en
Feedback
منابع آزمون استخدامی دبیری و آموزگاری(منابع اختصاصی )

منابع آزمون استخدامی دبیری و آموزگاری(منابع اختصاصی )

Open in Telegram

منابع آزمون استخدامی منابع آزمون دبیری و آموزگاری رو به صورت پی دی اف و تست اینجا میزارم شروع کانال ۱۴۰۴/۰۲/۱۹ اینجا متن های کتاب آسون میشن با توضیحاتم🌸 مالک کانال @Zahra13733033

Show more
2 653
Subscribers
No data24 hours
-187 days
-13330 days
Posts Archive
همونطور که از اسمش در واقع معلومه معلم ساخته و معلم طراحی می‌کنه خودش معلم خودش اجرا می‌کنه نمره می‌ذاره اینم از تفاوت‌هاش پس آزمون‌های میزان شده یا استاندارد شده اینا همه کلمات کلیدی هستند در واقع ملاکشون نسبیه یعنی افراد با هم مقایسه میشن خیلی این کلمه مقایسه مهمه و اینکه این آزمون نیاز به هنجاریابی داره توسط موسسات بزرگ تهیه و اجرا میشن روش نمره‌گذاریش همشکله روش اجراش هم شکله اما آزمون‌های معلم ساخته اینجوری نیست ملاکش مطلقه یا اصطلاحاً میگن آزمونش ملاکیه یعنی ملاک مطلقه نیازی به هنجاریابی نداره توسط معلم طراحی و اجرا میشن اینم از این حالا چه وقتایی از آزمون معلم ساخته استفاده میشه چه وقت‌هایی از آزمون‌های میزان شده ببینید اگه ما بخوایم تصمیم بگیریم در مورد کم کیف جریان آموزش مثلاً این آموزش ما از کیفیت خوبی برخوردار بوده یا نبوده به نظر خودتون باید از چه آزمونی استفاده بشه آزمون معلم ساخته دیگه چون من می‌خوام ببینم آیا آموزش من تأثیرگذار بوده یا نه کیفیت داشته یا نه خب یه خودم یه آزمونی می‌گیرم ببینم که یه سوال چند تا از سوال از بچه‌ها می‌پرسم می‌بینم که آیا مثلاً آزمون با در واقع آموزش با کیفیتی داشتم یا نه مورد دوم تصمیم مربوط به ارتقای دانش‌آموز یعنی می‌خواید دانش‌آموزو از این پایه بفرستی بره پایه بعدی خب یه آزمون خودت با آزمون معلم ساختی می‌گیری می‌بینی که آقا مثلاً به هدف‌های درست که میشه آزمون ملاکی ملاک مرجع که تو ساختی اون آزمون رو ازش می‌گیری که آیا به ملاک‌های درس که هدف‌های درس باشه رسیده یا نه اگه رسیده باشه میره پایه بعد اگه نرسیده باشه نمیره پس تصمیم درباره ارتقای دانش‌آموزان هم آزمونش آزمون معلم ساخت است حالا اگه بخوایم تصمیم درباره جایابی دانش‌آموزا در واقع بگیریم که مثلاً اینا باشن تو گروه زرنگا یا مثلاً تو این گروهی که نیاز به آموزش مثلاً ویژتری دارند خب اینجا بچه‌ها با همدیگه مقایسه میشن دیگه پس آزمون جایابی یه آزمون میزان شده است چون که ما می‌خوایم برای مقایسه استفاده کنیم که کدوما مثلاً این درس رو یاد دارن که برن این مثلاً برن درس بعدی ایناها این درس رو هنوز بلد نیستن و باید آموزش ببینن مثلاً اینا بهشون جدا پس تصمیم درباره جایابی دانش‌آموزا آزمون میزان شده است خب اگه یه تصمیمی بخوای بگیری برای انتخاب بر مبنای مقایسه افراد ببینید مقایسه اومد بذارین آزمون در واقع میزان شده وقتی