en
Feedback
𝘕𝘰𝘤𝘵𝘶𝘳𝘯𝘦𝄢

𝘕𝘰𝘤𝘵𝘶𝘳𝘯𝘦𝄢

Open in Telegram
539
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
مراقب باشین💙

تنو بدنم جوری لرزید که نمیتونم خودمو جمع کنم

یا عباس

دارم نصف نوشته‌های اینجا رو پاک می‌کنم، حسی داره شبیه به از روی زمین کاغذ پاره و مچاله جمع کردن.

چقدر رشته بافتم برای اورتینک نکردن و چقدر همش پنبه شد.

I wish I didn’t know what the Middle East is or what’s going on in Iran.
+1
I wish I didn’t know what the Middle East is or what’s going on in Iran.

این دو مطلب رو در کانالشون مطالعه کنید.

ㅤㅤㅤㅤㅤ

ㅤㅤㅤㅤㅤ

کم نیستند مردمی که به‌درستی از "چپ" متنفرند، اما اگه دیدگاه‌هاشون در باب آزادی و اقتصاد و بازار رو بپرسی، می‌بینی همچنان تحت ایدئولوژی و ارزش‌های سوسیالیستی‌چپی هستند، بدون اینکه خودشون رو سوسیالیست یا چپ بدونند. این وضعیت حقیقتا جالب و شایسته بررسیه. انسان ایرانی ۸۰ ساله که تحت آموزه‌ها، ارزش‌ها و ایدئولوژی چپ بوده. از میل به کنترل دولتی تا بدبینی به بازار آزاد و سرمایه‌داران، و ترجیح "توزیع و عدالت" به "تولید و رقابت"، ذهنیت ما رو ساخت. هنوز خیلی‌ها رقابت و سودجویی و مصرفگرایی و... رو متاسفانه اموری بد می‌دونند! همه‌ی این‌ها با کمک انواع دستکاری‌های روانی و گذشت زمان طولانی، حالا به گِلی خشک‌شده شباهت داره که شکستنش برای عده‌ای راحت نیست. پس چرا کسی که امروز از چپ متنفره، همچنان حتی گاهی بدون اینکه متوجه باشه، ارزش‌های چپی (به طور خاص سوسیالیستی، کمونیستی و...) رو پذیرفته و در خودش نگه داشته؟ بگمانم بخاطر پیشی گرفتنِ "درد" از "آگاهی" این اتفاق برای عده‌ای افتاده. درد و زخم رو می‌بینی و می‌فهمی چیزی ویران شده. این مرحله مهمه اما مرحله بعدی (که عده‌ای هنوز طی نکردن و به زودی سراغش می‌رن) پیگیری دقیق دلایل درده. بیچارگی ما از چیست؟ آیا چپ فقط یک تیتره و از یک کلمه متنفرید؟ یا یک نظام ارزشی و معناییه؟ امیدوارم هر چه بیشتر آگاهی ما نسبت به دلایل درد بیشتر بشه. اینکه چرا اقتصاد و ارزش‌ها و اخلاقیات سوسیالیستی ما رو بیچاره کرد؟ چرا جمعگرایی علیه "آزادی فرد" عملا برای مردم چیزی جز بدبختی نیاورد؟ چرا سیاست‌های عدالت‌محور و نفرت از سرمایه‌داری، زندگی کارگرها رو بدتر کرد و هزار سوال مهم دیگر... #معین_دهاز @nabayad_m

یه نفر دستش خورد، قهوه ریخت روی تقویم. تمام روزا تلخ شد.

باور بفرمایید اینا اگه سهمیه نداشتن تو جنگلم راهشون نمیدادن چه برسه به فضای آکادمیکی مثل دانشگاه های معتبر.

به عنوان آدمایی که تیر جنگی دستتون بوده برای یه سنگ زیادی دارین دراماکویین بازی درمیارین.

Repost from ⟨اورکا⟩
باورم رو نسبت به خیلی چیزا از دست دادم مخصوصا آدما.

Repost from PolMood
‏زمانی که احساساتت رو نسبت به کسی از دست می‌دی تازه می‌فهمی که اون آدم برات چقدر معمولی، غیر خاص و ‌غیر قابل باوره، و ‌اون عشق و انرژی خودت بوده که اون آدم رو برات منحصر به فرد کرده بوده. گاهی با دوست داشتن آدما از اونا آدمایی می‌سازیم که نیستن، حتی نزدیکش هم نیستن که این خیلی بده.

آدمی از فراموشی دیوانه می‌شود یا از به یاد آوردن؟ -آن