en
Feedback
معرفة الانوار

معرفة الانوار

Open in Telegram

بیان روایات از میان کتب مرجع علمای شیعه

Show more
322
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
🔵گفتار پاک و ایمان چیست؟ کفر و پلیدکاری و سرکشی چیست؟ که خداوند در قرآن از آن یاد کرده؟!
الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِهِ وَ هُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَ هُدُوا إِلی صِراطِ الْحَمِیدِ [۷] قَالَ ذَاکَ حَمْزَةُ وَ جَعْفَرٌ وَ عُبَیْدَةُ وَ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ وَ عَمَّارٌ هُدُوا إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ قَوْلِهِ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیانَ الْأَوَّلَ وَ الثَّانِیَ وَ الثَّالِثَ
🔷️امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر این آیه «وَهُدُوا إِلَی الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَی صِرَاطِ الْحَمِیدِ». حج / ۲۴ {و به گفتار پاک هدایت می‌شوند و به سوی راه [خدای] ستوده هدایت می‌گردند. } 🔹 فرمود: منظور حمزه، جعفر، عبیدة، سلمان، ابوذر، مقداد بن اسود و عمار هستند که به طرف امیرالمؤمنین علیه السلام هدایت گشتند. «حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ» . حجرات / ۷ {لیکن خدا ایمان را برای شما دوست داشتنی گردانید و آن را در دل‌های شما بیاراست. } یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام است. «وَکَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیَانَ» {کفر و پلیدکاری و سرکشی را در نظرتان ناخوشایند ساخت. } 🔸منظور خلیفه غاصب اول و دوم و سوم است. 📚بحار الانوار جلد۲۲ صفحه ۱۲۵ https://t.me/MarefatAlanwar

🔷️شرح جنگ خیبر از لسان خود امیرالمومنین علیه السلام👇👇👇 🔶️الخصال فِیمَا أَجَابَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام الْیَهُودِیَّ الَّذِی سَأَلَ عَنْ عَلَامَاتِ الْأَوْصِیَاءِ أَنْ قَالَ وَ أَمَّا السَّادِسَةُ یَا أَخَا الْیَهُودِ فَإِنَّا وَرَدْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَدِینَةَ أَصْحَابِکَ خَیْبَرَ عَلَی رِجَالٍ مِنَ الْیَهُودِ وَ فُرْسَانِهَا مِنْ قُرَیْشٍ وَ غَیْرِهَا فَتَلَقَّوْنَا بِأَمْثَالِ الْجِبَالِ مِنَ الْخَیْلِ وَ الرِّجَالِ وَ السِّلَاحِ وَ هُمْ فِی أَمْنَعِ دَارٍ وَ أَکْثَرِ عَدَدٍ کُلٌّ یُنَادِی یَدْعُو [۱] وَ یُبَادِرُ إِلَی الْقِتَالِ فَلَمْ یَبْرُزْ إِلَیْهِمْ مِنْ أَصْحَابِی أَحَدٌ إِلَّا قَتَلُوهُ حَتَّی إِذَا احْمَرَّتِ الْحَدَقُ وَ دُعِیتُ إِلَی النِّزَالِ وَ أَهَمَّتْ کُلَّ امْرِئٍ نَفْسُهُ وَ الْتَفَتَ بَعْضُ أَصْحَابِی إِلَی بَعْضٍ وَ کُلٌّ یَقُولُ یَا أَبَا الْحَسَنِ انْهَضْ فَأَنْهَضَنِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَی دَارِهِمْ فَلَمْ یَبْرُزْ إِلَیَّ مِنْهُمْ أَحَدٌ إِلَّا قَتَلْتُهُ وَ لَا یَثْبُتُ لِی فَارِسٌ إِلَّا طَحَنْتُهُ ثُمَّ شَدَدْتُ عَلَیْهِمْ شِدَّةَ اللَّیْثِ عَلَی فَرِیسَتِهِ حَتَّی أَدْخَلْتُهُمْ جَوْفَ مَدِینَتِهِمْ مُسَدِّداً عَلَیْهِمْ فَاقْتَلَعْتُ بَابَ حِصْنِهِمْ بِیَدِی حَتَّی دَخَلْتُ عَلَیْهِمْ مَدِینَتَهُمْ وَحْدِی أَقْتُلُ مَنْ یَظْهَرُ فِیهَا مِنْ رِجَالِهَا وَ أَسْبِی مَنْ أَجِدُ مِنْ نِسَائِهَا حَتَّی افْتَتَحْتُهَا وَحْدِی وَ لَمْ یَکُنْ لِی فِیهَا مُعَاوِنٌ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ [۲] . ---------- [۱]: و یدعو خ ل. [۲]: الخصال ۲: ۱۶. بحار الانوار جلد ۲۱ صفحه ۲۷ 🔷️امیر المؤمنین علیه السلام در پاسخ به مردی یهودی که درباره نشانه‌های أوصیاء سوال پرسید، فرمود: «و اما ششم ای یهودی: ما به همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله در شهر یارانت: خیبر بر مردانی از یهود و سواران جنگجویشان از قریش و غیر آن وارد شدیم. پس با کوه‌هایی از اسبان و مردان و سلاح با ما مواجه گشتند و آن‌ها در استوارترین و دست نیافتنی ترین خانه (قلعه) و با بیشترین نفرات حضور داشتند. هر کس ندا داده و به جنگ می‌خواند و به میدان نبرد می‌شتافت و کسی از یارانم به مقابله شان برنخاست، مگر آنکه او را کشتند. تا آنکه دیدگان به سرخی گرایید و به مبارزه خوانده شدم و هر کسی از جان خود بیمناک گشت و یارانم رو به یکدیگر کردند و همگی گفتند: ای أباالحسن به پاخیز! پس رسول خدا صلی الله علیه و آله مرا به سوی قلعه آنان گسیل داشت و احدی از آنان به مقابله‌ام برنخاست مگر آنکه او را کشتم و هیچ سوار جنگاوری در برابرم ایستادگی نکرد، مگر آنکه هلاکش ساختم. سپس بر آنان همانند هجوم شیر بر شکارش، یورش بردم تا آنکه آنان را وارد شهرشان ساختم، در حالی که آنان را هدف ضربات شمشیر قرار می‌دادم. در این هنگام با دستم دروازه قلعه آنان را از جای کندم و به تنهایی بر آن‌ها در شهرشان وارد گشتم. آنجا مردان شهر را که در برابرم قرار می‌گرفتند، می‌کشتم و زنانی را که می‌یافتم به اسارت می‌گرفتم تا آنکه به تنهایی آن را فتح کردم و در آنجا یاوری جز پروردگار نداشتم . -. الخصال ۲: ۱۶ -https://t.me/MarefatAlanwar

