en
Feedback
دَرِ تَنگ

دَرِ تَنگ

Open in Telegram

دانش‌آموز و معلم جامعه‌شناسی‌ام و اینجا درباره دین، آموزش و خاورمیانه مشق می‌کنم... مصطفی نوذری @mostafa_nzr

Show more
390
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+3930 days

Data loading in progress...

Attracting Subscribers
December '24
December '24
+33
in 3 channels
November '24
+30
in 0 channels
Get PRO
October '24
+26
in 0 channels
Get PRO
September '24
+50
in 0 channels
Get PRO
August '24
+289
in 3 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 December+1
24 December+1
23 December0
22 December+1
21 December+2
20 December0
19 December0
18 December+1
17 December0
16 December+2
15 December+4
14 December+2
13 December0
12 December0
11 December+1
10 December+7
09 December0
08 December+1
07 December+8
06 December0
05 December+1
04 December0
03 December+1
02 December0
01 December0
Channel Posts
❇️وقتی که معلم شدم... ✏️ محبوبه نوذری [بخش دوم] 🔶سال ۱۴۰۳، یک دبیرستان دخترانه در تهران سی و دو ساله هستم و سال‌هاست که رخت معلمی بر تن دارم. یک جمله از قابوس نامه در کلاس می‌خوانم: « از آموختن ننگ مدار تا از ننگ رسته باشی» ؛ خاطره ده سالگی‌ام زنده می‌شود. شبیه بوی عطری که آدم را ناگهان به خاطره ای و خیابانی ببرد ، شبیه نگاه خیره آدمی که پرت شده به یک جایی از حافظه‌اش؛ وسط درس دادنم مکث می‌کنم. بچه‌ها مکثم را متوجه می‌شوند. بعد از روایت آن خاطره روزگار کودکی ، اینطور رسالت سال‌‌‌ها معلمی‌ام را برایشان توضیح می‌دهم: ۲۲ سال از آن روز گذشته؛ من ریاضی را رها کردم و ادبیات خواندم و امروز هیچ کدام از آن مساله ها را به خاطر ندارم. اما آن کلاس مرا معلم کرد. یک روز کسی برای منِ ده ساله مضطرب بعد از سه ساعت تدریس از میانه راهرو برگشت. معلم شدم که برای کسی از میانه راهرو برگردم ، معلم شدم که اگر کسی با اضطراب دستش را بالا برد حواسم به وزنه‌های غرور شانه‌هایش باشد ، معلم شدم که رسالت او را ادامه دهم که اگر کسی هزار بار پرسید، هزار بار توضیح دهم. یک روز، یک نفر برای من برگشت، من برای تو برمی‌گردم، که تو برای یک نفر دیگر… تا مثل شفیعی کدکنی که می‌گوید : وین نغمه محبت بعد از من و تو ماند/ تا در زمانه باقی است آواز باد و باران بعد از ما چیزی باقی بماند که رنجی را کم کرده باشد. او پیش از هر کسی به من آموخت از آموختن ننگ نداشته باشم تا از ننگ رسته باشم. او -معلم گمنام من- ؛ از من معلم ساخت. https://t.me/TheNarrrowGate

2
❇️وقتی که معلم شدم... ✏️ محبوبه نوذری [بخش اول] 🔶سال ۱۳۸۱، دانشگاه تهران ده ساله بودم؛ با جثه ریز و چشم‌های پر از کنجکاوی، از خیابان به ورودی در دانشگاه خیره شده بودم. شبیه خانم‌ بزرگ‌ها کیفم را در دستم گرفته بودم. بابا و مامان تا جلوی در دانشگاه همراهی‌ام کرده بودند و حالا طی کردن ادامه راه با خودم بود. پا به محوطه دانشگاه گذاشتم چند دختر جوان و خندان با دست نشانم دادند؛ انگار که هم سن و سالشان باشم خواستم بی تفاوت از کنارشان رد شوم. یکی از آن‌ها جلوی مرا گرفت ‌و گفت: عزیزم تو اینجا چیکار می‌کنی؟ سرم را بالا گرفتم و با اعتماد به نفس زیاد گفتم عضو انجمن ریاضیدانان و فیزیک دانان جوان هستم کلاس هندسه محاسباتی دارم. با چشم‌های گرد و آفرین گویان از کنارم گذشتند. در این چند هفته ای که برای کلاس‌هایم به اینجا آمده بودم تفاوت محیط دبستان و دانشگاه برایم دنیای جدیدی ساخته بود. محیط بزرگ ناشناخته بدون نظارت یک بزرگ‌تر، دنیای کودکانه مرا پر از حس غرور می‌کرد. سنگین راه می‌رفتم، سنگین حرف می‌زدم، انگار که جان کودکی‌ام‌ پر از وزنه شده بود. اما یک روز وسط همین کلاس هندسه محاسباتی وزنه‌هایم را زمین گذاشتم و جز یک دختر ده ساله معمولی نبودم… کلاس‌های دانشگاه تهران برام ابهت زیادی داشت، اولین بار بود که روی صندلی‌های این کلاس بچه‌های غیر هم جنس خودم هم نشسته بودند؛ اولین بار بود که استاد مرد داشتم و همه این‌ها جان کودکانه مرا مضطرب می‌کرد. اما آن روز؛ روز متفاوت‌تری برای من بود. استاد مشغول تدریس روی تخته بود و من از یک جایی به بعد احساس کردم هیچ چیزی از صحبت‌های او را نمی‌فهمم! حتی یک کلمه! استاد مساله را پای تخته نوشت و مشغول توضیح دادن شد؛ خواستم آرام دستم را بالا ببرم و بگویم که از بیخ و بن موضوع را نفهمیده ام؛ اما همان لحظه پسرِ باهوشِ ردیف اول؛ - نامش هومن بود، موهایش بور بود و یک وری روی صورتش ریخته شده بود- دستش را بالا برد و یک ضرب جواب مساله را گفت! دستم را آرام آوردم پایین. انگار وزنه‌های غرورم پرت شد پایین. کسی اینجا بود که می‌توانست جواب مساله را بگوید و من چطور باید خودم را یک دختر خنگ معرفی می‌کردم؟ من سوال نداشتم ؛ می‌خواستم ابراز نادانی کنم! پس باید ساکت می‌نشستم که هیچ کس نفهمد این دختر ریز جثه کم سن و سالی که وسط کلاس نشسته هیچ نمی فهمد! از هومن، هم بدم آمده بود هم به او حسودی می‌کردم. از هر کسی که می‌فهمید مساله پای تخته چطور حل می‌شود بدم آمده بود. از هر کسی که مثل من خنگ نبود و می‌توانست راه حل همه مساله‌ها را بفهمد. کلاس تمام شد؛ هومن و دوستانش خوشحال و پر انرژی از کلاس بیرون رفتند. دست دست کردم ؛ همه بچه‌ها تقریبا از کلاس خارج شدند . باز صبر کردم؛ استاد جزوه‌هایش را توی کیفش گذاشت و با قدم‌های بلند اما آرام از کلاس خارج شد. پشت سرش دویدم. راهروهای دانشگاه تهران بلند و تاریک بودند ؛ میانه راهرو رسیدم به او؛ قدم به زور تا کمرش می‌رسید. صدایش کردم متوجه من شد پایین را نگاه کرد و ایستاد. بعد از یک کلاس طولانی سه ساعته خستگی از چشم‌هایش می‌بارید. مستاصل و کودکانه گفتم من نفهمیدم ! چرخید به سمت کلاس و گفت برگرد! خودش جلوتر از من برگشت به سمت کلاس و با دستش اشاره کرد که بیا. برگشتیم توی کلاس؛ گفت برو بنشین سر جایت. نشستم. کیفش را گذاشت روی میز. رفت پای تخته و از اول اول شروع کرد. همه را گفت. همه را با حوصله توضیح داد. مدام می‌پرسید: فهمیدی؟ با سر تایید می‌کردم. مساله را پای تخته نوشت و گفت حالا تو بگو. جواب را منظم و یک ضرب گفتم. شبیه هومن، شبیه دخترهای باهوش، شبیه همه آن آدم‌هایی که همه مساله‌ها را می‌فهمند. گفت آفرین حالا برو. وزنه‌های غرورم را برداشتم و از کلاس خارج شدم. . جلسه بعد؛ سر جایِ همیشگی‌ام نشسته بودم. استاد مثل همیشه آرام و متین وارد کلاس شد. کیفش را روی میز گذاشت. بدون آنکه به کسی نگاه کند رفت پای تخته؛ جای به نام خدا آن بالای تخته بزرگ نوشت بپرس و زیرش خط کشید. درس را شروع کرد… آن بپرس ، رمز بین من و او شد. تند تند دستم را می‌بردم بالا و سوال می‌پرسیدم، با حوصله و صبور پاسخ می‌داد. حواسم دیگر به هیچ کس نبود ، او گفته بود بپرس پس من می‌پرسیدم بدون آنکه وزنه‌های غرورم از شانه‌هایم پایین بیفتد. https://t.me/TheNarrrowGate
328
3
🔷درس هایی از مصاحبه جولانی 🔸تحلیل محتوای صحبت های جولانی در مصاحبه دو روز پیش با سی ان ان- فارغ از موضعی که نسبت به وضعیت سوریه داریم- بسیار آموزنده است. 🔸کلید واژه های جولانی در این مصاحبه نیم ساعته حول واژگان توسعه، فساد، ملیت، بشریت و مواردی مانند آن است. 🔸بخش اعظم سخنان او به رخنه کردن فساد در نهاد های دولتی، ملی نبودن ارتش، طائفی اداره شدن کشور در خدمت یک خانواده، بی ارزشی پاسپورت سوری و وضعیت بد توسعه انسانی!! در کشور اختصاص داشت. 🔸او در طول سخنانش تقریبا هیچ ارجاع اسلامی ای به شریعت یا حکومت اسلامی نداد و درباره هدف نهایی اش گفت که هدف اول اسقاط نظام است و دوم اینکه مردم مشغول عمران و آبادانی و توسعه شوند. 🔸جولانی ترور را محکوم کرد و حضور هر نیروی خارجی در سوریه من جمله ایران و همینطور ایالات متحده را در برابر خبرنگار سی ان ان نفی کرد. 🔸در پایان نیز درباره تامین حقوق اقلیت ها از جمله علوی ها، دروزی ها و مسیحی ها گفت و به رفتار مسالمت آمیز-تا موقع مصاحبه- با مسیحی های حلب ارجاع داد. او حتی تصریح کرد که ممکن است تحریر الشام را منحل کند چون یک وظیفه ملی داشت و اکنون در حال به پایان رساندن آن است. 🔸این چرخشی حیرت انگیز است که در برابر چشمانمان رخ میدهد. فردی که روزی ابوبکر بغدادی از عراق او را به سوریه فرستاد و سپس شاخه القاعده در سوریه را تاسیس کرد و جنایت های دهشتناکی را مدیریت کرد، حالا چنین خطابه تماماً سکولار، ملی گرایانه و استقلال طلبانه ای ارائه میدهد و عملکردش تا این لحظه نیز، حداقل نشان از «تغییر رویکرد» دارد. 🔸ممکن است بسیاری مایل باشند در چنین صحنه هایی تحلیل روان شناختی بکنند و با صحبت کردن از «خائن» یا «تشنه قدرت» یا «آلت دست» بودن جولانی، تمام این صحنه را توصیف کنند. 🔸اما به نظر میرسد که این صحنه درس های خیلی بیشتری درباره «سیالیت نیروهای اجتماعی» برای ما دارد. مایی که دوست داریم با تحلیل های ذات گرایانه، همه نیروها را تا ابد دارای خصائصی غیر قابل تغییر بدانیم و از روز اول تکلیفمان را مشخص کنیم که «ما تا ابد با فلان گروه و مذهب امکان همکاری نداریم». من در چنین لحظاتی، به سازوبرگ های ایدئولوژیک بلوک غرب فکر میکنم و از قدرت آن حیرت میکنم. اینکه چه طور حتی مخالفانش را در طول زمان اینطور در خودش هضم میکند و سرانجام از آن ها نسخه ای ریش اصلاح شده ارائه میدهد که دیگر تفاوتی با خودش ندارند. هنگام مواجهه با چنین تغییراتی، پس از حیرت کردن، میتوان حداقل به سیالیت نیروهای اجتماعی و امکان تغییر ائتلاف ها، ذره ای بیشتر امید بست... https://t.me/TheNarrrowGate
949
4
📚خلاصه کتاب «شبکه های خشم و امید» ✏️نوشته مانوئل کاستلز ▪️نشر مرکز 10صفحه/4000 کلمه 🔻پ.ن: نویسنده کتاب جامعه شناس اسپانیایی و شهروند آمریکاست. در تمامی تحلیلش اشاره ای به سیاست های امپریالیستی بلوک غرب در سرکوب آزادی های مدنی مردمی که در بهار عربی خواهان نظم دینی بودند نمیکند. اما اگر ذهن تان به این مسائل حساس باشد، به خوبی در لابه لای فکت های کتاب، قابل مشاهده است. 🌱برای هم کتاب خلاصه کنیم :) https://t.me/TheNarrrowGate
487
5
📚معرفی و خلاصه کتاب «شبکه های خشم و امید» ✏️نوشته مانوئل کاستلز 🔻یکی از عواملی که تحولات اجتماعی 2011 به بعد را به کلی از ج
