384
Subscribers
-124 hours
-17 days
+1830 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
August '25
August '25
+3
in 0 channels
July '25
+88
in 4 channels
Get PRO
June '25
+333
in 8 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 12 August | 0 | |||
| 11 August | +1 | |||
| 10 August | 0 | |||
| 09 August | 0 | |||
| 08 August | 0 | |||
| 07 August | 0 | |||
| 06 August | 0 | |||
| 05 August | 0 | |||
| 04 August | +1 | |||
| 03 August | 0 | |||
| 02 August | +1 | |||
| 01 August | 0 |
Channel Posts
این صدای مردمی است که نیازهایشان را خودشان تشخیص میدهند، نه ولینعمتشان. سالها امت حزبالله شعار داد "انرژی هستهای حق مسلم ماست" بدون اینکه یکی از آنها بداند اصلا چرا این شعار را میدهد و انرژی هستهای را اصلا برای چه میخواهد. نه فقط امت حزبالله، که هشت دولت عوض شد، دهها وزیر آمدند و رفتند، تمام سیاست خارجی ایران مصروف لابیگری برای هستهای شد، صدها میلیارد دلار هزینه شد، قطعنامههای شورای امنیت صادر شد، ایران به دفعات تحریم شد، فشار حداکثری اعمال شد، جنگ شد، و هنوز کسی نمیگوید غنیسازی را اصلا برای چه میخواستند. اما مردم غیرحزبالله نیازهای واقعیشان را فریاد میزنند، نه نیازهایی که اسراییل توی کاسه پادشاه دیوانه گذاشته است.
بلند باد صدایشان!
| 2 | اختلافنظر در سیاست
از چیزهایی که دیدنش همیشه آزارم میدهد به رسمیت نشناختن «اختلاف نظر» در سیاست است؛ اینکه ممکن است شما و دوستتان با مجموعه دادههای مشابه به نتایج متفاوتی برسید، شاید چون پیشفرضهایتان فرق میکند، یا چون اولویتهای متفاوتی دارید، یا چون شیوۀ استنتاجتان متفاوت است. و بطور کلی به هزار و یک دلیلِ "معرفتی" ممکن است شما با نزدیکترین دوستتان اختلاف نظر داشته باشید. این اتفاق نه عجیب است نه مذموم. عجیب نیست چون شایع است و این به پیچیدگی سیاست بازمیگردد. ریاضیدانها هم هزار و یک مساله دارند که بر سر آنها اختلاف نظر هست، ریاضیات با آن مفاهیم خوشساخت و روشمندی متقن! سیاست، آن هم سیاست خاورمیانه، که جای خود دارد. اتفاقا در اینجا اگر آدمها خیلی همنظر باشند عجیب است؛ چطور میشود در میان این همه پیچیدگی، آدمها مستقل از هم به نتیجۀ واحدی برسند؟ و مذموم هم نیست، چون اتفاقا تنوع آرا شانس دستیابی به صدق یا تصمیم درست را بالا میبرد؛ احتمال اینکه یکی از پنج نظر صادق باشد بیشتر از این احتمال است که یک نظر که پنج بار تکرار شده صادق باشد.
حالا منظورم از به رسمیت نشناختن اختلاف نظر چیست؟ منظورم اخلاقی کردنِ قضیه است: «تو اینطوری فکر میکنی چون بیشرفی!»، «اینطور فکر میکنی چون واداده و ترسویی!»، «اینطوری فکر میکنی چون وصلی!»، «اینطوری فکر میکنی چون اصلاحطلبی!» و خلاصه اینکه هزار و یک وصف مذموم را به کسی نسبت دهی، صرفا به خاطر اینکه مثل تو فکر نمیکند. یا تصمیم ندارد کاری را که تو میپسندی انجام دهد؛ مثلا مثل تو رای دهد، یا رای ندهد، یا در فلان کار مشارکت کند.
