TRNATS 𐌔𐌔
Open in Telegram
Hi Dear @Durov This channel doesn't violate the rules of Telegram please note. ⚠️ This channel is a scientific core platform focused on research and academic contents. We do not claim any for of bigotry , hate speech, racism or abusive language.
Show more1 441
Subscribers
-424 hours
+37 days
+1530 days
Posts Archive
1 439
پیشتر در قواعد تطابق اصوات پروتو-تورکیک صحبت کردیم که صدای š از صدای l کامی شده یا ĺ (آرتیکولیشن مهم) در شاخه ترکی رایج تغییر میکند.
و این صدا در شاخه بلغاری به صدای l ثابت میشود (آرتیکولیشن حذف میشود.) از این جهت شاخه بلغاری با میانی -l- و ترکی رایج با میانی –š– تطبیق اصوات قاعدهمند دارند.
طبق این قاعده تطبیقی اصوات، شکل پروتو-تورکیک آن را به شکل *kürüĺ– بازسازی میکنند، و طبق تحلیل سمانتیکی اشتقاق گواهی شده آن یعنی küršek در قراخانی، گلاس آن « آرد ارزن » است.
استاروستین واژه نزدیک به در زبان مغولی guril– ، بوریات guril– ، قالمق ɣujṛ ، زبان اوردوسی gulir/–guril– ، داگور goli(l) ، منغور gurir– با گلاس اولیه «آرد» مقایسه میکند.
گلاس تطابق کاملاً یکسانی با شکل فرضی بازسازي شده *kürüĺ– دارد.
از آنجایی که با مورفولوژی پروتو-تورکیک یکسان است ، احتمالاً یک وام واژه در لایه های زباني بسیار قدیمی « دوره پروتو–تورکیک» در زبان پروتو–منغولیک است که در شاخه های منغولیک نیز صرف شده است، ولی گلاس آن به صورت کامل همپوشانی ندارد.
استاروستین همچنین با ایزوگلاس آن «آرد» در زبانهای ژاپنی : ژاپنی باستان kwo– «آرد» ، ژاپنی میانه kò– «آرد» ، توکیو kò– «آرد» ، کیوتو kŏ– «آرد» ، و... مقایسه میکند، به عنوان کاگنیت ژاپنیک در نظر گرفته میشود. شکل بازسازی شده آن در پروتو–ژاپنیک *kuà– است.
از سوی دیگر ، در ایزوگلاس کریانیک «آرد» : کرهای میانه kără– و در کرهای امروزی karu– ، صامت میانی –r– میبینیم که در ژاپنیک حذف شده است. بازسازي پروتو–کریانیک *kără– در نظر گرفته میشود.
مارتین میگوید ، در مورفولوژی کرهای آنچه که نشان میدهد ریشه آرد از فعل *kăr– مشتق شده است. زیرا، پسوند مورفولوژی مرتبط با فعل گرفته است.
گلاس احتمالی فعل مُرده در پروتو–کریانیک *kăr– « آسیاب کردن ، پودر کردن» است، زیرا آرد حاصل عمل آسیاب دانه است.
در –هندواروپایی نیز با چنین تفسیر سمانتیکی روبهرو هستیم.
در پروتو–هندواروپایی فعل h₂elh₁-* با مقایسه کاگنیت ها بازسازی شده است که گلاس اصلی آن « آسیاب کردن » است.
این ریشه با پسوندهای مورفولوژی مختلف جمع بسته میشود ، یکی از پسوندهای رایج wṛ–* است.
مشتقات *h₂elh₁wṛ– : در یونانی باستان ἄλευρον‐ áleuron «آرد» ، در ارمنی باستان ալեւր alewr– «آرد» ، و ...
مشتقات *h₂lh₁-tós : هندو–ایرانی *HrHtás– : پارسيمیانه ārd «آرد» ، در اوستایی جوان aša– «آسیابشده» در سنسکریت ārtà– و ...شکل گواهیشده فعل در اوستایی امده ولی در تمامی زبانها مُرده است. مورفولوژی فعلی کرهای میانه ، گواهی وجود چنین فعلی را احتمالاً میدهد ولی ریشه های آن مبهم است. از سوی دیگر آنرا گلاس ثانویه درنظر میگیرند و گلاس اصلی آنرا « صیقل دادن » میدانند. مغایرت میان پروتو–کریانیک و پروتو–ژاپنیک (حذف –r– میانی) را میتوان هم با تاثیر بن فعلی در کریانیک و هم با کاهش واژی در پروتو–ژاپنیک ( *kure–ga > kuà* ) در نظر گرفت. تاثیر بنفعل در کریانیک محتملتر است زیرا انعکاس مصوت در کریانیک بهطور کامل بیقاعده نیست. از سوی دیگر در مورفولوژی پروتو–تورکیک به وضوح پسوند –ĺ–* به کار رفته است، در مورفولوژی پروتو-تورکیک –ĺ–* پسوند فعلزدا اسم ساز است، یعنی ریشه احتمالاً فعل بوده است. ولی در تمامی شاخه ها این فعل مُرده است. پسوند حاصلمحور (از فعل) اسمساز از رایج در شاخههای ترانساوراسیایی –kA–* ~ *–gA– است. پسوند مورفولوژی ثابت مشترک در میان تمام شاخههاست و مانند *–ĺ– مختص به پروتو-تورکیک نیست. احتمالاً شاخه پروتو–کریانیک پسوند –gA–* صرف شده است، و سکل بازسازی شده نیای آن *kure-ga– باید در نظر گرفت. در این صورت میتوان کاهش واژی را توجیه کرد.
–g– > –w– > ø
Proto–Japono–Korean : *kure-ga– > Proto–Koreanic : *kără– > Proto–Japonic : *kuà– از سوی دیگر ریشه در پسوند منغولیک صرف نشده است، و پسوند –ĺ–* (فعلزدا اسم ساز) پروتو-تورکیک آن نشان میدهد واژه قرضی است. اگر از پسوندها صرف کنیم، ریشه اولیه آن –kurV* است. استاروستین کاگنیت احتمالی را به شکل *gure– در پروتو–ترانساوراسیایی بازسازی میکند. ولی از ریشه احتمالی فعلی آن صرف نظر میکند و گلاس اولیه را «آرد» در نظر میگیرد ، زیرا؛ صرفهای افعال ناشناخته است ، از آنجایی که فعل مُرده است. ولی اگر احتمال اشتقاق از فعل مُرده را صرف نظر نکنیم، گلاس اصلی فعل «آسیاب کردن ، پودر کردن » است. چنین مسئله در تغییرات سمانتیکی هندواروپایی نیز وجود دارد.
PTEA : *gure– : Flour , to grind ? (Speculative)
> PTK : *kürüĺ– : Millet flour. > PM : *guril– : flour > PJP : *kuà– : flour > PK : *kără– : flour@TRNATS |
1 439
اصطلاحات رایج کشاورزی پروتو-تورکیک و ربشهشناسی آنها.
قسمت سوم4. ریشهشناسی *konak : قدیمیترین گواهی واژه مربوط به نوشتههای اویغوری باستان است که به شکل qonaq نوشته شده است. معنی آن در نوشته های اویغوری ذکر شده و در مفهوم ارزن دم روباهی به کار میرفته است. این واژه در زبان ازبکی یه شکل qụnɔq ، در زبان اویغوری امروزی به شکل qonaq ، در زبان نوقایی به شکل qonaqaj ، در زبان تووایی xonaq ، در زبان سالاری به شکل qonax، در زبان قرهخانی به شکل qonaq و در زبان قرهقالپاقی به شکل qonaq گواهی شده است. این واژه به عنوان ماخوذ وارد زبان مغولی به شکل qonuɣ شده است، که به همین معنی است. استاروستین با مقایسه گلاسهای kome– در ژاپنی باستانی : برنج ، kìńɨm– در کره ای میانه: گیاه هرز ، و kögene در مغولی : گیاه هرز خزنده. ارتباط های نزدیکی بین آنها پیدا میکند، جز در مورد گلاس ترکی آن که انحراف سمانتیکی دارد. در کرهای میانه ، فعل kíń– به معنی گسترش علف هرز گواهی شده است. از این رو گلاس میتواند ارتباط تنگاتنگی با آن داشته باشد. زیرا، در مورفولوژی کره ای و ترکی ما شکل اسمشده فعل توسط پسوند میبینیم. یعنی احتمالاً ، konak*– در پروتو-تورکیک ، از یک فعل مُرده *kon– در مفهوم رویش گیاه مشتق میشود. از کاگنیتهای این فعل در ترکی میتوان به konča– یعنی اشاره کرد که در فارسی کلاسیک به شکل غنچه وارد میشود. حسین طباطبایی نویسنده ایرانی ادعا میکند واژه غنچه از فعل پهلوی ģond– به معنی جمعکردن مشتق شده ، و میگوید که « بنظر میرسد ģonča از این فعل مشتق شده، که شکل قدیمی تر آن ģondča* است » ولی او برای هیچ یک از استدلال های خود شواهد گواهی شده ندارد، یعنی در متون پهلوی اصلا این واژه گواهی نشده است که با مقایسه با آن استدلال شود. جز در زبان فارسی کلاسیک در هیچ یک از زبان های ایرانی گواهی نشده است. بنابراین احتمال اینکه وام واژه باشد، وجود دارد. ولی زبانهای ترکی آنرا از فارسی کلاسیک اخذ کردند و با مورفولوژی زبان به کل تناقض دارد ، به همین دلیل نمیتوان دقیق ریشهیابی کرد. از آنجایی واژه خیلی در منابع قدیمی گواهی نشده است نمیتوان به صورت دقیق و ثابت شده اظهار نظر کرد. ولی شواهد نشان میدهد که میتوان با فعل مرده *kon– مرتبط کرد. بازسازی شکل فونمها در پروتو–ژاپنیک به شکل kəmai–* , در پروتو–منغولیک به شکل *köɣene– و در پروتو–کریانیک به شکل *kìń– نشان داده شده است. استاروستین میگوید تطابق اصوات در میان پروتو–کریانیک و پروتو–ژاپنیک بی قاعده است. ولی گوشزد میکند که بازسازی تون های پایین در پروتو–ژاپنیک براساس زبان ژاپنی کاگوشیما Kagoshima صورت گرفته ، و شاخههای گویشی ژاپنی میانه آن گواهی نشده است. در حالیکه گویش های توکیو و کیوتو به *LL و *HL اشاره میکنند. ولی با این حال نمیتوان از این بازسازی صرف نظر کرد. مسئله دیگری که وجود دارد این است که طبق قاعده تطابق اصوات باید در پروتو-تورکیک به جای –n–* میانی، انتظار داشتیم –ń–* یا –n– کامیشده ببینیم. صدای –ń–* در شاخه زبان های ترکی به گلاید –j– تبدیل میشود، ولی در شاخه ها شکل ثابت –n– را میبینیم، چون احتمالاً در نیای آن آرتیکولیشن نداشته است. یعنی علیرغم ارتباط گلاسها بی قاعدگی در تطابق اصوات باهمدیگر دارند، و بیشتر ارتباط افقی را میان یکدیگر نشان میدهند؛ ولی با این حال رابیتس میگوید ارتباط ترکی گلاس همچنان محتمل است. استاروستین ریشه کاگنیتهای احتمالی را در پروتو–ترانساوراسیایی به شکل *kiońo–* ( ~ kʰ–) بازسازی میکند. و گلاس آنرا با رویش علف هرز یا نوعی علف هرز میداند.[با در نظر گرفتن پسوند مورفولوژی].
