en
Feedback
𝙈𝙤𝙣𝙖𝙩.

𝙈𝙤𝙣𝙖𝙩.

Open in Telegram

My cold and emotionless thoughts 🫧✨

Show more
347
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2830 days
Posts Archive
متاسفم متاسفم که انقدر ناامیدانه سعی کردی دیگران رو درست کنی، وقتی دست خودت می لرزید. متاسفم که وقت کافی برای بهبودی به تو ندادم، که به تو اجازه دادم بر زخم های دیگران مهر و موم کنی، در حالی که زخم های خودت درحال خونریزی بودن. متاسفم که روزهایی بود که لبخند زدن دردناک بود اما خودت را مجبور کردی بخندی تا کسی نگرانت نباشد. متاسفم که تو تمام وقت و تلاش خود را به افرادی دادی که به همان اندازه جواب ندادن.متاسفم که شب‌هایی بود که خودت گریه می‌کردی تا بخوابی و هیچ‌کس به خودش زحمت نمی‌داد دلیلش را بفهمد. متاسفم که بعد بار ها رفتن به آغوش مرگ،حتی مرگم نخواستت و من خیلی متاسفم که دوستت نداشتم، همانطور که تو لیاقت دوست داشته شدن را داشتی. -نامه ای به خودم

وقتی برای یکی از قبل هدیه میخری ولی رابطه اتون تموم میشه و میمونه رو دستت <<<<

آدما رو به زور نگه ندارید تو زندگیتون، رفتنی می‌ره! تو حالا هی به پاش بسوز و بساز، دل که نداره، تو حالا هی از دلت براش مایه بزار..

بعضی وقتا سر یک جدایی نه اشکی میریزی، نه فکرت درگیر میشه، چون اون رابطه یه رابطه سمی بوده. گریه نکردن ربطی به علاقه نسبت ب اون شخص نداره، تو فقط نسبت به بودن و نبودنش بی حس میشی اما هنوزم دوستش داری.

به گذشته که فکر میکنم فقط یک واژه در مورد خودم میتونم بگم، «احمق»

وقتی قرار نیست به صاحبش برسه🙂‍↔️

کاش دستامو سر گل روبانی به باد نمی‌دادم ؛

Tonight🥹💚
Tonight🥹💚

هیچکس بعد از یه رابطه تاکسیک اون آدم سابق نشد

با منی که وقتی بهترین دوستم سرش رو میذاره رو شونم آروم‌تر نفس میکشم که اذیت نشه از مهربونی نگو🥲🫠..

روزی که فکر کردی یکیو از ته دل دوست داری ولش نکن، چون ممکنه دوباره تکرار نشه، سال‌ها خواهد گذشت و بعداً میفهمی که فقط همون یک
روزی که فکر کردی یکیو از ته دل دوست داری ولش نکن، چون ممکنه دوباره تکرار نشه، سال‌ها خواهد گذشت و بعداً میفهمی که فقط همون یکبار بوده..

همین خاطره ها کافیه تا دیوونم کنن.

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم. از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم.
یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم. از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم.

تنهایی؟ هنوز بعد از این همه مدت بهش عادت نکردم

اونم از دست دادم.

یجوری این چند وقت بهم حمله های عصبی وارد شده و قلبم هزار تیکه شده که فقط باید حافظمو از دست بدم تا خوب شم:)

من دوست دارم هنوزم با همه جون:)

بین اینکه خانواده‌مو خوشحال کنم یا خودمو از پشت بوم بندازم پایین گیر کردم.

داداش حق با تو بود اونم ولم کرد.