اوضاع آنجایی وخیم میشود که موضوع مورداختلاف، عواطف شما را هم درگیر کند. مثلا وقتی پای وطن و جنگ در میان است، یا وقتی پای فلسطین و حماس در میان است. ممکن است شما از جنگ ایران با اسراییل دفاع کنید اما طرفدار خلعسلاح حماس باشید، صرفا به این دلیل که این همه رنج را برای فلسطینیان کافی میدانید. و برعکس، ممکن است از جنگ در غزه دفاع کنید اما طرفدار توافق ایران با امریکا باشید، صرفا چون فکر میکنید مردم غزه برای حفظ باقیماندۀ وطنشان گریزی از جنگ ندارند، ولی مردم ایران هنوز دارند. یا چون اکثریت مردم غزه با حماس همدل اند ولی اقلیتی از مردم ایران همدل سپاهاند. طبعا ممکن است با هر دو جنگ موافق باشید یا با هر دو جنگ مخالف. هیچ یک از این افراد به صرف باور داشتن به این چهار موضع، سزاوار سرزنش اخلاقی نیستند. به بیان دیگر، صرف اختلافنظر دستکم در موضوعات سیاسی هیچ ربطی به فطرت و طینت و نیت و شرافت و صداقت آدمها ندارد؛ احترام نگه داریم | 463 |
| 3 | مصطفی برغوثی امشب در الجزیره میگفت فقط یک چیز اسراییل را متوقف میکند: عقوبت، اگر میخواهید تمامش کند، بابت نسلکشی عقوبتش کنید، و جز این هیچ!
و بعد گفت اما بدانید اسراییل میتواند مردم غزه را با بمب و گرسنگی و بیماری بکشد، اما نمیتواند آنها را بشکند، نمیتواند صمود آنها را بشکند. و صمود یعنی استقامت، یعنی مقاومت سرسختانه. و در آخر مصاحبه دوباره همین را تکرار کرد.
و این باورنکردنیترین واقعیت در دنیای کنونی است. که ملتی تصمیم گرفته باشد تا پای جان برای آرمانش استقامت کند، مرگ را با گوشت و پوستش لمس کند، هر روز لاغرتر شدن بچههایش را ببیند، اما بر عهد خویش استوار بماند، عهدی که دایرمدار نفع نیست، دایرمدار شرف است. | 369 |
| 4 | سازمان کنفرانس اسلامی در سال ۱۹۶۹ در پی آتشسوزی جنایی مسجدالاقصی تاسیس شد. در سال ۲۰۱۱ به سازمان همکاری اسلامی تغییر نام داد. ریاستدورهای فعلیش با ترکیه است و دفتر مرکزیش توی جده. این سازمان الان کدوم گوریه؟
اتحادیه عرب ۱۹۴۵ تشکیل شد و فلسطین همیشه در صدر مسایلش بود. در سال ۲۰۱۶ حزبالله لبنان رو سازمان تروریستی اعلام کرد. بسیار خب، الان کدوم گوریه؟
شورای همکاری خلیج فارس، شیخنشینهای متنفذ و ثروتمند منطقه، غیر از برنامهریزی برای مقابله با ایران چه کاری بلدن؟ الان دقیقا کدوم گوری ان؟
انگار دوران ائتلافهایی که حول فرهنگ، زبان، دین، و تاریخ مشترک در منطقه شکل گرفته بودند تمام شده. انگار "همکاریهای اقتصادی"، "روابط حسنه با امریکا" و "پیمان ابراهیم" جای همه چیز رو گرفته. | 371 |
| 5 | 💢 نشست فلسفه به وقت جنگ (1)
🔹 انجمن حکمت و فلسفۀ ایران و مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران در تاریخ ۸ مرداد ۱۴۰۴ نشستی تحت عنوان "فلسفه به وقت جنگ" برگزار میکنند.
📎مشروحِ گزارش را در لینک زیر بخوانید:
https://www.irip.ac.ir/u/163
🆔https://eitaa.com/hekmatfalsafe | 260 |
| 6 | مطالعات نظري و تجربي نشان داده که بيش از آنچه ميپنداشتيم رفتار حيوانات از عوامل محيطي و رفتار انسانها از عوامل زيستي تأثير ميپذيرند. نتيجه اینکه زنان و مردان تفاوتهاي بنيادين رواني دارند. اما، بهرغم پذيرش تفاوتهاي توليدمثلي در زن و مرد، سياستگذاري عمومي بهشکلي گسترده تفاوتهاي جنيستي مرتبط با خلقوخو و رفتار را ناديده گرفته. طبق باوري شايع در علوم اجتماعي هر تفاوتي در رفتار زن و مرد محصول تربيت دوران کودکي و ازجمله تأثيرات فرهنگي است، در حالي که تحقيقات انسانشناسي همخواني قابلتوجهي بین رفتارهاي جنسيتي در تمام جوامع نشان ميدهد. اين تحقيقات نشان ميدهد که شاید علت و معلول را اشتباه گرفته باشيم و ساختارِ پدرسالاریِ جوامع معلولِ تفاوتهاي جنيستي باشد و نه علت آن. تقريباً همۀ سياستگذاريهاي عمومي برپايۀ ديدگاهي دربارۀ سرشت انسان بنا شدهاند. مثلاً خیلی از سياستهاي مربوط به برابري جنسيتي مبتني بر اين فرضيۀ رايج در علوم اجتماعياند که زن و مرد سرشت يکساني دارند. حال اگر تحقيقات علمي دربارۀ تفاوتهاي زن و مرد درست باشد چه ديدگاهي در سياستگذاري عمومي دربارۀ سرشت انسان داشته باشیم؟
www.philosophycity.ir | 266 |
| 7 | در این کارگاه در این باره حرف میزنیم که تقسیم کار جنسیتی تا چه اندازه میتواند مبتنی بر تفاوتهای زیستشناختی میان دو جنس باشد. چارچوب کلی بحث، روانشناسی تکاملی خواهد بود و تلاش میکنیم استدلالهای مندرج در این رشته به نفع تقسیم کار جنسیتی را به نقد بکشیم.