هدیه ی حضرت جعفر طیار علیه السلام به پیامبر و اهدای آن به امیرالمومنین علیه السلام و بقیه ی ماجرا👇🌷 "أمالی شیخ طوسی: از حذیفة بن یمان روایت کرده اند که گفت: هنگامی که جعفر بن ابی طالب از سرزمین حبشه به سوی پیامبر خارج شد، زمانی به خدمت پیامبر رسید که او در خیبر بود. جعفر برای او بهترین نوع ماده خوشبو کننده (مشک) و پارچه زربافت گران قیمتی هدیه آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «بی شک این پارچه را به مردی خواهم داد که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند. » با این سخن، اصحاب پیامبر از روی اشتیاق، گردن‌های خود را به سوی آن پارچه دراز می‌کردند (و در آرزوی آن بودند). ولی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «علی کجاست؟ » عمار بن یاسر - رضی الله - عنه از جای برخاست و علی را فراخواند. هنگامی که علی آمد، پیامبر صلی الله علیه و آله به وی فرمود: «ای علی! این پارچه را برگیر. » علی علیه السّلام نیز آن را گرفت و صبر کرد تا آنکه به مدینه رسید و چون وارد شهر شد، راهی بقیع که بازار مدینه بود، گردید. و پارچه زربافت را به زرگری سپرد و به او فرمان داد که آن را رشته به رشته جدا کند. و طلا را که هزار مثقال بود فروخت و علی علیه السّلام پول آن را در میان فقرای مهاجرین و انصار پخش کرد. آنگاه در حالی به خانه اش برگشت که از طلا هیچ نمانده بود. فردای آن روز پیامبر با جمعی از اصحاب که حذیفه و عمار هم در میان آن‌ها بودند، علی علیه السلام را دید و فرمود: «ای علی: تو دیروز هزار مثقال (طلا) گرفتی. پس امروز من و این اصحابم را ناهار، میهمان کن». و علی علیه السّلام را در آن روز هیچ طلا و نقره ای نبود، ولی از روی حیاء و احترام عرض کرد: بله یا رسول الله، خوش آمدید، ای پیامبر خدا، شما و همراهانت میهمان من باشید. گفت: پس پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شدند. سپس به ما فرمودند: داخل شوید. حذیفه می‌گوید: ما پنج نفر بودیم: من، عمار، سلمان، ابوذر و مقداد - رضی الله عنهم -. ما داخل شدیم و علی علیه السلام نزد فاطمه سلام الله علیها رفت و از او چیزی از طعام خواست. در این حال در میانه خانه دیگ بزرگی از آبگوشت دید که می‌جوشید و پر از گوشت خالص بود و بوی مشک می‌داد. علی علیه السّلام آن را برداشت و جلوی پیامبر و همراهان وی قرار داد. ما از آن خوردیم تا آنکه سیر شدیم، ولی از آن چیزی کاسته نشد. پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و بر فاطمه داخل شد و فرمود: «ای فاطمه! این طعام از کجا برایت رسیده است؟ » فاطمه سلام الله علیها - در حالی که ما سخنشان را می‌شنیدیم - پاسخ داد: این غذا از سوی پروردگار است که او هر که را بخواهد، بی حساب روزی می‌دهد. پیامبر صلی الله علیه و آله با دیده ای گریان به سوی ما خارج گردید و فرمود: «سپاس خدای را که جانم را نستاند تاآنکه آنچه زکریا از مریم دیده بود، برای دخترم نیز مشاهده کردم. آن دم که زکریا بر او در محراب وارد شد، در نزد او غذایی یافت. به او گفت: ای مریم، این طعام از کجا برایت رسیده است؟ و مریم پاسخ داد: {آن از پیشگاه خداوند آمده است که خداوند هر که را خواهد بی حساب و کتاب روزی می‌دهد. } -. المجالس و الاخبار: ۳۶. به داستان مریم در سوره آل عمران: آیه ۳۷ مراجعه کنید. - بحارالانوار جلد ۲۱ صفحه ۱۹ https://t.me/MarefatAlanwar

