معلّق با تشدید
Open in Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=690071194 .در تلاش برای شکیبایی و نرمخویی. .رستگاری در کمپ.
Show more1 795
Subscribers
No data24 hours
-187 days
-2330 days
Posts Archive
1 795
https://t.me/c/2084324797/2028
به شخصه میگم قلم زیبایی داری
داشتم از اول چنلتو میخوندم رسیدم به اینجا
ولی با خوندن این یکی بغضم گرفت
شاید اون فراموشی چیزی بوده که باعث میشد دردش کمتر بشه و در اصل هیچوقت فراموشی نگرفته باشه یه جوری گول زدن خودش و دونستن همه چی و انکار کردنش بوده
من قشنگ نمینویسم اما امیدوارم منظورم رسیده باشه
و دوم جسارت کردم و ممکنه باعث بشه حرفام ناراحتت کنه که همچین قصدی ندارم با خوندنش یاد مادربزرگم افتادم
امیدوارم تنتون سلامت باشه
و چقد خوبه که همچین چنلی زدی یه سری متناتون واقعا از ته دل اومده ممنونم ازت که با نوشته هات حس خوبی منتقل میکنی✨
1 795
هیچوقتتتت جواب منو نمیدی امین ، بخدا باهات قهرم خب چی میشه یبار پیام منم جواب بدی آخه 🥺😔💔
1 795
ترجیح میدم اینجارو پرایوت نگهدارم، ولی یه کوچولو پابلیکش میکنم، اگر دوستدارین کسی رو بیارین لینک رو براش بفرستین.
بعد دوباره تنظیماتشو برمیگردونم:)
1 795
شب تو ماشین نشستهبودم، طرفای خیابون زند، داشتم تو گوشیم حسابکتاب میکردم با پولی که الان دارم تا چندروز میتونم زنده بمونم و آیا میتونم باهاش تخممرغ هم بخرم که برم باشگاه یا نه:))) و اگر آره، چندتا:))))
سرمو آوردم بالا، تو پیادهرو، جلوی یه خونه با در کوچولو، دختره تو پلهی آخر ورودی وایساده بود، پسره یه پله پایینتر، انقدر محکم همو بغل کردهبودن که داشت حسودیم میشد، زل زدهبودم بهشون، پیش خودم هم هرچندثانیه نگاهمو میدزدیدم که یهموقع متوجه نشن و بغلشون تموم بشه؛ آخه اگه یهکوچولو همدیگه رو کمتر فشار میدادن دلتنگی تو دلشون میموند، شب که میخواستن بخوابن مجبور میشدن تو تنهایی یکم بیشتر به سقف اتاق خیره بشن و به لحظهی بغل کردنه فکرکنن.
بعد از کلی بوس و بغل، خدافظی کردن.
پسره داشت میرفت اونور خیابون که سوار موتورش بشه، دختره هم تو ورودی در وایسادهبود همینطوری زلزدهبود بهش، هربار هم که نگاهشون به هم میافتاد واسه هم دستتکون میدادن تا موقعی که پسره واسش چراغ آخر هم زد و رفت.
اصن همین که تا آخرین لحظه وایساد تا پسره بره، خیلی گوگولی بود.
کاش این متن رو ببینن و بدونن چقدر از بیرون قشنگ و ناز نازی بنظر میان:)))))
1 795
بچهها من میرم بخوابم.
اینارو پاک نمیکنم، اونایی که دلشون میخواد، فردا بیان بخونن.
ممنون که اومدین و شرمنده که مثل همیشه عین گراز خوابمگرفته و دارم خشک میشم:)))
شبتون بخیر.
1 795
یه پسری بود باهام خیلی لاس زیر پوستی میزد و کادو میخرید و حتی پروکسی خرید واسم و....
الان چهار روزه پیامم سین نزده!
بگووووو
1 795
پسری که واقعا واقعا واقعا دوست داشته باشه، بعد گذشت چقدر طبیعیه که رابطه جنسی بخواد؟
اگر ببینه پارتنرش راحت نیست هنوز، صبر میکنه و عقب میکشه و زمان میده به طرف تا موقعی ک آمادگی پیدا کنه پارتنرش؟
1 795
نمیخوای اوکی بدی امین جونییی؟اخه من دلم دلم جوجه میخواد. میشه جوجویی جونم بشی بیای بریم سر خونه زندگیمون نانا؟🐣💘
