en
Feedback
چآی

چآی

Open in Telegram

‌- به هنگامِ دلمشغولی‌های‌ِ جهان، فارغ باش و لب‌خند را بر لب‌هایت نقش ببند، به هنگامِ غمزده بودن، به فنجان‌ِ چای رجوع کن که تسکین‌دهنده‌ی غم‌هایت است.

Show more
423
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-7030 days
Posts Archive
اینجا رو پاک نمیکنم؛خاطرات اینجا خیلی دلربا ست برام؛ و سپاسگزارم برای محبتتون نسبت به من و اینجا🤍 چآی بنوشید و رها بشین از بند واهِمِه؛

اینجا رو پاک نمیکنم؛خاطرات اینجا خیلی دلربا ست برام؛ و سپاسگزارم برای محبتتون نسبت به من و اینجا🤍 چآی بنوشید و رها بشین از بند واهِمِه؛

اینجا هم جدی جدی به سرانجام رسید. آخرین کلمات؟ ("

اشك‌ها برای پایان روز ذخیره است، هنوز از تسلای پنج‌شنبه بیرون نیآمدم که جمعه آمد .

ز تمام بودنی ها تو همین از آن من باش ، که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد .

_
_

روزها رد شد و غم بوده فقط قسمت من ، آخر از دوری تو نیمه شبی می‌میرم .

؛

—

رد پایت را بگیر از کوچه های این غزل گرچه تو تنها دلیل شاعری‌های منی . .

؛

اون شب جوهرِ خودکار کم آورد.

؛
؛

روح سردرگم من ، بوی جنگل دارد و نگاه تو در آن ، آتشی می‌کارد چشم تو پنجره‌ی مرموزی‌ست کاش می‌دانستم ، پشت این پنجره کیست ؟ کاش می‌دانستم ، چه‌کسی در تو اقامت دارد ؟ کاش آتش بودی و تو می‌سوزاندی علف‌هرز تردیدم را . چشمه‌ای بودی و می‌رویاندی دانهٔ خفتهٔ امیدم را .

_
_

پدرِ جان؛روزت مبارک باد!

کلاه قرمزی؛
کلاه قرمزی؛

دوستت دارم ولی میترسم از رسوا شدن ، هرچه از زیباییت گفتند حاشا میکنم .

تلفن که زنگ می‌زند یعنی از یاد نرفته‌ای؛

_
_