PTEA : *k(ʰ)iońo– : a k. Weed. > PM : *köɣene– : creeping weed > PTK : *konak– : foxtail millet , Timothy grass. > PJP : *kəmài– : rice. > PKR : *kìń– : weed , to overrun with weeds.5. ریشهشناسی *kürüĺ– : در منابع مکتوب قراخانی نام غذایی به اسم küršek یا «كُرْشَك» گواهی شده است که آرد ارزن است در آبجوش یا شیر پخته می شده است و سپس به روی آن کره اضافی میکردند. کاگنیت های آن ناشناخته است ، استاروستین ریشه آنرا از یک ریشه مُرده در پروتو-تورکیک *kürüĺ– مشتق میشود که به معنی آرد ارزن است. در مورفولوژی پروتو-تورکی پسوند Vk–* بیشتر بهعنوان یک واژه نتیجه از عمل یا پسوند کوچککننده به کار میرود، از این جهت نام بسیاری از غذاها به آن ختم میشود. در زبان قرهخانی نیز چنین است ، küršek < *kürüš-ek در حقیقت به صورت سمانتیکی در مورفولوژی یعنی غذایی که از kürüš بوجود میآید. ماده اصلی آن چیست؟ آرد ارزن. پس kürüš به معنی همان آرد ارزن است. @TRNATS |
1 439
🔹 — نگاهی به قوم تیله و مسائل زبانشناختی ان(2)
•بررسی دیدگاه مرتبط با Töliš
📄 — اکنون به بررسی واژهٔ ترکیای میپردازیم که نام چینی Tiele، با بازسازی آوایی در چینی میانه MC thet-lək، آن را بازنمایی میکند.
در این زمینه چند دیدگاه وجود دارد:
1.Töliš (Tölöš)
ویلهلم تومسن (V. Thomsen)، پی. ای. بودبرگ (P. A. Boodberg) و امانوئل-ادوارد شاوان (Emmanuel-Édouard Chavannes) همگی نام Tiele را با Töliš (Tölöš) یکی دانستهاند.
نام Töliš (Tölöš) از کتیبههای رونیک ترکی باستان گرفته شده است؛ مشخصاً از سطح شرقی کتیبهٔ کولتگین (Kül Tegin)، بخش شرقی، سطر ۱۳.
مضمون این بخش از کتیبه چنین است:
«[آنان] هفتصد سرباز را گرد آوردند. پس از آنکه شمار آنان به هفتصد نفر رسید، او آنان را سازماندهی و آموزش داد؛ مردمی را که دولت و خاقان خود را از دست داده بودند، مردمی را که به برده و خدمتگزار تبدیل شده بودند، و مردمی را که نهادها و سازمانهای ترکی خود را از دست داده بودند، سامان داد و مطابق قوانین و مقررات نیاکان من عمل کرد. سپس برای مردمان Töliš و Tardush سازمانهای حکومتی و سیاسی برپا کرد.»⁹
در اینجا Töliš و Tardush بهعنوان دو گروه یا واحد مردمی/سیاسی در متن کتیبهٔ کولتگین ذکر شدهاند. بر اساس دیدگاه تومسن، بودبرگ و شاوان، Töliš میتواند همان واژهای باشد که منابع چینی آن را به صورت Tiele (鐵勒) ثبت کردهاند.
پژوهشگران قدیمیتر در غرب، مانند V. Thomsen، همگی Töliš و Tarduš را نام قبایل میدانستند؛ به این معنا که اولی (Töliš) را همان Tiele و دومی (Tarduš) را همان Yan-tuo (延陀) میدانستند.
در مقابل، پژوهشگران چینی مانند Cen Zhongmian (سن ژونگمیان) و Wang Jingru (وانگ جینگرو)، بر اساس شواهد موجود در منابع چینی، این دیدگاه را که Töliš و Tarduš همان Tiele باشند رد کردند و نتیجه گرفتند که Töliš و Tarduš نام دو سازمان یا ساختار سیاسی بودهاند.
سن ژونگمیان در پژوهش خود، Töliš و Tarduš را دو ناحیه یا حوزهٔ اداری دانست که بهترتیب مسئول امور شرق و غرب بودهاند.¹⁰
با این حال، وانگ جینگرو، با استناد به New Tang Shu، Töliš و Tarduš را دو ناحیه یا حوزهٔ سیاسی دانست که بهترتیب با جنوب و شمال ارتباط داشتهاند.¹¹
این مطلب از بخش «زندگینامهٔ شیوِیَنتو / شیینتو» (Xueyantuo Zhuan / 薛延陀傳) در New Tang Shu نقل شده است:
«(یینان / Yinan، 夷男) سپاهی نیرومند متشکل از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر داشت و دو پسر خود، دادوشه (Daduse / 大度設، با بازسازی آوایی در چینی میانه: dɑi-duo-ɕiɛt؛ Tarduš) و تولیشی (Tulisi / 突利失، با بازسازی آوایی در چینی میانه: thuot-li-ɕit؛ Töliš) را برای فرماندهی آنان فرستاد. آنان را لشکر/بخش جنوبی و لشکر/بخش شمالی مینامیدند.»¹²
بر اساس پژوهشهای این دو دانشمند، میتوان نتیجه گرفت که Tiele همان Töliš نیست.
📚— CHENG FANGYI(2012).THE RESEARCH ON THE IDENTIFICATION BETWEEN TIELE (鐵勒) AND THE OΓURIC TRIBES.p84,85,86,87 @TRNATS |
1 439
کشف گوشواره نقرهای کمیاب در خاکاسیا روسیه که تصویر الهه زایش اومای را بر آن نمایش میدهد.
در طی حفاری مقبره کویبالی در خاکاسیا متعلق به دوره خاقانات تورک قرن هفتم میلادی ، گوشواره ای که به شکل انسان با بال که جامی در دست خود دارد و در زیر هاله ای قرار دارد.، محققان آنرا به الهه ترکان باستان اومای مرتبط میکنند.
https://arkeonews.net/rare-silver-earrings-from-khakassia-may-preserve-an-image-of-umay-the-ancient-turkic-goddess/@TRNATS |
1 439
🔹 — نگاهی به قوم تیله و مسائل زبانشناختی ان(1)
📄 — قوم تیله (Tiele) از قرن ششم تا قرن هشتم میلادی در منابع چینی ظاهر میشود و نام آن به صورت Tiele (鐵勒) یا Chile (敕勒) ثبت شده است.
در کتاب تاریخ جدید تانگ (New Tang Shu / 新唐書) ادعا شده است که «Tiele» صورتِ اشتباه یا تحریفشدهای از «Chile» است. بیشتر پژوهشگران بر این باورند که این دو نام در واقع تنها دو شکل نوشتاری متفاوت در زبان چینی برای بازنمایی یک واژهٔ ترکیِ واحد هستند. همین مسئله دربارهٔ نامهای Di (狄)، Dili (狄曆)، Dingling (丁零، 丁靈) و Tujue (突厥) نیز صادق است.
نام اخیر، یعنی Tujue، بازنمایی چینی واژهٔ Türk / Türküt است و بازسازی آوایی آن در چینی میانه به صورت thuot-kʷjɐt ذکر شده است.
با این حال، پژوهشگران مختلف، از جمله ما چانگشو (Ma Changshou) و شیرا토ری کوراکیچی (Shiratori Kurakichi)، دربارهٔ اینکه این نامهای چینی دقیقاً بازتابدهندهٔ کدام واژهٔ ترکی بودهاند، دیدگاه یکسانی ندارند. این موضوع را در ادامه بررسی خواهیم کرد.
دوان لیانچین (Duan Lianqin) تلاش کرد با استفاده از روشهای قومشناسی (ethnology) ثابت کند که دینگلینگ (Dingling)، گائوچه (Gaoche، 高車؛ به معنای «ارابههای بلند» یا High Carts) و تیله (Tiele) در واقع یک قوم واحد بودهاند.
پژوهش او بر ارتباط تاریخی میان این سه گروه متمرکز بود و همچنین به وجود شباهتهایی در آداب و رسوم آنها پی برد.
او، بر اساس تعریف مارکسیستیِ مفهوم «قوم» که توسط ژوزف استالین (Joseph Stalin) ارائه شده بود، تیله را قومی متفاوت از ترکها (Turk) میدانست.⁶
با این حال، پژوهشگران دیگری مانند تورو هانِدا (Toru Haneda)،⁷ ما چانگشو،⁸ و دیگران، تیله را همان قوم ترک میدانستند.
