.pastel dream.
Open in Telegram
شاید اینجا واسم مثل یه استودیو و تیکه هایی از روزمرگی هام باشه بین این همه شلوغی. . .
Show more273
Subscribers
No data24 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from one day on the way
امروز تو آشپزخونه دیدمش. درحالی که با سختیِ نیمنگاهش از پیاز خرد کردن، درگیر بود، باهاش حرف میزدم. از استرس این میگفتم که چطوری باید کارهام رو، هنرم رو، به اشتراک بذارم وقتی نمیدونم دارم چیکار میکنم. یعنی میدونما، ولی انگار نمیتونم انجامش بدم.
بهم گفت همهچیز درست میشه. انگار هم من، هم اون خوب میدونستیم که از صحتِ این جمله مطمئن نيستيم. خوب میدونستیم شاید هیچچیز درست نشه. ولی انگار شنیدنش از یهنفر دیگه تحمل کردن همهچیز رو راحتتر میکرد.
و خیلی از کارهاشون رو من از همون موقع که پستش رو گذاشته بودن یادم میاد اون اوایل که پیج زده بودن و تازه کارشون شروع شده بود و چقدر دیدن این مسیر پیشرفتِ رو دوست دارم، این تغییر سبک در زمان های مختلف...
هرچندوقت یک بار میشینم کارهای تصویرگر های موردعلاقه ام رو از اول اول میبینم و هربار دوباره کیف میکنم.
یکی از چیزهایی که وقتی بزرگتر میشی به دستش میاری اینِ که دوست داری همون تعداد کمی از آدما که کنارت بودن و موندن، بمونن و کافی ان.
