༆ شعرو دکلمه رادیو خسته صدا
Open in Telegram
˼ پیج اینستاگرام ما: radio_khasteh_seda «اندک اندک می دهد ساقی به من جام وصال من در این اندیشه می ترسم که هشیارم کند» « رادیو : خسته صدا » اِستارت : 𝟭\𝟮\𝟭𝟰𝟬𝟯 لینک چنل: https://t.me/khaste_seda60_70
Show more2 741
Subscribers
+324 hours
-37 days
-830 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+14
in 0 channels
August '26
+63
in 0 channels
Get PRO
July '26
+65
in 1 channels
Get PRO
June '26
+58
in 0 channels
Get PRO
May '26
+13
in 0 channels
Get PRO
April '26
+11
in 0 channels
Get PRO
March '26
+1
in 0 channels
Get PRO
February '26
+40
in 0 channels
Get PRO
January '26
+27
in 0 channels
Get PRO
December '25
+568
in 1 channels
Get PRO
November '25
+136
in 1 channels
Get PRO
October '25
+124
in 0 channels
Get PRO
September '25
+117
in 0 channels
Get PRO
August '25
+110
in 0 channels
Get PRO
July '25
+50
in 0 channels
Get PRO
June '25
+109
in 60 channels
Get PRO
May '25
+79
in 0 channels
Get PRO
April '25
+62
in 0 channels
Get PRO
March '25
+43
in 1 channels
Get PRO
February '25
+56
in 0 channels
Get PRO
January '25
+65
in 0 channels
Get PRO
December '24
+143
in 3 channels
Get PRO
November '24
+58
in 0 channels
Get PRO
October '24
+5 320
in 51 channels
Get PRO
September '24
+88
in 0 channels
Get PRO
August '24
+249
in 51 channels
Get PRO
July '24
+285
in 1 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | +3 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +4 | |||
| 04 September | +1 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +1 | |||
| 01 September | +3 |
Channel Posts
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را
قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد
سست عهدی که تحمل نکند بار جفا را
گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی
دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را
گر سرم میرود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را
خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را
باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را
از سر زلف عروسان چمن دست بدارد
به سر زلف تو گر دست رسد باد صبا را
سر انگشت تحیر بگزد عقل به دندان
چون تأمل کند این صورت انگشت نما را
آرزو میکندم شمع صفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سر و پا را
چشم کوته نظران بر ورق صورت خوبان
خط همیبیند و عارف قلم صنع خدا را
همه را دیده به رویت نگرانست ولیکن
خودپرستان ز حقیقت نشناسند هوا را
مهربانی ز من آموز و گرم عمر نماند
به سر تربت سعدی بطلب مهرگیا را
هیچ هشیار ملامت نکند مستی ما را
قل لصاح ترک الناس من الوجد سکاری
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏
| 2 | اتفاقاً منم آن شب از كنار تو گذشتم
مثل پروانه به دور قلب تو گشتم و گشتم
خاطراتت مثل شمعي آتشي زد بر وجودم
سوخت قلبم، سوخت روحم با تمام تار و پودم
ياد حرف خود فتادم؛ گفتم از عشقم حذر كن
گفتمت برآب ديده، تو به اشك من نظر كن
تو ولي من را نديدي، حرف تلخم را شنيدي
چون از آن كوچه برفتم تو به دنبالم دويدي
تو به من گفتي كه هرگز حذر از عشق نداني
سفر از پيش دل من نتواني...... نتواني
من به خود مغرور گشتم.... من سراپا شور گشتم
مثل آهوي رمنده.... من به دامت تور گشتم
