کانال شعر و دکلمه نبض احساس
Open in Telegram
❁﷽❁ 🪩 بـه چنـل شعـرو دکلمـه نبـض احسـاس خـوش آمـدیـد🪩 🎩 ارائـه شعـر /دکلمـه /سنـاریـو /نمـایشنـامه 🕗هـرشـب سـاعـت 22 الـی 00 در ایـن چنـل تـایم لـایـو بـرگـزار میگـردد🎙
Show more1 195
Subscribers
No data24 hours
-47 days
+430 days
Posts Archive
#صبحبخیر✨⭐️
برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو
خیمه زن بر سر آن کوی که من دانم و تو
در دم صبح به مرغان سحرخوان برسان
نکهت آن گل خودروی که من دانم و تو
حال آن سرو خرامان که ز من آزادست
با من خسته چنان گوی که من دانم و تو
#خواجویکرمانی
⭐❥ ࿐⭐
افتادهام در ابتدای كوچهای بنبست
از دست دارم میروم، اصلا حواست هست!؟
بیرون زدم از خاطراتت برف میآمد
من گریه كردم آخر این قصه را باید__
بعد از تو فکر روزهای آخرم باشم
بعد از تو فكر ضجههای دفترم باشم
بعد از تو چشمم دفترم را آبیاری كرد
بعد از تو تهران پا به پایم بیقراری كرد
بعد از تو راهی از جهنم رو به من وا شد
بعد از تو بهمن بدترین میدان دنیا شد
بعد از تو دیگر آرزوهایم زمین خوردند
بعد از تو با پای خودم نعش مرا بردند
بعد از تو من زانو زدم، آینده را كشتم
دیوار میزد هِی خودش را بر سر و مشتم
بعد از تو در من اشتیاقِ زنده ماندن مُرد
كابوس تنهاتر شدن آیندهام را خورد
حس میکنم بعد از تو تاریخم دو قسمت شد
میخواستم باور کنی در من قیامت شد
از حسرت بازیِ دستت لای موهایم
از گریههایم لابهلای آرزوهایم
از بوسههای آخرت، از دستِ بر دوشم
از لذت یک دوستت دارم در آغوشم
از من سكوت، از تو سكوت، از عشق پنهانی
لبخندهای زورکی در اوجِ ویرانی
انگار بُغضی در گلویم گم شده باشد
انگار قلبم قسمت مردم شده باشد
انگار خواهم مرد از این کابوسِ وا مانده
انگار نیمی از وجودم در تو جا مانده
انگار که بازندهام در اوجِ رویایت
پای پیاده میروم از آرزوهایت
از دورتر میبینمت این آخرین بار است
دنیا به ما یک زندگی کردن بدهکار است
غمگینم از آینده، از تقدیر، غمگینم
دارم تو را در خاطراتم خواب میبینم
میفهمم این رفتن برایت آخرین راه است
دیوار من از زندگی یک عمر كوتاه است
من رفتنت را با دو چشم بستهام دیدم
از بوسههایت لابهلای گریه فهمیدم
قدِّ زمستانیترین روز خدا سردی
تا گریه كردم، گریه كردی... برنمیگردی؟
اسم تو را در شعرهایم خطخطی كردم
وقتی نباشی من به دنیا بر نمیگردم
باران ببارد آسمان عطر تو را دارد
بُغضت گریبان میدرد تا صبح میبارد
لبخند دارم میزنم با اینکه دلتنگم
دارم برای زندگی با مرگ میجنگم
میبوسمت از دورتر این رشته محکم نیست
میبوسمت با اینکه لبهای تو سهمم نیست
میبوسمت، میبوسمت، تا درد پا برجاست
دلواپسم، دلواپسی از خندهام پیداست
بعد از تو حتی رد شدن از کوچه آسان نیست
حتی برای گریه کردن یک خیابان نیست
این خاطرات لعنتی بعد از تو بیرحمند
زانو زدن کنج خیابان را نمیفهمند
دارم تو را حس میکنم با دستِ در دستم
با هر که باشی باز هم دلواپست هستم
ای کاش من تنها دلیل بودنت بودم
از سایهات نزدیکتر پیراهنت بودم
حالا من و ، تنها من و تنها دو چشمِ تر
از بیقراریهای عصر جمعه تنهاتر
لعنت به پایانیترین ساعاتِ هر هفته
لعنت به رویایی كه دیگر یادمان رفته
لعنت به آغوشت، به آغوشش، به تنهایی
لعنت به من وقتی که با هر بُغض میآیی
لعنت به من وقتی هنوز از عطر تو مستم
لعنت اگر در انتظار دیدنت هستم
اصلا مگر راهی برای دیدنت هم هست؟
اصلا مگر حرفی به جز بوسیدنت هم هست؟
اصلا همین حال و همین روز و همین ساعت
اصلا به شبهای بدون بودنت لعنت
باید تو را از راههای رفته برگردم
باید نفهمی قاب عکست را بغل کردم
باید تو را از هرچه بود و هست بردارم
باید نفهمی بعد از این هم دوستت دارم
باید نفهمم خندهات بیمن برای کیست
از دست دارم میروم، اصلا حواست نیست!
