en
Feedback
▿𝐒𝐚𝐬𝐬𝐲 𝐒𝐢𝐬𝐭𝐞𝐫𝐬💙▿

▿𝐒𝐚𝐬𝐬𝐲 𝐒𝐢𝐬𝐭𝐞𝐫𝐬💙▿

Open in Telegram

𝐰𝐞'𝐥𝐥 𝐛𝐞 𝐚𝐥𝐫𝐢𝐠𝐡𝐭♬ . . @bitchsnotes_bot

Show more
234
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1130 days
Posts Archive
ایگنورم کنید میرم تو افق محو میشم

نازبلاهای من،سلام! . . با یه چالش دیگه در خدمتتون هستم^^ . . ماجرا از این قراره که..."شما راننده شخصی یکی از پسرای واندی هستی
نازبلاهای من،سلام!
. . با یه چالش دیگه در خدمتتون هستم^^ . . ماجرا از این قراره که..."شما راننده شخصی یکی از پسرای واندی هستین و وظیفتون اینه که هرجایی که پسرا قراره برن،شما اونا رو برسونید و در کل،کل روز رو در کنارشون باشید..." . حالا این پیام رو فور کنید تو خونه‌های قشنگتون،تا من بر اساس وایبی که ازتون میگیرم بگم: ¹.راننده کدوم یکی از پسرا میشید. ².ماشینی که باهاش رفت و آمد میکنید چیه. --‐-------------------------
Limit:تا زمانی که خط بخوره.
پ.ن:پرایوتای عزیز میتونن لینک چنلشونو توی ناشناسم برام بفرستن💋✨️

Repost from هاموئل 🪩
من که این روزارو میگذرونم و تموم میکنم ولی خودمم تموم میشم

مغزم هرچند وقت یک بار،زمزمه میکنه که تو 'اونا' رو فراموش کردی، اما قلبم با دردی که کل وجودم رو میگیره،به مغزم ثابت میکنه که م
مغزم هرچند وقت یک بار،زمزمه میکنه که تو 'اونا' رو فراموش کردی، اما قلبم با دردی که کل وجودم رو میگیره،به مغزم ثابت میکنه که من هنوز همون دختر کوچولوییم که کل وجودش میتپید برای عشقی که به اون پنج تا پسر زیبا داشت. من هیچوقت فراموش نمیکنم،کودکی‌ای رو که با وجود 'اونها' زیبا شد.هیچوقت فراموش نمیکنم،عشقی رو که از 'اونها' یاد گرفتم،هیچوقت فراموش نمیکنم چندین بار اون چند تا پسر به احساس ارامش و کامل بودن دادن... من برای همیشه،در جایی مشخص از قلبم،جای اونها رو نگه میدارم و تا به ابد هم که شده،به امید اینکه روزی 'خوشحال' کنار هم ببینمشون،زندگی میکنم!...

حتما عزیزم قول میدم

https://t.me/bitchesnotes/13618 برگرد به همون روال سابق لطفااا!😭

بخدا منم ینی دلم لک زده واسه وقتایی که با ارامش میرفتم تو واتپد واستون مینوشتم😭😭

عزیزم اوکیه شوخی کردم:)

https://t.me/bitchesnotes/13610 انقدددد دلمون تنگ شده واسه کارات😭😭😭

https://t.me/bitchesnotes/13608 سوال شد اخه برام😭😭

حتی با این خانمم کم پیش میاد غیر از روزای دانشگاه بریم ددر دودور😭

بچرو فقط تو دانشگاه میتونیم ببینیم

وگرنه از ته دلم دوست دارم مثل قبل حوصله به خرج بدم،واستون وانشات بنویسم،فف آپ کنم،متنای کوتاه بنویسم ولی حقیقتا سرم انقدر گرمه با کارای الکی گنده،که وقت نمیکنم:)

دلیل نبودم متاسفانه یا خوشبختانه اینه که یه پست شغلی جدید بهم خورده و تقریبا مسئولیتام دو برابر شده و من وقتا ۹ شب میرسم خونه بخاطر حجم کاریم