تو دگر چيزي نگفتي... باورت شد حرف تلخم
گرچه من بي تاب بودم.... بر نگشتم من زحرفم
تو به من گفتي كه باشد.... مي روم اما به يادت
گر تو قلبم را نخواهي..... زنده ام با خاطراتت
تو به من گفتي كه اكنون.... تو بر اين آب نظر كن
گر دلت با دگران است بي دل من تو سفر كن
آب آئينه ي عمر است.... عمر چون آب روان است
گر تو شادي بي دل من ... عمر خود با غير سر كن
اشك در چشمم بلغزيد..... زير باران تو نديدي
پاي خود در دامن غم گويي آن لحظه كشيدي
تو ، دگر حرف دلم را نشنيدي.... نشنيدي
روزها از تو گذشته.... روزها از خاطر من
كاش همان دم گفته بودم، بي تو من هم نتوانم
يك شب سرد اتفاقي از كنار تو گذشتم
پر گشودم و دوباره من پر از خاطره گشتم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من خسته ساكت و سرد شده ام غرق نگاهت
من دگر چشم سياهم در خودش رازي ندارد
دست هاي خسته من شور آغازي ندارد
با خودم گفتم بيايم رو به روي تو نشينم
با خودم كه شايد باز لبخندت ببينم
باز آن شب لحظه اي را در كنار تو نشستم
واي بر من مثل شيشه بي صدا در خود شكستم
در كنار تو نشستم تو ولي من را نديدي
شمع بودم .... شعله گشتم..... گرميم را نچشيدي
غنچه اي بودم ....شكفتم.... شاخه اي از من نچيدي
من و تو در ظلمت شب باز از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و دوباره ما پر از خاطره گشتيم
مهدی_شقایی_بهار
اقتباس_فریدون_مشیری
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 207 |
| 3 | شعرهایم رنگ چشمان تو را نوشیده اند
آبی آرام دریا را به تن پوشیده اند
بس که زیبایی به اقلیم قلم بخشیدهای
آسمان تا آسمان را در غزل پیچیدهای
خون احساس مرا با غمزه هایت ریختی
چشمهایم را به چشم اخترت آویختی
چشمهایت را میان چامهام افروختم
از تب و تاب طلوع شامگاهت سوختم
کودک شعرم بزرگی میکند با نام تو
خوشه خوشه قافیه میچیند از بادام تو
خوابهایم قبل من ماه تو را بوسیده اند
عطر شب بوی تو را از چشم من بوییده اند
کاش چشمانت شبیه آرزوهایم نبود
آرزویت روز و شب در گفتگوهایم نبود
ای خوشا آیینهها را صف به صف در مقدمت
اشتیاق خوشهها را همدم پیچ و خمت
با خدایم شعر را آغوش وصلت کردهام
قافیه را مست بد مستیِ فصلت کردهام
چشمهایت کوچه باغ تازه باران خورده است
چشمهایم را به دیدار تغزل برده است
فاطمه_مقامی_آساره
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 74 |
| 4 | عطر گلها نیست این بوی غریب از موی توست
وین نسیم عطر گردان قاصد گیسوی توست
كیست «شب بو» تا نسیم او برآشوبد مرا
در من این شیدایی از یاد تن خوش بوی توست
زلف مشكین را به باد صبحگاهی دادهای
وین قیامتها همه از نافهی آهوی توست
هم تو سيـرابم توانی کرد، ای جاریترین
ای که دریـا از عطش پروردگان جوی توست
چشمهی آب حیات است _آه خضر من _ نه چشم
این که جوشان زیر طاقطرفهی ابروی توست
دو گل سرخ و سفید و پنج پر، چون آفتاب
وا شده بر ساقههای همگنِ بازوی توست
چون گل خورشید گردان محو دیدار تو شد
که به هر سو میروی خورشید چشمش سوی توست
عشق نجوا کرد با دیدار تو در گوش شعر
اینک آن کاو لایقِ تختِ غزل بانوی توست
صبح شد برخیز و بنشین روبهروی آینه
تا ببینی بهتر از خورشید رویاروی توست
حسین منزوی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 58 |
| 5 | چشمانِ پُـر مِهرت چرا نم دارد امشب
گویی دلت انبـوهی از غم دارد امشب
دست از سرت بردار! میدانی که آن سر
یک شانه ی مردانه را ، کم دارد امشب
ایـن شرجیِ انـدامِ لرزانت، مـرا کُشت
از بس هـوای عاشقی، دَم دارد امشب
باشد.. مـرا با حالِ خود دیوانـه تر کن
دیوانگی هم شوق و عالَم دارد امشب!
