en
Feedback
ماهی؛ غریبه‌ی کوچک

ماهی؛ غریبه‌ی کوچک

Open in Telegram

به جمجمه‌ی من خوش آمدید. @mahi_sound ترانه‌ها @sooge_iraj آرشیو https://t.me/harfmybot?start=6789573427

Show more
369
Subscribers
No data24 hours
+87 days
+2130 days
Posts Archive
پسره‌ی مزخرف نا‌امن

مردم تا رسیدم

من قرار بود برم شیراز

هی با یکی حرف میزد می‌گفت دارم میرم فیروزآباد

بعد از یه مسیر رفت من بلد نبودم مسیر رو

ساکت شد

بهش گفتم من دلم نمیخواد راجع به زندگی شخصی شما چیزی بدونم.

بکجا دیگه خسته شدم

فقط سرمو تکون میدادم وقتی حرف میزد

بعد خیلی ازش می.ترسبدم

بعد اینو گفت

همشو فروختم خرجش کردم

من یک زمانی زنجیر طلا دور گردنم بود

بعد هی به من می‌گفت الانمو نبین

بعد یهو شروع کرد از حرف زدن رتحع به رابطه‌ش با یه زن متاهل

تا وقتی داخل شهر بودیم چیزی نگفت

یک ساعت و نیمی فاصله داشت

اسنپ گرفته بودم از یه شهر به یه شهر دیگه

کاش هیچوقت دیگه با چنین آدمی روبرو نشم.

بچه‌ها خیلی عجیب بود یارو