𝖣𝖪𝖮̸𝖭
Open in Telegram
374
Subscribers
No data24 hours
-127 days
-6830 days
Posts Archive
"وطنتون نفوذ نداره تو سر کسی که اتاقشو دوست نداره زخم ریزش، آغاز جهش یعنی گریز از مرکز و ناز مکش همه می شیم پاره تهش بین دو کش، آواره تهش دیگه آینه حسابی می بینه تنهام فکر کردم به جون خونه می شینه حرفام اما ، کشیده شدم به سمت جلو تا که بفهمم چی می گن ترسام گفتم هدفتو نطفه اش رو بذار یا که واسه خونه اتون قدرت رو بخواه شوخی نکن با خودت، خسته شدی دیگه یه کلام نمی تونم ،نقطه اشو بزار یه طرف ساحل و سوختگی بود که پُر شیرجه ی نزده و کوفتگی بود یه طرف یه دریای بزرگ که چشم توی چشمم دوخته می دوختم چِشم ، ساحل رو زدم تو سینه ام خسارت دریا رو دادم بره موندم روی جفت پاهام این دومی رو هم محاله یادم بره اشک ریختم رو خاک روحم دیدم حالم گِله ، همون خونه ای که یه روزی بود انتخابم امروز فقط توش یه رباتم ولش . "
Посади меня в мои стихи после моей смерти .
چَشم بر روی جهان نهودم ، ز هراس ، ز هراسِ اینکه مردمی طنینِ رویایِ پایگشودنت براغوشِ ناشکفتهام را در چشمهایم بجویند .
در اغوشم که هستی گمان میکنم که دو قلب در سینه دارم قلبی که بهخاطرت به تپش در میآید و قلبی که به احترامت میایستد .
