"پـروفـایـلـ ، تـکـسـتـ🍁"
Open in Telegram
1 126
Subscribers
No data24 hours
-187 days
-8030 days
Posts Archive
Even the stony people have feelings but they're just better at hiding it not to get hurt again.
بی احساسترین آدما هم احساس دارن فقط بهتر میتونن پنهانش کنن که دوباره ضربه نخورن!
💕
@nabz_ehsasssssl
قشنگ ترین دیالوگی که شنیدم این بود:
«-آل پاچینو: تا حالا عاشق شدی ؟
+دنیرو : بیست سالم که بود،سی ثانیه عاشق شدم.
-آل پاچینو : حالا چی ؟
+دنیرو:سی ساله دارم به اون سی ثانیه فکر میکنم:)
@nabz_ehsasssssl
مثل دیوانه ها از این سو به آن سو روانم
دیگر هیچ رمق نیس در دل و جانم
گر تو باشی پایدار باشد
عشق نهانم، ای که
بی تو همچو مرغی سرگردانم ❤️🧚♂
@nabz_ehsasssssl
❇️ دکلمـــــه ❇️
چشمات ببند
نگاه نکن
میخوام ببرمت به یه جای خیلی خوب
لذتش به ندیدن مسیره
من تعریف میکنم
تو تجسم کن
یه کوچه باغ تصور کن
توش پر درخت چنار سر به فلک کشیده
چند تا باغ با دیوارای کاه گِلی که گلهای اقاقیا و یاس از دیوارشون ریختن رو دیوار
مثه موهای قشنگ تو وقتی میریزی رو شونه هات
یکم جلوتر یه خونه باغ نقلی هست که من قبلا ساختمش
تو حیاتش که میری،گلدونای شمعدونی دور حوض نشستن و با هم زندگی میکنن
چند تا ماهی قرمز،که تو رنگآبیه حوض خودنمایی و دلبری می کنن.
چشمات باز نکردی که....
قربونت برم که انقدر تو ماهی..
میخوام اول تو حیاط بچرخونمت بعد بریم تو خونه باغ
یه الاکلنگ گوشه حیاط یدونه هم تاب دو نفره
بیا
بیا
آها
همینجا
بشین
آفرین
دستات بگیر به دستگیره تا منم برم اون طرف
.
شروع
بالا
پائین
ببین همینجوری که می برمت بالا و پایین تصور کن تو زندگیمونم قراره یه روز بالا باشیم و یه روز پایین اما دلت نگیره ها
من قول میدم پایین موندنمون زیاد طول نکشه
من تموم زورم میزنم تو پایین اومدن تو اذیت نشی و زود زود برگردیم بالا
قول میدم..
بسه بریم یه جای دیگه
پیاده شو
دستت بده به من
بریم زیر آلاچیق بشینیم
منم آتیش رو سریع روشن کنم تا گرم بشی
بیا
چایی ذغالی دوست داری؟
سریع ردیفش میکنم
قربونت برم که دست رد به سینه هیچ خوشی ای نمی زنی
دلم میخواد همینجوری همیشه پایه همه خوشی ها و حالِ خوب باشی و شدت شیرینی لحظه هات و خوش گذشتن، دلت رو نزنه قربونت برم
آتیش ردیفه
بیا ببرمت کنار بخاری هیزمی
گرم بشن دستات
مثل دل من که با دیدن چشمات گرم میشن
چایی هم تا چند دقیقه دیگه ردیفه
بشینم کنارت یه دل سیر هم نگات کنم هم حرف بزنم برای چشمات
می دونی
وقتی من وسط کویر زندگی موندم و هیچی نبود که تشنگی منو رفع کنه،دلمُ هیچ وقت به سراب خوش نکردم
هیچ وقت نگاهم غیر آسمون خدا،سمت هیچکس نبود
من میدونستم یه روز میرسم ته اون کویر
ته اون برهوتِ پوچی و تشنگی
من جنگل و دریا و چشمه رو از دور میدیدم
من ایمان داشتم به خدا
بزار چایی بریزم برات
تو با شیرینی میخوری یا با قند؟
من که تلخ میخورم
چون هر وقت می بینمت
انگار قند تو دلم آب میشه و چائیم، شیرین.
بیا
برات شیرینی آوردم
نوش جونت گلم
چائیت رو خوردی؟
بریم تو تا خونه رو هم بهت نشون بدم
فقط قول بده چشمات باز نکنی
خسته نشیا
بیا
دستات بده به من
آها
از آلاچیق که رفتیم بیرون
یه جوب کوچولوعه که آب چشمه ازش رد میشه
دستات محکم بده تا از روش رَدِت کنم.
