ماهی؛ غریبهی کوچک
Open in Telegram
به جمجمهی من خوش آمدید. @mahi_sound ترانهها @sooge_iraj آرشیو https://t.me/harfmybot?start=6789573427
Show more370
Subscribers
+524 hours
+67 days
+1930 days
Posts Archive
تو را نشانم دادند و ازم دریغ کردند، هیچوقت فهمیدی؟!عاشقی کردن تو این جغرافیا برای من بیانگر همین جمله است.
نمیدونی چندبار به جای پریدن فقط به پریدن فکر کردم، چون نمیخواستم تو از این بیشتر عذاب بکشی مامان.
زیست دائم با یک مادر مانیا از من دختری ساخته که مدام در حال جنگیدنم نه برای حال خوب خودم، برای بدتر نشدن حال اطرافیانم.
چرا والد ایرانی فکر میکنه نهایت خوشبخت شدن بچهش اینه ازدواج کنه و از این داستانا؟
اون روز هم مامان داشت نظرمو راجع بهش میپرسبد دید شروع کردم به داد و بیداد گفد باهات شوخی کردم چته تو؟
بعد واقعا نمیتونم با فکر کردن به ازدواج به این فکر کنم که وای این مسیری رو که رفتم تا ذهنیت پدر و برادرمو درست کنم رو باید با این یارو هم طی کنم.
هنوزم حس میکنم رو یه پل شکسته دارم راه میرم و هر آن ممکنه با تکههای باقیموندت پله سقوط کنم و همه چی برگرده سر خونه اول
