en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

( closed )

( closed )

Open in Telegram
3
Subscribers
No data24 hours
-1 1327 days
-1 31230 days
Posts Archive

مهربون

منم .

عالی ببینمت

مثل خودت

خنثی تو

روالی ؟!

لاوت

یس

واو

فور کنید ببینم کیا اینجا فیوشونه .

خبر ندارن صاحب ی بارم

امروز در مورد مشروب و الکل برای بقیه توضیح دادم پشماشون ریخته بود فکر کردن من میخورم

sticker.webp0.00 KB

هیچ دلیلی برای زنده ماندن وجود ندارد. رد دست‌های پدرش تن ظریفش رو پوشونده بود. ‘من میخوام تمومش کنم!’ تنها جمله‌ای بود که از ذهنش رد میشد. سردیِ آب اذیتش میکرد و تنش رو میلرزوند. بدن لختش رو کمی پایینتر برد و از برخورد آب با پوست حساسش هیسی کشید. ‘این دقیقا پایان ماجراست’ اولین قطره‌ی اشک از چشم‌هاش سر خورد و سعی کرد بغض چندساله‌ش رو خفه کنه. ‘بدون تو میترسم’ انگشت‌هاش کشیدش رو روی گونش کشید و اشک‌ش رو پس زد. ‘گفته بودم نمیتونم.’ این آخرین بار بود. با گرفتن شماره‌ی معشوقش خوشحال بود. این اولین و آخرین چیزی بود که لبخند رو به لبش می‌آورد. ‘حتی حالا که دارم میرم نمیخوای صدام رو بشنوی؟’ تکخند غمگینی زد و هر لحظه جسم بی‌جونش رو پایین‌تر برد.
— ‘شرابی از جنس خون،هدیه‌ی ابدی ما’
گلبرگ‌های خشکیده‌ی سنگ رو کنار زد. با دیدن اسم تنها دلخوشیش ترسید. پس اونا راست میگفتن؟ این امکان نداشت. میترسید. از اینکه این‌ها کابوس نباشه وحشت داشت. ‘بیدار شو’ ترسیده قدمی عقب برداشت و اینبار تقریبا فریاد زد. ‘من..من پشیمونم. بیدار شو تا باهم حلش کنیم ارکیده‌ی سفیدم’ اشک‌هاش دیدش رو تار کرده بودن. ‘التماست میکنم.مگه قول ندادیم باهم بمیریم؟’ با فکری که از سرش رد شد حین گریه، لبخند ترسناکی زد. ‘هنوزم قولمون سر جاشِ’

+4
☀️ yᦅᥙ gᦅ bᥝck tᦅ her; and i gᦅ 🤩 to back tᦅ black