بـر مـوجِ گیسویت دو دستم را بلغزان
گیسوی تـو امـواجِ مُبهـم دارد امشب
روی گُلت، در جذبـه ی مهتاب خشکید
در سر هـوای جذبِ شبنم، دارد امشب
قلبـم گـواهی میدهد، از حال و روزت
حـوّای قلبـت، میـلِ آدم دارد امشـب
پرویز_شالی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 60 |
| 6 | اگر آرام شد حالت !! میان شعر پر دردم
بدان من بین اشعارم! همیشه گریه میکردم
بدان هر مصرعش را من به خون دل وضو دادم.
وهر شب با خودم گفتم!! چرا من دل به او دادم
اگر در بین اشعارم! دلت لرزیدو نالیدی
ویا نام و نشانی از من آزرده پرسیدی
بدان من عاشقی بودم که دراشعارخودگم شد
دوخط ازدردخود را گفت! اسیر حرف مردم شد
اگر شعر مرا خواندی ! وحالت مثل حالم شد
بدان این شاعر غمگین ! فقط رسوای عالم شد
من از درد دلم گفتم! تو هم میخوانی و میری
به حرفم میرسی آخر...!! شبی در آخر پیری
اگر شعر مرا خواندی و دردم را نفهمیدی
دلیل هق هقم در شعر سردم را نفهمیدی
شبی میفهمی آخرسرکه بغضت را بغل کردی
شبی که بی قلم حتی! نبودش را غزل کردی..
دعایی کن به حال من شبی که خیس از دردی
اگر در بین اشعارم ! تو هم شب گریه ای کردی.
غفارحسین_نژاد
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 129 |
| 7 | در کوزه ی ما شیره ی انگور نهان است
در باغ فلک چرخش چرخشت عیان است
تفسیر شرابی که خمارین دَم دنیاست
در کام شَهان شهد و بدرویش غمان است
بنگر همه مدهوش لبِ داغ می آلود
اسرار ازل در رگِ جوشان رزان است
مجنونم و گه رَخت شهان قامت ما شد
کشکول مرادم همه جا خوان مَهان است
انگشت مکن رنجه به کاووش جهانی
سیمای در آینه ی پیری که جوان است
مهتاب بلندا ی در آینه ی مرداب
در اوج بلندی نگهش عمق جهان است
مغرور مشو ، کاشفِ اسرار جمالش
بس دشنهی مژگان مسلح به کمان است!
گویی همه در حسرت اندوه وصالیم
در کارگهِ کون و مکان عشق روان است
افسوس در این وادی محزونِ جگر سوز
از دور نصیبم همه اندوه و فغان است
دانی که در اندیشه ی ما مخمل سبز است؟
در صفحه ی تقویم کجا فصل خزان است!
