💊Mroofin 500💊
Open in Telegram
🧡𝑾𝒆𝒍𝒍𝒄𝒐𝒎 𝑻𝒐 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘯𝘦𝘭 Mroofin500🧡 ╱◥████◣ │田│∩| ◥███◣ ╱◥████◣ 田∩田│ 🫀﷽🫀 🪩هرچےباھرکس کنےبر تو همان میگذرد🪩 #مــتــنــ🦋✨#مــوزیــڪــجدید🎶✨ #اســتــوریــ🤩✨#بــیــو💣✨ #والــپــیــپــر🫀#پــروفــایــلــ👫✨ #شعر #حرفسنگین #روم
Show more332
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-2430 days
Posts Archive
منبع تمام لوازم آرایشی بهداشتی و مراقبتی از پوست و مو با بهترین کیفیت از معتبرترین برند ها زیر نظر کمپانی نفیس😌💅
✅همراه با مشاورران تخصصی در زمینه تشخیص نوع پوست و مو 💆♀
✅ارسال رایگان به سراسر کشور
https://t.me/ndjbsjsn
کیوت بیوتی🦋🌸
منبع تمام لوازم آرایشی بهداشتی و مراقبتی از پوست و مو با بهترین کیفیت از معتبرترین برند ها زیر نظر کمپانی نفیس😌💅
✅همراه با مشاورران تخصصی در زمینه تشخیص نوع پوست و مو 💆♀
✅ارسال رایگان به سراسر کشور
https://t.me/ndjbsjsn
کیوت بیوتی🦋🌸
🎉کانال ̑م̑̑ـ̑̑ـ̑ن ̑ و ت̑̑ـ̑̑ـ̑و 🎉
╭┈───────『 🕊』
@hdfujuhj
╰𖧷─┈➤༄🤍
اخی 🥹🥹
اگه یکیو دارید که
وقتی تو خیابونی با محکم گرفتن دستت
وقتی تو مهمونی با یه لبخند گرمـ و چشمک
وقتی تو سینمایی با نوازش دستت
وقتی غذا میخوری با لقمه گرفتن واست و
بهت میگه دوست دارم
تبریک میگم
خیلی از بقیه جلوتری🤍
ولی یکی از زیباترین تعریفی که از عشق وجود داره رو "سعدی" گفته:
"عشق صیدی ست که تیرت به خطا هم برود
لذتش کنج دلت تا به ابد خواهد ماند"❤️
ولی من دیگه هیچوقت عادت نمیکنم زندگیِ
بدون تو رو ، دیگه نمیتونم مثل قبل تو زندگی کنم!
انگار که زندگیم به دو قسمت تقسیم شده
زندگی قبل تو و زندگی بعد تو !
شاید زندگی بعد تو یک سال باشه
شایدم شصت سال
ولی اینو مطمعنم که هیچوقت نبودت عادی نمیشه، انگار ریشه کردی تو قلب و جونم و ابدی شدی.
تو بهترین دوستمی، خندمی، گریهمی، معجزمی تو همونی هستی که با اشتیاق به حرفات گوش میدم همونی که وقتی باهات حرف میزنم امیدوار میشم آروم میشم ذوق میکنم و کنارت خود واقعیمم، میخندم دیونه بازی در میارم یا حتی گریه میکنم و غر میزنم
تو همونی هستی که تا آخر عمر به بودنت نیاز دارم.
من به داشتنت نیاز دارم
به حضور هر لحظه تو توی زندگیم نیاز دارم،
به ساختن خاطرات تلخ و شیرین با تو نیاز دارم، به قهر و آشتیامون نیاز دارم
به خندها و گریه هامون کنار هم نیاز دارم
من هر چی اتفاق خوب و بد تو دنیا رو فقط با تو میخوام
☑#حکایت_جالب_و_پند_آموز
پادشاهی دستور داد تا گوسفندی را سر ببرند و آن را کباب کنند. پادشاه به وزیر خود گفت:
برو دوستان و نزدیکانت را بگو که بیایند، تا دور هم بشینیم و این گوسفند را با هم بخوریم.
▪️وزیر لباس مبدلی پوشید و به میان جمعیت شهر رفت و فریاد زد: ای مردم به فریادم برسید که خانه من آتش گرفته و دار و ندار زندگیم در حال سوختن است. تعداد اندکی از مردم حاضر شدند که همراه وزیر بروند و در خاموش کردن آتش به او کمک کنند.
▪️وقتی به خانه رسیدند، با کباب گوسفند و نوشیدنی های رنگارنگ از آنها پذیرایی شد. پادشاه از وزیر خود پرسید: چرا دوستان و نزدیکانت را دعوت نکردی!؟
وزیر گفت: اینها دوستان ما هستند، کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند می پنداشتید، حتی حاضر نشدند یک سطل آب هم بر رو ی خانه آتش گرفته ما بریزند.