#پویا_جمشیدی
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
آمدم تا که شوم عاشق و شیدای شما
آمدم تا که ببینم رخ زیبای شما ..
آمدم تا که نظر بر مَنِ دیوانه کنی
قایقم غرق شده در غَمِ سودای شما
آمدم تا که بشویم به نگاهت چشمم
تا که پرواز کنم در رَه ِ دنیای شما
آمدم دانه به دانه گل میخک چینم
تا که روزی بدهد باد به دستای شما
آمدم شعر تو را بر درو دیوار زنم
تا که شاید برسد نامهی فردای شما
آمدم باز بیبابم دل گم کردهی خود
گرچه در شهر منم شُهرو رسوای شما
آمدم باز کنم حلقهی گیسوی تو را
تا گُنه کرده بسوزد شب یلدای شما
می و میخانه شده همدم رسوایی من
جان من گشته رقیب دِلِ تنهای شما
آمدم پیش تو تا ساحل امواج خیال
خیس شد دفتر شعرم لب دریای شما
این خطا کار چه دارد غیر شکرانهی تو
ای #خدا بوسه کجا رفت بجز پای شما
#سعیدسیدی_سانی
📚
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
من اگر ما نشدم صحبتی از خویش نبود
ما شدن مرهم این زخم دل ریش نبود
بعد تو هیچکس با دل من یار نشد
هر که آمد دل من بعد تو هوشیار نشد
من اگر ما نشدم جای تو تنها بودم
تو نبودی ولی از عشق تو من ما بودم
من اگر ما نشدم خاطر تو با من بود
گله ای نیست ز تو چون که خطا از من بود
تو ندیدی که دلم در پس یک صحبت مرد
سیلی سرد غرورم به دل غربت خورد
من از آوار نگاهت قفسی ساخته ام
من اگر ما نشدم چون که تو را باخته ام
این روا نیست که مرا به بدی یاد کنی
من خراب تو شوم،خویش خود آباد کنی
من از این بازی تقدیر فقط بد دیدم
هرچه بد کرد فلک با بدی اش چرخیدم
من اگر ما نشدم چون که دلم راضی نیست
بعد تو هیچکس لایق این بازی نیست
من اگر ما نشدم چشم به راهت بودم
من از آن روز ازل مست نگاهت بودم
تو ولی ما شده ای بی خبر از من ها
خاطرت نیست که من مانده ام اینجا تنها
خاطرت نیست که روزی من و تو ما بودیم
من و تو رهگذر کوچه رویا بودیم
ولی افسوس که این قصه خوش پایان داشت
من اگر ما نشدم درد دلم درمان داشت
من اگر ما نشده،آه دریغا فریاد
من و این قصه تلخ،تو و عشق و آزادی
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
🪶ﺷﻋﺭ ﻭ ﺩﻛــلـ🦋ــﻣﻪ ﻭ آﻭاﺯ🪶⭐⭐
🅰️🅰️🅰️🅰️
🧙♂️🧙♂️🦄🧙♂️🧙♂️
🦋🪄🪄🪄🪄🪄🦋
🦋
@Mitijoooooon
🦋
ﻭﺳﻋﺖ ﻋﺷﻖ ﺭا ﻛﺭاﻧﻪ ﺗﻭﻳﯽ
ﻳﮔاﻧﻪ ﺗﺭاﻧﻪ ﻋاﺷﻗاﻧﻪ ﺗﻭﻳﯽ
ﺑﻪ ﻧاﻢ ﺗﻭ ﻣﯽ ﺧﻭاﻧﻧﺩ ﻣﺭﻏان ﺳﺣﺭﯽ
ﺗﺭﻧﻢ ﻧﻏﻣﻪ ﻫاﯽ ﻋاﺭﻓاﻧﻪ ﺗﻭﻳﯽ
🦋
🫧امروز تایم شعر و دڪلمـہ 🦋ڪنار من باشیـد، ساعتے واژہ ها رو با صـدا و حس قشنگتون بہ هم منتقل ڪنیم🔥🎙️