برای زمینۀ بحث میتوانید نگاهی بیندازید به کتاب کوچکی از نشر کرگدن با عنوان تقسیم کار: رویکردی تکاملی به اشتغال زنان نوشتۀ کینگزلی براون، ترجمۀ غزاله عزیزی. و نیز نقد مبسوط من بر این کتاب که در شماره هفتم دوماهنامۀ کتاب روزآروز منتشر شده است.
www.philosophycity.ir | 265 |
| 8 | 🏛شهر فلسفهٔ ایران برگزار میکند:
🔔 کارگاه جبریت زیستشناختی و تقسیم کار جنسیتی
📢 مدرس: محمدمهدی هاتف
🗓 تاریخ: پنجشنبه 2 مرداد 1404
⏰ ساعت: 17 تا 20
🔹نحوهٔ برگزاری: حضوری - آنلاین
🔗 جهت ثبتنام میتوانید از طریق لینک زیر اقدام بفرمایید 🔰🔰🔰
ثبت نام
ثبت نام
ثبت نام
#جبریت_زیستشناختی
#تقسیم_کار_جنسیتی
#محمدمهدی_هاتف
🌍 نشانی: تهران، بلوار نلسون ماندلا (جردن)، کوچۀ گلدان، پلاک 5، طبقۀ 3
📞09361135000
☎️ 02122053556
www.philosophycity.ir | 334 |
| 9 | https://youtu.be/xtwEHS3n90k?si=mUT38EDxR9gAeJM1
گفتگوی من با دکتر هادی صمدی درباره سرشت بیماری | 337 |
| 10 | "تقسیم کار جنسیتی و گذشته تکاملی" مقالهای است که در نقد کتابی از نشر کرگدن نوشتهام با عنوان تقسیم کار: رویکردی تکاملی به اشتغال زنان، نوشته کینگزلی براون، ترجمه غزاله عزیزی. این مقاله پیشتر در شماره هفتم دوماهنامه کتاب روزآروز منتشر شده بود. | 1 050 |
| 11 | اسراییل همالان داره نیروهای دولتی سوریه رو در سویدا بمبارون میکنه. همزمان جنوب و شرق لبنان رو هم موشکبارون میکنه، همزمان روزانه چندین انفجار گاز (!) رو در ایران ترتیب میده و هر شب ممکنه دوباره حملات هواییش رو آغاز کنه، و باز روزانه مردمی که در صف غذا ایستادن رو در غزه به رگبار میبنده و باقیمانده خانههای غزه رو هم بمبارون میکنه.
غده سرطانی متاستاز کرده و داره به چهار ناحیه حمله میکنه. ظاهرا غرب از نظمی که بعد از دو جنگ جهانی در خاورمیانه حاکم شده راضی نیست و به سیاق گذشته بنا داره "نظم نوین" رو با جنگ برقرار کنه. درست وقتی که قوای دفاعی کشورهای هدف در ضعیفترین وضعیت خودشون هستن؛ دولت سوریه که هنوز در مرحله تشکیل شدنه و در نتیجهی چندین سال بمبارون اسراییل قوای دفاعیش به شدت تحلیل رفته. ارتش لبنان که موقع حمله اسراییل نامرئی میشه و حزبالله هم توان مقاومت خودش رو از دست داده. ایران در کوتاهمدت میتونه مقاومت کنه ولی در بلند مدت معلوم نیست چه اتفاقی بیفته، بویژه با توجه به نارضایتی گسترده از حکومت. در غزه عملیاتهای هر روزهی گروههای مقاومت از ارتش اسراییل تلفات میگیره، ولی خب اسراییل همچنان در عمق غزه در حال پیشرویه.
