en
Feedback
ریسمــان‌

ریسمــان‌

Open in Telegram

حرکت فکری‌ست که الهی در صدق باشد و نور✨🌱

Show more
422
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive
دلم می‌لرزد وقتی به لحظاتی می‌اندیشم که حفظِ حضورت نکرده‌ام، به خلاف جهتِ تو نگریسته‌ام، تمام وجودم و هستی، تو را به نیاز فریاد می‌زد ولی غیرِ تو، مرا به خود مشغول کرد... از فاصله‌ام با تو می‌ترسم. این ترس را می‌خواهم و افزون می‌خواهم تا در این عجز ذوب شوم و اشک‌هایم سیلابی شود که زنگار و غبار را بشوید، راه را به سویت بگشاید و مرا به به تو برساند. می‌دانم «رواقِ منظر چشمم» که پاک شود، خواهم دید «که خانه، خانه‌ی توست» 🌱
از برای شَرَف به نوُکِ مژه خاکِ راهِ تو رفتنم، هوس است
#حافظ ✨
انسان از کثرت گناه، فاصله‌اش تا بهشت، بیش از فاصله زمین تا عرش می‌شود. پس هرگاه از خوف خدا گریه کند و پشیمان باشد، میان او و بهشت نزدیک می‌شود، مثل مژگان به چشم.
وسائل‌الشیعه، ج۱۱،ص۱۷۸،ح۱۰. @rismanash

نامه به دوستِ او💌 نمی‌توانم به زبان بیاورم. همین‌که توقع‌ام را آشکار کنم، هزاران راه پیش رو خواهم داشت تا به من ثابت شود هیچ‌چیز و هیچ‌کس در این دنیا باقی نیست. حتی اگر مرگ یکی از آن راه‌ها باشد پس به جمله‌ای ممنوعه تبدیل شده است. فقط می‌توانم بگویم:« زیبایی را دوست دارم بیا انتخابمان همیشه زیبا باشد، عجله نکنیم که خراب کردن، آسان‌تر از ساختن است اما حسرت، عذابی‌ست بی‌پایان... دشمنِ عادت باشیم که در عادت، غفلت به کمین نشسته و در گذر رودِ زندگی که چنین پرشتاب و پر از احتمال و عدم‌قطعیت است، رفته‌ها بازنمی‌گردند مگر به قیمت عمری در انتظار... در کنارت زیبا شدم، زیبایی دیدم و احتمال زیبا ماندنم بسیار است.» @rismaanash

#کتاب «تضادهای درونی» نوشته‌ی بزرگمرد #نادرابراهیمی از آن کتاب‌هایی بود که دوست داشتم تک‌تک داستان‌هایش را برای جمعی گسترده بخوانم، چون از تضادهایی می‌گفت که همه‌ی ما تجربه‌شان کرده‌ایم و می‌توانیم در این احساس مشترک، به خلق اندیشه‌ای نو برسیم. تلاش می‌کنم دریافتم از هر داستان را در چند جمله بیان کنم: هیچ‌کس صدای «شیپور شامگاه» را نمی‌شنود: تحصیل‌کرده‌های جامعه، این‌بار در لباس سربازان نظامیِ کشورِ متضاد با شعارهای اتحاد برای مقابله با استکبار، درگیر حیله‌های دشمن شده‌اند و تفرقه را با مثل‌هایی به ظاهر طنز، اما قوم‌گرایانه و توهین‌آمیز، ریشه‌دار می‌کنند. قصه‌ای به نام وسائل ارتباط جمعی: خانواده‌ای که هر عضو آن رسانه و خط فکری جداگانه‌ای دارد. وسائل ارتباط جمعی، خود به عاملی برای گسست تبدیل شده‌اند. هیچ‌کس زبان دیگری را نمی‌فهمد و تنها برای منافع شخصی، به همزیستی اجباری تن داده‌اند. مردی در غربت: حکایت مردی که نه اصول اخلاقی‌اش به او اجازه می‌دهد با سیستم فاسد همراه شود و مانند مفسدان پیشرفت کند، و نه توانایی مبارزهٔ تن‌به‌تن را دارد. به همه بی‌اعتماد است و غربت را حس می‌کند، اما هنوز در خودش امید نجات و در دیگری دستی یاری‌گر می‌بیند. دعوت به شراب کهنه: صرفاً به دلیل ناآشنایی با تفاوت‌ها، آن‌ها را به تضاد و تقابل تبدیل می‌کنیم. تفاوت نسل‌ها که می‌تواند محرک انرژی و مسیری نو باشد، به جای گفت‌وگو، به میدان مبارزه کشیده شده است. در امتداد ارزش‌ها: پول برای انسان یا انسان برای پول؟ پول گم شده است یا انسان؟! روزی که ایمان متولد می‌شود: دعا متضاد نظام طبیعت، عقل و عدل است؟ دعا برای زنده نگه‌داشتن ایمان است، برای گرم نگه داشتن قلب است، فارغ از پاسخ.
آرام‌آرام حل می‌شوم، فرو می‌روم، یکی می‌شوم، تمام می‌شوم، پرواز می‌کنم، سبکم، خنکم، آرامم، سبزم، روشنم...نیستم...
تیغی در گلو: تفسیر متضاد ما از واقعیات شاید فقط بستگی به تیغ ریز ماهی مانده در گلو دارد. حال آدم که خوب باشد بهتر می‌تواند همه چیز را به خوب تفسیر کند. پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار: بزرگ‌ترین تضاد درونی ماست؛ آگاهی به مرگ و غفلت از آن.
وخاک ، آن روز، تو را ندا خواهد داد که :ای انسان! چرا بیدارباش سحرگاهی مرا پاسخ نگفتی؟ اینک، غروب اینک، خواب و ،اینک، خاک‌!
@rismanash