🎙️🎼🎙️🎼🎙️🎼🎙️🎼🎙️🎼🎙️
📎
🔗
https://t.me/c/2611998192/8184
🔗
https://t.me/c/2611998192/8184
🔗
https://t.me/c/2611998192/8184
༺❂ 𝐅𝐀𝐑𝐀𝐑𝐈 𝐁𝐀𝐗 ❂༻ ⭐
سن گولنده گولورم گول گوزلیم منده گولوم
آچ او غنچه دوداقین باشلا گولوش منده گولوم
سنی نقاش ازل گول چکیب عالمده گوزل
خالیقین گورنه گوزللیک یارادیب سنده گولوم
بزییب دور سنی مشاطه آنا بطنینده
یوللییب یر یوزونه جلوه ی تابنده گولوم
هر صبا عطریوی یئل وئر سپه دشت و چمنه
قوی محبت یاغیشین هئی یاغا بو کنده گولوم
نازی ناز اوسته ییغیب گولشن حوسنون گوزلیم
هر گوزل گورسه سنی باش ائیه گولشنده گولوم
مرغ روحوم قره خالین دوداقیندا گوروبن
گئجه گوندوز گؤزو قالمیش او قارا دنده گولوم
آچیب اول طرًه ی طراریوی افشان ائدیسن
نئیلیم من اولورام فیکری پراکنده گولوم
گؤر نه عباسی سنین عشقین ائدیب دیوانه
اولدو مجنون کیمی چوللرده پناهنده گولوم
عباس صفر زاده
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
ز غمت دوباره امشب به غزل پناه بردم،
تو ببین ،که این شکایت به سراغ ماه بردم .
چو غمت به خانه اى دل به زیاد تنگ امد،
من بیهنر تو بنگر به هجای آه بردم .
من از این ستاره زاران ،که به شب همی كند ناز،
به یقین رسیدم آخر ،که مهم به چاه بردم .
به همان نگاه اول ،که به شهر عشق میبرد،
كه به عمر خویش آن را چو دوای راه بردم .
شب غم دراز باشد ،چه کنم ،چه چاره سازم؟
ک به شوق وصل رویت دل بیگناه بردم .
تو بگو ز خلوت ما ،که صدای تك - تكش را،
به صدای هق - هق خود به چه اشتباه بردم .
تو گرم به عشق بازى دل خود برنده دانی،
مگرم خبر نداری که کهی و کاه بردم؟
تو بیا به جشن نوروز ،ز غرور خویش بگذر،
و بگو ،که عقل و دل را به همین نگاه بردم .
#ثریا_حکیم_اوا
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
🪩اسامی دوستان عزیز برای تایم دکلمه وآواز🪩
🦋 با لیدری بانو باران 🦋
@Masss7035
✍️لیدر نوبت دهی جناب فراری ✍️
@FFararii
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
1.🟦
2.🟦
3.🟦
4.🟦
5 .🟦
6.🟦
7.🟦
8.🟦
9.🟦🎙
10🟦
11.🟦
12.🟦
13.🟦
14.🟦
15🟦
16.🟦
17.🟦
18.🟦
19.🟦
20.🟦پ
🦋🦋🦋مرسی از حضور تک تکتون 🦋🦋🦋
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
🎙️ܝ᪴ܝܝߺࡅߺ߲ߊܣࡅ۬ߺࡏަߺࡉ🎙️⭐️⭐️
”به نام خداوند دل های پاک که نامش بود در دلت تابناک
به نام کسی که تو را آفرید سرآغاز عشق است و نور و امید
*
به محفل شباهنگ دکلمه ، شعرو آواز ⭐
خوش آمدید.
