بازماندهای از یکم دسامبر
Open in Telegram
فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"
Show more149
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-730 days
Posts Archive
سری قبل خیلی گفتید از ممبر ها و ادمین ها بخوام درمورد حمایت و اینا ولیکن یک مقداری احساس میکنم درست نیست شاید توی رودرواسی قرار بگیرن احساس بدی بگیرن
ظاهرش معمولی بود اما تاثیرگذاریاش انسان را حیرت زده میکرد،مانند هنر زیبا بود و مانند شعر دلنشین، پناه بودن را دوست داشت، دلش میخواست دیگران نامش را که میشنوند به یادِ چشمانش بیوفتند، کمی پنهانکار و بسیار شجاع بود، به یاد دارم که آن زمانها سخت گریه میکرد اما قلبش رنجدیدهترین قلبی بود که در تمام زندگانیام بر چشم دیده بودم، سخن گفتن را دوست داشت اما آنچنان در پنهان کردن غمهایش ماهر بود که گاهی وقتها آدمی اگر او را از دور مینگریست گمان میکرد آرام ترین انسان جهان است؛ همیشه در زیبایی چشمانش کمی اندوه، در لبخندش کمی اشک، در حرف هایش کمی بغض، در دستانش کمی ترس، در قلبش کمی زخم، در مغزش کمی درد و در آغوشش کمی غم پنهان شده بود..
اغلب برای از بین رفتن "غمها" هیچ تلاشی نمیکنم چون تنها راهی هست که من رو به بعضی از آدمها وصل میکنه.
Repost from N/a
کاش یه آدمی وجود داشت که بتونه اندازهی بابا دوستم داشته باشه.
از اون آدم هایی که فکر میکردید اومدن که بمونن بگید..
https://t.me/HarfinoBot?start=c578be34cbfc1ee