📚معرفی و خلاصه کتاب «شبکه های خشم و امید» ✏️نوشته مانوئل کاستلز 🔻یکی از عواملی که تحولات اجتماعی 2011 به بعد را به کلی از جهان قبل جدا کرد، وجود شبکه‌های اجتماعی بود. شبکه‌های اجتماعی در اعتراضات، با ایجاد یک فضای موازی با خیابان، مکانی غیرقابل کنترل را برای تولید معنا توسط سوژه‌های منفرد، شبکه بندی ذهن‌ها و به چالش کشیدن قدرت ایجاد کردند. 🔻مانوئل کاستلز، یکی از اولین جامعه شناس هایی بود که روی انقلاب های بهار عربی کار کرد و تلاش کرد نشان دهد که با وجود شبکه های اجتماعی، یک دگرگونی بنیادین در ساخت معنا و روابط قدرت شکل گرفته است. 🔻به نظر میرسد خواندن این کتاب بتواند در فهم بهتر جایگاهمان در بحران‌های اخیر کمک شایانی کند. چرا که در فقدان تملک رسانه هایی مانند الجزیره و در فضایی که بار تولید محتوا در سوشیال‌مدیا روی شبکه افقی ای از کاربران منفرد می افتد، ما به دلیل شکاف زبانی عربی/فارسی، نتوانستیم در تحولات خاورمیانه نقش پررنگی ایفا کنیم و لازم است برای بازیابی عاملیت‌مان، تمهیدات جدیدی بیندیشیم. در فایل پایین خلاصه ده صفحه‌ای از این کتاب آمده است. https://t.me/TheNarrrowGate
738
6
🔷«حزب اللهی ها همه رئالیست شده اند!» ولی طرح انقلاب اسلامی برای منطقه این نبود! 🔸با یکی از اساتید علوم اجتماعی خوانده بحث میکردیم. از کودکی خارج از ایران بوده و به تازگی آمده است. اوایل با بحث های نقش ایران به مثابه یک نیروی ضدامپریالیستی خوش فاز بود. آرام آرام که داخل را دید، انگار آن شکوه اولیه در ذهنش ترک برداشت. یکبار داشتم درباره سوژه اسلامگرا برایش توضیح میدادم که حرفم را قطع کرد و گفت:«این سوژه ای که میگی رو من نمیبینم. حزب اللهی ها که گفتار همشون امنیت ملی شده!» 🔸راست میگفت. کافیست یک سری به تحلیل های حزب اللهی ها در بحران اخیر سوریه بزنید. همه از «واقع گرایی» صحبت و آرمان گرایی را تمسخر میکنند. 🔸ما 2011 به مصلحتی تصمیم گرفتیم که با هزینه اجتماعی زیاد نیروی نظامی وارد سوریه کنیم و پروژه مقدس محور مقاومت را به بقای بشار گره بزنیم. حالا بعد از 13 سال، سیزده سالی که آنقدر تصویرمان در جهان اسلام منفی شد که حتی طوفان الاقصی و بلند کردن موشک هایمان روی سر اسرائیل و شهادت سید حسن نتوانست به تمامی آن را ترمیم کند؛ سیزده سالی که طی آن هدف مقدس یاری فلسطین را به حمایت از ضد مردمی ترین نیروی سوریه گره زدیم و در ازای آن از بدنه اسلامگرایی منطقه کیلومتر ها دور شدیم؛ سیزده سالی که در آن طوفان الاقصی رخ داد و دیدیم که رویارویی نهایی با اسرائیل نیاز به ائتلاف های بزرگ تر دارد؛ اجازه نداریم یک بار به شکل انتقادی به تصمیم آن روزمان فکر کنیم و سناریوهای جایگزینش را تخیل کنیم؟ 🔸دوستان عزیز رئالیست ما که وجب به وجب روستاهای سقوط کرده را دنبال میکنید و مایلید که- به اشتباه- «نیروهای اجتماعی» را به فاندر های کنونی شان تقلیل بدهید و سیاست گذارهای ایرانی را تشویق میکنید که بروند سوریه و ایران را وارد یک ویتنام پر خون بکنند، باور کنید طرح اخلاقی انقلاب اسلامی برای منطقه این نبود! طرحش برای سوژه مسلمان این نبود که مفسر شهریار ماکیاولی شده و از حمایت از یکی از چهره های «ضد اسلامی» منطقه خرسند باشد. طرحش این نبود که با علم به تکثر معارضه سوریه، به خاطر «مصلحت کنونی» و دستور کار بسیج رسانه ای، نام همه را در ذهن مخاطب ایرانی «تروریست» و داعشی بگذارد. طرحش این نبود که ویدئوی فیک «شکنجه شیعیان» منتشر کرده و تحریک احساسات داخلی کند. در آسیب شناسی گذشته ما فقط مدیون خون های خودمان نیستیم. مدیون آن بچه سوری ای نیز هستیم که پدر معارضش توسط بشار کشته شده حالا دارد وسط میدان تقسیم ترکیه گدایی میکند. 🔸ترسیم راه حل جایگزین سخت است و سابقاً نشد و هزینه دارد؟ بله، سیاست یعنی خلق راه از دل بن بست. و روشنفکران باید پشتیبان اخلاقی ارزش ها علیه «وضع موجودی ها» باشند و راه بگشایند. نه اینکه تئوریسین وضع موجودی ها شوند. https://t.me/TheNarrrowGate
546
7
📜بار دیگر اسلام سیاسی را از داخل کمد در بیاوریم چه گونه در دوران پسا آتش بس میتوان به رهایی منطقه از اسرائیل، امیدوار ماند؟ ✏️مصطفی نوذری بخش 2/2 🔸ساحت نظامی، پروژه جهان اسلام گرایی را هم در میدان، هم در ذهن و حتی در ساحت زبان نیز قبضه کرد. به این معنا که امروزه سوژه حزب اللهی هنگام سخن گفتن از فعالیت های برون مرزی انقلاب اسلامی، نمیتواند بدون عباراتی شامل «موشک» «فتح یک نقطه» «سقوط فلان روستا»، «تاریخ پاسخ نظامی بعدی ما» و مواردی مانند آن به مسئله فکر کنند. انگار نه انگار که در خاورمیانه و معادلاتش، چیزهایی دیگری مانند مدرسه، مطبوعات، هنر، احزاب متکثر سیاسی، افکار عمومی، بخش خصوصی و مواردی مانند آن وجود دارد. 🔸 سوژه حزب اللهی توسط ادبیات نظامی احاطه شده و از این حصار بیرون نمی آید. 🔻جمع بندی 🔸اما حالا که میبینیم محور مقاومت پشت مرزهای تشیع متوقف شده، حالا که دوباره دارند معارضین سوری را بر سر ما علم میکنند، حالا که میبینیم آزاد کردن تمام توانمان از یمن تا تهران و لبنان، به اندازه رویایی با این اژدهای هفت سر هفتاد ساله نیست؛ حالا وقتش است که به حکم آن آیه انجیل «از در تنگ داخل شویم». برویم و آن گزینه سخت تر را، همانی که دهه شصت آن را دور انداختیم، دوباره از کشوی خاک خورده تاریخ در بیاوریم و دنبال احیای سوژه جهان اسلام گرا برویم. دنبال خیزش از پایین. دنبال نهضت. 