استجابت دعای حضرت رسول صلی الله علیه و آله به دست امیرالمومنین علیه السلام. 🔷️کَنْزُ الْکَرَاجُکِیِّ، عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الصَّیْرَفِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ الْجِعَابِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عِیسَی الْحَرْبِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ جَرِیحٍ [۴] عَنْ عَطَاءٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله لَیْلَةَ بَدْرٍ قَائِماً یُصَلِّی وَ یَبْکِی وَ یَسْتَعْبِرُ [۵] وَ یَخْشَعُ وَ یَخْضَعُ کَاسْتِطْعَامِ الْمِسْکِینِ وَ یَقُولُ اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَ یَخِرُّ سَاجِداً وَ یَخْشَعُ فِی سُجُودِهِ وَ یُکْثِرُ التَّضَرُّعَ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ قَدْ أَنْجَزْنَا وَعْدَکَ وَ أَیَّدْنَاکَ بِابْنِ عَمِّکَ عَلِیٍّ وَ مَصَارِعُهُمْ عَلَی یَدَیْهِ وَ کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ بِهِ فَعَلَیْنَا فَتَوَکَّلْ وَ عَلَیْهِ فَاعْتَمِدْ فَأَنَا خَیْرُ مَنْ تَوَکَّلْتَ [۱] عَلَیْهِ وَ هُوَ أَفْضَلُ مَنِ اعْتُمِدَ عَلَیْهِ [۲] . ---------- [۴]: هکذا فی النسخ وفی المصدر وفیه وهم، والصحیح جریج بالجیم فی آخره أیضا، والرجل هو عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج الاموی مولاهم أبوالولید وأبوخالد المکی الفقیه احد أعلام أهل السنة، یروی عن ابن أبی ملیکة وعکرمة مرسلا وعن طاوس مسألة، ومجاهد ونافع وغیرهم، قال ابن المدینی: لم یکن فی الارض احد اعلم بعطاء عن ابن جریج ویروی عنه یحیی بن سعید والاوزاعی والسفیانان وخلق، قال أبونعیم مات سنة ١٥٠. یوجد ترجمته فی تراجم القوم. راجع خلاصة تهذیب الکمال: ٢٠٧ وتقریب التهذیب: ٣٣٣ و ٦٢١. [۵]: استعبر: جرت عبرته أی دمعته. [۱]: توکل خ ل. [۲]: کنز الکراجکی: ١٣٦. 🔶️"کنز الکراجکی: ابن عباس گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در شب جنگ بدر به نماز ایستاده بود و گریه می‌کرد و اشک می‌ریخت و لابه می‌نمود مانند گدا برای خوراک و می‌فرمود: بار خدایا وفا کن بدان چه با من عهد کردی و به سجده می‌رفت و در سجده خشوع داشت و زاری می‌کرد و خدا تعالی به او وحی کرد: ما به وعده خود وفا کردیم و تو را به پسر عمویت علی علیه السلام یاری کردیم و کشتار آنان به دست او است و تو را از آنان که تو را مسخره کنند کفایت نمودیم، به خدا توکل کن و به او اعتماد نما که من بهترین کسی هستم که به او توکل کنی و او برتر کسی که به او اعتماد کنی. -. کنز الکراجکی: ۱۳۶ - بحار الانوار جلد ۱۹ صفحه ۳۱۷ https://t.me/MarefatAlanwar