فکر میکنم نتیجه این نبرد منطقهای همون اندازه که با مقاومت این نیروها مرتبطه، با تحرکات کشورهای غیردرگیر منطقه هم مرتبطه؛ اینکه آیا حاضرن در نظمی که به سیادت اسراییل برقرار میشه زندگی کنند؟ | 350 |
| 12 | اما دولت باید در این نظم ناعادلانه مدافع منافع ملت باشد، نه اینکه مرتبا با منافع ملت قمار کند. جاهطلبیهای منطقهای و جنگهای نیابتی با امریکا و اسراییل، مردم ایران را منزوی، فقیر و افسرده کرد. در واقع ج.ا. در اینجا دو گناه بزرگ را مرتکب شد. یک اینکه از ابتدا وارد نبردی احمقانه شد، نبردی که باختش در آن قطعی بود. دو اینکه خواست مردم ایران را به هیچ نگرفت. اگر فکر میکنید من استاندارد دوگانهای برای ایران و غزه دارم، بفرمایید نظرسنجی کنید و نظر مردم ایران را بپرسید. البته اگر بتوانید در ایران اصلا نظر مردم را بپرسید. از نظر این حکومت نظر مردم محرمانه است و فقط او باید بداند. ولی اگر توانستید، آن وقت من از شما میپرسم شمایی که برای ج.ا. در این جنگ هورا میکشید، به چه حقی این کار را میکنید؟ به چه حقی جان و مال یک ملت را در شرایطی که فریاد میزنند ما نمیخواهیم وارد جنگ شویم، به خطر میاندازید؟ به چه حقی ایران را، که قرار است وطن نسلهای بعدی ما باشد، به ورطه نابودی میکشانید؟ بفرمایید حالا موضع من غیراخلاقی است یا موضع شما؟ قبلا هم نوشتم اگر کسانی مقاومت مسلحانه را در برابر امپریالیسم میپسندند، شرافت اقتضا میکند به بنلادن اقتدا کنند: یک سازمان بینالمللی تشکیل دهند و به منافع امریکا حمله کنند. و مثل بنلادن هم جنگ را داخل خاک امریکا ببرند. نه اینکه مردمان یک کشور را گروگان بگیرند، اموالشان را چپاول کنند، جواب اعتراضاتشان را با شلیک مستقیم بدهند، و بعد از مقاومت در برابر امپریالیسم دم بزنند. میان عملکرد این جماعت و عملکرد گروههای مقاومت فاصله بسیار است. مقاومت آنان مخلصانه با مردمشان گره است. مقاومت اینان اما بوی فساد و چپاول میدهد و خون جوانان سرزمین هنوز روی سلاحهایشان است. اینان تحریم را سند حقانیتشان میدانند و آن را به اسم مقاومت به مردم میفروشند، حال آنکه تحریم برای خودشان یکسره نعمت بود؛ شدند دلال فروش نفت ایران، شدند پیمانکار عمدۀ توسعه ایران، شدند واردکنندۀ عمده محصولات به ایران. تحریم اگر مردم ایران را فقیر کرد، اینان را پروارتر کرد. حالا هم نمیگویم به مردم ایران فکر کنید، که امیدی به آن ندارم. میگویم برای خودتان هم که شده، تمامش کنید!
@MehdiHatef | 577 |
| 13 | تصور نمیکردم چنین توضیحی لازم باشد، ولی گویا هست. ظاهرا برخی دوستان اینطور گمان بردهاند که من در این جنگ طرفدار اسراییلم، یا ج.ا. را مقصر شروع جنگ میدانم، یا دوست دارم اسراییل پیروز شود، یا در داوری این جنگ و جنگ غزه استاندارد دوگانهای دارم. در این نوشته میخواهم این سوءتفاهم را مرتفع کنم. اسراییل در چشم من عصاره شرارتهای بشریت است، و هیچ چیز به اندازه نابودی آن مرا خوشحال نمیکند. منتها دو نکته را در نظر داشته باشید: یک. وقتی از جنگ حرف میزنیم از آرزوهایمان حرف نمیزنیم. از توان خودمان و توان حریف حرف میزنیم. خیلی هم سختگیرانه حرف میزنیم، چون ازطرفی پای جان آدمها و پای سرمایههای وطن در میان است و از طرف دیگر توحش طرف مقابل بیاندازه است. دو. مقام داوری اخلاقی و ارزشگذاری را باید از مقام ارزیابی واقعبینانه تمییز داد. اینکه شما به لحاظ اخلاقی محق باشید یا نه، هیچ تفاوتی در سرنوشت جنگ نمیکند. جنگ گاهی یک بازنده دارد و یک برنده، و گاهی دو بازنده. اینکه شما به لحاظ اخلاقی موجه باشید البته شرط انسانیت است. اما اینکه به لحاظ اخلاقی موجه باشید، شما را برنده جنگ نمیکند. چیز دیگری هم لازم است و آن توان شما در دفاع و حمله است. قوه داوری اخلاقی به شما میگوید اقدامی نکنید که به لحاظ اخلاقی نادرست باشد، و قوه عاقله به شما میگوید اقدامی نکنید که شما را در مهلکه بیندازد. حالا و در میانه این جنگ، من اصلا از موضع اخلاقی حرف نمیزنم. دنبال مقصر و مظلوم این جنگ هم نیستم. تمام حرف من ناظر به این است که ج.