خوبه
همینجوری بیا
آها
رسیدیم کنار جوب
ببین تا نگفتم نپری این طرف ها
دستات محکم بده به من
با شمارش من بپر
یک... دو...سه... بپر
آها حالا شد
دیدی چه راحت بود
میخواستم پل بزارم اینجا اما گفتم تا جون داریم و جوونیم بپریم از روش
شاید پامون سر خورد و یه روز با هم افتادیم توش و خیس آب شدیم بعدش هم کلی بخندیم و بریم کز کنیم زیر کرسی تا گرم بشیم
من فکر همه چیز کردم
تو غصه نخوریا
بریم تو
بریم
دلم میخواد وقتی رسیدیم جلوی درگاه خونه
با صدای من
چشمات باز کنی و ببینی که قصر آرزوهامون چجوری منتظر اومدنته
چند تا پله رو باید بریم بالا
مراقب باش
منم هوات دارم
رسیدی بالا قول میدم بعد باز کردن چشمات،دنیات رنگی رنگی میشه
بیا
بیا
رسیدیم
آماده ای؟
دلت میخواد برگردی حیاط ببینی یا توی خونه رو؟
باشه باشه
اول حیاط ببین
آماده ای
بچرخ
یک.....دو.....سه........
آقا
آقا
صدای منو می شنوید؟؟
دکتر.....
دکتر.....
چشماشُ باز کرد....
آقا اسمتون رو میتونید بگید؟؟
میتونید حرف بزنید؟؟
اون خانم که کنارتون بود با شما چه نسبتی دارن؟؟
رمز گوشیتون رو میتونید بگید که با خانوادتون تماس بگیریم؟؟
تو رو خدا جواب بدید....
آقا
آقا
ای بابا
چشماش بست که باز...
کاش حرف میزد
کاش یه چیزی میگفت
کاش یه اشاره می کرد
چی شده پرستار
دکتر یه لحظه چشماش باز کرد
باهاش حرف زدم
با نگاهش دنبال کسی میگشت
جوابم نمیداد اما میفهمید
همراه نداشت؟؟
آره
یه خانم جوان همراهشون بوده
با یه آمبولانس دیگه آوردن
حالش چطوره؟
اون خانم خیلی حالش وخیمِ
توکما هستن هیچ کس تماس نگرفته با گوشی هاشون....
دکتر
دکتر
بیائید
این آقا داره گریه می کنه...
یعنی چی؟
مگه بی هوش نیست؟؟؟
یعنی شنیده حرفای ما رو؟؟
شنیده
شنیده و فهمیده
کاش....
کاش چی دکتر؟
دکتر!!
گریه می کنید؟!
چیزی نیست پرستار
فقط آرزو می کنم
هر جا هستن با هم باشن
چه رو زمین
چه رو ابرها....
#سهراب
#خسته_از_پروازꦿᬉ
@nabz_ehsasssssl
سعدیا حال دلم را چه کسی میداند؟!
این دل دیوانه ام را چه کسی میخواهد؟!
@nabz_ehsasssssl
عاشق شوریده دل
در دفتر شعرش نوشت
هر ڪسۍ یڪ دلبر جانانہ دارد ,
من 'تــو' را...😍✨
@nabz_ehsasssssl
فاصلہ خیلی ترسناڪه
نمیدونی اونم دلش واست تنگ میشہ یا دارہ فراموشت میڪنه...
😢🙃
@nabz_ehsasssssl
عشق افسانه نیست
آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست
عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی
عشق آنست که هر لحظه به یادش باشی....♡♡♡
@nabz_ehsasssssl
تو زبان کوردی وقتی به کسی میگن
"باوانه کهم"
اون میم مالکیت رو میدن یعنی یه جوری رفتی تو وجودم و ریشه کردی که انگار از وجودمی🫀
@nabz_ehsasssssl
📝
ای غم! بگو از دستِ تو، آخر کجا باید شدن
در گوشهی میخانه هم، ما را تو پیدا میکنی...
#شهریار
@nabz_ehsasssssl
فقط اینجا که خدا در نهایت دلبری میگه: «لَا تَخَافَا ۖ إِنَّنِي مَعَكُمَا»
"اصلا نترس! چون من باهاتم"
واقعا قشنگ تر از این؟❤️
@nabz_ehsasssssl
یادم آمد خاطراتت خاطرم آتــــــش گرفت
خاطراتت را نوشتم ٬ دفتـــــرم آتش گرفت
آمدی گفتی که میمانم قسم خوردی به عشق
باورت کـــــردم ٬ نمانـــــدی ٬ باورم آتش گرفت
@nabz_ehsasssssl
هرچیزی به وقتش برات اتفاق بیوفته وگرنه باصبر و گذر زمان دیگه اون ذوق و شوق قبل از دستت میره شک نکن.
@nabz_ehsasssssl
ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشد❤️
در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد🤍
@nabz_ehsasssssl
أحببتُكِ مُرغماَ
ليسَ لأنَّكِ الاجمل
بل لأنَّكِ الأعمق
به ناچار عاشقت شدم
نه برای آنکه زیباترینی، نه..
برای آنکه عمیقترینی . . . 🔓🗝
#محمود_درویش
@nabz_ehsasssssl
«کفارَة الفراقِ، طول العناق.
کفارهی دوری، بغل طولانی است...»💗💗
@nabz_ehsasssssl
تو در تار و پودم
ودر میان استخوان هایم،
از رگ گردنم،
در من و از خود من، نزدیکتری
وتا ابد میمانی❤️
@nabz_ehsasssssl
بابابزرگم میگه:
من قدیما گنج یاب داشتم
با همون تونستم
مامـان بزرگتو پیدا کنم..!•🤍🌱🖇•
- اینجوری عاشق باشین:))))
@nabz_ehsasssssl
