en
Feedback
[ایهام]

[ایهام]

Open in Telegram

و سرنوشت ما اثرِ نویسنده‌ای بود؛ ماهر در ایهام.

Show more
416
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
photo content

حرفای خاتون و شیرزاد بجای اینکه راوی گذشته باشه،خیلی بوی همین روزها رو میده.

برای‌ خونه غمگینم.

Voice message00:12

Voice message00:12

Voice message00:12

Video message00:22

اینترنت وصل‌شد ولی20هزارتا اکانت دیگه آنلاین نشدن.

امشب تنها شبیه‌که صدامون نمی‌لرزه.

18 19 20🕊

آن شب در کوچه‌های تاریکِ شهر،شرافت فریاد میزد.. درِ خانه اش نه بلکه آغوشش را بازکرده بود برای هم‌وطنش.

آری...من از هموطن خود دیدم، تهمت و قتل و ریا چاقو از هم جنس خود خوردم نه از اجنبیا من از اسلام دیدم اعدام، شلاق، اجبار و تکرار.

مگه اون پسر 18ساله چیکار کرده بود که با باتوم اونقدر محکم میزدن تو سرش...

امشب با چشای خودم دیدم ،هم‌جنس خودمو،هم شهریه خودمو،چجوری زدن. و اونو هرزه خطاب کردن...

Voice message00:30

✌️
✌️

شبام به تیرگی چشمای ایرانی تو...

ویرانیم و آبادیِ تو قافیه شد... .💔.

AnimatedSticker.tgs0.26 KB

آدما بعد یک اتفاق ناراحت کننده،بعد کتک خوردن،بعد یه توفان بزرگی که تو زندگیشون میوفته فقط میخان بخوابن،اونم طولانی...