ای کاش بخشکد بُنِ تاکت ، شجر دهر
مرهم به همه زخم جگر سوز زمان است
بهمن_نعمتی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 108 |
| 8 | از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنم
دل به تو بستم شدی لیلیّ و مجنونت منم
بوی نیلوفر گرفتم تا بغل کردم تورا
می دهد عطر تو را حتی نخِ پیراهنم
می شود از رویِ صیدِ مهر در بندم کنی!؟
حلقه باشد دست های تو به دور گردنم
ای که چون باران حضورت مایه ی آبادی است
بی تو مانندِ کویر و با تو مثلِ گلشنم
خوشه ی انگور لب های تو مستم می کند
میچلانی بر لبِ من لحظه ی بوسیدنم
دشتِ گیسوی بلند ات مثلِ گندمزارهاست
خیره در زیباییِ موهای مثلِ خرمنم
گرچه می سوزم همیشه گردِ شمعِ روی تو
مثلِ پروانه به شوقِ دیدنت پر میزنم
محسن_یزدان_دوست
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 118 |
| 9 | دلا زِ دردِ دلِ خود توان ندارم من
چِنان که در غمِ خویشم ، نشان ندارم من
دلم شکستی و رفتی که آخرش چه شود؟
شدم همان گلِ پر پر ، که جان ندارم من
خلع تمامِ دو دیده ، که جانِ من رفت و
قسم به جانِ خدایت ، زمان ندارم من
مسیر قبله ی من شد همان دو چشمانت
نمازِ من بِشِکست و ، اذان ندارم من
مرا به دوریِ خود کرده ای توام مهمان
به جز میانِ دو دستت ، مکان ندارم من
جوانی ام شده پیر و دو دستِ من لرزان
توانِ من بِگذشت و ، امان ندارم من
فصول و ماهِ تو در اشکِ من تبسم شد
ضمایِرم متلاشی ، خزان ندارم من
بیا که اشکِ دلم خون شود زِ اشکِ غمت
بیا که جانِ تو دیگر ، جهان ندارم من
محمد_کردیان
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 104 |
| 10 | بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
چون تو پیش من نباشی شادمانی چون کنم
هر زمان گویند دل در مهر دیگر یار بند
پادشاهی کرده باشم پاسبانی چون کنم
داشتی در بر مرا اکنون همان بر در زدی
چون ز من سیر آمدی رفتم گرانی چون کنم
گر بخوانی ور برانی بر منت فرمان رواست
گر بخوانی بنده باشم ور برانی چون کنم
هر شبی گویم که خون خود بریزم در فراق
باز گویم این جهان و آن جهانی چون کنم
بودم اندر وصل تو صاحبقران روزگار
چون فراق آمد کنون صاحبقرانی چون کنم
هست آب زندگانی در لب شیرین تو
بی لب شیرین تو من زندگانی چون کنم
ساختم با عاشقان تا سوختم در عاشقی
پس کنون بی روی خوبت کامرانی چون کنم
هم قضای آسمانی از تو در هجرم فکند
دلبرا من دفع حکم آسمانی چون کنم
بر جهان وصل باری بنده را منشور ده
تات بنمایم که من فرمان روانی چون کنم
من چو موسی ماندهام اندر غم دیدار تو
هیچ دانی تا علاج لن ترانی چون کنم
نیستم خضر پیمبر هست این مفخر مرا
چاره و درمان آب زندگانی چون کنم
مر مرا گویی که پیران را نزیبد عاشقی
پیر گشتیم در هوای تو جوانی چون کنم
سنایی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 94 |
| 11 | هر چندکه از دست تو این دل به فغان است
احساس تو در کنج دلم راز نهان است
یک لحظه نشد این دلم از عشق تو غافل
نامت همه جا تا به ابد ورد زبان است
با جان و،دل خویش خریدم غم عشقت
هرچند در این راه بها عمر گران است
عقلم به دلم گفت نده دل به دلِ عشق
دل گفت :که این خوب ترین کار جهان است
هرشب بسرایم غزلی ناب ز چشمت
چشمی که برای غزلم باده ی جان است
دلتنگ شمیمِ خوش لبخند توام من
اشکم ز تمنای دل از دیده روان است
ای ساحل آرامشِ دریای دل ای عشق
دور از تو نفس تنگ و هوا در خفقان است
افسوس به جز درد نداری ثمر ای عشق
بیچاره قلم عاجز از این درد گران است
مهناز_نجفی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏
. | 146 |