به شما بخوای هدفت این باشه که مقایسه کنی دانش‌آموزا رو افراد رو در واقع باید از اون میزان شده بگیریم مورد پنجم تصمیم مربوط به ارزشیابی از میزان توفیق مدارس مثلاً می‌خوای ببینی مدارس نسبت به همدیگه چهرین خب بازم داریم میگیم نسبت به همدیگه یعنی می‌خوایم مدارس رو با همدیگه مقایسه کنی خب آزمون میزان شده می‌گیری دیگه مورد بعدی تصمیم مربوط به راهنمایی و مشاوره دانش‌آموزان مثلاً بخوای راهنمایی کنی که مثلاً برن چه رشته‌ای انتخاب کنن باید یه آزمون میزان شده‌ای از اینا به یه آزمون استاندارد شده‌ای باشه که بخوان تشخیص بدن که چه در واقع رشته‌ای برن و اینا دیگه پس برای راهنمایی و مشاوره هم از آزمون میزان شده استفاده می‌کنیم مورد هشتم تصمیم در واقع مورد هفتم ببخشید تصمیم مربوط به برنامه‌ریزی درست بازم آزمون میزان شده باید باشه و مورد هشتم تصمیم تشخیص مربوط به مشکلات یادگیرندگان برای مشکلات یادگیرندگان هم می‌تونیم آزمون‌های میزان شده بگیریم هم آزمون‌های معلم ساخته تصمیم مربوط به رفع نواقص یادگیری هم در واقع رفع کنی نواقص یادگیری دانش‌آموزانو هم می‌تونی آزمون‌های میزان شده بگیری هم معلم ساخته پس به صورت کلی از این ۹ مورد دو مورد فقط معلم ساخته بود یکی تصمیم درباره کم و کیف جریان یکی هم تصمیم در مورد ارتقاء دانش آموزان این دو مورد فقط معلم ساخته بود یه دو مورد هم داریم که هم میزان شده بود هم معلم ساخته که یکی تصمیم مربوط به مشکلات یادگیرندگان یکم تصمیم مربوط به رفعاقع یادگیری تو اینا تو این دو تا هم معلم ساخته هم میزان شده بقیه تصمیما همه مربوط میشد به در واقع آزمون‌های میزان شده خب اینم از دومین دسته‌بندی پس دسته بندی در واقع با توجه به چگونگی تهیه رو هم گفتیم یه دسته بندی دیگه می‌مونه کلاً سه تا دسته بندی داشتیم یه دسته‌بندی دیگه می‌مونه با توجه به نوع سوال نوع سوال یا ماده خب که این به دو گروه تقسیم میشن در واقع آزمون‌هایی یا سوال‌های عینی که بهشون بسته پاسخ میگن گروه دوم آزمون‌ها یا سوال‌های غیر عینی یا باز پاسخ بهشون میگن که ما چون برای هر کدوم از اینا یه فصلی داریم و هر توی فصل مثلاً میایم راجع به آزمون‌های صحیح غلط صحبت می‌کنیم دیگه من اینجا توضیحی بیشتر نمیدم انشالله توضیحشو تو همون فصل خودش میدم اتمام فصل سوم🌸

دسته‌بندی بعدی با توجه به در واقع چگونگی تهیه آزمون‌هاست یعنی این آزمون‌ها به وسیله معلم‌ها داره ساخته می‌شه یا نه به وسیله موسسه‌ها و بنگاه‌های آزمون‌سازی و در واقع مراکز آموزشی علمی که خیلی بزرگترن داره توسط اونا ساخته می‌شه اگه به وسیله معلم ساخته بشه بهش میگن آزمون‌های معلم ساخته مثل همین آزمون‌هایی که معلم سر کلاس می‌گیره اما اگر آزمون‌ها به وسیله موسسات بنگاه‌های آزمون‌سازی دولتی یا خصوصی بخواد تهیه بشه مثل آزمون‌های هوش به این آزمون‌ها میگن آزمون‌های میزان شده یا آزمون‌های استاندارد شده