en
Feedback
𝟭𝟯

𝟭𝟯

Open in Telegram
923
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-2530 days
Posts Archive
sticker.webp0.18 KB

Repost from 🦂
یکی بیاد تارارو به حالت قبل برگرونه از دیشب یک خواب دعوا دیده از صبح مثل زنای طلاق گرفتس🙏🏼

Koorosh & CIA & Mr. MP - CHANTA.mp38.84 MB

Repost from 🦂
+2

😶‍🌫
+2
😶‍🌫

1111✨🪽

Yesterday💞🧜🏻‍♀
+3
Yesterday💞🧜🏻‍♀

Video message00:05

بوس بوس 💖🫠

مرسی عشقم همچنین واسه تو✨👀💞

مرسی عزیزم فداتیشم ✨💞

تولدت مبارک قلب من انشالا به هرچی که میخوای برسی 🎂✨🫂

تولدت مبارک خوشگلممم ارزو هات خاطره شن برات زیبا💗🥹

مرسی ناناز من ✨💞

تولدت مبارک خوشگلترین تارای دنیا😭😭

یک سال دیگه از زندگی من تموم شد و وارد یه سال جدید شدم… ولی اگه بخوام صادق باشم، این یک سال فقط «یک سال» نبود. انگار توی همین یک سال، چندین سال زندگی کردم. چیزهایی رو تجربه کردم که شاید هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم مجبور باشم تجربه‌شون کنم. آدم‌هایی رو شناختم، بعضی‌هاشون رو از دست دادم، از بعضی‌ها فاصله گرفتم و از بعضی‌ها بیشتر از چیزی که باید، آسیب دیدم. روزهایی بود که واقعاً خسته بودم. نه از یک اتفاق خاص؛ از همه‌چیز. از فکر کردن، از توضیح دادن، از قوی بودن، از اینکه هر بار خودم باید خودمو جمع می‌کردم و دوباره ادامه می‌دادم. خیلی وقت‌ها کم آوردم. خیلی بیشتر از چیزی که بقیه دیدن. لبخند زدم وقتی حالم خوب نبود، ساکت موندم وقتی هزار تا حرف توی سرم بود و وانمود کردم اوضاع عادیه، وقتی درونم اصلاً عادی نبود. یه جاهایی خودم رو گم کردم. یه جاهایی انقدر به بقیه و اتفاقات فکر کردم که یادم رفت خودمم مهمم. یه جاهایی برای آدم‌هایی ناراحت شدم که شاید حتی نمی‌ارزید این همه از خودم انرژی بذارم. یه جاهایی دلم شکست و مجبور شدم خودم تکه‌های خودمو جمع کنم؛ بدون اینکه کسی بدونه پشت اون «خوبم» گفتن‌ها چه خبر بوده. اما عجیب‌ترین قسمت این یک سال اینه که با تمام این‌ها، من هنوز اینجام. هر بار که فکر کردم دیگه نمی‌تونم، یه جوری دوباره بلند شدم. شاید نه محکم، شاید نه با انگیزه، شاید حتی با هزار تا ترس و شک… ولی بلند شدم. یاد گرفتم قرار نیست همیشه قوی باشم. قرار نیست همیشه بدونم چی می‌خوام. قرار نیست همه‌چیز رو همون موقع که اتفاق میفته بفهمم. گاهی آدم فقط باید از یک روز سخت عبور کنه و به خودش فرصت بده دوباره نفس بکشه. این یک سال بهم یاد داد بعضی آدم‌ها موندنی نیستن. بعضی رابطه‌ها قرار نیست تا آخرش ادامه داشته باشن. بعضی رفتن‌ها درد دارن، ولی لزوماً به معنی باختن نیستن. گاهی از دست دادن یک نفر، شروع دوباره پیدا کردن خودته. یاد گرفتم هر چیزی که از دست میره، قرار نیست جای خالی‌ش تا ابد باقی بمونه. یاد گرفتم بعضی زخم‌ها زمان می‌خوان. بعضی جواب‌ها دیر میان. بعضی اتفاق‌ها رو شاید هیچ‌وقت کامل نفهمم، ولی می‌تونم یاد بگیرم باهاشون ادامه بدم. و شاید مهم‌تر از همه، یاد گرفتم که من هنوز خودمو دارم. با تمام ضعف‌هام. با تمام اشتباه‌هام. با تمام شب‌هایی که حالم خوب نبود. با تمام تصمیم‌هایی که اشتباه بودن. با تمام چیزهایی که هنوز باید درستشون کنم. من هنوز همون آدمم، ولی دیگه دقیقاً همون آدم یک سال پیش نیستم. یه چیزهایی توی من شکست، یه چیزهایی عوض شد، یه چیزهایی تموم شد، و در عوض، یه قسمت‌هایی از من قوی‌تر شدن. امشب قرار نیست بگم سالی که گذشت قشنگ بود. نبود. خیلی جاها سخت بود. خیلی جاها درد داشت. خیلی جاها من فقط سعی کردم دوام بیارم. ولی با همه‌ی این‌ها، ارزشش رو داشت که به امروز برسم. به این شب.به این شمع‌ها.به این سن جدید. به خودی که هنوز آرزو داره، هنوز می‌خواد بهتر بشه، هنوز برای آینده‌اش برنامه داره و هنوز ته دلش امیدی هست که روزهای قشنگ‌تری هم وجود دارن. برای سال جدیدم آرزوی زندگی بی‌نقص ندارم. فقط می‌خوام آرام‌تر باشم. کمتر خودمو سرزنش کنم. بیشتر خودمو دوست داشته باشم. آدم‌های درست رو نگه دارم و برای آدم‌های اشتباه خودمو خسته نکنم. برای رویاهایی که دارم بجنگم. برای خودم بیشتر تلاش کنم. و یادم نره دختری که از این همه چیز عبور کرده، حق داره به خودش افتخار کنه. شاید هنوز خیلی چیزها توی زندگی من حل نشده باشه. شاید هنوز روزهای سختی هم جلو روم باشه. ولی این بار می‌دونم حتی اگر دوباره زمین بخورم، می‌تونم بلند شم. چون قبلاً هم این کار رو کردم. بارها. پس خداحافظ ۱۶ سالگی… با تمام خنده‌ها، گریه‌ها، آدم‌ها، رفتن‌ها، موندن‌ها، اشتباه‌ها، امیدها و شب‌هایی که فقط خودم می‌دونم چطور گذشتن. و سلام به سال جدید زندگی من… امیدوارم این بار، زندگی کمی بیشتر با من مهربان باشه. و اگر هم نبود، امیدوارم خودم این بار بیشتر از همیشه با خودم مهربان باشم. تولدم مبارک.💙

قلبم برات 🫀✨🫂

Video message00:09