208
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
208
Repost from N/a
صحبت از پژمردن یک برگ نیست؛
وای! جنگل را بیابان میکنند!
دست خونآلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند!
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند!
فریدون مشیری
208
Repost from انجمن ستارگان مرده *
و در آخر تصمیم گرفتم برای تمام غمهایی که به قلبم رسیده بود، سکوت کنم.
208
توی سرما و تاریکی اتاق در تنهایی نشستهام و به این فکر میکنم که چه سالهای عجیبی را پشت سرمان گذاشتیم و با تمام سختیها روبهجلو آمدیم، چه آدمهایی که بودند و رفتند، آمدند و قرار است بروند... دست از زندگی نکشیدیم و مصرانه ادامهاش دادیم.
صدایی در سرم شعر فروغ را مدام تکرار میکند:
«آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم»
208
Repost from ᴘᴇʀɪɴᴇᴠɪꜱ
باور کنید مشکل ما خدا نیست، مشکل ما
آدمهایی هستند که خود را نمایندۀ خدا دانستند
و با نام خدا هرکاری دلشان خواست کردند.
208
#آنا_بارانی 23 ساله امروز صداش کردن اطلاعات و ازش اعتراف اجباری گرفتن، فردا دادگاه داره و همین حالا هیچی نشده اموالش توقیف شده مثل گوشی و هرچیز دیگهای و 500 میلیون جریمه شدن. لطفا ازتون میخوام این خبر رو دست به دست کنید برسونید دست همه تا خبر داشته باشن بشه نجاتش داد.
🚨URGENT: #Ana_Barani, 23 years old, was summoned by intelligence authorities today and forced to make a confession. She has a court hearing tomorrow, and even though nothing has been proven yet, her belongings — including her phone and other personal items — have already been confiscated, and she has been fined 500 million.
Please, I ask you to share this news widely so everyone becomes aware and we can help save her.
#IranMassacre
#StopExecutionsInIran
توروخدا جون مادرتون پخشش کنید بچها توروخدا
208
Repost from Ending
مطمئنی کنترل زندگی و آیندهم دست خودمه؟ والا من یه گوشهی خونه نشستم ببینم این پیرمردا با دعوا و آشتیشون به کجا میرسن.
208
Repost from N/a
دیگه سخت نمیگیرم
به معنای واقعی هم جسمم هم روحم خسته شد واسه اینهمه نقش بازی کردن که من همیشه ارومم،
کارایی کردم که فقط ثابت کنم من فرق دارم یا فقط من میتونم انجامش بدم،
وقتایی که حالم از همچی بهم میخورده و یه پرده کشیدم رو همشون که نه تو حالت خوبه باخت نده
هرکاری کردم تا همرو راضی نگه دارم،
درسته رضایت بخش بود و دیدن اینکه انقدر خوشحال میشن منو واقعا متحول میکرد ولی یسریاش واقعا گرون تموم میشد برام،
همه اینا کمکم جمع شد و ترکید.
208
Repost from متناقضنما
فردا هجدهم بهمن است. یک ماه پیش از فردا، هزاران نفر، بی آنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفشهای خود را بستند، برای آخرین بار گفتند:«نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچوقت بازنگشتند.