اکنون به بررسی واژهٔ ترکیای میپردازیم که نام چینی Tiele، با بازسازی آوایی در چینی میانه MC thet-lək، آن را بازنمایی میکند.(پارت های بعدی)
📚— CHENG FANGYI(2012).THE RESEARCH ON THE IDENTIFICATION BETWEEN TIELE (鐵勒) AND THE OΓURIC TRIBES.p84,85,86,87@TRNATS |
1 439
تماسهای زبانی پروتو–سینو-تبتی و پروتو–آلتاییک/پروتو–ترانساوراسیایی
قسمت سومتماسهای در دوره نئولیتیک اولیه (پروتو–ترانساوراسیایی و پروتو-سینو-تبتی) پیشتر در مدل تماس زبانی توضیح دادیم، اگر فرض کنیم این دو زبان در این دوره تاریخ در تماس بودند، انتظار میرود که واژگان ابتدایی شباهتهایی بتوان یافت و جهت افقی انتقال واژه را شناسایی کرد. واژگان ابتدایی مربوط به ترمینولوژی گیاهان ، سکونتگاههای ابتدایی، محیط طبیعی و کشاورزی میشود. پس کاگنیتهای مربوط به این موارد را مقایسه میکنیم. قیاسها همراه با گلاس های منظور در لیست زیر نشان داده شده است: ( PST نماد اختصار پروتو–سینو-تبتی و PTEA نماد اختصار پروتو–ترانساوراسیایی است.) 1. PST : *lăp– : بَرگ , PTEA : *liàpʰà– : بَرگ. 2. PST : *kă– : کانال آب , PTEA : *kʰebà– : رودخانه ، خلیج. 3. PST : *phùŋ– : گُل , PTEA : *pòŋa– : غنچه 4. PST : *khăl– : رودخانه , PTEA : *kʰòli– : حوضه ، دریاچه. 5. PST : *chŏm– : درخت برگ سوزنی , PTEA : *čʰámo– : درخت برگ سوزنی 6. PST : *ĺaŋ– : درخت صنوبر , PA : *lako– : نوعی درخت صنوبر 7. PST : *mōk– : درخت , PTEA : *mùro– : درخت ، جنگل. 8. PST : *təŋd– : نوعی درخت سوزنی برگ , PA : *toŋder– : نوعی درختی صنوبر 9. PST : *ʒhar– : درخت کاج , PTEA : *ǯiaru– : نوعی درخت صنوبر ، توسکا 10. *māw– : گیاه دریایی , PTEA : *mòro– : جلبک دریایی 11. PST : *je– : زمین , دشت PTEA : *na– / *ńĕ– : زمین ، 12. PST : *ĺă– : زمین ، PTEA : *ńĕ– / *na– زمین. 13. PST : *ĺă-ŋ: چمنزار ، زمینی که تحت تاثیر کشاورزی نیست , PTK : *ńālaŋ– : دشت ، چمنزار. 14. PST : *phjaH– : ماسه ، کناره رود, PTEA : *pʰiŕe– : کناره رود 15. PST : *mŭjH– : آب جاری ، رود باریک ، ابر , PTEA : *miùri– : آب 16. PST : *thruŋ– : امواج ، خیزش ناگهانی آب , PTEA : *tʰòle– : جزر مد آب ، آب عمیق 17. PST : *ciəŋH– : چاه ، حوضچه , PTEA : *čʰiopʰè— : محفظه بزرگ آب 18. PST : *chij– : سیال غلیظ , PTEA : *čʰaju : صمغ درخت ، شیره. 19. PST : *na / *naŋ : نوعی گیاه (پسوندی که در ساخت واژگان گیاهان مختلف بهکار میرود.) ، برگ , PTEA : *niuńa– : نوعی گیاه 20. PST : *mŭli– : نوعی گیاهی خوراکی , PA : *mala– : روغن گیاه 21. *cuk– : کاشتن ، , PTEA *čʰiòke– : علف ، چمن. 22. PST : *dɨă(k)– : سنگ , PTEA : *tioĺì– : سنگ 23. PST : *mej– : نوعی گوزن , PTEA : *mula–/ *mūńa–(KV) : نوعی گوزن 24. PST : *phāwH– : نوعی گوزن , PTEA : *pŏgu– : گوزن نر 25. PST : *śua– : گوزن , PTEA : *suku– / *sákʰà– / *sigò– : گوزن ، موجودی شاخدار. 26. PST : *wăr– : حیوان شکارچی , PTEA : *bīre– : نوعی شکارچی. 27. PST : *nij– : خورشید , PTEA : *ŋèrá– : نور ، روشنایی ، خورشید 28. PST : *phrŭŋ– : دانه یا جوانه ای که در آب پخته می شود , PTEA : *pʰùri–: دانه کاشت، بذر ، تخم 29. PST : *tŏmH– : هسته میوه، دانه , PTEA : *tʰùĺe– : میوه ، تخم 30. *śūr– : تُرش , PTEA : *sùre– : اسیدی شدن در عصر تخمیر ، تُرشیدن 31. PST : *jăH– : ارزن , *ǯiúgi— : ارزن 32. PST : *khriəH– : دانه ارزن , PTEA : *tʰiòragV– : ارزن 33. PST : *phŭ– : مار ، کرم , PTEA : *pʰòjamV– : مار 34. PST : *wăr– : آتش ، سوزاندن , PTEA : *pʰŏre : آتش 35. PST : *taj– : شخم زدن زمین , PTEA : *tʰiòra– : کاشتن زمین 36. PST : *mɨag : شمن ، جادو , PTEA : *mépo– : شمنیزه کردن ، رقصیدن. 37. PST : *tūH– : عبادت کردن , PTEA : *tʰápʰà– : پرستیدن 38. PST : *siəH– : فکر کردن , PTEA : *siákʰà– : فکر کردن ، نگران شدن 39. PST: *tej– : گفتن ، انجام دادن , PTEA : *té– : گفتن ، صدا. 40. PST : *muj– : ارواح شیطانی , PTEA : *maji– : ارواح محافظ @TRNATS |
1 439
از سوی دیگر مطالعاتی در سال ۲۰۲۶، درباره فلات شرقی تبت، نشان داده شده است که پس از رخداد رویداد اقلیمی ۴۲۰۰ سال قبل، تغییرات قابل توجهی در تنوع باستانشناختی زبانی رخ میدهد. یعنی با خشکسالی، و کاهش ظرفیت کشاورزی که سبب مهاجرت و اتخاذ سبک زندگی جدید مسیر زباني وامواژگان و ابداع واژگان جدید تغییر میکرد.
بنابراین تاریخ تماس زبانها، یک مسیر ساده خطی نیست. بلکه دوره های تماس شدید و دوره های پراکندگی شامل میشود که تماس زبانها محدود تر میشود.
فرهنگ هونگشان Hongshan اهمیت ویژه دارد زیرا در منطقهای شکل گرفت که در بسیاری از بازسازیهای ترانساوراسیایی به عنوان بخشی از کریدور اولیهٔ گسترش جمعیتهای لیائو غربی در نظر گرفته میشود.
هونگشان Hongshan به طور تقریبی همزمان با یانگشائو Yangshao در حوزهٔ رود زرد بود. این همزمانی یک نکتهٔ بسیار مهم ایجاد میکند:
دو حوزهٔ فرهنگی بزرگ، یعنی یانگشائو Yangshao و هونگشان Hongshan، در یک دورهٔ تاریخی مشابه در شمال چین وجود داشتند و از نظر جغرافیایی نیز آنقدر از هم دور نبودند که تماس منتفی باشد. برخی پژوهشها بر تفاوتهای فرهنگی میان هونگشان Hongshan و مراکز رود زرد تأکید میکنند؛ در عین حال، پژوهشهای ژنتیکی جدید نیز نشان میدهند که جمعیتهای لیائو غربی و هونگشان ترکیبهایی از مؤلفههای ژنتیکی مختلف داشتند و این منطقه از لحاظ جمعیتی ایستا نبود. بنابراین، اگر دو جمعیت کشاورز برای مدت طولانی در تماس یکدیگر قرار گرفته باشند ،انتظار میرود برخی از این واژگان تحت تأثیر یکدیگر قرار گرفته باشد:
ارزن ، زمین کشاورزی ، کشت و برداشت ، دانه ، زمین ، کاشت ، انبار ، سکونتگاه های روستایی ، ابزار کشاورزی@TRNATS |
1 439
تماسهای زبانی پروتو–سینو-تبتی و پروتو–آلتاییک / پروتو–ترانساوراسیایی
قسمت دوممنشاء تماس زبان ها یکی از مهمترین مدلهای معاصر، خاستگاه زبانی ترانساوراسیایی را حوزهٔ رود لیائو غربی قرار میدهد. رابیتس و همکاران تاریخ ریشهٔ پروتو–ترانساوراسیایی را حدود ۹۲۰۰ سال پیش برآورد کردهاند و پیشنهاد کردهاند که پراکندگی اولیه با کشت ارزن مرتبط بوده است. در این مدل، حوزهٔ رود لیائو غربی اهمیت خاصی دارد زیرا از قدیمیترین مناطق کشت ارزن، بهویژه ارزن جارویی Panicum miliaceum، محسوب میشود. شواهد باستانشناختی نشان میدهند که کشت ارزن در این منطقه در حدود ۹۰۰۰ سال پیش آغاز شده بود. این الگو با فرهنگهای نئولیتیک منطقه، بهخصوص سنت شینگلانگوا Xinglongwa و سپس چائوبائوگو Zhaobaogou هونگشان Hongshan، ارتباط داده شده است. بنابراین در این مدل جغرافیایی دو سورس تعاملی بسیار مهم داریم:
شمالشرق : حوضه رود لیائو غربی : جوامع کشاورز ارزن نئولیتیک → پروتو–ترانساوراسیایی
مرکز : دشتمیانی حوضه رود زرد : جوامع کشاورز نئولیتیک → پروتو–سینو-تبتیفاصلهٔ میان مناطق کشاورزی رود زرد و رود لیائو را نباید مانند مرزهای مدرن کشورها تصور کرد. جمعیتهای نئولیتیک شبکهای از روستاها، مسیرهای رودخانهای و مناطق شکار و گردآوری ایجاد میکردند و مرزهای زبانی احتمالاً بسیار نفوذپذیر بودند. منطقهٔ بین دو مرکز شامل بخشهایی از: هئبی Hebei , شنشی Shaanxi , مغولستان داخلی، لیائو غربی ، و شمال دشت مرکزی است.