یعنی استانداردن ولی آزمون‌هایی که معلما می‌گیرن ممکنه استاندارد نباشند ولی آزمون‌های هوش و استعداد و اینا آزمون‌های شخصیت اینا آزمون‌های میزان شده‌ای هستند که یعنی روایی و پایاییشون اینا همه میزانه آزمون‌های استانداردی هستند خب حالا هر کدوم از این آزمون‌های میزان شده و معلم ساخته یه سری ویژگی‌هایی داره آزمون‌های میزان شده یا استاندارد شده ملاک اندازه‌گیری‌شون نسبیه یعنی چی یعنی وقتی که ما آزمون میزان شده می‌گیریم بعد که بخواهیم در واقع اون آزمون رو بیایم تصحیح کنیم و تموم میشه میره بر اساس یه ملاکی تصحیح می‌کنیم دیگه این ملاکه نسبیه یعنی اینکه بچه‌ها یا حالا هر کسی که اون آزمون‌ها رو می‌ده حتماً بچه‌ها داوطلبین در واقع با همدیگه نسبت به هم سنجیده میشن به خاطر همین بهش میگه آزمونی که ملاکش نسبیه نسبت به همدیگه سنجیده میشن یه ملاک واحدی وجود نداره اما آزمون‌های معلم ساخته ملاکشون مطلقه یعنی من معلم یه ملاکی رو تعیین می‌کنم مثلاً میگم که اگه بچه‌ها از این ۱۰ تا سوال به ۸ تا سوال جواب بدن من بهشون خیلی خوب می‌دم یا اینکه اگر بچه‌ها مثلاً به این آزمون به ۲۰ تا جواب بدن مثلاً بهشون خوب می‌دم مثلاً پس این ملاکیه که من تعیین می‌کنم پس ملاک مطلقه من مطلقاً یه ملاکی رو تعیین می‌کنم میشه ملاک مطلق آزمون معلم ساخته اما آزمون میزان شده ملاک نسبیه ملاک مشخص نیست نسبت به همدیگه سنجیده میشن داوطلبین مثلاً مثل آزمون‌های کنکور فرض کنید اینجوری نیست که بگن که هر کسی این نمره رو گرفت میره فلان دانشگاه درسته هر کسی که نمره بالاتری گرفت یا تو همین آزمونی که برای خودتون می‌خواد برگزار بشه آزمونیه که ملاکش نسبیه یعنی شما نسبت به همدیگه سنجیده می‌شین هر کسی که بالاتر بگیره اون قبوله پس آزمون‌های در واقع میزان شده یا استاندارد شده آزمون‌های ملاکه نسبی هستند چرا به این آزمون‌های در واقع میزان شده آزمون استاندارد شدن میگن چون که روش در واقع اجراش همشکله یعنی اینجوری نیست که شما تو شهرتون یه جوری این آزمونو بدین ما تو شهرمون یه جور دیگه در واقع اجراش هم شکله و همچنین نمره‌گذاریش هم شکله اینجوری نیست که شما بر یه اساس ما بر یه اساس نمره‌گذاریش هم مثل همدیگه‌ست به خاطر همین به این آزمون‌ها میگن آزمون‌های استاندارد شده یا میزان شده حالا اگه بخوایم دوباره این دو تا آزمون یعنی میزان شده‌ها معلم ساخته رو با همدیگه مقایسه کنیم اولین تفاوتش اینه که تهیه آزمون‌های میزان شده در مقایسه با معلم ساخته به زمان و تخصص بیشتری قاعدتاً نیاز داره چون اونا میزان شده استاندارد شده باید در واقع روش اجراش و نمره‌گذاریش همشکله خب قاعدتاً باید یه سری ضوابطی تعیین بشه براش اینا تفسیر بشه بعد بخواد اجرا بشه این آزمونا آزمون‌های به هنجاری هستند وقتی گفتیم ملاکش نسبیه و گفتیم در واقع داوطلبی نسبت به همدیگه سنجیده میشن خب در واقع اون نمراتی که در واقع از