زمزمه‌ی شعر نگاه تو را می‌شنوم. با دل و جان آشناست. ریخت چو مهتاب در آغوش من. نغمه‌ی مرغان بهشتی نواست. می‌شنوم، در نگه گرم ت
زمزمه‌ی شعر نگاه تو را می‌شنوم. با دل و جان آشناست. ریخت چو مهتاب در آغوش من. نغمه‌ی مرغان بهشتی نواست. می‌شنوم، در نگه گرم تست گمشده گلبانگ بهشت امید. #هوشنگ_ابتهاج @rismanash

امیرالمومنین(؏): معبودم مرا این عزّت بس است که بنده تو باشم و برایم این افتخار کافی است که تو پروردگار من باشی، تو آنچنانی که دوست دارم، مرا هم چنان کن که دوست داری. ️ [خصال شیخ صدوق، باب التسعة، صفحۀ ۴۲۰.] @rismanash

از داغ عشق تو دل من ریش شد ولی این ریشه ریشه‌های دلم ریسمان به توست
شعر از هنرمند گرامی @amiri_kermanshahi

تا یک انسانِ گرسنه در سراسرِ پهنه‌یِ زمین وجود دارد، خوب و سیر خوردن، جُرم است.
#نادر_ابراهیمی #آتش_بدون_دود ‌ @rismanash

حرف از حضور است؛ عطر وجودمان، موج کلام‌مان، رنگ نگاه‌مان و طنین رفتارمان. در چهارچوب قوانین نیوتن یا نسبیت سخن نمی‌گویم؛ بقاء
حرف از حضور است؛ عطر وجودمان، موج کلام‌مان، رنگ نگاه‌مان و طنین رفتارمان. در چهارچوب قوانین نیوتن یا نسبیت سخن نمی‌گویم؛ بقاء و تبدیل انرژی، عمل و عکس‌العمل، دورهایِ نزدیک و دیرهایِ زود. حساب دل گسترده‌تر از آن است که در قوانینی اینچنین قابل بیان باشد. هزار تکه‌ می‌شود و باز به هم می‌پیوندد، هزار بار می‌میرد و زنده می‌شود، در هیچ بُعدی از ابعاد این جهان محبوس نمی‌شود. اما فقط دلی که هنوز دریچه‌های احساسش را نبسته باشد و قادر به خالصانه گریستن و خندیدن باشد. اگر فقط می‌توانیم در غم‌ بگرییم، بگرییم. نگوییم:«کم است؟ که چه؟» دل اینگونه زنده می‌ماند و قوّت می‌گیرد. ‏امام صادق علیه السلام‏:
هرگاه رقت قلبی برای یکی از شما حاصل شد، دعا کند چرا که رقت قلب حاصل نمی‌شود مگر آنکه دل خالص شده باشد.
الکافی، ج ۲، ص: ۴۷۷
از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ... از کیمیایِ مهرِ تو زر گشت رویِ من آری به یُمْنِ لطفِ شما خاک زر شود
#حافظ @rismanash