ا. چه امکاناتی دارد و بر این اساس چه کار باید بکند. این باید، باید اخلاقی نیست، باید حسابگرانه است. این همان ارزیابی است که دو گوزن نر پیش از نبرد میکنند. اگر گوزن اول مطمئن باشد که بازنده نبرد است، راهش را میکشد و میرود و عرصه را به گوزن دوم واگذار میکند. تمام حرف من این است که بر پایۀ شواهد و قرائن، در صورت تداوم این جنگ، ج.ا. همین مقدار توان نظامیاش را هم از دست میدهد، و با توجه به توحش اسراییل و امریکا، بلایی که سر "ایران" خواهد آمد هولناک است. تا دیرتر از این نشده، خودتان و ما را از این مهلکه خلاص کنید. این حق غنیسازی بیخاصیت را بدهید برود، بر سر موشکهایتان چانه بزنید و جنگ را پایان دهید.
بله من به مقاومت باور دارم، اما مقاومت سنجیده و از مسیر عاقلانه، نه مقاومتی که کشور را به تباهی بکشاند. دولتی با این امکانات نظامی محدود و این دستگاه اطلاعاتی فشل، و با این میزان از ناکارآمدی و فساد، اصلا نباید از ابتدا وارد تخاصم نظامی با اسراییل و امریکا شود. این تخاصم شیره جان مردم را کشیده است. این مسیر مقاومت نیست، این مسیر نابودی ایران است. به برکت حکمرانی حکیمانۀ ج.ا. همین حالا بسیاری از ارکان کشور ورشکستهاند، پیش از رسیدن به ورشکستگی کامل باید کاری کرد.
شاید بگویید پس چرا از ۷ اکتبر دفاع کردی؟ چرا جنگ را برای فلسطین میپسندی ولی برای ایران نه؟ از قضا روز ۷ اکتبر من از شنیدن خبر عملیات در وهله اول نگران شدم، به جهت عواقب احتمالی که برای اهالی غزه داشت. اما حمایت گستردۀ گروههای مقاومت از طوفانالاقصی و بعد هم حمایت اکثری مردم غزه از آن مرا مجاب کرد که باید از این عملیات تمجید کرد. در واقع من به جای اینکه داوری خودم را ملاک قرار دهم، داوری مردم غزه و گروههای مقاومت را ملاک قرار دادم، چون آن چیزی که در معرض خطر بود، جان آنهاست نه جان من. و آن مردم و گروهها که واقعیت اشغال را زیستهاند، ارزیابی واقعبینانهتری از ماجرا دارند. اگر آنها عملیات را تایید میکنند لابد به این نتیجه رسیدهاند که بدون مقاومت مسلحانه نمیشود خاک وطن را حفظ کرد. در عین حال ولی این نقل شجاعانه را هم از سیدحسن نصرالله به یاد دارم که گفته بود اگر میدانستیم عملیاتی که به جنگ 33 روزه منجر شد، چنان عواقبی برای مردم لبنان خواهد داشت، اصلا آن عملیات را نمیکردیم. اینجا هم مساله اصلا اخلاقی نیست، مساله عقلانی است. بر خلاف مردم غزه، که گریزی از مقاومت مسلحانه ندارند، اکثریت مردم ایران اصلا انگیزهای برای جنگ با اسراییل نداشته و ندارند. اکثریت مردم ایران دستکم از دهه هفتاد مخالفتشان را با سیاست تخاصم ج.ا. ابراز کردهاند. در همان موقعی که خاتمی با کلینتون همدوره بود امید داشتند این تخاصم مرتفع شود و توسعه ایران راه طبیعیاش را بپیماید. اما تصمیم ج.ا. چیز دیگری بود. او عاشق هژمونی منطقهای از راه نبرد نظامی بود. و در این انتخاب هم هیچگاه نظر مردم را نپرسید. بدون هیچ دلیل موجهی روی غنیسازی پافشاری کرد و به استقبال سنگینترین تحریمها و حالا جنگی هولناک رفت. باز تکرار میکنم، اینجا مقام داوری اخلاقی نیست. بله هم آن تحریمها و هم این جنگ ناعادلانه بوده. انتظار دیگری هم نمیتوان داشت، که نظم کنونی جهانی نظم ناعادلانهای است. | 510 |
| 14 | محمدباقر قالیباف در مصاحبه اخیرش درباره جنگ ۱۲ روزه، اصرار دارد که اگر ما هم اسراییل را رها کنیم، او ما را رها نمیکند. و منظورش از این "ما" جمهوری اسلامی نیست، ایران است. و معتقد است هر حکومت دیگری هم بر سر کار باشد اسراییل دشمن اوست، چون مشکل اسراییل با یکپارچگی ایران است و برای همین جز با تجزیه ایران آرام نمیگیرد. محمدباقر در شرایطی این حرف را میزند که ایران نه فقط همسایه اسراییل نیست، که همسایه همسایه او هم نیست. پس دارد میگوید کشوری مانند اسراییل که هزار و یک مشکل با همسایگانش دارد، همه را رها کرده و مترصد تجزیه دورترین کشور خاورمیانه است.
