𝖣𝖪𝖮̸𝖭
Open in Telegram
374
Subscribers
No data24 hours
-127 days
-6830 days
Posts Archive
آنکه در رنجی عظیم دست و پا می زند در حین رنج بردن، از شدت و عمق رنج خویش بی خبر است. اما درد عمیقی را که آن رنج در خاطر او باقی میگذارد، بعدها به شدت حس میشود.
اشخاصی که بهشون ایدی دادم اون ایدی منقضی شده و اگر علاقه مندین به دوبارگی همکلام بشیم به این ایدی پیام بدین .
@llXllXlP
Repost from کتابخونه شیوان.
من از جهان بیتفاوتی فکرها و حرفها و صداها میآیم
و این جهان به لانهی ماران مانند است
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست
که همچنان که تورا میبوسند
در ذهن خود طناب دار تورا میبافن.
—فروغ فرخزاد، ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد
هشتم دی، زادروز فروغ فرخزاد گرامی باد.
Repost from ᴛᴇɴᴍᴏɴɢᴀᴋᴜ
من نمیدونم تو تناسخهای بعدی قراره چی بشم؛ ولی شاید همون حسرتی باشم که به دل میمونه. شکوفهای که قبل از شکفتن، از سرما میمیره. رودی که هیچوقت به دریا نمیرسه و خشک میشه. یه کوچهی بنبست که هیچکس اونجا زندگی نمیکنه. ابری که باریدن رو یادش رفته. گل کوچیکی که تو مسیر گدازهی آتشفشان میشکفه. پرندهای که یکی از بالهاش رو تو اوج روزهای قشنگه زندگیش از دست میده. مورچهای که عاشق چایی خشک میشه. درختی که از جنگل دور افتاده. خونهای که هیچکس درش رو نمیزنه. بچهای که به جای پنج سالگی، تو بیستوپنج سالگیش به اسباب بازی مورد علاقهاش میرسه. یه آدم پیر که سالها جلوی پنجره، تو خونهی سالمندان میشینه و منتظر عشقی میمونه که تو جوونی از دست داده. نمیدونم قراره تو زندگی بعدی چی بشم.