از نظر جغرافیایی این منطقه را میتوان یک کمربند تماس نئولیتیک شمال چین تصور کرد.نکتهٔ مهم این است که یافتههای باستانشناختی نشان میدهند فرهنگهای شمال چین کاملاً جدا از یکدیگر نبودند. فرهنگ هونگشان Hongshan شمال با فرهنگ یانگشائو Yangshao در جنوب همزمان بود و شبکههای تعامل فرهنگی وجود داشتند. در عین حال، جوامع لیائو غربی ویژگیهای فرهنگی متمایزی نسبت به مراکز کشاورزی رود زرد نشان میدادند.
مهمترین عامل تماس میان دو فرهنگ کشاورزی ارزن است.کشت ارزن در شمالشرق چین صرفاً فناوری جدید اقتصادی نبود، بلکه با انتقال واژگان و فناوری ناشی از تماس با جمعیتهای همسایه و مهاجرت و گسترش سکونتگاهها سبب افزایش جمعیت شود. در مدل ترانساوراسیایی، آغاز کشاورزی ارزن در لیائو غربی ، سپس انتقال آن به نقاط مجاور به وسیله مهاجرت بخشی از گسترش زبان است. در مدل سینو–تبتی شروع کشاوری ارزن همزمان با عمق پیشنهادی شاخهگیری سینیتی و تبتی پیشنهاد شده است. (اواخر دوره یانگشائو ). در منطقه مرزی شمال چین با مهاجرت کشاورزان به سوی منطقه یک شبکه تماس زبانی گسترده صورت میگیرد، در منطقه شمالی، دو زبان از طریق شکارچی–جمع آورنده بومی تعامل برقرار میکردند. در مدل گسترش سینو-تبتی به فلات تبت، ادغام کشاورزان یانگشائو و شکارچی-جمع آورنده های کریدور هئشی Hexi میبینیم، ادغام دو جمعیت و بوجود آمدن اقتصاد ترکیبی سبب گسترش زبانهای تبتی–بورمهای شد. کشاورزي به خودی خود تنها عامل نیست، با توسعة نئولیتیک و گذر به دوره مفرغ، ابزارهای سنگی، سفال، محصولات کشاورزی، حیوانات اهلی، مواد خام و بعدتر فلزات بین مناطق جابهجا میشدند. هر انتقال فناوری ظرفیت ایجاد وامگیری واژگان فراهم میکند. در این مدل تعامل میان زبان، سه سناریو احتمال رخ دادن دارند:
۱. فناوری و واژه هر دو باهم منتقل شوند.
۲. فناوری منتقل شود، ولی نام آن محفوظ بماند.
۳. فناوری مستقل (نه از طریق انتقال) بوجود آید، در این صورت شباهت واژگان ایجاد نمیشود.در تماسهای احتمالی تمامی سناریو ها بررسی خواهد شد. در مطالعات ترانساوراسیایی رابیتس و همکاران در مورد بررسی وامواژگان، وامواژگان مرتبط با فناوری ، حیوانات ، کشاورزی و متالورژی به تعاملات فرهنگها در عصر مفرغ نسبت داده شدهاند. بنابراین تماس میان سینو-تبتی و ترانساوراسیایی/ آلتاییک که به دوره نئولیتیک میرسد، بیشتر مربوط به کشاورزی ، گیاهان ، سکونتگاه های دائمی و محیط طبیعی بوده تا انتقال فناوری. ولی تماس ها در دوره مفرغ که بیشتر با شاخههای زباني مرتبط است، در دوره مفرغ و نئولیتیک اخیر رخ داده است.
در مورد مسئله تماس زبانی، اقلیم نیز میتواند موثر باشد.مطالعات پیشتاریخی اقلیمی جدید ترانساوراسیایی بر محیط زیست ، پوشش گیاهی و پراکندگی کشاورزی رابیتس و همکاران در سال ۲۰۲۵ ، مستقیماً روابط تغییرات اقلیمی و پراکندگی ترانساوراسیایی را مورد بررسی قرار داده است.
1 439
تاریخ هونها قبل از شیونگنو.۳
قسمت سی و پنجمGuifang از نگاه منابع تاریخی و آرکئولوژی در عصر مدرن، بسیاری از اشیاء مفرغی زیادی به صورت یافتههای بیهدف یا در مقبره های آسیب دیده در هر دو طرف رود زرد بدون کوچکترین کوزه امروزی کنار این مفرغها یافت شده است. محققان بشدت بروی این همتایان منصوبشده برای قدمتسنجی تقریبی آنها بین ۱۳۰۰– اواسط دهمین سده پیش از میلاد متکی شدند.¹ در محدوده همپوشانی با محل یافت آن مفرغها، در سکونتگاه سایت های فرهنگ لیجیایا 李家崖 Lijiaya (۱،۴۰۰–۱،۰۰۰ قبل از میلاد) که در اواخر دهه ۸۰ میلادی یافت شده است. محققان سالهای طولانی است که این اشیاء را با فرهنگ لیجیایا Lijiaya 李家崖 مرتبط کرده اند، در حالیکه اشیاء کوزهای مطابق سبک لیجیایا Lijiaya 李家崖 به سختی کنار آنها یافت میشوند. در یک رساله جدید، ۶ مناطق محلی که در آن در سکونتگاههای سایت لیجیایا Lijiaya 李家崖 مقبره های مفرغی یافت شده اند، به ارتباط این اشیاء مفرغی یافت شده متعلق به ارتباط آن فرهنگ لیجیایا Lijiaya 李家崖 اعتبار میبخشد. آن یافته های مفرغی در هر دو سوی رود زرد در فلات جینشان Jin–shaan 晋陕 مدت زمان طولانی ای بوده است که مرکز بحثهای آکادمیک حول فرهنگ های استعمالکننده مفرغ در خارج از دشت مرکزی بوده است.² لی بوچیان ، اولین بار ویژگیهای منطقهای متمایز این مفرغها را فهمید و عبارت « ( گونه شیلو–سوییده Shilou‐suide 石楼–绥德县 ) » را برای تعریفکردن آنها بهعنوان فرهنگ استمالگر مستقل مفرغ معاصر با شانگ Shang 商朝 استفاده کرد. آن کشفیات مفرغی با یافتههای هز مقبره های مفرغی در سایت جینگجیهچون Jingjiecun 井界村 در دره رود فئن Fen 汾河 واقع در شرق منطقه به طور چشمگیری تضاد دارد. در مورد دوم، که به عنوان مقبره تبار بینگ Bing 丙 شناسایی شده که در علاوه سنتهای فرهنگ خود، اخلاص بسیاری به آیین تدفین شانگ Shang 商朝 داشتند.³ لی سپس اشیاء مفرغی گونه شیلو–سوییده Shilou–Suide 石楼–绥德县 را به سه دسته تقسیم کرد: دسته B شامل ویژگیهای ایدیوسینکراتیک (منحصربهفرد نامتعارف) منطقه ای که احتمالاً نشانگر ریختگری بومی است و مجموعه مفرغها را غلبه میکند. این مطالعات ، روششناسی لی را با آزمودن مجموعه برنز در کنار سبک خود گسترش میدهد. آن یافتههای برنزی هم به دو گونه متمایز تقسیم میشود : اول شیلو Shilou و سوئیده 石楼–绥德县 که به صورت ابتدایی بر پایه مکان یافتهها استوار است.⁴ یا به صورت جایگزین گونههای شیلو–سوئیده Shilou–Suide 石楼–绥德县 و بائوده Baode 保德 براساس توصیفات ویژگی های مجموعه های مفرغی نامیده میشوند.⁵ اما به هر حال، تمامی مطالعات برپایه آنالیز سبکی متکی است زمانیکه خاستگاه مفرغها تحقیق و پیشنهاد شده است.
[CITES] :
1. Z. Zheng 镇乡镇 , Z. Chen 支达陈; “Yinxu Qingtongqi De Fenqi He Niandai ” 《殷墟青铜器的分期和年代》(eng. Tr. : Periodization of Bronze from Yinxu). Yinxu Qingtongqi 殷墟青铜器 (eng. tr. : Bronzes from Yinxu), Zhongguo Shehui Kexueyuan Kaoguyanjiusuo 中国社会科学院考古研究所. , Beijing Wenwu Press ; 1985. ; pp. 27–77.2. Cao ; 2014 ; pp. 68–69. 3. Li ; 1998. 4. Zhu ; 2013. 5. Jiang ; 2008a ; 68–84. @TRNATS |
1 439
ارتباط ژنتیکی میان آلتاییک و جمعیت های کریانیک/ژاپنیک :
پیوند ژنتیکی بسیار قوی میان گویشوران ژاپنیک و کریانیک امروزی داده شده، سوال زبانشناختی انجمن بزرگ ترانساوراسیایی را به آزمایش پیوند ژنتیکی میان مردمان تونگوزیک و کریانیک میرساند. رویکرد سادهانگارانه آزمایش کلاد بودن آنها نسبت به جمعیت های غیرترانساوراسیایی سبب رد شدن کل ایده انجمن ترانساوراسیایی میشود، زیرا این جمعیت ها از لحاظ ژنتیکی باهمدیگر هتروژنی بالایی دارند. مخصوصاً، کره ای ها از لحاظ ژنتیکی به چینی ها و جمعیت های جنوبشرق آسیا هستند تا اینکه جمعیت تونگوزیک به آنها نزدیک تر باشد، همانطور که در آنالیز PCA نشان داده شده است.