🔸سوژه حزب اللهی که به پیکر خون آلود خاورمیانه 2024 نگاه میکند باید از خودش بپرسد که چرا در لندن تظاهرات 500 هزار نفری شد ولی در خیابان های مصر و ریاض نشد. چه سازوکار استعماری ای در پشتیبانی از حکومت های سیاسی دست نشانده، در مدارس، در روشنفکران، در شیکه های اجتماعی و کل فرایند بازتولید نسل جدید جهان اسلام وجود دارد که این چنین ما را در برابر بزرگ ترین لکه ننگ معاصرمان- اسرائیل- مستاصل و عقیم میکند؟ و در نهایت باید بار تغییر اجتماعی از پایین را روی دوش خودش احساس کند. 🔸باید به جای غیرمسئولانه ترین پرسش روزمره این روزها که «کی میزنند و کی جواب میدهند» برگردد و به برنامه درسی مدارس منطقه فکر کند. به مدارس خصوصی لاکچری عراق و ترکیه و خلیج. به همان جایی که نقطه نجس فردگرایی و رویای موفقیت فردی در ذهن پولدار های مذهبی بسته میشود. به روشنفکران نسل جدیدی و وعاظ جوان اینستاگرامی جهان عرب که همه شان در آمریکا مهندسی خوانده اند و حالا دارند تفسیر دین میکنند. تفسیری از دین که بیش از هر لحظه ای به روانشناسی موفقیت، به فردگرایی و به بازار نزدیک است و اسلامش هیچ چیزی از نگرش انتقادی به غرب، عدالت یا مسئولیت و رویای تغییر اجتماعی ندارد. باید برگردد و دوباره به انقلاب در مصر فکر کند. لحظه ای را تخیل کند که یک ائتلاف منطقه ای چند بازیگره علیه اسرائیل شکل گرفته باشد. 🔸باید برگردیم و زیر میزی که رویش چیزی جز نهادهای بوروکراتیک و هویت گرایی شیعی نمانده، با چراغ قوه دنبال سوژه اسلامگرا بگردیم و برای زنده کردن آن پیکار کنیم. این بار پیکاری سخت تر از دهه شصت. سخت تر از روزهایی که حداقل ایدئولوژی چپ در جهان رونقی داشت و میشد این مفاهیم اصیل دینی را به یک سنت پذیرفته شده جهانی دیگر نیز متصل کرد. حالا اما باید روی پای خودمان بایستیم. ماییم و ارزش های اجتماعی دینمان و جهانی که زبان هر نقطه اش تنها فردگرایی است و همسویی با نظم جهانی و استارتاپ و بیزینس و یک اتم منفعت جو. 🔻باید بار دیگر اسلام سیاسی را از توی کمد در بیاوریم... https://t.me/TheNarrrowGate
753
8
📜اسلام سیاسی را از داخل کمد در بیاوریم چه گونه در دوران پسا آتش بس میتوان به رهایی منطقه از اسرائیل، امیدوار ماند؟ ✏️مصطفی نوذری بخش 1/2 🔻مقدمه: 🔸اگر پرده های اشک و خون و عاطفه را از چشمانمان و از پیکر خاورمیانه کنار بزنیم و با عقل انتقادی به چهارهمین ماه طوفان الاقصی نگاه کنیم، آیا میتوانیم همچنان تخیل رهایی از اسرائیل را زنده نگه داریم؟ به نظر می رسد آن واقعیت تلخی که امروز به صورت ما سیلی زده و داده های تاریخی گذشته نیز به کمک آن می آیند، این است که زور آزمایی با اسرائیل، کار یک محور نیست. کارنامه هفتاد ساله اسرائیل نشان میدهد که چه گونه با استادی ائتلاف های دو-سه کشوره علیه خود را بر هم زده. حالا که در ماه پانزدهم طوفان الاقصی و روز دوم آتش بس اسرائیل و حزب الله، توان واقعی محور مقاومت را دیده ایم، بار دیگر باید بازگردیم و فعالیت های برون مرزی این چهل سال را ارزیابی انتقادی کنیم. این نوشتار به دو آسیب عمده برون مرزگرایی چهل سال اخیر اشاره کرده و در پایان تلاش میکند تا امکان های بازسازی شکل دیگری از فعالیت برون مرزی را تخیل کند. 🔻 1. هویت گرایی به جای «جهان اسلام گرایی» 🔸یکی از مولفه های اسلام سیاسی در همه نسخه هایش «تکوین سوژه جهان اسلام گرا» بود. در گفتمان اسلام انقلابی ما با سوژه هایی مواجه هستیم که در زیست خود، با تلاشهایی از جنس مهاجرت، تأسیس نهاد، انتشار مطبوعات به زبانهای دیگر و خلاقیتهای متعدد، تلاش کردند تا از مرزهای دولت-ملت نوپدید خود عبور کرده و فعالیتهای خود را در نسبت با کلیتی به نام «امت اسلامی» سامان دهند. 🔸آغاز این تلاشها در تجربه سفرهای سیدجمال به کشورهای مسلمان و مخاطب قرار دادن نخبگان کل این پهنه از طریق عروه الوثقی بود. امتداد آن را در مسلمانان ایران میتوان در تلاش انجمن اسلامی متقدم و بعدتر مجاهدین خلق برای ارتباط با جنبشهای فلسطین و مصر، و تجربه موسی صدر و شاگردانش در مهاجرت و تأسیس نهادهای اجتماعی در لبنان و تجربه فدائیان اسلام در ارتباط با اخوان المسلمین پی گرفت. خلاصه در دهه پنجاه شمسی، روح بین الملل گرایی درون طیفی از نیروهای مترقی مسلمان حلول کرده بود. 🔸یکی از نقاط عطف «جهان اسلام‌ گرایی» پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و استقرار اسلام انقلابی در دولت بود. نقطه ای که شاهد تأسیس نهادهای متعدد برای پیگیری مسائل «سایر مستضعفان جهان» در جغرافیایی بیرون از مرزهای ملی و مشخصاً تأسیس دفتر نهضت‌های آزادی‌بخش سپاه پاسداران هستیم. اما این رویا خیلی زود افول کرد. 🔸بحران های دهه شصت هسته سخت تصمیم گیران را به این نتیجه رساند که بیخیال ارتباط با سایر اسلام گرایان جهان بشوند. جهان اسلامگرایی سخت بود. هر لحظه هویت گرایی ما یا عرب گرایی طرف مقابل بالا میزد و تمام اختلاف های تاریخی با همه خشم های حولش دوباره زنده میشد. اما به جای آن سرمایه گذاری روی جنبش های شیعی خیلی زود جواب داد و تجربه حزب الله به همه نشان داد که کدام راه پربازده تر است. 🔸انحلال دفتر نهضت های سپاه، وزارت اطلاعاتی شدن پرونده های ارتباط با اخوان، تاسیس نهادهای مبتنی بر هویت گرایی شیعی مانند جامعه المصطفی و باز گذاشتن دست مداح ها و منبری های برائتی در داخل و تعدد سیاستمداران کف میدان که جمع بندی شان این شده بود که «سکولار ها از اخوانی ها بهترند»، نشان از گسست کامل سیاست های دهه هشتاد و نود از جهت گیری دهه شصت میداد. 