🔷️فَقَالَ سَعِیدُ بْنُ الْمُسَیَّبِ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیه السلام جُعِلْتُ فِدَاکَ کَانَ أَبُو بَکْرٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حِینَ أَقْبَلَ إِلَی الْمَدِینَةِ فَأَیْنَ فَارَقَهُ فَقَالَ إِنَّ أَبَا بَکْرٍ لَمَّا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِلَی قُبَاءَ فَنَزَلَ بِهِمْ یَنْتَظِرُ قُدُومَ عَلِیٍّ علیه السلام فَقَالَ لَهُ أَبُو بَکْرٍ انْهَضْ بِنَا إِلَی الْمَدِینَةِ فَإِنَّ الْقَوْمَ قَدْ فَرِحُوا بِقُدُومِکَ وَ هُمْ یَسْتَرِیثُونَ إِقْبَالَکَ إِلَیْهِمْ فَانْطَلِقْ بِنَا وَ لَا تَقُمْ هَاهُنَا تَنْتَظِرُ عَلِیّاً فَمَا أَظُنُّهُ یَقْدَمُ إِلَیْکَ إِلَی شَهْرٍ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله کَلَّا مَا أَسْرَعَهُ وَ لَسْتُ أَرِیمُ حَتَّی یَقْدَمَ ابْنُ عَمِّی وَ أَخِی فِی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَحَبُّ أَهْلِ بَیْتِی إِلَیَّ فَقَدْ وَقَانِی بِنَفْسِهِ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَالَ فَغَضِبَ عِنْدَ ذَلِکَ أَبُو بَکْرٍ وَ اشْمَأَزَّ وَ دَاخَلَهُ مِنْ ذَلِکَ حَسَدٌ لِعَلِیٍّ علیه السلام وَ کَانَ ذَلِکَ أَوَّلَ عَدَاوَةٍ بَدَتْ مِنْهُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی عَلِیٍّ علیه السلام وَ أَوَّلَ خِلَافٍ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَانْطَلَقَ حَتَّی دَخَلَ الْمَدِینَةَ وَ تَخَلَّفَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِقُبَاءَ حَتَّی یَنْتَظِرَ عَلِیّاً قَالَ فَقُلْتُ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ علیهما السلام فَمَتَی زَوَّجَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَاطِمَةَ علیها السلام مِنْ عَلِیٍّ علیه السلام فَقَالَ بِالْمَدِینَةِ بَعْدَ الْهِجْرَةِ [۱] بِسَنَةٍ وَ کَانَ لَهَا یَوْمَئِذٍ تِسْعُ سِنِینَ ---------- [۱]: الظاهر ممّا تقدم من الطبرسیّ فی الروایة السابقة أن تزویجها کان بعد الهجرة بقلیل، و هو یوافق ما فی تاریخ الیعقوبی من وقوع التزویج بعد شهرین، و لکن المقریزی صرّح بأنّه وقعت فی صفر. و یأتی ان شاء اللّه الکلام حول ذلک فی محله. 🔷️سعید بن مسیّب از علی بن حسین علیه السلام پرسید: فدایتان شوم! وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به سوی مدینه حرکت کرد ابو بکر همراه او بود، کجا از پیامبر جدا شد؟ فرمود: وقتی پیامبر به قُبا رسید و در آن جا فرود آمد و منتظر رسیدن علی علیه السلام شد، ابو بکر به او گفت: برخیزید به مدینه برویم مردم منتظر شما هستند و از دیدن شما خوشحال می‌شوند، برخیز تا برویم، این جا منتظر رسیدن علی نباشید، گمان نمی کنم که او تا یک ماه دیگر این جا برسد، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نه، به زودی می‌رسد، من هم این جا می‌مانم تا پسر عمویم و برادر دینی‌ام و محبوب ترین افراد خاندانم به این جا بیاید، او خودش را به خطر انداخت و مرا از مشرکان نجات داد: امام فرمود: در این حال ابو بکر خشمگین و مشمئز شد، و به این دلیل نسبت به علی دچار حسادت شد. این اولین بار بود که ابو بکر درباره علی علیه السلام با پیامبر مخالفت کرد و اولین مخالفت او با رسول خدا صلی الله علیه و آله بود، ابو بکر خودش به راه افتاد و به مدینه رفت و رسول خدا در قُبا منتظر علی علیه السلام ماند. پس، از امام زین العابدین علیه السلام پرسیدم: رسول خدا صلی الله علیه و آله چه زمانی فاطمه را به عقد علی علیه السلام درآورد؟ فرمود: یک سال بعد از هجرت به مدینه، فاطمه در آن زمان نُه سال سن داشت. بحارالانوار جلد ۱۹ صفحه ۱۱۵. https://t.me/MarefatAlanwar

🔵أَبِی عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: لَمَّا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فِی الْغَارِ قَالَ لِأَبِی بَکْرٍ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَی سَفِینَةِ جَعْفَرٍ فِی أَصْحَابِهِ [۴] یَعُومُ فِی الْبَحْرِ وَ أَنْظُرُ إِلَی الْأَنْصَارِ مُحْتَبِینَ فِی أَفْنِیَتِهِمْ فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ وَ تَرَاهُمْ [۵] یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَأَرِنِیهِمْ فَمَسَحَ عَلَی عَیْنَیْهِ فَرَآهُمْ فَقَالَ فِی نَفْسِهِ الْآنَ صَدَّقْتُ أَنَّکَ سَاحِرٌ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله أَنْتَ الصِّدِّیقُ [۶] . ---------- [۴]: فی نسخة: و أصحابه تعوم، و فی المصدر: فی أصحابه یقوم. و لعله مصحف و تعوم أی تسبح، قال الجزریّ فی النهایة، فی الحدیث: «علموا صبیانکم العوم» العوم: السباحة، یقال عام یعوم عوما. [۵]: فی نسخة: أ تراهم؟. [۶]: تفسیر القمّیّ: ۲۶۵ و ۲۶۶. 🔷️"تفسیر قمی: پدرم، از برخی رجالش، در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در غار بود، به ابوبکر فرمود: گویی کشتی جعفر و اصحابش را می‌بینم که در حال حرکت در دریا است و انصار را می‌بینم که در حیاط خانه هایشان نشسته اند. ابوبکر گفت: ای رسول خدا! آیا آنان را می‌بینی؟ فرمود: بلی. گفت: آنان را به من نشان ده. پس دستش را بر چشم هایش کشید و او آنان را دید. او با خودش گفت: اکنون تصدیق می‌کنم که تو ساحری. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: تو صدّیق هستی. -. تفسیر قمی: ۲۶۵ - ۲۶۶ - بحار جلد ۱۹ صفحه ۵۳ https://t.me/MarefatAlanwar

