188
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-2130 days
Posts Archive
188
Repost from " رویِ سکو "
آدمها فراموش میکنند که قبل از رسیدن به قله چه مکافاتی را پشت سر گذاشتهاند و از اعماق دره به بلندی کوه رسیدند.
آدمهای وقتی جفت شیش میآورند فراموش میکنند که چندین بار تاس به کام آنها ننشسته.
زمانی که چند بار پشت هم پیروز میشوند از یاد میبرند که روزی بازنده بودند، چقدر زمین خوردند و چقدر از درد بلند شدهاند و ادامه دادند.
بشر همیشه در انتظار روز است اما حاضر نیست شب را پشت سر بگذارد. همیشه به سرانجام و پیروزی فکر میکند اما حاضر نیست شکست ها را پشت سر بگذارد.
روزگار یک نیمه روشن دارد و یک نیمه تیره ، خورشید یک بار طلوع میکند و یک بار غروب. هرگز خورشید دو روز پشت هم در آسمان نتابیده.
هیچی بلندی مطلقی روی زمین وجود ندارد و برای فتح قله باید از دره عبور کنید.
بشر باید یاد بگیرد همیشه قرار نیست پیروز باشد ، گاهی شکست میخورد. چه بسا روزهای شکست آدمهای دیگر طولانی تر از روزهای پیروزی او هستند.
زمین خواهد چرخید.
.
.
Amirovski | @rooye_sako
188
همه میخوان کنار دستاوردات باشن، اما چند نفر حاضرن کنارت تو سختیا بمونن؟!
کسایی که روزای سختو باهات نگذروندن، نباید سهمی از موفقیتت داشته باشن…این دنیا پر از آدماییه که وقتی چیزی برای دادن داری، دورت میگردن، ولی موقع سختی غیبشون میزنه...یادت نره کی کنارته وقتی هیچی نداری، چون همونا لایقن وقتی که همهچیو داری…
- دلشاد
188
هی فلانی! زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را
جز برای او و جز با او نمی خواهی
من گمانم زندگی باید همین باشد.
ـ مهدی اخوان ثالث
188
در زندگی زخم هايی هست که مثل خوره
روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ...
- صادق هدایت
188
وقتی رفت، آن شب نتوانستم بخوابم. نه این که دیوانه شده باشم که خیالش را توی ذهنم راه ببرم. نه. حس می کردم خیالش هم از من فرار می کند. همه چیز از من می گریخت. حتی وسایل خانه از پنجره ها بيرون مي دویدند. دیوار ها دور می شدند، و من و خیال او تنها مانده بودیم. انگار هم توی دست هاش بودم هم نبودم.
📚سمفونی مردگان
