𝐿𝒾𝓇𝒶🔥🧿
Open in Telegram
236
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-4930 days
Posts Archive
236
https://t.me/+Mv3BppfqxoM0Mzg0
لینک چنل پرایوتم...اگر خواستین اینجا جوین بشین(هیچ محتوای خاصی نداره)چون توی این چنل دیگه فعالیتی صورت نمیگیره دلم نمیخواد با حرفام وایبشو بیشتر از این خراب کنم مگر اینکه در اینده حل بشه و دوباره فعالیت داشته باشیم اینجا
ممنون از همه شماها ک تا اینجا حمایت کردین
236
داداشم رو ب من وقتی داریم آسمونو نگا میکنیم....
_دقت کردی چن روزه ماه تو آسمون نیس...
+چن روزه ماه آسمون دل منم دیگه نمیتابه....
236
افسانه ماه و خورشید:
ماه و خورشید عاشق هم میشن ولی به خاطر اختلاف زمانی نمیتونن همدیگرو ببینن برای همین خدا خسوف و کسوف رو آفرید،تا بگه هیچ عشق غیر ممکنی وجود نداره:)
236
ازمپرسیدیاگرقراربهرفتنوتمومکردنداستانمونه؛
پسمنکجاموتوکجایداستانواستادی؟..
بایدبهتمیگفتمکهتوتمامداستانبودیآبی:)!
ومنهرجاکهبرمهمیشهآخرداستانبایکچترخیس،
بهدیدنتمیام!
236
یجا خوندم نوشته بود هروقت فکرو خیال اذیتتون کرد و نتونستین تحملش کنین بدویین...وقتی خیلی تند بدویی و یهو نفست بگیره به غیر از هوا و اکسیژن به هیچی نمیتونی فکر کنی! پس هرموقع دیدی حالت خیلی بده فقط بدو! با سرعت بدو!
236
چنل رو پاک نمیکنم چون پر از خاطراتمونه و خیلی دوسش دارم
کسایی ک تا الان بن کردم رو هم ان بن میکنم ولی چنل رو قراره پرایوت کنم...خودم ریمو نمیکنم ولی هرکسی دلش خواست لف بده هیچ گونه رودروایسی هم نداشته باشین حتی رفقای عزیزم چون دیگه فعالیت کاپلی ای قرار نیس صورت بگیرع اینجا
236
ممنونم از همه شماها ک این مدت کنارمون بودین حمایت کردین دلگرمی دادین واقعا برام عزیز هستین...ب واسطه این چنل رفقای خیلی خوبی پیدا کردم ک برام بشدت ارزشمنده
برای همه تون بهترین هارو آرزو میکنم امیدوارم کنار کسایی ک دوسشون دارین ب بهترین نحو ممکن زندگی بکنین و همه تون خوشبخت بشین
236
خب....با اینکه گفتن این حرفا برام بشدت سخته...ولی خب مجبورم بگم
رابطه ما کمو بیش حداقل در ظاهر تموم شد...نه با نفرت و تنفر بلکه با تمام عشقمون....
طی اتفاقاتی ک این مدت افتاد و صحبتی ک دیروز صب با مامان نورا داشتم درست ترین کاری ک تونستم بکنم همین بود
درواقع نخواستم دخترم بیشتر از این ضربه ببینه...طی این مدت ک ما باهم بودیم نورا خیلی زیاد اذیت شد چ از طرف خانواده چ از طرف من....مخصوصا نگرانی هایی ک بابت حال من...کارای تطبیق جنسیت من داشت واقعا از پا درش آورده بود....و خب شاید این دوری لازمه تا پرقدرت تر برگردیم....شاید این زمان س سال چهار سال یا حتی شیش هف سال طول بکشه حقیقتا با گفتن این حرفا قلبمو حس نمیکنم ولی خب یا باید این تصمیمو میگرفتم یا ذره ذره آب شدن دخترمو جلو چشام....که حالا احتمال داشت در اینده خیلی بیشتر عذاب بکشه
ولی خب نه هیچ آدمی نه هیچ شرایطی نمیتونه کاری کنه ک اسم ما از قلب همدیگه پاک بشه...و من تا اخر عمرم تنها کسی ک دوسش خواهم داشت نورای خودمه تحت هر شرایط و اتفاقی...حتی حتی اگر زبونم لال نتونم داشته باشمش...ولی خب پرقدرت راهمو ادامه میدم تا اینبار دست پر برم و بتونم دوباره دخترمو مال خودم بکنم....
236
امروز من ب قدری شوک بودم تازه یادم افتاده برا نورا از این بیسکوییت رنگارنگا ک خوشش میاد برده بودم یادم رفت بهش بدم....