لیدر تایم شباهنگ:بانوباران
🤩🤩🤩🤩🤩
@Masss7035
لیدر تایم دهی🎙️⭐
🤩🤩🤩🤩🤩🤩
@FFararii
🦋حضور شما مزین این محفل خواهدبود
خوانش و اجرا از شمادر. ⭐
🤩🤩👉🤩🤩
،بشنویمتون بمهر🎤🎤🎤
🌸دوستــاتـون_اینوایـت_کنیــد
🔗
https://t.me/pulseoffeeling3
https://t.me/pulseoffeeling3
https://t.me/pulseoffeeling3
🥇 #شعر 🥇
آرزو دارم شبی با بوسه سلطانت شوم
یا تو سلطانم شوی و من نگهبانت شوم
آرزو دارم اگر یڪ لحظه با من سر ڪنی
تا نفس دارم اسیر و بند زندانت شوم
مهربانم من پریشان نگاهت مانده ام
آرزو دارم همیشه تا پریشانت شوم
همچو ماهی بر لب حوض نگاهم ڪن نظر
آرزو دارم تو آیی من به قربانت شوم
با نگاهی آتشین باری بسوزانم چو تب
همچو شمعی لایق شبهای هجرانت شوم
زیر خاڪستر ز هجرت شعله ها دارم ولی
روز و شب گر می ڪنم تا آتش جانت شوم
در فراق تو ولی هی میڪشم خط بر رخم
تا ڪه با حشم دمی شاید گریبانت شوم
بسته ام در جستجویت بار دلتنگی و غم
شاید امشب شایدم فردا ڪه مهمانت شوم
روز و شب با هر غزل یاد تو دارد قلب من
آرزو دارم بیایی تا ڪه دیوانت شوم
بوی احساس توپیچید هوایت ڪردم
امدم با دل سرگشته صدایت ڪردم
دیدمت دلبر دلخواه و دل ارا بودی
از میان همه ی جمع جدایت ڪردم
گفتم از عشق در ان لحظه ی ناب
و تو را بر بغل خویش هدایت ڪردم
تا بدانند همه دلبر و دلدار منی
عاشقی را به تو اینگونه عنایت ڪردم
شاعرت بودم و حالا شده ام عاشق تو
هر ڪجا قصه ی عشق تو روایت ڪردم
اول و اخر هر شعر دعایت ڪردم
بعد هر شعر دلم را به فدایت ڪردم
#ناشناس
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
خواب دیدم به کنارت لب ایوانم من
باز هم غرق خیالات فراوانم من
همه گلهای جهان در نظرم چون خارند
باتو گویا وسط باغ و گلستانم من
عهد کردم که دلم را به دلت بسپارم
با تو تا لحظه ی آخر سر پیمانم من
ابر مهرت به دلم داده طراوت عمری
بی توچون تشنه ترین دشت به بارانم من
گر نباشی بشوم زار و ،پریشان احوال
با وجودِ تو فقط مست و غزلخوانم من
مرغ دل گشته اسیرت بخدا می دانی
کشته یِ چاله ی آن چاه زنخدانم من
گشته ام محو تماشای خَم زلف خوشت
گوئیا در وسط گردنه حیرانم من
قوس ابروی کمانت کُشَد آخر به یقین
صید آن چشم خوش و ناوکِ مژگانم من
از نگاهت به خدا درس محبت خواندم
گرچه در چشم تو چون طفل دبستانم من
ای که از این همه عالم تو شدی صاحب جان
با تو هرلحظه پُر از شور بهارانم من
گرچه دورم زتو و، هیچ ندارم به تو راه
گوش کن در تپش قلب تو پنهانم من
"عاشقی درد قشنگی ست اگر باشی تو"
ای خوش آن روز که در بزم تو مهمانم من
#مهنازنجفی
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
بدترین درد دنیا دلتنگیه..