🔻 2. نهاد به جای نهضت 🔸غیر از تغییر جهت به سمت هویت گرایی، یک آسیب بزرگ دیگر در «برون مرز گرایی این چهل سال» اتفاق افتاد و آن «نظامی شدن پروژه مقاومت» بود. 🔸دانشجوی مسلمانی که در دهه پنجاه قاچاقی میرفت کشور های خلیج که با مجاهدین فلسطینی ارتباط بگیرد، حالا با خیال راحت رفت و در خانه نشست و خیالش راحت بود که «نیروی قدس میرود و مسئله فلسطین را پیگیری میکند». نهادهای نظامی نیز با دست آوردهای خیره کننده شان-آگاهانه یا ناآگاهانه- توده مسلمان را «از میدان نبرد بیرون راندند» و آن ها را به «هواداران خاموش» تبدیل کردند. 🔸طی این فرایند سوژه حزب اللهی روز به روز سیاست زدوده تر و منقطع تر از ارتباط ارگانیک با منطقه شده و تبدیل به کسی شد که نهایت مشارکتش در پروژه مقاومت، به دست گرفتن پوستر شعارهای غیرخلاقانه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در بسیج های توده ای برای پشتیبانی از عملیات های نظامی بود. https://t.me/TheNarrrowGate
666
9
🔖«...تنها نعمتی که برای تو در مسیر این راهی که عمر نام دارد آرزو می‌کنم، تصادف با یکی دو روح خارق‌العاده،‌ با یکی دو دل بزرگ، با یکی دو فهم عظیم و خوب و زیباست! چرا نمی‌گویم بیش‌تر؟ بیش‌تر نیست. یکی، بیش‌ترین عدد ممکن است. دو را برای وزن کلام آوردم و نیست. گرچه من به اعجاز حادثه‌ای، این کلام موزون را در واقعیت ناموزون زندگی‌ام به حقیقت داشتم...» از وصیت‌نامه شریعتی به احسان با مخاطب‌های آشنا، ص۲۴۰
443
10
🔷المقابله با ایلان پاپه 🔸المقابله، یکی از برنامه های جذاب شبکه الجزیره است که در آن یک مجری با شخصیت های برجسته آکادمیک یا سیاسی منطقه درباره آراءشان گفت و گوی طولانی میکند. تا کنون اپیزود های مختلفی با اسماعیل هنیه، یوسف قرضاوی، وائل حلاق، الکساندر دوگین، محسن کدیور، اردوغان و خالد مشعل گرفته است. 🔸سه هفته پیش مجری برنامه سراغ گفت و گو با ایلان پاپه، مهم ترین مورخ یهودی ضدصهیونیسم و استاد تاریخ دانشگاه اگزتر انگلیس رفته است. پاپه با کتاب هایش کاری در حمایت از ایده فلسطین و زدن پنبه صهیونیسم کرده که تا این لحظه هیچ متفکر مسلمانی نتوانسته مقام اول را از او بگیرد. 🔸شنیدن این برنامه از جهت مواجهه نزدیک با زندگی یک اسرائیلی که آزادی فکری اش باعث شده تا بر اساس تحقیقات تاریخی اش، هویت خود و اطرافیانش را انکار کند، جذاب است. ما گاهی اوقات فکر میکنیم متفکرهایی مانند او و کتاب هایی مانند «پاکسازی قومی در فلسطین» از زیر بته در می آیند و یادمان میرود اسرائیلی بودن و ضد اسرائیل نوشتن، یعنی چی! 🔸در ده دقیقه اول برنامه پاپه از کودکی اش در اسرائیل میگوید و تلاش میکند که هرچند دست و پا شکسته، ولی عربی صحبت کند! 🔸او متولد 1954 در حیفا است. خانواده اش از آلمانی هایی بودند که دهه 30 میلادی از ترس هیتلر به فلسطین مهاجرت کردند. میگوید در کودکی زندگی کاملاً یهودی-صهیونیستی به مثابه یک شهروند اسرائیل داشتم و در مدرسه تحت تاثیر روایت صهیونیستی بودم. تا اینکه در قدس وارد دانشگاه شدم و سایر فلسطینی ها روی فهمم ترک انداختند. 🔸پاپه از تصمیم خود برای انتخاب جنگ 1948 به عنوان موضوع تز دکترایش در آکسفورد میگوید و به یاد می آورد که استاد راهنمایش گفته:«با کار کردن روی این موضوع زندگی ات خیلی دشوار خواهد شد». او میگوید پس از انتشار آراءش بسیاری افراد و حتی خویشاوندانش او را «خائن» خطاب کرده و طردش کردند. او بارها در اسرائیل با تلفن و ایمیل و در جراید تهدید به قتل شد تا اینکه در 2006 مجبور شد اسرائیل را به مقصد لندن، ترک کند و به یک تبعید خود خواسته تن دهد. 🌱و در آخر مجری ازش میپرسه که اگر برگردی عقب دوباره همین راه رو میری؟ میگه آره. همین راه رو میرم و بیشتر تلاش میکنم 🌱 ☘️انسان های آزاده و اهل پرداخت هزینه، هر جا که باشن و هر کی که باشن، حسرت برانگیزن... 🎈پی نوشت را هم به این جمله حضرت نادر ابراهیمی در «مردی در تبعید ابدی» مزین مینماییم: «مردان و زنان راه حق، چه سلاطین اراده کنند و چه نکنند، پیوسته در یک تبعید ابدی اند؛ از خویشتن، به سوی حق»
488
11
📝اینفوگرافیک فارسی 👤یحیی سنوار #مدرسه_مفید+1
📝اینفوگرافیک فارسی 👤یحیی سنوار #مدرسه_مفید
440
12
+1
photo_2024-11-23_15-44-37.jpg
1
13
📜📝اینفوگرافیک فارسی 👤یحیی سنوار
1
14
📜چرا مقاومت مسلحانه، تنها راه واقعی حمایت از فلسطین است؟ 🔸مروري كوتاه بر شکست تلاش‌های دیپلماتیک فلسطینی‌ها در احقاق حقوق‌شان {بخش دوم} 🔸این ها تنها گوشه ای از ناکامی های فلسطینی ها برای حل مسائل شان از طریق راه حل های سیاسی بود و به این 9 مورد، میتوان صدها مورد دیگر اضافه کرد. 🔹مقاومت مسلحانه در سرزمین فلسطین یک گزینه در میان سایر گزینه ها نیست، بلکه یک ضرورت است. آن تحلیل گرانی که در خانه نشسته اند و با تصویر کردن حماس به مثابه یک سازمان غیرعقلانی، از ضرورت صلح و یا راه حل دو دولت صحبت میکنند، به خود زحمت نمیدهند که تاریخ فلسطین را به جای 7 اکتبر، از 1917 بخوانند. 🔹مقاومت مسلحانه فلسطینی، نه در الیگارشی سیاسی، که ریشه در آگاهی اجتماعی توده فرودست فلسطینی دارد. هسته اولیه مقاومت مسلحانه از 1930 در حلقه عده ای جوان فرودست خودجوش در سراسر مناطق شمالی حیفا، به رهبری یک خطیب سوری تبار کاریزماتیک به نام عزالدین قسام شکل گرفت. در ادامه در دهه 60 در قامت فتح تجلی یافت و با قربانی شدن فتح پای سراب صلح و طرح دو دولتی که خود اسرائیل آن را ناممکن کرد، به دست حماس افتاد و بدون شک نیز، این شعله، تا حل مسئله فلسطین، هرگز نخواهد مرد... 