| 12 | هر که از درد گذشت، همسفرش من بودم
هر که نشنید ز غم، بیخبرش من بودم
شبِ بیرحم اگر شمع نداشت از دل خویش
همهجا سوخت ،ولی نور سحرش من بودم
سایهای دید کسی از تو و نفهمید مرا
سایهوار آمدم و محوِ نظرش من بودم
هر که در دام تو افتاد، رهایی نگرفت
لیک در بند تو تا مرزِ شرش من بودم
شوقِ پرواز اگر بود، کجا جز تو رسید؟
هر که از شوق پرید، بال و پرش من بودم
هر که میرفت و نمیدید، پشتش چه شکست
من همان پشتزمینخوردهترش، من بودم
بر لبش خنده، ولی در دل او تیرِ جفا
هر که خنجر زد و خندید، جگرش من بودم
تا که نامت همهجا ورد زبانها شده بود
هر که بینام شد از عشق، اثرش من بودم
باد رفت از تو، ولی دامن من را بُردند
هر که ماند و نچکید از گذرش من بودم
این همه قصه اگر ماند به دفتر ز جنون
بنویسید که فریاد، هر سطرش من بودم
قیامتوار اگر از خود گذری ، شرطِ وفاست
هر که از خویش برید، دربدرش من بودم
امیر_قیامت
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 141 |
| 13 | گفته بودی در کنارم شاد و برنا می شوی
دل به دریا می زنی ، محوِ تماشا می شوی
از لبانم شعر می گویی، دوبیتی های ناب
شاعری مجنون ، برایِ چشمِ لیلا می شوی
گفته بودی سینه ام را از غزل پُر می کنی
کعبه ی چشم مرا ، شوقِ تمنا می شوی
من ندانستم تمامِ حرفهایت قصه بود
فکر می کردم میانِ جانِ من، جا می شوی
می پرستیدم تو را همچون زلالِ آفتاب
معتقد بودم فقط من را پذیرا می شوی
پیله ی عشق تو را می بافتم در روح و تن
رفتی اما در خیالم مثلِ رویا می شوی
جانِ من!! دارِ مکافات است دنیا پس بدان
آخرش تنها ترین تنهای تنها می شوی
فرشته_تشکری
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 156 |
| 14 | نگاهش با من است اما ، خیالش را نمی دانم
تماشایش که این باشد ، وصالش را نمی دانم
هزاران تیررر ِ دلتنگی ، روانه کرده ام سویش
به قلبش می خورد اما ، به بالش را نمی دانم
مگر از او به غیر از او دگر چیزی طلب کردم
اگر عاشق شود قلبی محالش را نمي دانم
چگونه می شود از او بپرسم "دوستم داری؟"
جوابش هر چه هم باشد ، سوالش را نمیدانم
میان ِ سیب ِ لب هایش دلم را قرمزش بُرده
چشیدم طعم ِ سرخش را و کالش را نمی دانم
اگر چه بوده نامحرم ، ولی بوسیدمش او را
حرامش این چنین باشد ، حلالش را نمی دانم
برایم قصرِ چشمانش مثالِ تخت جمشید است
شکوهش همچنان باقی ، زوالش را نمی دانم
حساب ِ زندگی با او چنان از دست ِ من رفته
نه تنها روز و ماهش را که سالش را نمی دانم
حیا مانع نشد تا من بگویم خواهش ِ دل را
بگیرم دست ِ گرمش را و حالش را نمی دانم
سید_احمد_حسینیان
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 146 |
| 15 | عمریست بدهکارِ دلِ پر غم خویشم
صدزخم جفا دیده ام ومرهم خویشم
از گردشِ ایام ندارم گله هر چند
دلخسته زدورانِ غم و عالم خویشم
زخمی بدل افتاده که درمان شدنی نیست
آزرده دل از مردمِ نا محرمِ خویشم
یک روز نگاهم به رخِ ماه تو افتاد
زان روز پریشانم و درماتمِ خویشم
مارا چه گنه بود که از روز نخستین
در هجمه چشمانِ ترو پر نمِ خویشم
از هجرِ تو هر روز نصیبم شده اندوه
درمانده وسر گشته وبی همدم خویشم
این ظلم روا نیست که اینگونه بسوزیم
دیریست پریشانِ غمِ مبهمِ خویشم
زخمی که بدل مانده زهجرانِ توکم نیست
من وارث یک حسرت بیش از همِ خویشم
با اینکه شکستی پرِ پروازِ من ای عشق
دربخشش هرجور و جفا حاتمِ خویشم
بدرود برو دستِ خدا همرهِ راهت
بعداز تومن وچشمِ تراز هردمِ خویشم
منوچهر_حیدر_رضائی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 261 |
| 16 | به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را