اونم دلتنگ کسی که عاشقانه دوسش داری
سخته که بخوای هر روز هر شب خودت
رو سرگرم کنی دنبال کلمات بگردی.
تا بتونی حالت رو خوب کنی.
اما باور کنین نمیشه هیچ جوره نمیشه.
این که دیگه نمیبینش سخته.
هر روز استرس ، هر روز جنگ ذهنی
هر روز نوشتن اونم از درد.
اما در سکوتِ دادگاہ سرنوشت
عشـق بر من حکم سنگینی نوشت.
گفته شد دلدادہ ها از هم جدا..
وای بر این حکم و این سرنوشت.
دلبر تو رو چجوری بنویسم تا آروم بشم.
تویی که نقش بستی بر کتیبه ی جونم..
ای شیرینترین یار که فرهاد
در من هر روز تیشه بر هزاران بیستون
فراموش شده میزنه.
فضای اینجا پراز صدا و نگاه توئه
و جانم هایی
که هر لحظه از زبون من جاری میشه
و چشایی که به چشمات لبخند میزنه.
من تو رو برای همیشه دارمَت.
بفکر من نباش ، حالم خوبه من خیلی خوبم.
از اون خوایی که نه اشکی نه آهی
فقط میخندم
اما خندهام درد میکنه اونم از دوریت.
بی تو نه بوی خاک نجاتم میده
نه شمارش ستارها واسه تسکین دردم.
من موندم که چرا صدام کردی
چرا سراسیمه و مشتاق،
این همه راه رو بیهوده در انتظار
تو نشستم و تو نیستی و نمیایی.
بزار اینم بگمت این منه دیونه این انتظار
رو هم دوس دارم.
اما تو هیچ وقت نفهمیدی که دلتنگی تو
نه لباسه که بخوام عوضش کنم
و نه اشکه که از چشمام بباره و خالی بشم
تنها تویی که نیستت.
میدونی گاهی اوقات دلتنگی گلوت رو میگیره
محکم به دیوار تنهایی فشارت میده.
اما هیچ اتفاقی نمیوفته.
ای کاش وصلم میکردی به سنجاقِ موهات
ای کاش مثل گلی که دوسش داری لابه لای
دفتر خاطراتت نگهم میداشتی
کاش تصویرم رو تو دلت قاب میگرفتی
اصلا من قانع بودم
حتی بجای همون کتاب ریاضی بودم
که هر صبح با نفرت بازش
میکردی و میخوندی
بخدا راضی بودم به همینم راضی بودم
اونم به نگاهی از تو که گاه به گاهی
به من ختم میشد
اصلا ای کاش دیوار اتاقت بودم
و بی حوصلگی هات رو
روم خط خطی میکردی.
میدونی دلبر من دیونه توام نیازی هم نیست
به روم بیاری
من از وقتی بدون خداحافظی رفتی
زبونم تمام جنون ها رو یاد گرفته..
این که تو رو نمی بینم
دلیل فراموشی نمیشه
من بعد تو خدا رو هم دیگه نمی بینم
اما ضربان قلب من در گوشه ی به غم نشسته.
ضعیف میزنه اما عجیب می کوبی.
ای کاش شبی از راه برسی تمام بشه
تمام بشه این همه درد و دلتنگیم.
و به قول استاد #شهریار که گفته
(( تو مال منی و من گدایت شده ام
دلتنگ شنیدن صدایت شده ام ))
باور کنین خسته ام خیلی خسته
خسته ام از دلتنگی خسته از فردایی که
تکرار امروزه همین
#مهــدی_محمـــودی
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
✍🏻کاش بین من و او فاصله اجبار نبود..
یا اگر بود، دگر این همه بسیار نبود!
غرق در جاده شدیم و نرسیدیم به هم؛
مشكل از فاصله نیست جاده هموار نبود..
قلب من پر شده بود از سبدی شعر و غزل،
فقط افسوس مرا ، فرصت اقرار نبود!
جرم او كشتن احساس و غزلهای من است..