🔹به نظر می رسد که اگر پای فکت ها و تحلیل تاریخی معتبر از اسرائیل به میان بیاید، دعوای طرفداری/عدم طرفداری از طرح دو دولت، سالبه به انتفاع موضوع میشود. چرا که دو دولت مانند «دایره مربع» چیزی است که قبل از جانب داری/نداری، میتوان از «عدم امکان»ش سخن گفت. آن دسته از رفقای اطرافمان که مایلند از فلسطین حمایت کنند اما حرفی از حق مقاومت مسلحانه و تجلی کنونی اش-حماس- به میان نیاورند، باید بدانند که این موضع حقوق بشری انتزاعی شان، با سکوت کردن یا طرفداری از اسرائیل، تفاوت عینی ای ندارد. https://t.me/TheNarrrowGate
554
15
📜چرا مقاومت مسلحانه، تنها راه واقعی حمایت از فلسطین است؟ 🔸مروري كوتاه بر شكست تلاش های دیپلماتیک فلسطینی ها در احقاق حقوق شان {بخش اول} 1️⃣ ‏ 🔸اندکی پس از صدور بیانیه بالفور، که موافقت دولت بریتانیا را با تشکیل یک «خانه ملی» برای یهودیان در سرزمین فلسطین اعلام میکرد(در آن زمان یهودیان کمتر از 6 درصد جمعیت فلسطین بودند) نخبگان فلسطینی بلافاصله دست به کار اعتراض مسالمت آمیز به بالفور شدند. 🔸در دسامبر 1918 سی و سه تن از نخبگان فلسطینی تبعیدی به کنفرانس صلح ورسای و وزارت خارجه بریتانیا نامه فرستادند و با تاکید بر اینکه این کشور کشور ماست، وحشت خود را از ادعای صهیونیست ها ابراز کردند. 🔸 فلسطینی ها بلافاصله بعد از جنگ جهانی اول در 1918 ضد حاکمیت بریتانیا و جنبش صهیونیستی سازمان دهی سیاسی کردند. این تلاش ها شامل درخواست هایی به انگلیسی ها، کنفرانس صلح پاریس و به جامعه تازه تاسیس ملل بود. بین 1919 تا 1928 هفت کنگره عرب-فلسطینی تشکیل دادند. کنگره روی مسائلی مانند پایان دادن به مهاجرت و رد بیانیه بالفور و خرید زمین متمرکز بود. این ها بار ها با مقامات بریتانیایی در لندن و بیت المقدس دیدار کردند اما بی فایده بود و گفت و گوی ناشنوایان بود. بریتانیا اختیارات کنگره ها یا رهبری آن ها را به رسمیت نشناخت و بر بالفور اصرار کرد. 2️⃣‏ 🔸در کشاکش سر برآوردن دولت های جدید پس از جنگ جهانی اول، فلسطینی ها در یکی از تلاش هایشان برای ملت شدن، تلاش کردند که به بخش جنوبی حکومت تازه تاسیس سوریه بپیوندند. بلافاصله فرانسه با ارجاع به قرارداد سری سایکس پیکو نیروی نظامی به سوریه وارد کرد و دولت تازه متولد شده عربی را منحل کرد. روزنامه نگارانی مانند عارف العارف با انتشار روزنامه هایی با اسم «سوریه جنوبی» در بیت المقدس سعی در تثبیت این دیدگاه داشتند که بلافاصله توسط بریتانیای کبیر توقیف و سرکوب شدند! 3️⃣‏ 🔸در سال 1922 بریتانیا حکم قیمومیت دیگری صادر کرد. در آن تنها قوم یهود را دارای ارتباط تاریخی با سرزمین مقدس دانست. گویی که کل این سرزمین دو هزار ساله با روستاها، زیارت گاه ها، قلعه ها و مساجد و کلیسا های متعلق به دوران عثمانی، ممالیک، ایوبیان، صلیبی، عباسی، اموی، بیزانس و دوره های پیشین اصلا متعلق به هیچ مردمی نبوده است. 🔸در این اعلامیه برای جمعیت عرب که همچنان 90 درصد جمعیت بودند نماینده ای در نظر گرفته نشد اما آژانس یهود به عنوان نماینده رسمی جمعیت یهودی تعیین شد. 🔸 آژانس یهود نقش یک شبه دولت را در دوره قیمومیت بازی کرد و در کل سی سال قیمومیت بریتانیا، علی رغم درخواست های مکرر، هیچ قدرت رسمی ای به فلسطینی ها اعطا نشد. 4️⃣در قیام ملی 1936 فلسطینی ها، بریتانیا به رهبران فلسطینی فشار آورد تا شورش را متوقف کرده تا بریتانیا از طریق راه حل سیاسی به اعتراضاتشان رسیدگی کند. سرشناسان نخبه همچنان کنفرانس ترتیب میدادند و هیئت به لندن میفرستادند اما در ادامه روشن شد که هیچ دست آوردی نداشت. 5️⃣در نوامبر 1947، وقتی سازمان ملل(که آن زمان سازمانی دو ساله بود و تخصص ویژه ای در زمینه فلسطین نداشت) تصمیم گرفت 55 درصد سرزمین را به یهودیانی بدهد که در آن زمان 30 درصد جمعیت هم نبودند، بسیاری از فلسطینی ها تصمیم گرفتند که عدالت این تقسیم بندی در دادگاه های بین المللی بررسی شود که هیچ وقت اتفاق نیفتاد. 6️⃣ایلان پاپه به نقل از بن گوریون مینویسد که تا قبل از می 1948 و خروج بریتانیا، مسلمانان هیچ مهاجر نشین یهودی را مورد حمله قرار ندادند و هیچ گاه آغازگر تهاجم نبوده اند! 7️⃣در 1982 و در جریان حمله اسرائیل به لبنان، یاسر عرفات مجبور شد جنوب لبنان را تخلیه کند. این کار را در ازای مذاکره با آمریکا و گرفتن تعهدات جدی دیپلماتیک انجام داد. آمریکا قول داده بود در صورت خروج نیروهای عرفات از لبنان، امنیت اردوگاه های آوارگان فلسطینی ساکن لبنان حفظ میشود. 1 سپتامبر عرفات از لبنان بیرون رفت. 16 سپتامبر شبه نظامیان متحد اسرائیل، وارد اردوگاه صبرا و شتیلا شدند و 1300 غیرنظامی فلسطینی را پر پر کردند. 8️⃣ در سال 1993 یاسر عرفات تصمیم گرفت اسلحه اش را زمین بگذارد و با اسرائیل صلح کند. نتیجه شد قرارداد صلح اسلو که منجر به تشکیل دولت فلسطینی نشد، وضع زندگی در کرانه باختری را بدتر کرد و به قول ادوارد سعید، یاسر عرفات را تبدیل به ناکام ترین رهبر جنبش های آزادی بخش دنیا کرد. چرا که حتی در نهایت صلح اسلو نتوانست 5 درصد سرزمین هایش را آزاد کند و در آن دولت تشکیل دهد. 9️⃣در سال 2006 علی رغم میل اسرائیل و تحت فشار بین المللی، انتخابات سراسری در فلسطین برگزار شد. در کمال ناباوری جنبش حماس پیروز انتخابات شد. اما به سرعت تحریم از جانب جامعه بین الملل علیه دولت وضع میشود تا مردم فلسطین بفهمند دموکراسی غربی به معنای اجازه انتخاب هرکسی نیست https://t.me/TheNarrrowGate
