Faded Tune
Open in Telegram
اینجا یه چنل هنری نیست. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6428613258
Show more214
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
214
Sometimes the truth is worse and sadder than what we expect and tolerate! So we start not caring and forgetting. We start running away and getting lost and getting lost! But the truth does not change and no matter how much we run away, nothing disappears except ourselves. Humans cannot accept that there are things that cannot be fixed and there are things that continue to work without our permission. We were not born to keep! We were born to learn that there are many things that we lose without doing anything about them. This is an unbelievable and sad truth;
214
Repost from خاطرات پس از مرگ
این پست + این پیام رو فوروارد کنید و منم دوتا پست مورد علاقم از چنلتون رو فور میکنم✨
214
Repost from خاطرات پس از مرگ
ویرجینیا وولف:ویرجینیا وولف نویسندهای مدرن بود و در استفاده از جریان آگاهی به عنوان ابزاری روایی در کنار همنسلانش پروست و جیمز جویس پیشگام است. او یکی از مهمترین شخصیتهای زن در لندن به شمار میرفت که از بیماریهای روحی بسیاری رنج میبرد. همانطور که اولین پاراگراف یادداشت قبل از خودکشیاش گواه بر آن است: «عزیزترینم دیگر اطمینان دارم که دارم دیوانه میشوم. احساس میکنم نمیتوانم از پس بحرانها در این زمانه پر آشوب برآیم. امیدی به بهبود ندارم و صداهایی در سرم میشنوم و تمرکز کردن برایم دشوار شده است. بنابراین کاری را میکنم که گمان میکنم بهترین کار ممکن است.» بنابراین او در تاریخ 28 مارچ 1948 میلادی جیبهایش را پر از سنگریزه کرد و به دریا رفت و خودش را غرق کرد.
214
Repost from sad but true
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم چنلتون وایب چه کارگردانی (بر اساس آثارش) رو میده.
214
Repost from تو نمیمیری ژوزه🐎
این پستو بفرستید توی کانالاتون، من یه عکس از کانالاتون اینجا میفرستم.
214
حس میکنم که وقت گذشته ست
حس میکنم که لحظه سهم من از برگ های تاریخ است
حس میکنم که میز فاصله کاذبی ست
در میان گیسوان من و دست های این غریبه غمگین
حرفی به من بزن
آیا کسی که مهربانی یک جسم رنده را به تو میبخشد
جز درک کردن حس زنده بودن از تو چه میخواهد؟
- فروغ فرخزاد
214
Repost from N/a
حس میکنم هیچ چیز نیستم.
تلاش میکنم خودم رو بین چیزهایی پیدا کنم. گوشه و کنار دست نوشته ها.
لا به لای جملات کتاب هایی که میخونم. موسیقی ای که بارها و بارها گوشش میدم.
بین حرف هایی که با آدم ها رد و بدل میکنم.
اما امروز احساس کردم تلاش هام بیفایدن!
حس میکنم نمیتونم چیزی رو که از دست دادم دوباره به دست بیارم؛
بارها و بارها خودم رو گول زدن چیزی رو عوض نمیکنه و نمیتونم بیشتر از این به خودم سخت بگیرم صرفاً بخاطراین که اونی که فکر میکردم نیستم!
شاید زمانی ستایش دیگه ای وجود داشته اما حالا همه چیز از بین رفته؛
فقط دارم خودم رو خسته تر و خسته تر میکنم.
باید از تلاش برای نگه داشتن چیزهایی که هیچوقت نداشتم دست بردارم.
همه چیزخیلی وقته تموم شده!
214
- این پیام رو فوروارد کنید و باتوجه به وایبی که از چنلتون میگیرم همچین کلاژی درست میکنم ازتون.
تا فردا شب میزارمشون🙏🏿
