݁ ˖𝐊𝐨𝐨𝐦𝐢𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 𖥔 | جیکوک
Open in Telegram
endless KOOMI loops ahead. ⚠️ proceed with caution: Koomi‑coded is permanent. ~` 국민 ⋆ 59 & 60 ⋆ ◜ @koomidipity ◞
Show more6 407
Subscribers
-1124 hours
-667 days
-17230 days
Posts Archive
POV:
هرجا جیمین باشه همیشه جونگکوکی هم هست. و صدالبته کومیلاور اعظمی هم همینطور (پدر هوبی که سگشم. هاپ هاپ!)
عکسهای باکیفیت منتشرشده از پسریها رو براتون تو چنل آرشیو گذاشتم ☆.
اگه رنگ لپهای هلویی جیمین رو میفروختن اولین نفر میخریدم. تو رو خدا چرا یک پسر باید انقدررر خوشگل باشه؟ حق ما رو هم خوردی جیمینشی!
چرا انقدر خوشگلی جیمین؟ به کدامین گناه؟ لبها رو شما ببینین آخه ...
+5
عکسهای منتشرشده از کومی تو فرودگاه بینالمللی اینچئون کره ✈️.
و بالاخره پسریها برگشتن خونه. خوب استراحت کنید قلبهای کیوت، این مدت رسماً ترکوندید 🤍.
+1
🥩 طبق گفتهی یکی از آرمیهای ژاپنی چهار نفر از اعضا روز تولد جونگکوک، به یک رستوران باربیکیوی کرهای تو Beverly Hills لسآنجلس رفتن. یکیشون قطعاً جیمین بوده؛ چون استف رستوران خیلی ازش خوشش اومده و خوب یادش مونده بوده. اون سه نفر دیگه احتمالاً جونگکوک، نامجون، ته یا جین بودن. ولی خب قطعاً پسرها کوک رو تو روز تولدش تنها نمیذارن و بدون اون به رستوران کرهای برای جشنگرفتن نمیرن؛ سو کاملاً مشخصه دو نفر از اونها کومی بودن.
توییت آرمی: در واقع این همون مغازهایه که اعضا این دفعه وقتی LA بودن رفتن. ۴ نفرشون یک سپتامبر رفتن اونجا. کارمندی که بهشون کمک کرده بود آدم خیلی خاصی بود و کلی چیز یادمون داد، ولی راستش اعضا رو درست نشناخته بود 😂 هنوز دقیق نمیدونیم اون ۴ نفر کی بودن، تنها کسی که مطمئنیم، جیمینچانه! خیلی ازش خوشش اومده و کاملاً یادش مونده بود. ته هم احتمالاً گزینه مطمئنیه. بقیه احتمالات هم کوکی، نامجون و جینی بودن. واقعاً کی بودن؟ 😂 کارمند مغازه گفته بود خیلی خوب میشه اگر دوباره تو همین سفر برگردن، برای همین اسم مغازه رو پست نکردم تا مطمئن بشیم اعضا برگشتن خونه. ظاهراً امضا هم نگرفتن، پس چیزی وجود نداره.
+1
من چیزی نمیگم، فقط این پست رو میندازم تو دامنتون و میرم. تصورات آخر شبی خوبی داشته باشید! شبتون سکسی و هات 💦 !!
✿⃟🍂✾
𝐍𝐚𝐦𝐞: HANAMI
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Crime, Romance, Smut
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Kookmin
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @shiva_kookmin
𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥: @Kmdaiily
𝐔𝐩: Mondays
✾⃟🥀✿
╰┈➤ #HANAMI
✾⃟🥀✿
HANAMI
جونگ کوک موهای جیمین رو از روی پیشونیش کنار زد و دستش رو بیش تر به قلب و پوست برهنه سینهاش فشرد."هر چی که باشه! هر چی که بخوای! فقط بهم بگو باید چیکار کنم."
جیمین به ساق دستش چنگ انداخت و انگشتهاش رو به گردنش رسوند. مستقیم به چشمهای تیره و بادومیش خیره شد و بعد ملتمسانه زمزمه کرد:"یعنی اگه من هیولای ژاپنی خودم رو فدای تو کنم، تو هم حاضری هیولای ژاپنی خودت رو... فدای من کنی؟"
ناشناس 🍂
گپ نظرات 🥀
خب اگه بخوام به بخش اول سوالت جواب بدم باید بگم که فرمولی که منو از درجا زدن نجات داد اینه:
جدی میگم واقعاً تاثیر داره از کنارش ساده نگذرید.
پ.ن: ینکدارش کردم چون چنلش پرایوته. حتماً جوین بدید توش و مطالبش رو بخونید به دردتون میخوره 🎀.