476
16
9️⃣در سال 2006 علی رغم میل اسرائیل و تحت فشار بین المللی، انتخابات سراسری در فلسطین برگزار شد. در کمال ناباوری جنبش حماس پیروز انتخابات شد. اما به سرعت تحریم از جانب جامعه بین الملل علیه دولت وضع میشود تا مردم فلسطین بفهمند دموکراسی غربی به معنای اجازه انتخاب هرکسی نیست. @TheNarrrowGate
1
17
📜چرا مقاومت مسلحانه، تنها راه واقعی حمایت از فلسطین است؟ 🔸مروري كوتاه بر شكست تلاش های دیپلماتیک فلسطینی ها در احقاق حقوق شان 1️⃣ ‏ 🔸اندکی پس از صدور بیانیه بالفور، که موافقت دولت بریتانیا را با تشکیل یک «خانه ملی» برای یهودیان در سرزمین فلسطین اعلام میکرد(در آن زمان یهودیان کمتر از 6 درصد جمعیت فلسطین بودند) نخبگان فلسطینی بلافاصله دست به کار اعتراض مسالمت آمیز به بالفور شدند. 🔸در دسامبر 1918 سی و سه تن از نخبگان فلسطینی تبعیدی به کنفرانس صلح ورسای و وزارت خارجه بریتانیا نامه فرستادند و با تاکید بر اینکه این کشور کشور ماست، وحشت خود را از ادعای صهیونیست ها ابراز کردند. 🔸 فلسطینی ها بلافاصله بعد از جنگ جهانی اول در 1918 ضد حاکمیت بریتانیا و جنبش صهیونیستی سازمان دهی سیاسی کردند. این تلاش ها شامل درخواست هایی به انگلیسی ها، کنفرانس صلح پاریس و به جامعه تازه تاسیس ملل بود. بین 1919 تا 1928 هفت کنگره عرب-فلسطینی تشکیل دادند. کنگره روی مسائلی مانند پایان دادن به مهاجرت و رد بیانیه بالفور و خرید زمین متمرکز بود. این ها بار ها با مقامات بریتانیایی در لندن و بیت المقدس دیدار کردند اما بی فایده بود و گفت و گوی ناشنوایان بود. بریتانیا اختیارات کنگره ها یا رهبری آن ها را به رسمیت نشناخت و بر بالفور اصرار کرد. 2️⃣‏ 🔸در کشاکش سر برآوردن دولت های جدید پس از جنگ جهانی اول، فلسطینی ها در یکی از تلاش هایشان برای ملت شدن، تلاش کردند که به بخش جنوبی حکومت تازه تاسیس سوریه بپیوندند. بلافاصله فرانسه با ارجاع به قرارداد سری سایکس پیکو نیروی نظامی به سوریه وارد کرد و دولت تازه متولد شده عربی را منحل کرد. روزنامه نگارانی مانند عارف العارف با انتشار روزنامه هایی با اسم «سوریه جنوبی» در بیت المقدس سعی در تثبیت این دیدگاه داشتند که بلافاصله توسط بریتانیانی کبیر توقیف و سرکوب شدند! 3️⃣‏ 🔸در سال 1922 بریتانیا حکم قیمومیت دیگری صادر کرد. در آن تنها قوم یهود را دارای ارتباط تاریخی با سرزمین مقدس دانست. گویی که کل این سرزمین دو هزار ساله با روستاها، زیارت گاه ها، قلعه ها و مساجد و کلیسا های متعلق به دوران عثمانی، ممالیک، ایوبیان، صلیبی، عباسی، اموی، بیزانس و دوره های پیشین اصلا متعلق به هیچ مردمی نبوده است. 🔸در این اعلامیه برای جمعیت عرب که همچنان 90 درصد جمعیت بودند نماینده ای در نظر گرفته نشد اما آژانس یهود به عنوان نماینده رسمی جمعیت یهودی تعیین شد. 🔸 آژانس یهود نقش یک شبه دولت را در دوره قیمومیت بازی کرد و در کل سی سال قیمومیت بریتانیا، علی رغم درخواست های مکرر، هیچ قدرت رسمی ای به فلسطینی ها اعطا نشد. 4️⃣در قیام ملی 1936 فلسطینی ها، بریتانیا از طریق حکام عرب به رهبران فلسطینی فشار آورد تا شورش را متوقف کنند تا بریتانیا از طریق راه حل سیاسی به اعتراضاتشان رسیدگی کند. سرشناسان نخبه همچنان با دوری از خشونت کنفرانس ترتیب میدادند و هیئت به لندن میفرستادند اما در ادامه روشن شد که هیچ دست آوردی نداشت. 5️⃣در نوامبر 1947، وقتی سازمان ملل(که آن زمان سازمانی دو ساله بود و تخصص ویژه ای در زمینه فلسطین نداشت) تصمیم گرفت 55 درصد سرزمین را به یهودیانی بدهد که در آن زمان 30 درصد جمعیت هم نبودند، بسیاری از فلسطینی ها تصمیم گرفتند که عدالت این تقسیم بندی در دادگاه های بین المللی بررسی شود که هیچ وقت اتفاق نیفتاد. 6️⃣ایلان پاپه به نقل از بن گوریون مینویسد که تا قبل از می 1948 و خروج بریتانیا، مسلمانان هیچ مهاجر نشین یهودی را مورد حمله قرار ندادند و هیچ گاه آغازگر تهاجم نبوده اند! 7️⃣در 1982 و در جریان حمله اسرائیل به لبنان، یاسر عرفات مجبور شد جنوب لبنان را تخلیه کند. این کار را در ازای مذاکره با آمریکا و گرفتن تعهدات جدی دیپلماتیک انجام داد. آمریکا قول داده بود در صورت خروج نیروهای عرفات از لبنان، امنیت اردوگاه های آوارگان فلسطینی ساکن لبنان حفظ میشود. 1 سپتامبر عرفات از لبنان بیرون رفت. 16 سپتامبر شبه نظامیان متحد اسرائیل، وارد اردوگاه صبرا و شتیلا شدند و 1300 غیرنظامی فلسطینی را پر پر کردند. 8️⃣ در سال 1993 یاسر عرفات تصمیم گرفت اسلحه اش را زمین بگذارد و با اسرائیل صلح کند. نتیجه شد قرارداد صلح اسلو که منجر به تشکیل دولت فلسطینی نشد، وضع زندگی در کرانه باختری را بدتر کرد و به قول ادوارد سعید، یاسر عرفات را تبدیل به ناکام ترین رهبر جنبش های آزادی بخش دنیا کرد. چرا که حتی در نهایت صلح اسلو نتوانست 5 درصد سرزمین هایش را آزاد کند و در آن دولت تشکیل دهد.