ظاهرا محمدباقر یادش رفته که خمینی چند بار بابت روابط حسنهی پهلوی و اسراییل، محمدرضا را شماتت کرد. این را هم یادش رفته که تا همین دیروز مهمترین آرمان سیاست خارجی ج.ا. نابودی اسراییل بود، نه اینکه اسراییل خودش نابود شود، اینکه ج.ا. نابودش کند. نه یک نابودی نرم از طریق جنگ سرد، اینکه با بمب و موشک نابودش کند. ولی خب حالا که کار جنگ بالا گرفته ظاهرا این اسراییل است که با ایران کار دارد!
محمود درویش در مصاحبه با یک خبرنگار همدل اسراییلی میگوید "میدانی چرا ما فلسطینیها در دنیا مشهوریم؟ چون اسراییل دشمن ماست. یعنی شهرت ما بخاطر خود ما نیست، بخاطر اهمیت اسراییل برای دنیاست."
خواستم بگویم عقل محمود درویش را مقایسه کنید با عقل محمدباقر. همین | 457 |
| 15 | شاید یادتان باشد، در دهه نود اصطلاحی باب شده بود تحت عنوان "چریک اقتصادی"، و منظور بچه بسیجیهایی بودند که تحریمها را دور میزدند. بخشی از برنامه این بود که کالاهایی را که حالا تولیدکنندگان خارجی به طرف ایرانی نمیدادند از راه واسطهها و با قیمت بالاتر بخرند و طبیعتا با قیمت بالاتر هم بفروشند، حتی اگر بابت آن ارز دولتی دریافت کرده باشند، که معمولا هم میکردند. اما بخش دیگر برنامه که ناگفته میماند آن بود که این چریکها قادر بودند کالاهای ممنوعه را هم وارد کنند، و منظور از کالاهای ممنوعه فهرست ۱۴۰۰ تایی از کالاهایی بود که "ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی" در سال ۹۷ ثبت سفارش برای آنها را ممنوع کرده بود. با تدوین این فهرست، واردکنندگان این کالاها باید کسبوکارشان را رها میکردند. از قضا در اغلب موارد هم چنین شد. در کمال تعجب اما آن کالاها در بازار ایران نایاب و حتی کمیاب هم نشدند. فقط اگر تا آن روز ۱۰۰ شرکت دستاندکار واردات آن کالاها بودند، از فردای آن روز مثلا ۹۷ شرکت تعطیل شدند و ۳ شرکت باقی ماندند، و طبعا آن ۳ شرکت تمام بازار ۱۰۰ شرکت قبلی را تصاحب کردند. و همان طور که حدس زدهاید، این شرکتها متعلق به همان چریکهای اقتصادی بودند. همانهایی که دلار ۴۲۰۰ تومانی را میگرفتند، کالای ممنوعه را وارد میکردند و به قیمت آزاد میفروختند.
بعدتر که آبها از آسیاب افتاد، عنوان جدیدی برای این جماعت خلق شد: "کاسبان تحریم". اما دیگر دیر شده بود. نام این جماعت هر چیزی که بود، بخش بزرگی از بازار ایران به تصرف این دردانههای نظام درآمد. همانهایی که معتقد بودند به هیچ وجه نباید در برابر استکبار سر فرود آورد، همانهایی که معتقد بودند مذاکره با امریکا خط قرمز ماست، و همانهایی که معتقد بودند سازشکاران، از میرحسین موسوی گرفته تا محمدجواد ظریف، را باید اعدام کرد.
