با یکدیگر خوشحالی می‌کنیم. بیشترِ پاکت‌های سیگارم را از آقا هوشنگِ محل می‌خرم. شب‌به‌شب که از کار بازمی‌گردم و پیش از ورود به کوچۀ خودم، نیش‌ترمزی می‌زنم و جلوی بقالی‌اش می‌ایستم و می‌روم داخل تا آن لهجۀ شیرین آذری را بشنوم. دو سه پاکت وینستون می‌گذارم توی جیبم و یک بستنی فالوده‌ای‌موزیِ ده‌هزارتومانی و چیپس و بیسکوییت و پفک و آلوچه می‌گیرم و می‌برم به منزل تا با خواهر و پدر و مادر بزنیم به شکم. نگوییم که هله‌هوله‌ها مضر است. سوسول نباشیم. اگر نگران سلامتی‌مان هستیم، چرا علیه هوای کثیف شهرمان برنخیزیم؟! «آقا هوشنگ»ها هم به امیدی بوده که فسقل مغازه‌ای گشوده‌اند، در غیر این صورت، دست عیالشان را می‌گرفتند و در بازنشستگی، در امتداد خط جاده‌های بین‌شهری حرکت می‌کردند و به سفر می‌رفتند.‌ ‏‌ ‏‌ ‏در چهار دهه فضای سیاه، چاپلوسی، دورویی، پارتی‌بازی، سفله‌پروری، تهی‌سازی مغز، بگیروببند، عزاداری‌های مدام، حاکم شدن روحیۀ یأس و دروغگویی و دست‌کجی بر روان و جان ملت و میهن، وسیله خریدن با قدرت انتخاب سه یا چهار رنگ و نه بیشتر، اجرای قانون برای طبقۀ ضعیف و نَه پرنفوذ و پررابطه، و … است که بسیاری از هم‌میهنان می‌برّند یا به‌عبارتی دیگر، رد می‌دهند. آن دسته از ما ایرانیانی که واقف به این معضلیم و شخصاً راهکار یافته‌ایم که چگونه با این زیست‌تجربه مبارزه کنیم و دوام آوریم، شایسته است که صبوری کنیم در برابر هم‌میهنان یادشده‌مان و سنگ‌صبورشان باشیم و دعوتشان کنیم به تأمّلیدن. ما ایرانیان یک تنیم؛ ازاین‌رو «کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من».‌‌ ‏‌ ‏‌ هرکدام از ‏ما ایرانیان در این روزگار، با مشکلات گلاویزیم. سعی کنیم مربی خوبی برای یکدیگر باشیم. ما در این مبارزه پیروز خواهیم شد. شک نکنید. به دنیا آمده‌ایم که مبارزه کنیم.
156