1
18
9️⃣در سال 2006 علی رغم میل اسرائیل و تحت فشار بین المللی، انتخابات سراسری در فلسطین برگزار شد. در کمال ناباوری جنبش حماس پیروز انتخابات شد. اما به سرعت تحریم از جانب جامعه بین الملل علیه دولت وضع میشود تا مردم فلسطین بفهمند دموکراسی غربی به معنای اجازه انتخاب هرکسی نیست. https://t.me/TheNarrrowGate
1
19
📜چرا مقاومت مسلحانه، تنها راه واقعی حمایت از فلسطین است؟ 🔸مروري كوتاه بر شكست تلاش های دیپلماتیک فلسطینی ها در احقاق حقوق شان 1️⃣ ‏ 🔸اندکی پس از صدور بیانیه بالفور، که موافقت دولت بریتانیا را با تشکیل یک «خانه ملی» برای یهودیان در سرزمین فلسطین اعلام میکرد(در آن زمان یهودیان کمتر از 6 درصد جمعیت فلسطین بودند) نخبگان فلسطینی بلافاصله دست به کار اعتراض مسالمت آمیز به بالفور شدند. 🔸در دسامبر 1918 سی و سه تن از نخبگان فلسطینی تبعیدی به کنفرانس صلح ورسای و وزارت خارجه بریتانیا نامه فرستادند و با تاکید بر اینکه این کشور کشور ماست، وحشت خود را از ادعای صهیونیست ها ابراز کردند. 🔸 فلسطینی ها بلافاصله بعد از جنگ جهانی اول در 1918 ضد حاکمیت بریتانیا و جنبش صهیونیستی سازمان دهی سیاسی کردند. این تلاش ها شامل درخواست هایی به انگلیسی ها، کنفرانس صلح پاریس و به جامعه تازه تاسیس ملل بود. بین 1919 تا 1928 هفت کنگره عرب-فلسطینی تشکیل دادند. کنگره روی مسائلی مانند پایان دادن به مهاجرت و رد بیانیه بالفور و خرید زمین متمرکز بود. این ها بار ها با مقامات بریتانیایی در لندن و بیت المقدس دیدار کردند اما بی فایده بود و گفت و گوی ناشنوایان بود. بریتانیا اختیارات کنگره ها یا رهبری آن ها را به رسمیت نشناخت و بر بالفور اصرار کرد. 2️⃣‏ 🔸در کشاکش سر برآوردن دولت های جدید پس از جنگ جهانی اول، فلسطینی ها در یکی از تلاش هایشان برای ملت شدن، تلاش کردند که به بخش جنوبی حکومت تازه تاسیس سوریه بپیوندند. بلافاصله فرانسه با ارجاع به قرارداد سری سایکس پیکو نیروی نظامی به سوریه وارد کرد و دولت تازه متولد شده عربی را منحل کرد. روزنامه نگارانی مانند عارف العارف با انتشار روزنامه هایی با اسم «سوریه جنوبی» در بیت المقدس سعی در تثبیت این دیدگاه داشتند که بلافاصله توسط بریتانیانی کبیر توقیف و سرکوب شدند! 3️⃣‏ 🔸در سال 1922 بریتانیا حکم قیمومیت دیگری صادر کرد. در آن تنها قوم یهود را دارای ارتباط تاریخی با سرزمین مقدس دانست. گویی که کل این سرزمین دو هزار ساله با روستاها، زیارت گاه ها، قلعه ها و مساجد و کلیسا های متعلق به دوران عثمانی، ممالیک، ایوبیان، صلیبی، عباسی، اموی، بیزانس و دوره های پیشین اصلا متعلق به هیچ مردمی نبوده است. 🔸در این اعلامیه برای جمعیت عرب که همچنان 90 درصد جمعیت بودند نماینده ای در نظر گرفته نشد اما آژانس یهود به عنوان نماینده رسمی جمعیت یهودی تعیین شد. 🔸 آژانس یهود نقش یک شبه دولت را در دوره قیمومیت بازی کرد و در کل سی سال قیمومیت بریتانیا، علی رغم درخواست های مکرر، هیچ قدرت رسمی ای به فلسطینی ها اعطا نشد. 4️⃣در قیام ملی 1936 فلسطینی ها، بریتانیا از طریق حکام عرب به رهبران فلسطینی فشار آورد تا شورش را متوقف کنند تا بریتانیا از طریق راه حل سیاسی به اعتراضاتشان رسیدگی کند. سرشناسان نخبه همچنان با دوری از خشونت کنفرانس ترتیب میدادند و هیئت به لندن میفرستادند اما در ادامه روشن شد که هیچ دست آوردی نداشت. 5️⃣در نوامبر 1947، وقتی سازمان ملل(که آن زمان سازمانی دو ساله بود و تخصص ویژه ای در زمینه فلسطین نداشت) تصمیم گرفت 55 درصد سرزمین را به یهودیانی بدهد که در آن زمان 30 درصد جمعیت هم نبودند، بسیاری از فلسطینی ها تصمیم گرفتند که عدالت این تقسیم بندی در دادگاه های بین المللی بررسی شود که هیچ وقت اتفاق نیفتاد. 6️⃣ایلان پاپه به نقل از بن گوریون مینویسد که تا قبل از می 1948 و خروج بریتانیا، مسلمانان هیچ مهاجر نشین یهودی را مورد حمله قرار ندادند و هیچ گاه آغازگر تهاجم نبوده اند! 7️⃣در 1982 و در جریان حمله اسرائیل به لبنان، یاسر عرفات مجبور شد جنوب لبنان را تخلیه کند. این کار را در ازای مذاکره با آمریکا و گرفتن تعهدات جدی دیپلماتیک انجام داد. آمریکا قول داده بود در صورت خروج نیروهای عرفات از لبنان، امنیت اردوگاه های آوارگان فلسطینی ساکن لبنان حفظ میشود. 1 سپتامبر عرفات از لبنان بیرون رفت. 16 سپتامبر شبه نظامیان متحد اسرائیل، وارد اردوگاه صبرا و شتیلا شدند و 1300 غیرنظامی فلسطینی را پر پر کردند. 8️⃣ در سال 1993 یاسر عرفات تصمیم گرفت اسلحه اش را زمین بگذارد و با اسرائیل صلح کند. نتیجه شد قرارداد صلح اسلو که منجر به تشکیل دولت فلسطینی نشد، وضع زندگی در کرانه باختری را بدتر کرد و به قول ادوارد سعید، یاسر عرفات را تبدیل به ناکام ترین رهبر جنبش های آزادی بخش دنیا کرد. چرا که حتی در نهایت صلح اسلو نتوانست 5 درصد سرزمین هایش را آزاد کند و در آن دولت تشکیل دهد.
1
20
درخواست امضای کارزار سرویس مدارس روستایی دوستان گرامی متاسفانه با تصویب قانونی در دولت قبل، مسئولیت سرویس مدارس روستایی از آموزش و پرورش سلب شده و برعهدهٔ دهیاری‌ها گذاشته شده که اونا هم اصلا توان اجرایی برقراری سرویس نداشتند و به شدت باعث ترک تحصیل دانش‌آموزان روستایی شده. من با همراهی دو نفر دیگه از دانشجویان علوم اجتماعی، کارزاری رو ثبت کردیم برای درخواست اصلاح این قانون. اگر شما لطف کنید و با امضای این کارزار و معرفیش به بقیه کمک کنید که دیده بشه ممنون میشم. https://www.karzar.net/168884
683