en
Feedback
اصالت ؛

اصالت ؛

Open in Telegram

میراثی برای آنان که هنوز در خوابِ ریشه‌ها تنفس می‌کنند…

Show more
2 990
Subscribers
No data24 hours
-107 days
+19030 days
Posts Archive
00:53
با احساس درد از خیانت ، گفت : به من بگو بی وفا حالا یار که هستی خزان عمرم رسید نوبهار که هستی ...

از کاریزماتیک های کلاسیک ، این شما و دل اسیره از زنده یاد فرامرز اصلانی ...

همه‌چی با یه آهنگ شروع می‌شه، یه لحظه‌ی خوش، یه دل‌خوشی ساده ، و با یه آهنگ تموم می‌شه، وقتی می‌فهمی که چیزی جز خاطره‌ها برات نمونده ... - اصالت

همه‌چی با یه آهنگ شروع می‌شه، یه لحظه‌ی خوش، یه دل‌خوشی ساده ، و با یه آهنگ تموم می‌شه، وقتی می‌فهمی که چیزی جز خاطره‌ها برات نمونده ... - اصالت

صدایی که می‌خواست شنیده شود، اما در عمق تنهایی و خفگیِ دل، بی‌صدا دفن شد؛ فریادی که حتی مرگ هم نجاتش نداد. - فریاد زیر اب ( داریوش )

00:54 03:55
داریوش با غمی سوزناک ، گفت : چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد ، زیر اب ، نه از دور و از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق خوشا خود سوزی عاشق مرا اتش زدی ای عشق

فریاد زیر آب از داریوش، آواز کسی‌ست که حتی خودش را هم از یاد برده ...

"عشق یعنی درک کردن، نه تصاحب کردن. کسی که می‌خواهد مالک قلب دیگری باشد، چیزی جز یک زندان‌بان نیست." - تولستوی

01:55
با حقیقتِ عشقِ در دلش، گفت : تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار دروغ این صدا رو به گور قصه ها بسپار ...

عشق همان جنگی است که هرگز پیروز ندارد. هر دو طرف بازنده‌اند، اما در زیبایی این شکست، همه چیز ارزش دارد." - ارنست همینگوی
عشق همان جنگی است که هرگز پیروز ندارد. هر دو طرف بازنده‌اند، اما در زیبایی این شکست، همه چیز ارزش دارد." - ارنست همینگوی

"والاتباران، حکمِ مرگِ خویش را از اصالت و میراث آن می‌گیرند؛ ریشه‌ها، داورانِ بی‌رحمِ این سقوط‌اند." - ارسطو

01:27
با خاطراتی چو نغمه غم انگیز ، گفت : بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته بی از این زندگانی قلبم آزرده گشته

"انسان، موجودی است که تنها با تفکر خود تعریف می‌شود. آنکه فکر نمی‌کند، زنده است اما زندگی نمی‌کند ، مانند یک مرداب ... " - شک
"انسان، موجودی است که تنها با تفکر خود تعریف می‌شود. آنکه فکر نمی‌کند، زنده است اما زندگی نمی‌کند ، مانند یک مرداب ... " - شکسپیر

01:39
تمام در ها به رویش بسته بود ، گفت : چرا هرجا که می‌رم در به روم وا نمی‌شه چرا هرجا که دلی می‌شکنه مثل شیشه ای خدا حرفی بزن اگه گوشت با منه ...

گفت : هرچی بیشتر توی قطار اشتباه بمونی بلیط برگشتت گرون‌تر میشه
گفت : هرچی بیشتر توی قطار اشتباه بمونی بلیط برگشتت گرون‌تر میشه

01:23
با شعله هایی سرد از عشق ، گفت : رفتی ای برگشت مژگان تا تب این عشق سوزان در دلم آتش فروزد تار و پودم را بسوزد

اگر کمی میان زخم‌هایت جستجو کنی، آنان که گمان می‌کردی مرهم زخم‌هایت خواهند بود را هم می‌بینی. - داستایوفسکی

01:44
برای زنده کردن شعله امید ، گفت : نزار که از سکوت تو پرپر بشن ترانه ها دوباره من بمونم‌و خاکستر پروانه‌ ها

01:44
برای زنده کردن شعله امید ، گفت : نزار که از سکوت تو پرپر بشن ترانه ها دوباره من بمونم‌و خاکستر پروانه‌ ها
به سوی اصالت

"عشق همان جادویی است که هم می‌تواند تو را به عرش ببرد و هم به قعر نابودی بکشاند. آنچه مهم است، نحوه استفاده تو از این جادو است."