1_9078950130.mp34.87 MB

اگر آن طاير قدسی ز درم بازآيد عمر بگذشته به پيرانه سرم بازآيد دارم اميد بر اين اشک چو باران که دگر برق دولت که برفت از نظرم بازآيد آن که تاج سر من خاک کف پايش بود از خدا می‌طلبم تا به سرم بازآيد خواهم اندر عقبش رفت به ياران عزيز شخصم ار بازنيايد خبرم بازآيد گر نثار قدم يار گرامی نکنم گوهر جان به چه کار دگرم بازآيد #حافظ @rismanash

آخرین باری که به احیایِ لحظه‌ای رو به موت، امید بستیم و در لحظه‌ی سقوط تقلّا کردیم تا دستاویزی بیابیم، کی بود؟ چرا مثل دیگر بارها رهایش نکردیم و به گردن جبر سرنوشت نینداختیم؟ چرا در سرازیری سقوط، تسلیم زمین نشدیم؟ کدام نیرو غلبه کرد؟ چگونه بی‌مهری‌ای را که می‌توانست به تنفر تبدیل شود، به رنجشی مهرورزانه بدل کردیم؟ چگونه خطایی را که می‌شد به شکستی قطعی بینجامد، به آزمونی برای پیشرفت تبدیل نمودیم؟ تصوّر «هنوز»های امیدبخش را داشتیم؛ این تصوّر که راه‌ها و احتمالات دیگری هست که می‌توانیم بیازماییم. اما منبع و امکان این تصوّرها کجاست؟ آیا ژنتیکی مستعد خلق امید داریم، یا محیطی سرشار از ایده‌ها؟ اگر بارها دریابیم که امیدهایمان توهمی بیش نبوده، چه؟ چگونه امید را از توهم بازشناسیم؟ اگر هر ارائه‌دهنده‌ی امید را تنها خلّاق امید و مطلقِ مطلوب ببینیم، توهم است. اما اگر امیدها را از «زنده‌ی پایدار» و «خلّاق هستی» طلب کنیم و آنها را همچون ایستگاه‌هایی در مسیرِ «إلی بی‌نهایتِ مطلوب» بدانیم، آن‌گاه می‌توانیم بگوییم: «هستی‌مان را به فنا نبرده‌ایم.» ✨
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ خدا سرپرست و یار کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌برد
#آية‌الكرسى 🌱
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز تا به میخانه پناه از همه آفات بریم در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز حاجت آن به که بر قاضی حاجات بریم
#حافظ @rismanash

اللّهُم‌فوضتك‌أمري‌كله‌فجمّله‌خيراًبماشِئت خدایا من‌ تمام‌ امورم‌ را به‌ تو واگذار‌کردم، پس‌ هر طور می‌خواهی‌ آن‌ را زیبا کن
@rismanash

در لغت which‌ way به معنای کدام راه است. به راستی کدام راه می تواند انسان را از وادی سرگشتگی و حیرانی نجات بدهد ؟ این موزیک ویدیو فوق العاده زیبا توسط گروه موسیقی capia ( از تبریز )و در دامنه های پر از برف کوه سهند تبریز اجرا شده است. صدای تار اصیل آذربایجانی در کنار پیانو و ویولنسل تلفیقی زیبا از موسیقی اصیل و موسیقی مدرن است.

چگونه می‌توانم آنچه را در افق محدود خود و تصویر ناقصم از شادی و غم دریافته‌ام، بر ولایت بی‌کران عشق تو مقدّم بدارم؟!
مجوی شادی چون در غمست میل نگار که در دو پنجه شیری تو ای عزیز شکار اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو قبول کن تو مر آن را به جای مشک تتار درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست ولی غرض همه تا آن برون شود ز غبار غبارهاست درون تو از حجاب منی همی‌برون نشود آن غبار از یک بار
ای خدا از عاشقان خشنود باد عاشقان را عاقبت محمود باد
#مولانا
آنگاه همه را در راه اراده خود راهی نمود و در مسیر محبت و عشق به خود برانگیخت...
دعای اول #صحیفه_سجادیه ‏امام باقر علیه السلام‏:
سزاوار است برای مؤمن که دعایش در وقت راحتی همان گونه باشد که در وقت سختی است.
الکافی، ج ۲، ص: ۴۸۸ @rismanash

