𝔪𝔢𝔪𝔬𝔯𝔶 𝔪𝔞𝔨𝔢𝔯𝔰
Open in Telegram
202
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-730 days
Posts Archive
تو عنکبوت توی اتاقت رو میکُشی،
اما اگر از نظر اون تو هماتاقی و دوستش بودی چی؟
-داستایوفسکی-
چون احتیاج داشتم که،
دوست بدارم و دوستم بدارند،
تصور کردم که عاشق شدهام؛
به عبارت دیگر خودم را به حماقت زدم.
سقوط-آلبرکامو
بیهوده بازی را جدی گرفتهای،
وگرنه برای خون فرقی ندارد،
که از رگهای من و تو بگذرد،
یا از جوبهای خیابان.
