کاش
Open in Telegram
429
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-630 days
Posts Archive
429
گفتم: میگن بیرون بهار اومده.
گفت: باور نکن.
گفتم: چی چیو باور نکن؟ نگاه کن. خودت درو وا کن ببین.
گفت: باور نکن.
گفتم: چته تو؟ یه چیزیت میشه ها! از پنجره نگاه کن! ببین؛ انگاری سبز پاشیدن رو درختا.
گفت: باور نکن.
گفتم: نه خیر، اینجوری نمیشه، تقویم رو وا کن یه نگاه بنداز شاید سر عقل بیای.
گفت: دیدم، باور نکن!
گفتم: پس کی بهار میاد؟
گفت: بهار به تقویم و این زرق و برقا نیست که.
گفتم: خیلی ببخشیدا، پس به چیه؟
ول کن این حرفا رو. پاشو، پاشو لباستو عوض کن و یه صفایی بده سر و صورتتو.
گفت: هیچوقت اومدنِ چیزی که قراره بره رو باور نکن.
از پنجره کوچه رو نگا کردم دیدم داره برف میباره!
- لطفا یکی مرا از مرگ نجات بدهد؛ بابک زمانی
429
زیر خاکسترهای عمیق قلبش هنوز گرمای امیدی فراموششده را حس میکرد و هر چه سعی میکرد آن شعله را نیز خاموش کند و با خیال راحت بمیرد، نمیتوانست.
🎨🎨🖼🖼🌌🌌🔥🔥
#adrift
#lunaticsoul
📝Lyrics
Fly with the music