گرچه همقبیله‌ی امام حسین (ع) نیستم اما به عنوان مدعی عاشق امام حسین(ع) این رضایت همراه با هراس را دارم. فلسطین؛ کربلای امروز را خیلی دور می‌دیدم. با آغاز تجاوز یزید زمانه به خاکمان بود که فریاد #مرگ_بر_اسرائیل از عمق جانم بلند شد. اما مکتب عشق امام حسین (ع)، دیگری را همچون خویشتن پنداشتن است. تعریف آزادی و خوشبختی در محدوده‌ی مرزهای کشورم و یا خانه‌ام نیست. هنوز بر آمار شهدای کربلا افزوده می‌شود. ابومحمد الجولانیِ القاعده، داعش و تحریرالشام دیروز امروز با نام احمد الشرع فرستاده‌ی یزید شده است. لباس نفاقی که گویی هنوز تشخیصش از ابوبکر بغدادیِ داعش برای برخی سخت است. آیا «بخشش، مرگ، محبت، اشک و رنج‌مان برای حسین (ع)» کافی بوده و هست؟!
خوش دارم که زمین زیراندازم و آسمان بلند رواندازم باشد و از همه زندگی و تعلقات آن آزاد گردم. خوش دارم که مجهول و گمنام، به سوی زجردیدگان دنیا بروم، در رنج و شکنجه آن‌ها شرکت کنم، همچون سربازی خاکی در میان انقلابیون آفریقا بجنگم تا به درجه شهادت نایل آیم...
#شهید_مصطفی_چمران @rismanash

موافقم. اولین گروهی‌ست که در آن عضو شدم و تاکنون از مطالب و همراهی اعضا بهره برده‌ام🌱

• اگر در این فضا کانالی دارین✨ گروه هواخواه بستری مناسبه برای اشتراک‌گذاری پست‌هاتون و آشنایی با سایر کانال‌دارهایی که محتواهای خوب دارن🌱. • گروهی خوب به دور از حاشیه: https://t.me/havaakhaah پ.ن: حتی اگر کانالی هم ندارین، برای مطالعه پست‌های خوب و آشنایی با کانالهای ارزشمند هم میتونید عضو بشید🤍.

سلام و نور✨ طبق عادتم در اینستاگرام، غرهایی دارم که باید بزنم. برای معرفی کانالم چند گروه حمایتی عضو شده‌ام. رفتارهایی عجیبی می‌بینم که گاهی اصلا در شأن ناشر چنان محتوایی نیست. ۱- پیشنهاد عضویت متقابل در صورت همسو بودن محتواها و یا پسندیدن محتواست پس چرا با حساب کاربری غیرفعال این پیشنهاد داده می‌شود و یا بعد از مدتی آن حساب تبدیل به نقطه و سپس حذف می‌شود؟ تعداد کمی کانال را با این شرط عضو شده‌ام و اسامی ادمین را با نام کانال ذخیره کرده‌ام پس متوجه تغییر می‌شوم و واقعا ناراحت کننده‌ست چون کاملا با محتوایی که ادعای پایبندی به آن را دارند در تضاد است. ۲- حداقل از ادمین کانال‌های مذهبی انتظار می‌رود ادبیات فارسی و معاشرتی را رعایت کنند. بدون سلام وارد گفتگوی مستقیم شدن و نوشتن «جفج؟» باز هم تضاد است. ۳- درست است که جواب سلام واجب است اما نه هر سلامی. «سلام. می‌شه وقتتون رو بگیرم؟» سلام. من دکترم، مهندسم،...می‌شه با هم آشنا شیم؟»... گمان می‌کردم فضای دوستیابی آنقدر گسترده و‌ دم‌دستی شده که دیگر نیاز به پیام دادن به ادمین کانال در گروه‌های مذهبی نباشد. فعلا این غرها به نظرم آمد. 🙃 طبق این تجارب دیگر نیازی نمی‌بینم عضو گروه‌های حمایتی باشم.

من در خیالِ توام یا تو در خیالِ من کوچ است، یا تعلیق، یا خیال در هر سه من خوشم... ✨ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَ
من در خیالِ توام یا تو در خیالِ من کوچ است، یا تعلیق، یا خیال در هر سه من خوشم... ✨
فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ پس به هر سو رو كنيد، آنجا روى [به‌] خداست
بقره-۱۱۵ 🌱
خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست
#حافظ @rismanash

Salar Aghili - Ey Fasele - 320.mp37.27 MB