طبق نتایج PCA ، اندازهگیری های رسمی از تقارب ژنتیکی نشان میدهد، گویشوران تونگوزیک به کره ای ها و ژاپنیهای معاصر نسبت به چینی ها یا هر جمعیت دیگر در جنوب چین نزدیک تر هستند. (مثل جمعیت همونگ–مین ، تای–کادای) از انجایی که این امر حتی زمانیکه گروه های مدرن تونگوزی با ژنوم های نئولیتیک اولیه خاوردور روسیه جایگزین شده است، این تقارب ریشه تاریخی بسیار عمیقی دارد.
اینکه ، نسبت ژنوم های کرهای/ژاپنی ریشه اجداد خود به جمعیتهای نئولیتیک اخیر در مناطق نزدیک می.رسد، که از لحاظ ژنتیکی شبیه به جمعیتهای امروزی تونگوزی است.
این مسئله بسیار مهم است که بفهمیم کی و چگونه شارش ژن های بین ژاپنیک/کریانیک و تونگوزیک در شمالشرق چین و خاوردور روسیه چگونه اتفاق افتاده است:
آیا این مسئله زیرلایه ژنتيکي مشترک ترانساوراسیایی را نشان میدهد؟ یا اینکه بازتابی از شارش ژن به سرزمینهای همجوار است؟ ما فرض کرده ایم که جمعیتهای پیشکشاورز و کشاورزان اولیه در شبهجزیره کره و سرزمین های نزدیک آن، به خصوص حوضه رود لیائو، براساس فرضیه گسترش زبان بر اساس کشاورزی بسیار کلیدی برای یافتن پاسخ به این سوال هستند.
اگر این فرضیه درست باشد، انتظار داریم مشاهده کنیم که استخر ژنی جمعیتهای پیشکشاورزی شبهجزیره کره مشابه جمعیت های تونگوزیک است. همچنین باید شارش ژن در وسعت بزرگ مرتبط با گسترش کشاورزی کشاورزی از سورس جمعیت های مرتبط با جنوب چین ببینیم.
از دیتاست مشابه شکل ۴۵.۲ و ۴۵.۴ ایتفاده شده است که هر دو در بخش صفحه هستند. مخفف های سه حرفی که در پایین نمایش داده شده است. نمونههای باستانی با نماد های رنگشده نمایش داده شده است، و در مدل PC ها با استفاده از "Isqproject : YES" در آپشن برنامه smartPCA تخمین زده شده است.
مراکز پراکنده کشاورزی در دره لیائو غربی و سطوح نزدیک در لیائونینگ Liaoning سورس جغرافیایی محتملی برای این چنین مهاجرتهای فرضی هستند.
فرهنگ نئولیتیک اولیه شینگلانگوا Xinglongwa به عنوان سورس گسترش جمعیت کشاورز مرتبط با گسترش جغرافیای گستردگی زبانهای ترانساوراسیایی با دادن جغرافیای آن، در نظر گرفته شده است.
همچنین شمالشرق چین مهاجرت بین دو جمعیت کشاورز مرتبط با استخر ژنی جمعیت تونگوزیک و دیگری از مرتبط با جمعیت های چینی در جنوب تجربه کرده است.
مطالعات آرکئوژنتیکی مارکرهای تکوالدی نشان میدهد که یک ترنزیشن داخل شمالشرق چین رخ داده است، و تقارب ژنتیکی فزاینده از جمعیتهای دشت میانی در گذر زمان وجود دارد.
داده ژنوم منتشر نشده ما ، تغییر پروفایل ژنتیکی وابسته به زمان در منطقه حوضه رود لیائو در مقیاسی بالا نشان میدهد.
پروفایل ژنتیکی که مرتبط با کشاورزان اولیه در این منطقه است (دوره ۳،۵۰۰–۳،۰۰۰ سال پیش از میلاد که مرتبط با فرهنگ هونگشان Hongshan است.) در حائل بین استخر ژنی مرتبط با جمعیت تونگوزیک و جمعیت های چنوبتر است.
نمونههای اخیرتر دوره ۲،۰۰۰–۱،۵۰۰ سال قبل از میلاد، که با فرهنگ شیاجیادیان پایینی Lower Xiajiadian مرتبط است که کشاورزی بسیار گستردهتری داشتند، تقارب بسیار کمتری با استخر ژنی مرتبط با تونگوزیک دارد.
به طور جالبی، نمونههای بعدی که با عشایر–دامپروران شیاجیادیان بالایی Upper Xiajiadian مرتبط است، تقارب فزایندهای با استخر ژنی مرتبط با تونگوزیک نشان میدهد.
همچنان مبهم است که کی و چگونه پروفایل ژنتیکی افراد هونگشان Hongshan شکل گرفته است. به طور اولیه، به دلیل عدم ژنومهای در منطقه رود لیائو غربی است. مخصوصاً فرهنگ های شینگلانگوا Xinglongwa و چائوبائوگو Zhaobaogou.
تحقیقات ژنتیکی آینده بروی آنها برای درک کانتکست اجتماعی و فرهنگی تغییرات ژنتیکی در منطقه لیائو غربی متمرکز است:
به عنوان مثال ، آیا تغییر پروفایل ژنتیکی بین دوره شینگلانگوا Xinglongwa و هونگشان Hongshan رخ داده است؟ و آیا جمعیتهایی که رود لیائو غربی که همچنان بر کشاورزی در درجات قابلملاحضه در چه زمانی تعاملات ژنتیکی با جمعیتهایی که از جنوب آمدهاند شروع شده است.
#ژنتیک
@TRNATS |
1 439
مطالعات ژنتیکی نشان میدهد آینو ها خیشاوندان مدرن مردم پیشتاریخ جومون هستند.
نشان میدهد که اجداد جومون/آینو یک زیرشاخه بسیار عمیق اوراسیای شرقی بوده که پیشتر از جدایی اجداد بومیان آمریکا و مردمان شرق آسیا بوده است.
همچنین در تطابق با این مسئله است که مردمان جومون/آینو همچنین سرزمین های اصلی ژاپن یک جهش مشتق شده از ژن EDAR داشتند (در گیرنده A اکتودوسپلاسین) که فرکانس بسیار کمتری نسبت به بقیه مردمان اوراسیای شرقی دارد.
جهش آدنین–گوانین A–G در واریانت SNP rs3827750 نشان دهنده، تفاوت ژنتیکی بسیار زیاد در بین دو قاره است. فرکانس این آلل در میان آسیای شرقی و مردمان بومی آمریکا به ۱۰۰٪ می رسد. ولی در میان مردم قاره های دیگر بهشدت نادر است. [ این واریانت ژن EDAR پیشتر توضیح دادیم با لایه اپیکانتوس چشم، غدد عرق و ... تاثیر میگذارد ].
این الگو به طور قدرتمندی نشان میدهد که این فرکانس بالا به دلیل انتخاب های طبیعی مثبت در میان مردمان اوراسیایشرقی شکل گرفته است، هر چند خوی سازگاری فنوتیپی آن هنوز به خوبی معلوم نشده است.
مطالعات ژنتیک جمعیتی نشانمیدهد ، کرهای ها بهترین پروکسی برای مردمان یائویی Yaoyi باستان با در نظر گرفتن مدلسازی اختلاط ژاپنی ها هستند.
به عنوان مثال، کرهای های امروزی آللهای بیشتری با سرزمینهای اصلی ژاپن نسبت به چینی ها دارند.
باهمدیگر در فاصله جغرافیایی کوچک بین شبهجزیره کره و جزایر آرچیپلاگو ژاپن از لحاظ ژنتیکی بسیار نزدیک هستند. این احتمال وجود دارد که مردمان یائویی Yaoyi از شبهجزیره کره وارد جزیره آرچیپلاگو شدند. اما به هر حال، با در نظر گرفتن فقدان دیتای پالئوژنومی و کرهای های مدرن، هنوز مشخص نیست که این تقارب ژنتیکی به دلیل جد رایج اولیه بوده است یا مهاجرت های پس از دوره یائویی Yaoi شکل گرفته است.
تقارب میان دو جمعیت کریانیک و ژاپنیک را میتوان با تبار Y کروموزومی مشترک O2b–M176 مشاهده کرد.
این هاپلوگروپ در فرکانس ۳۰–۴۰٪ در میان ژاپنی ها، ۲۰–۴۰٪ در میان کره ای ها و ۲–۲۰٪ درصد در میان گویشوران تونگوزیک مانند مانچو ها ، هئژن ها و شیبو ها یافت میشود، ولی در میان گروه های دیگر تقریباً غایب است.
جمعیت های کریانیک و ژاپنیک بهطور منحصربهفرد سابکلادهای O2b–M176 حمل میکنند. که با مارکر O2b1–47z شناخته میشود، فرکانس آن به ۲۰–۳۰٪ در میان جمعیت ژاپنیک و ۴–۱۲٪ در میان کره ای ها می رسد. طبق فاصله زمانی تخمین زده شده آن اخیرترین جد مشترک میان آنها (Tₘ꜀ᵣₐ) سابکلاد O2b1–47z به دوره ۱۹۰۰–۲۵۰۰ سال پی از میلاد می رسد.
یکی از تبارهای اجدادی که در مردم یائویی Yaoyi مشارکت داشته است، شناسایی شده است. مردمان ژاپنیک بیش از ۳۰ درصد هاپلوگروپ D–M174 حمل میکنند، که بیشترین فرکانس آن در میان آینو ها، تبتی ها و آندامانی هاست. ولی در میان کرهای ها فرکانس کمی دارد ، تبار مشخص ژاپنیک D2–M55 که قدمت حدودی ۱۴،۰۶۰–۳۱،۰۵۰ سال دارد، بسیار قدیمی تر از هاپلوگروپ O2b1–47z است. بنابراین، D2–M55 احتمالاً با دوره جومون تطبیق دارد.
@TRNATS |
1 439
+2
زیرلایه ژنتيکي مشترک ژاپنو–کریانیک و ارتباط آن با آلتاییک
ریشه دوگانه ژاپنیهای مدرن و ریوکیوانها ، که در شکلگیری خانواده زبانی ژاپنیک ترانساوراسیایی نقش داشته است.