کسی نفهمید چند نفر از این چریکها سرمایههایشان را خارج از ایران انباشت کردند و کسی نفهمید چند نفر از این چریکها تابعیت دوم گرفتند. اما یک چیز را همه فهمیدند: که آن بساط تحریم یک سرش اگر در امریکا بود، سر دیگرش در قرارگاه خاتم بود و در لانه زنبور بسیجیها و بهاصطلاح چریکها، جایی در خیابان فلسطین، کمی پایینتر از تابلوی روزشمار نابودی اسراییل.
۲۳ خرداد که عملیات شیران خیزان آغاز شد، و فرمانده قرارگاه خاتم و بعد هم جانشین او ترور شدند واقعیت دیگری هم معلوم شد؛ که در تمام این سالها چریکها فقط از بازار ایران ارتزاق نمیکردند بلکه از اسراییل هم مقرری داشتند. و در تمام این سالها انذاردهندگان این خیانتها در زندانهای ولیفقیه میپوسیدند | 496 |
| 16 | از عجایب عصر جمهوری اسلامی یکی هم این که حق غنیسازی برای کسانی حیاتی شده که حق انتخاب حاکمان رو ندارن، حق آزادی بیان ندارن، حق آزادی پوشش ندارن، حقوق ابتدایی زنان ندارن، حق تشکیل حزب ندارن، حق دسترسی به اطلاعات ندارن، حق داشتن سندیکا ندارن، و در یک کلام ابتداییترین حقوق شهروندی رو ندارن، ولی از جایگاه یک رعیت فکر میکنن چشمپوشی از حق غنیسازی یعنی بیشرفی! بابا نکشینمون باشرفا! | 719 |
| 17 | 🔴درباره بخشی از کلیشههایی فاشیستی افغانستانیستیز که ایرانیان حتی در آکادمی هم تکرار میکنند بدون آنکه کمی تحقیق کرده باشند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی | 527 |
| 18 | 🔴درباره بخشی از کلیشههایی فاشیستی افغانستانیستیز که ایرانیان حتی در آکادمی هم تکرار میکنند بدون آنکه کمی تحقیق کرده باشند.
@GoftandNO
#افغانستانیستیزی | 1 |
| 19 | ظاهرا داستان به جاهای قشنگش رسیده. حالا بعضی از رفقا گلایهمندن که چرا از حکومت بابت مبارزات ضداستعماریش تشکر نمیکنیم. چرا متوجه نیستیم که امپراطوری هستهای رو بهونه کرده تا مقاومت رو در هم بشکنه؟
خدمت دوستان عرض بکنم که این هستهای رو ماها زندگی کردیم. میدونیم راهحلش چی بود. میدونیم کی و چهجوری داشت حلش میکرد و کی و چهجوری چوب لا چرخ میذاشت، با مذاکره نمیکنیم و موشک هوا میکنیم و سازش نمیکنیم و ... میدونیم تحریم برا کی نون و آب داشت و برا کی فقر و بدبختی. میدونیم چهجوری به میلیتاریزه شدن مملکت کمک کرد و افسار مملکتو داد دست سپاه. خیر، بیست سال تحریم و حالا جنگ، اگه برای مردم نون و آب نداشت، برای سرداران وطنی مقاومت خوب نون داشت. حالا اگه بعضی از ما نجابت میکنن و چیزی نمیگن، شما دیگه منتشو سر ما نذار!
در ثانی مگر غیر از اینه که حکومت هرجا به نفعش بوده با امریکا همکاری کرده؟ مگه تو اسقاط طالبان کمکش نکرد؟ مگه تو جنگ با داعش باهاش همکاری نکرد؟ طالبان و داعش ضداستعماری و مقاومت نبودن، فقط سپاهیا مقاومت ان؟
نه عزیزان، مساله این حکومت مقاومت نیست، مساله نبرد با اسراییل و سعودی بر سر هژمونی توی منطقه است. و هزینه باختش رو هم مردم ایران دارن میدن. کمااینکه هزینه باخت سوریه رو هم مردم سوریه دادن، هم فقیر شدن، هم آواره شدن و هم الان باید اینقدر تحقیر بشن. استوانه مقاومت کجاست؟ مسکو. این دیکتاتوریهای خاورمیانه باندهای مافیایی ان که ذیل عناوین زیبا ائتلاف میکنن و ملتشونو میچاپن و سرکوب میکنن: یکی ذیل مقاومت، یکی ذیل عربیت، یکی ذیل عثمانیت. و ما همونقدر که با اسراییل دشمنیم، با این شکنجهگران هم دشمنیم.