🔵روایتی بسیار شنیدنی از ماجرای خوابیدن امیرالمومنین علیه السلام در بستر رسول الله صلی الله علیه و آله👇👇👇 🔶️قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی جَوَابِ الْیَهُودِیِّ الَّذِی سَأَلَ عَمَّا فِیهِ مِنْ عَلَامَاتِ الْأَوْصِیَاءِ فَقَالَ فِیمَا قَالَ وَ أَمَّا الثَّانِیَةُ یَا أَخَا الْیَهُودِ فَإِنَّ قُرَیْشاً لَمْ تَزَلْ تَخَیَّلُ الْآرَاءَ وَ تَعْمَلُ الْحِیَلَ فِی قَتْلِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله حَتَّی کَانَ آخِرُ مَا اجْتَمَعَتْ فِی ذَلِکَ یَوْمَ الدَّارِ دَارِ النَّدْوَةِ وَ إِبْلِیسُ الْمَلْعُونُ حَاضِرٌ فِی صُورَةِ أَعْوَرِ ثَقِیفٍ فَلَمْ تَزَلْ تَضْرِبُ أَمْرَهَا ظَهْراً لِبَطْنٍ حَتَّی اجْتَمَعَتْ آرَاؤُهَا عَلَی أَنْ یَنْتَدِبَ مِنْ کُلِّ فَخِذٍ مِنْ قُرَیْشٍ رَجُلٌ ثُمَّ یَأْخُذَ کُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ سَیْفَهُ ثُمَّ یَأْتِیَ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وَ هُوَ نَائِمٌ عَلَی فِرَاشِهِ فَیَضْرِبُوهُ جَمِیعاً بِأَسْیَافِهِمْ ضَرْبَةَ رَجُلٍ وَاحِدٍ فَیَقْتُلُوهُ فَإِذَا قَتَلُوهُ مَنَعَتْ قُرَیْشٌ رِجَالَهَا وَ لَمْ تُسَلِّمْهَا فَیَمْضِی دَمُهُ هَدَراً فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله فَأَنْبَأَهُ بِذَلِکَ وَ أَخْبَرَهُ بِاللَّیْلَةِ الَّتِی یَجْتَمِعُونَ فِیهَا وَ السَّاعَةِ الَّتِی یَأْتُونَ فِرَاشَهُ فِیهَا وَ أَمَرَهُ بِالْخُرُوجِ فِی الْوَقْتِ الَّذِی خَرَجَ فِیهِ إِلَی الْغَارِ فَأَخْبَرَنِی رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله بِالْخَبَرِ وَ أَمَرَنِی أَنْ أَضْطَجِعَ فِی مَضْجَعِهِ وَ أَقِیَهُ بِنَفْسِی فَأَسْرَعْتُ إِلَی ذَلِکَ مُطِیعاً لَهُ مَسْرُوراً لِنَفْسِی بِأَنْ أُقْتَلَ دُونَهُ فَمَضَی صلی الله علیه و آله لِوَجْهِهِ وَ اضْطَجَعْتُ فِی مَضْجَعِهِ وَ أَقْبَلَتْ رِجَالاتُ قُرَیْشٍ مُوقِنَةً فِی أَنْفُسِهَا أَنْ تُقْتَلَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله فَلَمَّا اسْتَوَی بِی وَ بِهِمُ الْبَیْتُ الَّذِی أَنَا فِیهِ نَاهَضْتُهُمْ بِسَیْفِی فَدَفَعْتُهُمْ عَنْ نَفْسِی بِمَا قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ وَ النَّاسُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَی أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَ لَیْسَ کَذَلِکَ قَالُوا بَلَی یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ [۱] . ---------- [۱]: الخصال ۲: ۱۴ و ۱۵. 🔷️امیر المؤمنین علیه السلام در جواب شخص یهودی که درباره علامات اوصیاء پرسید، فرمود و از جمله سخنان آن حضرت این بود: و اما دوّمین آن ها، ای برادر یهودی، قریش در اندیشه کشتن پیامبر بودند و نقشه‌ها می‌کشیدند، تا این که آخرین بار در یوم الدار و در محلی به نام دار الندوة اجتماع کردند و شیطان ملعون نیز به شکل مرد یک چشم از قبیله ثقیف حاضر بود، آن‌ها در این کار مشورت کردند و به طور جمعی به این نتیجه رسیدند که از هر طایفه ای از قریش مردی انتخاب شود و هر کدام از آن‌ها شمشیر خود را بردارد و به سوی پیامبر در حالی که در رختخواب خود خوابیده است بروند و با شمشیرهای خود او را بزنند به طوری که گویا یک نفر شمشیر زده است و او را بکشند و چون او را کشتند قریش این اشخاص را منع می‌کند و تحویل نمی دهد و خون او به هدر می‌رود، پس جبرئیل به پیامبر نازل و این جریان را به او خبر داد و شبی را که بنا بود این کار انجام شود و لحظه ای را که به سوی بستر او خواهند آمد خبر داد و به او دستور داد که در آن ساعت از خانه خارج شود و به سوی غار برود، پیامبر مرا از این موضوع باخبر ساخت و به من دستور داد که در رختخواب او بخوابم و جانم را سپر بلای او کنم و من با شتاب و شادمانی به این کار اقدام کردم تا به جای او کشته شوم، او رفت و من در رختخواب او خوابیدم و مردان قریش روی آوردند و یقین داشتند که پیامبر کشته می‌شود و چون در آن خانه من و آن‌ها روبروی هم قرار گرفتیم، من با شمشیر خودم بلند شدم و آن‌ها را از خودم دور کردم به گونه ای که خدا و مردم می‌دانند. سپس علی علیه السلام رو به اصحاب خود کرد و فرمود: آیا چنین نبود؟ گفتند: آری یا امیر المؤمنین! خصال ۲: ۱۴ - ۱۵ - بحار الانوار جلد ۱۹ صفحه ۴۶ https://t.me/MarefatAlanwar