حاصل اختلاط شکارچی-جمع آورنده های فرهنگ جومون و مهاجرت کشاورزان برنج فرهنگ یائویی Yaoyi است، این مسئله هم از نظر آرکئولوژیکی ، آنتروپولوژیکی ، منطقی و داده های ژنتیک اثبات شده است.
اولین سایتهای فرهنگ یائویی Yaoyi در شمال کیوشو یافت شده اند که قدمت آن به ۳۰۰ یا پیشتر قبل از میلاد میرسد، مردمان یائویی Yaoyi شروع به گسترش فناوری ارزن و برنج همچنین متالورژی هم در شمال شرقی و هم جنوب غربی کردند.
به همین دلیل ، ساکنان ژاپنی در شمالشرقیترین نقطه جزیره ( آینو ها در ساخالین و هوکایدو) و جنوبغربیترین نقطه (ریوکیوان ها در اوکیناوا) اجداد مرتبط با جومون (شکارچی-جمع آورنده های پیشین) حفظ کردند، نسبت به سرزمین های مرکزی جزیره ژاپن که بیش از ۲۰٪ اجدادشان از جومون آمده است.
[SOURCE] :
C. Jeong et al. ; Transeurasian unity from a population–Genetic Perspective , chapter 45 , Oxford University Press. ; 2020.@TRNATS |
1 439
در کنار هم با یک داده فرد پرت، این تفاوت ها نشاندهنده شارش ژنی بیشتر مرتبط با استخر ژنی تونگوزیک به سوی مغولستان است که در دوره اخیر مفرغ رخ داده است.
استخر ژنی اجدادی جمعیت های ترکیک و منغولیک امروزی احتملاً از این شارش ژن که طی ۳،۰۰۰ سال شکل گرفته است ، تشکیل یافته است. از آنجایی که اختلاط استخر ژنی مرتبط با تونگوزیک و جمعیت های بومی مغولستان و آلتای–سایان را نشان میدهد.
به ترتیب، تحقیقات بیشتر پالئوژنومی برای ارائه مرور اجمالی گروه های فرهنگی اخیر تر در مغولستان ، مانند شیونگنو ها ، شیانبی ها و گوکتورک ها حیاتی است.
@TRNATS |
1 439
شواهد پالئو ژنومی برای اجداد مشترک گروههای آلتاییک زبان.
اگر تفسیر های براساس داده های معاصر دقیقاً سرگذشت ژنومی جمعیت های آلتایی را نشان میدهند، انتظار داریم که نشان دهد جمعیت باستانی آنها نیز مشابه جمعیت تونگوزی های معاصر باشد.
گزارش های جدید ژنوم باستانی از خاور دور روسیه که به ۵،۷۰۰ سال قبل از میلاد میرسد، نشان میدهد که آنها از لحاظ ژنتیکی بیشترین شباهت را با جمعیت های تونگوزیک امروزی ، مثل اولچی ها، نئگدال ها و نانایی ها در منطقه حوضه رود آمور پایینی ، همچنین جمعیت های نیوخ (گیلاک) زبان در نزدیکی جزیره ساخالین داشتند.
داده منتشر نشده ژنوم باستانی از شمالشرق چین و خاور نزدیک روسیه در نشاندهنده در مجموع پوشش توالی طولانی مدت از زمان مزولیتیک (۱۱،۰۰۰ سال قبل.) تا تاریخ اولیه مدیاوال (۱،۰۰۰ سال قبل)، است. نشان میدهد که پروفایل ژنتیکی گسترده از زمان مزولیتیک در منطقه شکل گرفته است.
ولی از لحاظ زبانشناختی متفاوت هستند، جمعیت های نیوخ (گیلاک) زبان از لحاظ پروفایل ژنتیکی مشابه تونگوزیک ها هستند ، که اجداد بیشتر مرتبط با آینو ها در هوکایدو ژاپن دارند.
با در نظر گرفتن اینکه تونگوزیک های امروزی در شمالشرق چین و خاور دور روسیه اغلب پراکنده هستند، به غیر از گروه هایی که در شمال هستند مانند اون و اونکی ها، این نتایج نشاندهنده این است که استخر ژنی تونگوزیک به مدت بسیار طولانی حداقل ۱۱،۰۰۰ سال دز این مناطق بوده است.
تحقیقات پالئوژنومی اخیر که به طور کلی تغییرات ژنتیکی را در شمال مغولستان و جنوب سیبری را در منطقه اطراف دریاچه بایکال از زمان نئولیتیک اولیه تا دوره مفرغ اخیر نشان میدهد. شکارچی-جمع آورنده اولیه از بایکال که بین سال های ۵،۰۰۰–۴،۰۰۰ سال قبل از میلاد بوده است، پروفایل ژنتیکی مشابهی به نمونه های باستانی خاور دور روسیه و شمالشرق چین همانند پروفایل ژنتیکی تونگوزیک ها دارد. در این منطقه، سایت های باستانشناختی پالئولیتیک بالایی مالتا و آفاناتوفا گورا پروفایل ژنتیکی بسیار متفاوتی از دوره نئولیتیک خود دارند.
استخر ژنی پالئولیتیک بالایی بایکال که عموماً ANE یا اقوام اوراسیایی شمالی باستانی (Ancient North Eurasians) شناخته میشود. گروهی هستند که با جمعیت های شکارچی-جمع آورنده پیشتاریخی شرق اروپا مرتبط هستند، و بسیار دور تر و در دوره تاریخی قدیمی تر با اقوام اوراسیای شرقی ارتباط دارد. همچنین، شیب جغرافیایی شمال–جنوب مردمان اوراسیای شرقی حداقل در شمال به طور جزئی اختلاط بیشتری با اجداد مرتیط با ANE دارند، مانند بومیان آمریکا که ۴۰٪ از استخر ژنی آنها از ANE آمده است. بنابراین، ژنوم های نئولیتیک اولیه بایکال نشان میدهد که یک شارش بسیار گسترده از استخر ژنی مرتبط با تونگوزیک در منطقه بین دوره پالئولیتیک بالایی و نئولیتیک اخیر شکل گرفته است.
شکارچی-جمع آورنده های نئولیتیک اخیر و مفرغ اولیه بایکال، تقارب ژنتیکی بیشتری با ANE نسبت به نئولیتیک اولیه دارند.
آنها با اختلاط ۱۰٪ ANE در کنار استخر ژنی نئولیتیک اولیه خود میتوان مدلسازی کرد.
افراد مفرغ اخیر از منطقه خوسگول آیماگ در شمال مغولستان که بین ۱،۴۰۰–۹۰۰ پیش از میلاد موروخ میشوند، از لحاظ ژنتیکی بیشترین تقارب را با افراد مفرغ اولیه بایکال در کنار ۷٪ به طور تقریبی مشارکت از جمعیت استپی دوره مفرغ، که با فرهنگ سینتاشتا مرتبط است.
به طور جالبی تنها یکی از ۲۰ نمونه خوسگول از بقیه تفاوت زیادی دارد، بقیه از لحاظ ژنتیکی با اقوام تونگوزیک / نیوخ (گیلاک) همچنین نمونه های باستانی خاور دور روسیه دارند.
این نشاندهنده این است که ظهور شارش استخر ژنی مرتبط با تونگوزیک به مغولستان در دوره مفرغ اخیر شکل گرفته است. تاثیرات ناشی از این و شارش های ژنی بعدی با قیاس نمونه های خوسگول با تووایی ها، جمعیتی معاصر در همسایگی منطقه آنها نشان داده شده است. جمعیت باستانی و معاصر همسایگی بیشتر به نمونه های باستانی خوسگول مرتبط هستند تا جمعیت تووایی امروزی، در حالیکه جمعیت های آسیای شرقی معاصر الگوهای متضادی با آن نشان میدهد.
با کنار هم گذاشتن تمامی این موارد، این مطالعات نشان میدهند که استخر ژنی مرتبط با تونگوزیک های امروزی در دوره طولانی مدت در منطقه جغرافیایی گسترده در شمالشرق چین و خاور دور روسیه از زمان ۹،۰۰۰ سال قبل از میلاد وجود داشته است. این استخر ژنی به منطقه بایکال گسترش پیدا میکند و اغلب جایگزین استخر ژنی پالئولیتیک بالایی ANE قبل از ۵،۰۰۰ پیش از میلاد می شود.
به دلیل اختلاط های بعدی، جمعیت های امروزی مغول زبان و ترک زبان، خوسگول از آنها متمایز است و تقارب بیشتری با ANE دارد.
1 439
نمایه کروموزوم Y جمعیتهای ترکزبان با شواهد ژنتیکی که نشاندهنده اختلاط های مرتبط با اوراسیای غربی است متداوم است. هاپلوگروپ R1a1a–m17 ، با بیشترین فرکانس مشاهده شده در اروپای شرقی ، آسیای غربی و میانه، به مقدار فرکانس بسیار بالایی در میان جمعیت های ترک ، بین ۲–۶٪ در میان یاقوت ها ، ۱۰–۵٪ در میان توفالار، حدود ۷–۲۰٪ در میان تووایی ها، و در حدود ۶۰٪ در میان تاتار ها ، شور ها و قرقیز ها دیده می شود.
تبارهای mtDNA مختص اوراسیای غربی نیز همچنین در فرکانس های بسیار بالایی در میان گروههای ترک زبان وجود دارد.
شواهد ژنتیکی برای زیرلایه پیشاختلاط مشترک در میان جمعیت آلتاییک :
به دلیل اختلاطهای بسیار قوی در میان ترکزبان ها، سوال زبانشناختی انجمن آلتاییک به خوبی در همتای بومی ژنتیکی خود ترجمه نمی شود:
به عنوان مثال، اینکه آیا جمعیت های آلتاییک زبان کلاد ژنتیکی تشکیل داده باشند که با جمعیت های غیر آلتاییک زبان مجاور خود متمایز باشد، هنوز مشخص نیست.