اگر هم واقعا دلشون میخواد به مبارزاتشون در این قالبها ادامه بدن، اندازه بنلادن شرافت داشته باشن و در قالب یه سازمان بینالمللی با امریکا و هر کی دوس دارن بجنگن. و مثل بن لادن جنگ رو ببرن توی خاک امریکا. چرا یه ملت رو گروگان گرفتن و تحریم و جنگ و فقر رو آوردن تو خونههای اینا؟ اکثریت این مردم از دهه هفتاد دارن میگن ما نمیخوایم با امریکا بجنگیم. شما میخوای بجنگی با پول خودت برو بجنگ.
نخیر، مساله اینا چیز دیگه است. اینا تو سوریه که علیه امریکا و اسراییل نمیجنگیدن. برای جنگیدن با مردم سوریه رفته بودن. و شعار هم یک چیز بود: الاسد او نحرق البلد (یا اسد یا کشور رو به آتش میکشیم). سیاست زمین سوخته ربطی به امریکا و اسراییل نداره. مخاطب این سیاست ما هستیم، مایی که با زندگیمون داریم خرج بهاصطلاح مقاومت حضرات رو میدیم. | 741 |
| 20 | جمهوری اسلامی و مقاومت
فلسطینی در خانهاش و برای خانهاش میجنگد. جنگ او تا همیشه و در هر شکل و صورتی سرمشق مقاومت است. اما جمهوری اسلامی چه؟ آیا او هم مشغول مقاومت است؟ از این حیث که او هم دارد با اسراییل میجنگد، و در و برای خانهاش میجنگد، بله مقاومت است. با این حال تفاوت ظریف و تعیینکنندهای وجود دارد: فلسطینی گریزی از این جنگ نداشته. دههها انواع و اقسام روشها را امتحان کرده تا شاید موجودیت کشورش به رسمیت شناخته شود، اما همۀ این تلاشها به درِ بسته خورده، و اوضاع از همیشه وخیمتر است.
اما آیا جمهوری اسلامی هم گریزی از این جنگ نداشته؟ معلوم است که داشته. جمهوری اسلامی بیش از بیست سال است در تلۀ انرژی هستهای گیر کرده، و داروندار ایران را به پای آن قربانی کرده. و این در حالی است که هنوز هیچ کس نمیداند چرا انرژی هستهای اینقدر برای او مهم است؟
دستکم حالا میدانیم که این همه اصرار برای دستیابی به بمب نبوده، چه اینکه بیست سال برای ساختن بمب زیاد هم هست. کلیدواژهای که او تکرار میکند «حق غنیسازی» است. ولی خب مگر این حق چقدر اهمیت دارد که شما این همه سال تحریم و حالا جنگ را بابت آن متحمل شوی؟ آخر نه مثل حجاب است که بگویی حکم خداست، نه هیچ یک از زیرساختهای توسعه معطل آن است. از بیرون که نگاه میکنی به نظر توطئهای در کار است. بعد از دو دولت هاشمی و خاتمی، مملکت در مسیر توسعه است، اقتصاد رونق خوبی دارد و همه به آینده امیدوارند. یک دفعه سازمان مجاهدین و اسراییل اطلاعاتی از برنامۀ هستهای ایران را افشا میکنند، و توجه همه جلب میشود. بله نقشۀ اسراییل گرفته است. خب عکیالعمل او چیست؟ درست توی همان تله مینشیند و دستوپا میزند. به او میگویند آقا رها کن این تله را. مسیر اصلا چیز دیگری است. ولی او رها نمیکند، تله را سفت میچسبد، تا شیرۀ جانش را بکشند.
شاید بگویید خب اگر این تله را رها میکرد در تلۀ بعدی گرفتار میشد. خب عزیز دل هنر همین است که در تله نیفتی، یا اگر افتادی خودت را رها کنی. و پیشاپیش به فکر باشی که آنچه در آن لحظه نیازت میشود را تهیه کنی. نه آنکه به تلۀ دشمنت بچسبی و برای دیگران سیس مقاومت بگیری.
خب همه را در این تله اسیر کردی، آنقدر که کار به جنگ کشید. تو هم استقبال کردی و واردش شدی. ولی پ حالا لحظهای عجیبتر رخ مینماید که باز هم تنها با نظریۀ توطئه قابل فهم است. در شرایطی وارد نبرد هوایی میشوی که تقریبا نیروی هوایی نداری! و با موشک به جنگ کشوری میروی که قویترین پدافند را در دنیا دارد!
و مهمترین کاری که در این اثنا میکنی این است که خودت زنده میمانی. | 935 |
