en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

Open in Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

Show more
149
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-730 days
Posts Archive
قَالَ لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا"

اگر خبر از او می‌گرفتند در انتهای قلبم دقیقا قسمت فراموش نشدنی ها او را می‌یافتند"

نشسته بود روی صندلی حیاط سرشو گرفته بود رو به آسمون و داشت با خودش حرف میزد: امروز امتحانو خوب دادم فکر کنم نمره ام بالا بشه راستی عینکمم میزنما سعی میکنم آب زیاد بخورم جلو کسی گریه نمیکنم دیگه به چیزای بی اهمیت هم اهمیت نمیدم ولی هنوز از کسی ناراحت و عصبی باشم نمیتونم تو چشماش نگاه کنم یا حتی نمیتونم استرسمو کنترل کنم ولی دیگه سر حرفا کمتر ناراحت میشم حتی دیگه غصه هم نمیخورم اما خب هنوز زود رنجم درس میخونم اما یکم هنوز گیجم مواظب خودمم هستم حتی دیگه تیک عصبیم هم بهتر شده و یادم رفت بگم جز این دو سه روز خیلی وقته با کسی بحث نکردم حالم بد نیست اما خب خوبم نیست دلتنگت میشم بعضی وقتا اما خب مامان همیشه میگه دلتنگی آدمارو قوی می‌کنه راست میگه منم خیلی قوی شدم اونقدر که زور کمتر کسی بهم میرسه کمتر کسی می‌فهمه تو دلم چی میگذره و خلاصه که این روزا بدک نمی‌گذره ولی خب امیدوارم تو هم خوب باشی من خیلی دلتنگتم و آرزو میکنم ببینیم و خوشحال باشی یا بفهمی که دارم باهات حرف می‌زنم و یادت نره چقدر دوست دارم دیگه خسته شدم از گوش دادن به حرفاش نمی‌فهمیدم چرا این حرف زدنش تموم نمیشه فکر کنم بیچاره عقلشو از دست داده تا بیکار میشه میشینه رو به آسمون حرف میزنه واقعیتش چند باری پرسیدم داری با کی حرف میزنی و چته اما هر سری یه جوری منو پیچوند و نگفت صاحب حرفا کیه اما خب هرکسیه خوشحالم براش خوبه آدم یکیو داشته باشه اینجوری باهاش حرف بزنه و حالش خوب باشه من که نفهمیدم کی ای و کجایی ولی اگر این پیام منو دیدی خوشبحالت که یکیو داری برات حرف بزنه خوشبحالت؛ _غـریـبـه

دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعشِ خود به شانه گرفتم گریستم:)"

حقیقت احمقانه کودکی‌اش او را سخت عذاب میداد شاید اگر فهمیده بود برای همیشه ترکش میکرد _غـریـبه

زجر میکشید و می‌خندید این را از غریبه به ارث برده بود"

همه رو بخشیده بود جز خودش همیشه می‌گفت هیچکس جز خودم نمیتونست تا این حد این آدمو زخمی کنه راستش نمیدونستم منظورش از زخم چیه چون من هیچ وقت ندیده بودم گریه کنه ندیده بودم کسی ازش متنفر باشه ندیده بودم دل کسی رو بشکنه ندیده بودم جواب بدی هارو با بدی بده ندیده بودم توهم و اخمو باشه معمولا با همه می‌گفت ‌و میخندید هرکس حالش بد بود و می‌رفتیم پیشش اونم اونجا بود زودتر از هممون به همه احساس کامل بودن میداد بچه ها همه دوسش داشتن و باهاش احساس راحتی میکردن آدم مهربونی بود و همیشه مراقب بقیه بود بعضی وقتا می‌دیدم که مراقب خودش نیست ناخوناشو میجووعه یا پاهاشو دائم تکون میده و وقتی ازش می‌پرسیدم خوبی یه لبخند میزد و می‌گفت اره خوبم بعضی وقتا که عصبی میشد ازش می‌ترسیدم اما میدیدم که باز با اون حال وقتی ازش می‌پرسیدم خوبی لبخند میزد و می‌گفت اره خوبم خیلی جاها می‌دیدم که خوب نیست اما نمیتونستم بفهمم چی شده فقط این اواخر فهمیده بودم داره سعی می‌کنه یه چیزیو قایم کنه یه چیزی که داشت خیلی اذیتش میکرد اما با این حال باز نمی‌فهمیدم اون زخمی که می‌گفت یعنی چی؟ مگه با خودش چیکار کرده بود؟ چند بار حتی یواشکی دستاشو نگاه کردم و به بهونه های مختلف استینشو زدم بالا ببینم اون زخم که میگه چیه اما زخمی نبود هیچی نبود نمی‌فهمیدم چی انقدر بزرگ بوده که باعث شده نتونه خودشو ببخشه هیچ وقتم نگفت حتی وقتی بارها و بارها ازش پرسیدم فقط یه بار بین حرفاش از دهنش پرید گفت من یه کاری با این آدم کردم که از خودش بودن بترسه و تا خواست کلمه بعدی رو بگه انگار یه چیزی شد و سریع حرفشو خورد و بحثو عوض کرد من که هیچ وقت کامل نفهمیدم چی شده ولی مواظب خودت باش تو واسه من و مامان بابات ارزشمندی بچه جون:)❤️‍🩹 _غـریـبـه

عیسی بر صلیب چیزی میگوید که هربار با خواندنش تنم میلرزد: ایلی ایلی ... لم شبقتنی "خدایا خدایا، چرا ترکم کردی؟:))"

شکوفه نداد و متوجه شدم که من خاک مناسبی برای او نیستم"

حال امروزم>>>>>>>>

و تکرار می‌شود تا بیاموزی . .

و پس از اندوه‌ هایمان همچون بهار زنده خواهیم شد گویی که انگار هرگز .. مزه تلخی را نچشیده ایم"

به اسم آفریدگار قدرت"