🔷️اشتیاق رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمومنین صلوات الله علیه 🔶️بُریده گوید: من همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بودم و علی علیه السلام نیز با آن حضرت بود. در این هنگام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای علی! آیا هفت جایگاه را همراه خودم به تو نشان ندادم؟ تا اینکه جایگاه چهارم را ذکر کرد: شب جمعه، ملکوت آسمان و زمین را به من نشان دادند و برای من برداشته شد تا اینکه به هر آنچه در آن بود نگریستم. پس مشتاق تو شدم و به درگاه خدا دعا کردم و به ناگاه دیدم تو همراه منی. و من چیزی از آن را ندیدم مگر اینکه تو نیز مشاهده کردی. - . بصائر الدرجات: ۳۰ - ۳۱ - بحارالانوار جلد ۱۸ صفحه ۴۰۵ https://t.me/MarefatAlanwar

🔵 چه کسی جعفری است؟ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيُّ- لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع مَا نَلْقَى مِنَ النَّاسِ فِيكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع وَ مَا الَّذِي تَلْقَى مِنَ النَّاسِ فِيَّ فَقَالَ لَا يَزَالُ يَكُونُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ الرَّجُلِ الْكَلَامُ فَيَقُولُ جَعْفَرِيٌّ خَبِيثٌ فَقَالَ يُعَيِّرُكُمُ النَّاسُ بِي فَقَالَ لَهُ أَبُو الصَّبَّاحِ نَعَمْ قَالَ فَقَالَ مَا أَقَلَّ وَ اللَّهِ مَنْ يَتَّبِعُ جَعْفَراً مِنْكُمْ إِنَّمَا أَصْحَابِي مَنِ اشْتَدَّ وَرَعُهُ وَ عَمِلَ لِخَالِقِهِ وَ رَجَا ثَوَابَهُ فَهَؤُلَاءِ أَصْحَابِي‌ 🔹️کلینی به اسناد خود از حنان بن سدير روايت كرده مى‌گويد: «ابو الصّباح كنانى به حضرت صادق علیه‌السلام عرض كرد: به خاطر شما چه ناروايی‌ها از مردم مى‌بينيم [و زخم زبان‌ها می‌شنویم]! امام فرمود: مگر به خاطر من از مردم چه مى‌بينى؟ گفت: هرگاه ميان من و مردى سخنى ردّ و بدل مى‌شود به من مى‌گويد: جعفرى خبيث! فرمود: شما را به من سرزنش مى‌كنند؟ ابو الصبّاح گفت: آرى. فرمود: به خدا در ميان شما كسانى كه پيروى جعفر مى‌كنند بسيار اندک‌ هستند! همانا صحابه من كسى است كه ورعش بسيار باشد و براى آفريدگارش عمل كند و به پاداش او اميدوار باشد. اينان اصحاب من هستند». https://t.me/MarefatAlanwar

🔵چهار چیز خداوند به امیرالمومنین عطا کردند که امیرالمومنین علیه السلام فاش نفرمودند: 🔵حالا بریم روایت را با هم بخوانیم ببینیم اصل ماجرا چیه که در بحار الانوار این روایت شریف آمده جلد ۱۸ ص ۳۷۲👇🌷 🔷️اسماعیل جعفی گوید: در مسجد الحرام نشسته بودم و حضرت امام محمّد باقر علیه السلام نیز در گوشه ای نشسته بود، ایشان سربلند کرد و نگاهی به آسمان و نگاهی به کعبه کرد و فرمود: «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الأَقْصَی الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ» -. اسراء / ۱ - {منزه است آن (خدایی) که بنده اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی که پیرامون آن را برکت داده ایم سیر داد. } و این آیه را سه بار بازگفت، سپس رو سوی من کرد و فرمود: ای عراقی! عراقیان درباره این آیه چه می‌گویند؟ عرض کردم: می‌گویند ایشان را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی بیت المقدس سیر داد. حضرت علیه السلام فرمود: چنین که می‌گویند نیست، بلکه ایشان را شبانگاه از این جا به این جا سیر داد، و با دست خود به آسمان اشاره کرد، سپس فرمود: بین این دو جا، حرم است. چون ایشان به سدرة المنتهی رسید، جبرئیل از همراهی اش بازماند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای جبرئیل! آیا در چنین جایی مرا تنها می‌گذاری؟ جبرئیل عرض کرد: تو پیش رو که به خدا سوگند! به جایی رسیده ای که هیچ کس از آفریدگان خدا، پیش از تو به آن نرسیده است. این جا بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: نور پروردگارم را دیدم و سبحه بین من و او فاصله انداخته بود. عرض کردم: فدایت شوم! سُبحه چیست؟ حضرت با چهره خود اشاره به زمین و با دست خود اشاره به آسمان کرد و سه بار فرمود: بزرگی پروردگارم، بزرگی پروردگارم. سپس حضرت علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خطاب آمد: ای محمّد! عرض کردم: پروردگارا! گوش به فرمانم. فرمود: آسمانیان بر سر چه چیز مشاجره می‌کنند؟ عرض کردم: خداوندا! پاک و منزّهی، من دانشی جز آن چه تو به من آموخته ای ندارم. پس خداوند متعال دستش- یعنی دست قدرت- را میان سینه هایم گذاشت و من خنکی آن را میان شانه هایم احساس کردم. از آن پس هر آن چه درباره گذشته و آینده از من پرسید، پاسخش را می‌دانستم. فرمود: ای محمّد! آسمانیان بر سر چه چیز مشاجره می‌کنند؟ عرض کردم: پروردگارا! بر سر درجات و کفّارات و حسنات. فرمود: ای محمّد! پیامبریت به پایان رسید و هنگام مرگت فرا رسید، جانشینت کیست؟ عرض کردم: پروردگارا! همه آفریدگانت را آزمودم، در میان آن‌ها هیچ کس را ندیدم که بیش از علی فرمان پذیر من باشد. فرمود: و نیز فرمان پذیر من ای محمّد! عرض کردم: پرودگارا! همه آفریدگانت را آزمودم، در میان آن‌ها هیچ کس را ندیدم که بیش از علی دوستدار من باشد. فرمود: و نیز دوستدار من ای محمّد! پس او را نوید ده که او بیرق هدایت و امام دوستداران من است و نوری است از برای آنان که از من فرمان می‌برند و کلمه ایست که پرهیزکاران را به آن ملزم کرده ام. هر که او را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر که او را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است. همچنین من ویژگی‌هایی را به او اختصاص داده‌ام که به هیچ کس دیگر نداده ام. عرض کردم: پروردگارا! او برادر و همدم و وزیر و وارث من است. فرمود: این امریست که از پیش رقم خورده است. او آزموده شده و مردم به وسیله او آزموده می‌شوند و همچنین من به او عطا کرده‌ام و عطا کرده‌ام و عطا کرده ام. من چهار چیز به او عطا کرده‌ام که گره آن‌ها به دست اوست و او هرگز آن‌ها را فاش نمی کند. به خاطر طولانی بودن متن عربی را نیاوردیم. https://t.me/MarefatAlanwar

