277
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
277
خاطرت مخمو گاییده شده خسته
نمیدونی چیا کشیدم من از دستت
پیگیر بودم ولی نداشتی تو لیاقت
ترجیح دادی بری بخوره زود دس بت
چن ماهه حتا با خدمم غریبم
اع خونه بیرون نمیرم انگاری کمیم
افسردم شده بام کردی هر کار
سنگ شد قلبم ی ادم تنها شدم
هر چی پلن داشتم شد کنسل
هر چی دروغ داشتی کردم اکسپت
تتو کردم تو مغزم دیگه نو لاو
رف تیزی تو قلبم مرد خنده
رف تیزی قلبم مردش خنده
نمیدونی این پسره بدجوری کنده
از همه خنجر در رف مغزش
خیلی وقته حتا با خدشم قهره
ارزوم اع بغلم یهو پر زد
ن اون نمیاد دیگه سمتم
ن فرق کرده حتا با قبلن
اخرین حرفم این بود برگرد
277
میبینی نمیکنی اصن درکم
چطوری الان داری دوسم اصن؟
فوبیام این بود ک یرو بام بدشی
منی ک از همه غیر تو خستم
تو ریم نفست هنوزم پیچیده
امیدی ندارم فردارو چیمیشه
یا این ک میزنم مخمو گلوله
یا اینکه همه این فکرا فیریکه
277
چطوری میگی حسی بهت نبوده؟
ندیدی چیا کشیدم تو نبودت
من زیر چشام هر شب میشد کبود
تو زیر گردنت هرشب کبوده
تلافی نمیکنم من ک کارتو
نمیخام الکی بد کنم حالتو
تو بگو کی میخادت الان قد من
جمع کن برو زود پیش اون بارتو
277
چطوری میگی حسی بهت نبوده؟
ندیدی چیا کشیدم تو نبودت
من زیر چشام هر شب میشد کبود
تو زیر گردنت هرشب کبوده
تلافی نمیکنم من ک کارتو
نمیخام الکی بد کنم حالتو
تو بگو کی میخادت الان قد من
جمع کن برو زود پیش اون بارتو