به جای آن ، ضرورتمند این است که تحقیقات بروی قسمت مشترک اقوام ترک زبان ، مغول زبان و تونگوزی زبان صورت گیرد که قدیمی تر از تاریخ شارش ژن از همسایه های غیر آلتایی زبان خود باشند، این میتواند کلادی بوجود آورد که علیه استخر ژنی غیر آلتایی باشد.
بنابراین ، به آزمایش اینکه آیا ترانساوراسیاییها بدون اختلاط اوراسیای غربی شناخته شده پروکسی بهتری از جمعیت های آلتاییک زبان از غیرترانساوراسیایی است:
1.
تاریخ ژنتیکی درگیر شارش ژن زیادی از O₁ باشد که یکی از مارکر های ترانساوراسیایی T₂ است. با در نظرگرفتن تنها طرف ترانساوراسیایی اجدادی، تمامی ترانساوراسیایی ها یک کلاد متفاوت از ۲ برونگروه تشکیل دهند، و T₂ و T₁ بیشتر بهم مرتبط باشند تا آن (برونگروه) به T₁. 2.
بازسازی بومی روابط جمعیت ها بدون در نظر گرفتن اختلاط ها در نهایت سبب شکست خوردن در نهایت هم انجمن ترانساوراسیایی ( T₂ به O₁ نسبت به بقیه ترانساوراسیایی نزدیک تر باشد) و همچنین روابط داخلی شاخه های ترانساوراسیایی( T₁ و T₃ به همدیگر نزدیک تر نسبت به آنها به T₂ ) می شود.هلنتال و همکاران سال ۲۰۱۴، متد کامل جدیدی GLOBETROTTER , برای مشخص کردن اختلاط با استفاده از دادههای پراکنده ژنوم–گسترده معرفی کردند. این متد از الگوهای هاپلوتیپ مشترک بین افراد ژنوم انسانی برای شناسایی نشانههای اختلاط استفاده میکند . به خصوص ، اختلاط و بازترکیبهای متعادل احتمال اینکه دو مارکر از یک زوال دهنده جمعیت که به عنوان فاصله ژنتیکی کار میکنند، را مشخص میکند. با مدلسازی هاپلوتیپ هایی که از چندین دهنده جمعیت در یک جا کپی می شود، نمیتوان قدرتمند و پایداری از اختلاط ها حتی برای ژنوم یک فرد ارائه کرد، ولی همچنین بستر های متعددی برای تقارب مقیاس مناسب میان جمعیت دهنده و سورس حقیقی ناشناخته ارائه میکند. همچنین میتواند مدل اختلاط تک پالس دوسویه با مدل های پیچیده تر بیشتری مقايسه کند. هنگامی که GLOBETROTTER در دیتای جهانی ژنوم گسترده منتشر شده به کار گرفته شد، جمعیت های ترکیک و منغولیک به طور شگفتانگیزی، تاریخ اختلاط های متدوامی با منیع ژنتیکی عمده جمعیت منغولیک و تونگوزیک زبان در دیتا ست های عمده بین سالهای ۱۲۰۶–۱۳۶۸ نشان دادند. مطالعه جدید ما مشخصات اجداد اوراسیای شرقی در جمعیتهای ترک و مغول زبان در ست های بسیار بزرگتر (جیونگ و همکاران ، ۲۰۱۸) مشخص می کند. پیوسته با یافته های منتشر شده قبلی ما، ما یافتیم که اکثر جمعیت های منغولیک و ترکیک اختلاط های اخیر دارند که به طور میانگین به ۶۸۰ سال قبل باز میگردد( از ۳۰۹–۱،۱۰۴ سال قبل ). تاریخ قابل مقایسه هنگامی که ما از مدل اختلاط LD استفاده کردیم، بدست آمده است. همچنین، جمعیت های تونگوزیک به طور متداوم ، بهترین منبع دهنده اوراسیای شرقی در میان اکثر جمعیت های ترکیک و منغولیک هستند. ست کامل اوراسیایی شرقی از شیب جغرافیایی شما–جنوب در PC2 به عنوان دهنده (منبع ژنتیکی) در این آنالیز استفاده شده است؛ نتیجه نشاندهنده این است که تونگوزیک ها بهترین پروکسی معاصر در زیرلایه اوراسیای شرقی جمعیتهای ترکیک و منغولیک هستند. #ژنتیک @TRNATS |
1 439
متدشناسی
داده های تنوع ژنوم گسترده روش های زیادی برای شناسایی اختلاط نشان میدهند، در مورد اختلاطهای اخیر یعنی در جایی که افراد در جمعیت های اختلاطی همچنان در نسبت های اختلاطی خود هتروژن هستند، خلاصه بصری ساختار ژنتیکی بر اساس متد PCA و کلاسترینگ ژنتیکی ، شواهد قابل مقایسه ای برای اختلاط نشان میدهند.
به هرحال، پس از اینکه اختلاط جمعیت با بازترکیبی جمعیت نوعاً پس از چند نسل اختلاط، هموژنیزه میشود، بنابراین آزمایشهای رسمی اختلاط بیشتری نیاز است.
اولین طبقهبندی رسمی اختلاطهای رسمی از روابط میان فرکانس آللها جمعیتهای گوناگون برای آزمودن اینکه ست های داده شده در مدل روابط درختی با همدیگر مناسب هستند یا خیر، استفاده میکند.
هنگامی که دو رفرنس پروکسی هایی مناسب برای سورس حقیقی جمعیت تارگت هستند، انتظار میرود که فرکانس آلل تارگت بین دو رفرنس باشد بنابر مقدار زیر باید منفی باشد:
𝑓₃(Target; Ref₁, Ref₂) = ∑ⁿᵢ₌₁ (𝑝ⁱₜₐᵣgₑₜ − 𝑝ⁱᵣₑ𝒻₁)(𝑝ⁱₜₐᵣ𝑔ₑₜ − 𝑝ⁱᵣₑ𝒻₂)دومین طبقهبندی اهرمی بروی اختلاط پیوند ناهمتعادلی LD که میتوان آنرا به عنوان ترکیب غیرتصادفی آللها در دو مارکر که از طریق اختلاط تولید میشود ، تولید میشود: به عنوان مثال، در SNP های دو آللی ( با صفر و ۱ آلل در حال تفکیک)، ترکیب آلل های ۱/۱ فرکانس متفاوتی از حاصل فرکانس یک آلل در دو SNP دارد. LD زمانی ساخته می شود که جهش ژنتیکی در پیش زمینی هاپلوتیپ مشخصی اتفاق بیافتد و در طول زمان به دلیل بازترکیبی دو مارکر رو به زوال برود. بنابراین، آلل ها در فاصله کم LD قویتری دارند. و LD به شکل تابع نمایی نسبت به فاصله ژنتیکی رو به زوال میرود. اختلاط بین دو استخر ژن های متفاوت LD قدرتمندی میتواند بسازد که بروی مگا باز ها گسترده شود. بسیار طولانی تر از LD معمولی ، در داخل ۱۰۰ کیلوباز رو به زوال می رود. با الگوی اختلاط مشابه پالس ، یکی را میتوان به عنوان تخمین زمان از اختلاط (« تاریخ اختلاط ») با تناسب کردن زوال اختلاط LD به عنوان کارکرد فاصله ژنتیکی فرض کرد. متدهای بسیار مرتبط کمی از این روش برای ارائه آزمایش رسمی اختلاط همچنین تخمین زمان اختلاط استفاده می شود. مهم اینکه، اختلاط LD اطلاعات مستقل استفاده شده در متدهای برپایه فرکانس آلل است، بنابراین شواهد مستقلی برای اختلاط ارائه میکند. نتایج این روشهای ژنوم گسترده، شواهد قطعی برای اختلاط ژنتیکی بیشتر جمعیتهای ترک را تا جایی که تحقیقات صورت گرفته نشان میدهد.
در ابتدا اویغور های شمالغرب چین، که در گروه تنوع ژنوم انسانی HGDP شرکت کردند، در مقدار 𝑓₃ نتیجه به شدت منفی و همچنین به طور واضح تابع نمایی زوالی اختلاط LD را نشان داده است، که زمان اختلاط را نیز به ۸۰۰ سال تخمین میزند.
دوم ، مطالعه جدید که بر تاریخ دموگرافی سیبریایی ها که شامل چندین جمعیت ترک است، به عنوان مثال یاکوتها ، دولگان ها، آلتاییها و تووایی ها همگی نیز در آمار 𝑓₃ نتیجه منفی قابل توجهی نشاندادند.سوماً، یونوسبایئف و همکاران در سال ۲۰۱۵ میلادی ، داده ژنوم گسترده از ۲۲ جمعیت ترک از یک محدوده جغرافیایی بزرگ گزارش میدهند. در اغلب آنها، جمعیت های ترک سیگنالهای اختلاط هم در فرکانس آلل ها و هم در متد های برپایه LD از خود نشان میدهند. و در آخر، مطالعه جدید ما ، سیگنالهای اختلاط بسیار واضحی در میان یوگور ها (اویغور های زرد) ، قزاق ها ، قرقیز ها ، سالار ها ، یوگور های غربی مشارکت زیادی از اجداد اوراسیای غربی ، که در میان یگور ها ۴٪ ، در میان تووایی ها ۱۰٪ ، در میان سالار ها ۱۵٪ ، در میان آلتایی ها ۲۰٪ ، در میان قرقیز ها و قزاق ها ۳۰–۴۰٪ و در نهایت در میان اویغور ها این مقدار به ۵۰٪ درصد میرسد.
