᾿ 𝚸ᥲⴄd𝛐rᥲ .ㅤ
Open in Telegram
2 492
Subscribers
-324 hours
-817 days
-31230 days
Posts Archive
2 492
6 _april | 2016 | 03 : 03 Am
آخرین گلوله رو به تنِ سفیدِ قربانی ش شلیک کرد .
کراواتُ باز کردُ دوتا از دکمه های اغازینِ پیرهنشُ باز کرد ؛ فنجانِ گرم رو بلند کردُ آرام نوشید.
حرارت ِ قهوه ش ، سرمای تنشُ خنثی میکرد ؛ عرقِ سردشُ از لای پیشانیِ سردش کنار زدُ با دستمالی ک به یادگار از مادرش مانده بود آهسته آهسته عرقِ سردشُ خشک کرد .
بالا سر ِ جنازه ی بی روحِ قربانی امشبش وایساد .
- دلتنگِ رخساره ی تنت بودم پسرم .
آهسته بر روی تنِ پسرکش خم شدُ تنِ بلوریِ پسرکشُ آرام نوازش کرد ؛ پک های پسرک بی جونش ک حال به سرخیِ چشمانش درامده بود .
- ببریدش گاراژهمیشگی .
قربانیِ جئون ؛ بی جان ؛ سردُ بی روح در مقابلِ جئون جون میداد و جئون اهمیتی نمیداد ؛ از قهوه ی گرمش مینوشیدُ با غبارِ دود ریه هایشُ به بازی میگرفت .
روانویسِ گلد"ش ُ دراوردُ رقصان میان انگشتانش حرکت داد .
نقابشُ از داخلِ جیبش دراوردُ بر صورتِ سردُ بی روحش قرار داد .
با صدای زنگِ گوشی به خودش اومد ؛ گوشیِ نوکیاشُ از داخلِ جیبش درآورد:
+ میدونم اینجایی پسر بویِ قدمات حس میشه .
- پس وقتشه یاداوری کنم کاسیوس برگشته کیم!