🔵درخت طوبی و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها: 🔷️تفسیر القمی أَبِی عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُکْثِرُ تَقْبِیلَ فَاطِمَةَ علیها السلام فَأَنْکَرَتْ ذَلِکَ عَائِشَةُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَا عَائِشَةُ إِنِّی لَمَّا أُسْرِیَ بِی إِلَی السَّمَاءِ دَخَلْتُ الْجَنَّةَ فَأَدْنَانِی جَبْرَئِیلُ مِنْ شَجَرَةِ طُوبَی وَ نَاوَلَنِی مِنْ ثِمَارِهَا فَأَکَلْتُهُ فَحَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ مَاءً فِی ظَهْرِی فَلَمَّا هَبَطْتُ إِلَی الْأَرْضِ وَاقَعْتُ خَدِیجَةَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَةَ فَمَا قَبَّلْتُهَا قَطُّ إِلَّا وَجَدْتُ رَائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبَی مِنْهَا [۱] . ---------- [۱]: تفسیر القمّیّ: ۳۴۱ و ۳۴۲. 🔵"تفسیر قمی: ابو عبیده از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله، فاطمه سلام الله علیها را بسیار می‌بوسید. عایشه از این کار خشمگین شد و گفت: ای رسول خدا! تو فاطمه را زیاد می‌بوسی. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای عایشه! من زمانی که به معراج رفتم و وارد بهشت شدم، جبرئیل مرا به درخت طوبی نزدیک کرد و از میوه آن به من خوراند؛ من آن را خوردم و زمانی که به زمین فرود آمدم، خداوند آن میوه را به آبی در پشت من تبدیل کرد و سپس با خدیجه، همبستر شدم و او فاطمه را حامله شد و من هر وقت، فاطمه را می‌بوسم، عطر درخت طوبی را در او استشمام می‌کنم. -. تفسیر قمی: ۳۴۱ - ۳۴۲ -

عیون أخبار الرضا علیه السلام مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ یُوسُفَ الْبَغْدَادِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ بَکْرِ بْنِ أَحْمَدَ الْقَصْرِیِّ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ علیهما السلام قَالَ سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ لَیْلَةَ أَسْرَی بِی رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ رَأَیْتُ فِی بُطْنَانِ الْعَرْشِ مَلَکاً بِیَدِهِ سَیْفٌ مِنْ نُورٍ یَلْعَبُ بِهِ کَمَا یَلْعَبُ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهما السلام بِذِی الْفَقَارِ وَ أَنَّ الْمَلَائِکَةَ إِذَا اشْتَاقُوا [۱] إِلَی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ نَظَرُوا إِلَی وَجْهِ ذَلِکَ الْمَلَکِ فَقُلْتُ یَا رَبِّ هَذَا أَخِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ ابْنُ عَمِّی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ هَذَا مَلَکٌ خَلَقْتُهُ عَلَی صُورَةِ عَلِیٍّ یَعْبُدُنِی فِی بُطْنَانِ عَرْشِی تُکْتَبُ حَسَنَاتُهُ وَ تَسْبِیحُهُ وَ تَقْدِیسُهُ لِعَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ [۲] . ---------- [۱]: فی المصدر: إذا اشتاقوا إلی وجه علیّ بن أبی طالب. [۲]: عیون أخبار الرضا: ۲۷۲. "عیون الاخبار: حسن بن علی علیه السلام گوید: شنیدم از جدّ بزرگوارم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که می‌فرمود: در شبی که پروردگار مرا به معراج برد فرشته ای را در میانه عرش دیدم که شمشیری از نور در دست او بود و با آن شمشیر بازی می‌کرد چنان که علی بن ابی طالب علیه السلام با ذو الفقار بازی می‌کرد و فرشتگان چون مشتاق علی بن ابی طالب علیه السلام می‌شدند به آن فرشته نگاه می‌کردند. پس من عرض کردم: ای پروردگار این برادر من پسرعموی من علی بن ابی طالب علیه السلام است. فرمود: ای محمد این فرشته است که آن را به صورت علی آفریده‌ام و در میانه عرش مرا عبادت می‌کند و حسنه و تسبیح و تقدیس او برای علی بن ابی طالب علیه السلام نوشته می‌شود تا روز قیامت. -. عیون الاخبار: ۲۷۲ -