به کوی میفروشان با هزاران عیب خوشنودم
که پوشیدهست خاکش عیب هر آلوده دامان را
تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن
که اینجا مور بر هم میزند تخت سلیمان را
تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر
اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را
نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان
مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را
دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد
نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را
کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم
کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را
گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد
نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را
من ار محبوب خود را میپرستم، دم مزن واعظ
که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را
دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد
که خضر از بیخودی بر خاک ریزد آب حیوان را
فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید
که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را
فروغی_بسطامی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 158 |
| 17 | کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
بالای خود در آینهٔ چشم من ببین
تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی
میر سپاه شاه صفآرا کنم تو را
فروغی_بسطامی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 307 |
| 18 | No text... | 294 |
| 19 | آمدی جانی ندارم در بدن ، دیر آمدی ؟
من شدم از دوری ات از زندگی سیر آمدی
آمدی وقتی که چشم از فرطِ گریه کور شد
تار می بینم تو را ، گشتم زمینگیر آمدی
سینه خالی شد از عشق و آن همه دلدادگی
بعد عمری دست پُر اما ، به تاخیر آمدی
بارها خواب تو را دیدم در آغـوشم عزیز
آنقدر در خواب ماندی ، بعدِ تعبیر آمدی
تشنه ی مهر شما بود این ، دل رسوایتان
مهرت از دل شد برون آغشته با تیر آمدی
هر صدای پایی می آمد ،گمان کردم تویی
دیگر آب از سر گذشته من شدم پیر آمدی
سینه ام از سرفه های بی امان شد مبتلا
حال که هر بازدم ، گشته نفسگیر آمدی ؟
از رقیبانم گرفتم ، روی خود تا نشنوم ؛
اینکه میگفتند از عشقت به تدبیر آمدی!
دور دنیا را زدی باشد حلالت من ولی ؛
بودم اینجا بازیِ دستانِ تقدیر ، آمدی
خشک شد "پونه" شکسته زیر پای عابران
چون شدی با عطرِ باد آورده درگیر آمدی؟
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 180 |
| 20 | از غم هجر تو با این دل ویران چه کنم
گر نجویم گُل رویت به گلستان چه کنم؟
جگرِ سوخته ام را نکند گریه دوا
من دراین آتش غم با دل سوزان چه کنم؟
کهنه دردی ست فراقِ تو که درمان نشود
بی تو با حزن و غم کلبه ی احزان چه کنم؟
میکُشد ماتم هجران تو من را به خدا
گشت افسرده دل از حال پریشان چه کنم؟
طالع بخت من از رفتن تو شد شب تار
قلب من گشته از این بخت هراسان چه کنم؟
مثل ظلمتکده ام،رفته ای؛ ای نور بصر
بی تودر وادی کنعان مَهِ تابان چه کنم؟
شوق پرواز به دل ماند و پریدن به سرم
بال و پر بسته در این گوشه ی زندان چه کنم؟
شهر تهران پُرِ از یاد خوشِ خاطره ات
بی تو با وحشت و تنهائی تهران چه کنم؟
شرح هجران تورا با که بگویم تو بگو
جان مهناز بگو با غم پنهان چه کنم؟
مهناز_نجفی
#شعرگرافی
.┏━━━━━🕊 ⃝ 🌿
┊ 🖤 @khaste_seda60_70 🖤
╰┈─➤🕊⊱•❁•◍⃟🕊
🕊ـــــــﮩﮩ٨ﮩــــﮩ٨ﮩﮩـــ
# ریکشن_فراموش_نشه🙏 | 161 |