خاک روی غزلی ریخت که بیمار نبود؛
اشک می ریزم و هی بغض فرو میبرم از
فال تلخی كه در آن ، میل به دیدار نبود!
خـواستم در دل آشفتهی من خانه كند..
كاش بـر روی دلـم ، كـوه غـم آوار نبود،
سال ها بـا دل من عـشق هوس بازی كرد؛
عـشق هـم بـا دل ما ثـانـیـه ای یار نبود..
دوستش دارم و عـالم ، هـمه جا باخبرند!
حـیف و صد حـیف دگر مهلت انكار نبود..
مـاه مـن، بـاز بـیا چهـرهی خود را بنما؛
وعدهی ما بـه خدا ایـن همه آزار نبود!
مرتضی_بابایی
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
⭐⭐⭐⭐
ابتهاج میگه که
:
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی
بزم تو مرا می طلبد ، آمدم ای جان
من عودم و از سوختنم نیست رهایی
🦋🦋🦋
لیدرخوانش دلی⭐🦋
👾🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
🌟 @Mitijoooooon
⏱1️⃣7️⃣🤍0️⃣0️⃣
لیدر تایم دهی
👾🔠🔠🔠🔠🔠
🌟@Mitijoooooon
https://t.me/joinchat/zhy7BybUe3wwZTBk
#شعر
مدتی هست که از شعر و نفس بیزارم
پای درمان دلم ، حوصله را کم دارم
مثل یک آدم بیکار و بلاتکلیفم
یک نوازندهٔ ناشی وسط تصنیفم
باد و باران و شب و روز نمیدانم چیست
دل دگر منتظر و تنگِ دل آرامی نیست
لحظه هایم شده یک خاطرهٔ سردرگم
حالِ من باز شده نقل دهان مردم
ساعت از حرکت و چرخیدن خود می گوید
اشک من دامن بی حوصلگی می شوید
می زند دور همه ثانیه ها را ممتد
من ولی منتظرم تا برسی صددرصد
می روم باز کنم پنجره را بی برگشت
تا نشینم به تماشای سواری دردشت
آسمان لکه ی ابری زده بر دامانش
میشود قسمت دل صاعقه یا بارانش؟
رودی از اشک دوچشمم شده اینجا جاری
در غروبی که شده حسرت و غم تکراری
قایقی کاغذی از دور ، مرا می خواند
شاید از کودکی ام خاطره ای می داند
سینه لبریزِ هوایی شده مست از باران
بوی خاکی که نمش داده به پروازم جان
می کشاند همه ام را به جهانی تازه
می کند قامت دل را به تنم اندازه
میشد آیا که دوباره گل سرخی روید؟
شیشه را دست نوازشگر باران شوید ؟
کاش میشد که شبی باز شَوی تنپوشم
زندگی را بفشاری وسط آغوشم
ضربان در ضربانم بچکانی هر دم
جان بگیرد دلم از هر شریانت کم کم
باز کن چشم مرا ، نسخهٔ درمان آور
شوق دیدار و نگاه و لب خندان آور
با خودت باز بیاور شب بارانی را
باز کن از قفسم قفل پریشانی را
در گلوی قلمم جوهر اعجازی ریز
تا شود از قدمش شعر طلایی سرریز
شانه زن موی پریشان مرا با لبخند !
آب کن در دل غمگین و زمستانم قند
از قوانین دل از یخ زدگی می سوزم
رنگ بی حوصلگی را به درک می دوزم
دوست دارم بنشینم همه وقت آسوده
بی خبر از تن و جانی که شده فرسوده
زیر مهتاب شب آرام بگیریم اینسان !
تا نفس مانده کمی عشق بنوشیم از آن
در فضایی که پر از"پونه"ی خوشبو باشد
هر چه غیر از دل عاشق به فراسو باشد
#افسانه_احمدی_پونه
#شماره_ثبت۱۳۹۱۷۴
🌟کانال شعر و دکلمه نبض احساس✍👇
❀═༅࿇🍃📚 🍃࿇༅═❀
🦋🌸𝑱𝒐𝒊𝒏☞︎︎✨ @pulseoffeeling3 ✨ ᶠʳⁱ
ری اکشن فراموش نشه
🔥💖🤌❤️🔥😘