برخی صفات مومن از لسان مبارک امام صادق علیه السلام: رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: الْمُؤْمِنُ هَاشِمِیٌّ لِأَنَّهُ هَشَمَ الضَّلَالَ وَ الْکُفْرَ وَ النِّفَاقَ وَ الْمُؤْمِنُ قُرَشِیٌّ لِأَنَّهُ أَقَرَّ لِلشَّیْ ءِ وَ نَحْنُ الشَّیْ ءُ وَ أَنْکَرَ لَا شَیْ ءَ الدُّلَامَ وَ أَتْبَاعَهُ وَ الْمُؤْمِنُ نَبَطِیٌّ لِأَنَّهُ اسْتَنْبَطَ الْأَشْیَاءَ تَعَرَّفَ الْخَبِیثَ عَنِ الطَّیِّبِ وَ الْمُؤْمِنُ عَرَبِیٌّ لِأَنَّهُ عُرِّبَ عَنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ الْمُؤْمِنُ أَعْجَمِیٌّ لِأَنَّهُ أَعْجَمَ عَنِ الدُّلَامِ فَلَمْ یَذْکُرْهُ بِخَیْرٍ وَ الْمُؤْمِنُ فَارِسِیٌّ لِأَنَّهُ تَفَرَّسَ فِی الْأَسْمَاءِ لَوْ کَانَ الْإِیمَانُ مَنُوطاً بِالثُّرَیَّا لَتَنَاوَلَهُ أَبْنَاءُ فَارِسَ یَعْنِی بِهِ الْمُتَفَرِّسَ فَاخْتَارَ مِنْهَا أَفْضَلَهَا وَ اعْتَصَمَ بِأَشْرَفِهَا وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله اتَّقُوا فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللَّهِ [۱] . ---------- [۱]: ۱. الاختصاص: ۱۴۳. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: « مومن هاشمی است، چون گمراهی را و کفر و نفاق را درهم شکسته است؛ مومن قریشی است، زیرا اعتراف کرده به شی ء و «ماییم شی ء»، و لا شی ء را منکر شده است، که دلام و پیروان او هستند؛ مومن نبطی است، زیرا هر چیز را بررسی کرده و پلید آن را از پاکش تشخیص داده است؛ مومن عربی است، زیرا از ما سخن گفته و ما را آشکارا یاد کرده است؛ مومن اعجمی است، زیرا از دلام دم بسته و از او به نیکی یاد نکرده است؛ مومن فارسی است، زیرا در هر نامی جستجو دارد، و اگر ایمان از ستاره ثریا آویخته باشد، فارسیان به آن دست پیدا می‌کنند. » منظور از «فارس»، «متفرّس» است، که جستجو کردند و از آن برتر و شریف ترش را برگزیدند و پناه خود ساختند. رسول خدا صلّی اللَّه علیه وآله فرمود: «بپرهیزید از فراست و دریافتِ مومن، چرا که او به نور خدا می‌نگرد. » -. اختصاص: ۱۴۳ - دلام در لغتنامه ها چند معنی برایش تعریف کردند: سیاهی و ظلمت نیرنگ و مکر و فریب جوش و تاول.و ..... . ولی ولی اما اما اما «دلام» بیان لاشی ء است و مطابق اخبار، کنایه از عُمر لعنت الله علیه است، به جهت تقیه. چه بسا به آن سابقی او هم گفته شده است. برای اینکه سیاه چرده بودند، یا سیاه دل به کفر و نفاق، یا برای اینکه آفاق را با ستم و فتنه خود سیاه کردند. در قاموس آمده است: «دلام» چون ابر سیاهی است. » -. قاموس ۴: ۱۳ - در نهایه آمده که در حدیث آمده است: «امیر شما مردی دراز و ادلم است. » (ادلم، سیاه دراز است) و از آن است حدیث: «پس آمد مردی ادلم و اجازه خواست تا بر پیغمبر صلّی اللَّه علیه وآله وارد شود. گفته شد او عمر بن خطاب است. » این دلالت دارد که کنایه به عُمر(لعنت الله علیه)، صحیح تر است. «قرش» به معنی «قطع» و جمع ا ست. درباره نامگذاری قریش، قول‌ها وجود دارد و ذکرشان فائده ای ندارد.

خردمندان و نادانان چه کسانی هستند؟ خب بهتره ببینیم جواب این پرسش را قرآن و اهل بیت علیهم السلام چه فرمودند؟👇👇👇 هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (۹) » آیه ۹ سوره ی مبارکه ص. ترجمه : بگو: آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی دانند یکسانند؟ تنها خردمندانند که پند پذیرند. خب توضیحات امام باقر صلوات الله علیه را درباره این قسمت آیه ی مذکور👆 مشاهده کنیم.👇 قاسم بن سلیمان، از جابر، از حضرت امام محمّد باقر علیه السلام روایت کرده است که ایشان درباره کلام خداوند متعال: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» فرمود: ما کسانی هستیم که می دانیم و دشمنان ما کسانی هستند که نمی دانند و شیعیان ما، خردمندان هستند. [۳] ---------- [۳]: [۳] - بصائر الدرجات، ص ۶۶، ح ۱.

معرفی معارف اهل بیت علیهم السلام اعتقادات صحیح بر اساس روایات صحیح .