متدهای برپایه اختلاط LD نشان میدهد، تاریخ اختلاطهای افراد جمعیتهای ترک به حدود ۲۰ تا ۴۰ نسل قبل یعنی ۶۰۰–۱۲۰۰ سال پیش از حال بازمیگردد.این تخمین را باید با احتیاط در نظر گرفت، چونکه الگو اختلاط لحظه ای دو استخر ژنی مختلف را نشان میدهد، در حالیکه پروسه جمعیتی واقعی حتی اگر سادهترین سناریو را در نظر بگیریم ،محتملاً درگیر اختلاط چندین نسل متداوم است. بنابراین، تخمین تاریخ اختلاط یک میانگین بروی اختلاط چندین اجداد است و بنابراین نمیتواند پروکسی خوبی برای شروع تاریخ اختلاط ها باشد اگر اختلاط در دوره زمانی خیلی طولانی یا در موجهای مختلف متفاوت شکل گرفته باشد. در حقیقت ، در مطالعه جدید از متد رمانی برای مدلسازی روند اختلاط که بسیار پیچیده تر از متد مدل تک پالسی است، و دو پالس اختلاط در میان اویغور ها نشان میدهد:
« پالس جوانتر حدود ۷۵۰ سال قبل ، پالس قدیمی تقریباً ۳،۷۵۰ سال قبل.»تخمین اولین رویداد اختلاط بسیار قدیمی تر از تخمین های مدل تک پالسی است و با محدوده تاریخ مومیایی ها که ۴،۰۰۰ سال قبل در حوضه تاریم متناسب است. @TRNATS |
1 439
+2
زیرلایه ژنتيکي مشترک در میان اقوام آلتایی.
اختلاط اوراسیای غربی در میان جمعیت ترک:
در میان مردمان ترانساوراسیایی، جمعیت ترکزبان ها بیشترین هتروژنی همچنین بیشترین پراکندگی جغرافیایی را از خود نشان میدهند.
منابع تاریخی نشان میدهند اصلیتاً در مغولستان سکونت داشتند. ولی به صورت تدریجی به سمت غرب مهاجرت میکنند تا به مکان های امروزی خود میرسند.
مخصوصاً با ظهور امپراطوری گوکتورک در قرن ششم میلادی، آغازگر پراکندگی جغرافیایی آنها در موقعیت کنونی خود مسکون میشوند.
به نظر میرسد که جمعیت ترکزبان های اولیه از لحاظ ژنتیکی به مردمان شرق آسیا نزدیکی بسیار زیادی داشتند. اگر به منابع تاریخی و جغرافیای آنها نگاه کنیم، به طور فزاینده تدریجی تقارب ژنتیکی مردمان اوراسیای غربی و ترکهای غربی احتمالاً نتیجه اختلاط با همسایههای اوراسیای غربی خود هنگام گسترش بوده است. بنابراین، تلاش های زیادی برای مشخص کردن اختلاط های شرقی–غربی در میان جمعیت های ترک شکل گرفته است.
[SOURCE] :
C. Jeong et al. ; Transeurasian unity from a population–Genetic Perspective , chapter 45 , Oxford University Press. ; 2020.@TRNATS |
1 439
براساس فونولوژی ریشه ترانساوراسیایی قدیمیترین است. [جهت تغییر زبان به سادهسازی گلاید ها است. گلاید میان بین حروف -g‐ از -w- (آسترونسیایی) و -h- (سینو–تبتی) قدیمیتر ، همچنین اصطلاحات ارزن بسیار فراوانتر از سینو-تبتی و آسترونسیایی بوده (بیش از ۱۰ اصطلاح رایج در ترانساوراسیایی و تنها ۲ اصطلاح رایج در سینو-تبتی و آسترونسیایی) نشاندهنده آن است که سبک زندگی مردمان پروتو–ترانساوراسیایی متکی به کشت ارزن بوده است. از لحاظ باستانشناختی این وابستگی بیشتر را در فرهنگ شینگلانگوا Xinglongwa مشاهده میکنیم. همچنین فرهنگ شینگلانگوا Xinglongwa به عنوان نیای مشترک ترانساوراسیایی که پیشنهاد شده است، از لحاظ تاریخی قدیمیترین فرهنگی است که شروع به کشت و پرورش ارزن کردند. پیش از آن، در پلیگانگ Peligang شواهد مربوط به نگهداری دانه ارزن یافت شده ، ولی در مورد پروش دانه چیزی پیدا نشده است.
@TRNATS |
1 439
اصطلاحات رایج کشاوری پروتو-تورکیک و ریشهشناسی آنها
قسمت دوم۳. ریشهشناسی *ǯügüri– : از لحاظ تاریخی و فرهنگی این اصطلاح بسیار مهم است. زیرا، ارزن جزو محصولات کشاورزی بوده است که اولین بار در شرق آسیا پرورش یافته است. گونه های ارزن دُمروباهی Setria Iltalica و ارزن جارویی Panicum Miliaceum به غرب از طریق آسیای میانه منتشر میشود. با مقایسه ترمینولوژی در زبانهای شرق آسیا برای مثال در زبانهای آسترونسیایی مانند تاگولاگ dàwa , هانونوو dāwa , تائوسوگ dawa , پویوما dawa ... برای ارزن استفاده شده بازسازي آنرا به شکل *zawa₂ در پروتو–آسترونسیایی انجام میدهند زیرا شکل اولیه آن در یامی به شکل rawa– است. اصطلاحی است که برای گونه های مختلف ارزن بهکار میرود. در زبان چینیکهن اصطلاح بهکار رفته برای ارزن جارویی (گلوتنی) Panicum Miliaceum که با کارکتر 黍 نشان داده می شود، *sĺaʔ– بوده است. در چینی ماندارین آنرا به شکل shŭ میخوانند. در چيني هان به شکل دیالکتیک هان غربی و هان شرقی متفاوت به ترتیب là*– و śa*– شاخه میگیرد. با قیاس با شکل تبتی ، که تنها در زبان کاچین باقی مانده است ، در کاچین شکل واژه jaʰ– است. در قیاسهای دیگر ، نیز واژگانی که در سینیتی با *lh یا *sl آغاز میشوند، در شکل تبتی آن به آغاز *j– میشوند. استاروستین آنرا به شکل قانون در تطابق اصوات میان سینیتی و تبتی مطرح میکند که واژگانی با sĺ*– در چيني کهن آغاز میشوند ، در پروتو–سینیتیک به شکل *lʰ– بوده و آن هم در پروتو–سینو-تبتی به شکل *j– بوده است.
*j– [PST] > *lʰ– [PS] > *sĺ–[OC] *j– [PST] > *j– [PTB] > Preserved in Daughter languages.یعنی قدیمیترین شکل فونولوژی واژه که در پروتو–سینو-تبتی بازسازی میشود *jăH– است. گلاید آخر در چینیکهن تبدیل به توقف گلوتال ʔ می شود. در کرهای میانه برای ارزن از اصطلاح čò– گواهی شده است، به طور واضح با شکل سینو-تبتی تطابق اصوات دارد. بازسازی آنرا در پروتو–کریانیک به شکل *čòh– انجام میدهند. به طور جالبی در زبان منچوری جنوبی ǯē– با گلاس « ارزن دُم روباهی » و در زبان مانچو ǯe بدین مفهوم دیده میشود ، در شاخههای تونگوزیک دیگر مثل اوروچی ǯiekte– ، در جورجنی *(che-(pole ، نانایی ʒiekte– ، در اودیهه ǯakta– و در سولون ǯakta– از کاگنیت های تونگوز–مانچویی هستند که برای ارزن به کار میرود. استاروستین شکل پروتو–مانچو–تونگوزیک آنرا به شکل ǯije*– بازسازی میکند، از آنجایی که دیفتانگ در شاخه های تونگوزیک حفظ شده و در شاخه های مانچویی پسوند ندارند. در ترکی اویغوری باستان واژه üjür– به معنی ارزن گواهی شده است. در شاخه های تاتاری ǯögärä ، قزاقی ǯügeri ، قزغیزی ǯügörü , در قرهقالپاقی ǯüweri– ، تووایی ürgene «گندم سیاه ، بشکوفه» ، چوواشی vir– و در یاقوتی üöre نیز از مشتقات همریشه هستند. در زبان فارسی از شاخه قپچاقی به شکل جواری وارد شده است. طبق قواعد تطابق اصوات یعنی حذف شدن گلاید ها و تبدیل ǯ–* به گلاید j*– آغازین در شاخهها:
*ǯV– > *jV– > *iV– (Diphtong) > øV *–VgV– > *–VwV– > *–VV– (Long Vowel)یعنی قدیمیترین شکل فونولوژی آن *ǯügürV بوده است، و آنرا شکل پروتو-تورکیک آن در نظر میگیریم. پیشتر واژه کرهای باستان را وامواژه ای از چيني میانه *śö– در نظر میگرفتند. امروزه با اثبات مسئله ورود کشاورزی ارزن به شبهه جزیره کره هزاران سال قبل تر از چیزی که تصور میشده یعنی حدود ۴۵۰۰–۳۳۰۰ پیش از میلاد کشاورزی ارزن وارد شبه جزیره کره شده است. این مسئله که ترمینولوژی از چینی میانه وارد زبان کرهای شده باشد از لحاظ تاریخی فرهنگی کاملاً بی اساس است. از سوی دیگر ، اگر با شکل نیا سینیتی *lʰeH– هیچ تطابق اصواتی با آن ندارد. پس از لحاظ زبانشناسی بیشتر میتوان واژه مستقل از چینی در نظر گرفت. بنابراین، میتوان ایزوگلاس های تونگوز–مانچویی ، ترکی و کره ای را به عنوان همخانواده در نظر گرفت. استاروستین با مقایسه شکل کاگنیتها و یافتن تطابق اصوات میان آنها ، آنرا در پروتو–ترانساوراسیایی به شکل *ǯiugi– بازسازي میکند. که مشخصاً در پروتو-تورکیک از لحاظ فونولوژی نزدیکترین شکل را به آن دارد، یعنی پیشتر ریشه گرفته و شکل آن حفظ شده است.
Proto–Transeurasian: *ǯiugi–
*–g– > *–j– *–g– > *–ɦ– > *–h–
> Proto-Turkic: *ǯügürV > Proto-Tungus-Manchu: *ǯiji– > Proto‐Koreanic : *čoh–
نکته بسیار مهمی که در این مورد وجود دارد این است که تمامی شاخههای ترانساوراسیایی، سینو-تبتی و آسترونسیایی باهمدیگر مشترک هستند، نشان میدهد که ارزن به عنوان یک سنت پیشتاریخی رایج در آسیایشرقي Kulturworde مشترک بوده است.