اون آزمون به دست میاد توی حد متوسط و به هنجاری قرار داره اینجوری نیست که خیلی‌ها بخواد نمره خیلی بالایی بگیرن یا مثلاً خیلی‌ها نمره خیلی پایینی بگیرن معمولاً اون نمره که به دست میاد یک نمره متوسطیه مثلاً برای آزمون هوش خب معمولاً هوش در واقع داوطلبین نمراتشون مثلاً بین ۹۰ تا ۱۱۰ به دست میاد این یعنی چی یعنی به هنجار یعنی متوسطه یعنی اون نمره هوشی که به دست میده نمرش حالت در واقع در حد متوسطه این یعنی خیلی کم هستند کسایی که هوششون مثلاً بالای ۱۲۰ و خیلی کم هستند کسایی که مثلاً هوششون زیر مثلاً ۸۰ هفتاده معمولا نمره‌ها تو یک رنجه مثلاً برای همین آزمون هوش مشخص می‌کنیم که آقا مثلاً نمره مثلاً ۹۸ نمره به هنجاریه حالا اگه یکی بالاتر از این بگیره خب مثلاً می‌گیم که بله طرف سرآمده مثلاً ولی اگه بخواد زیر ۷۰ باشه خب میگیم طرف عقب مونده ذهنیه پس در واقع آزمون‌های میزان شده نیاز دارند به هنجاریابی یعنی ما بیایم در واقع یک چیزی رو به عنوان هنجار براش مشخص کنیم که هنجار اینه و معمولاً هم عرض کردم که نمرات حول و حوش همون هنجار می‌چرخن اما آزمون‌های معلم ساخته نیازی به هنجار هنجاریابی ندارن مشخص می‌شه اصلاً نیازی به هنجاریابی نیستش یه تفاوت دیگه این دو تا آزمون هم این هستش که آزمون‌های میزان شده توسط موسسات بزرگ تهیه میشن اما آزمون‌های معلم ساخته

نهایت باز اومدن یه سری از نظریه پردازا اینو گفتن گفتن که پس بستگی داره به قصد و هدفی که شما دارید استفاده اون آزمون مورد استفاده قرار می‌دید نه به محتوای و ماهیت آزمون خب این از در واقع آزمون‌های توانایی یا آزمون‌های ویژگی‌های توانایی حالا بریم سراغ آزمون‌های ویژگی‌های غیر توانایی که گفتیم از پرسشنامه استفاده میشه اولین پرسشنامه که وجود داره اونم انواع داشتن دیگه شخصیت علاقه نگرش پرسشنامه شخصیت در واقع یه پرسش‌نامه‌ایه که میاد یعنی قبل از اینکه حالا پرسشنامه شخصیت رو بگیم شخصیت رو تعریف کنیم شخصیت به مجموعه رفتارهای فرد تو موقعیت‌های اجتماعی میگن یعنی من چه رفتاری از خودم نشون بدم تو موقعیت اجتماعی این شخصیت منو نشون میده درسته حالا البته بعضی از روانشناسان گفتن که منظور از رفتارهای فرد لزوماً رفتارهای آشکار نیست می‌تونه رفتارهای غیر آشکار هم مثلاً بگیم مثل مثلاً قد و قامت طرف وضعیت سلامتی کیفیت صدای طرف وضع ظاهری طرف همه اینا رو هم به تعریف شخصیت اومدن اضافه کردن فقط میگه ویژگی‌های در واقع رفتارهای آشکار فرد نباشه این از خود تعریف شخصیت حالا این پرسش‌نامه‌های شخصیت اومده باز به سه دسته تقسیم شده یه پرسشنامه گزارش شخصی داریم یه پرسشنامه جامعی سنجی داریم یه پرسشنامه فنون مشاهدهه‌ای داریم تو پرسشنامه گزارش شخصی همونطور که از اسمش مشخصه شخص میاد خودشو گزارش می‌کنه یعنی من مثلاً از نظر خودم چه ویژگی‌هایی دارم ویژگی‌های خودمو بیام بگم این میشه پرسش‌نامه گزارش شخصی حالا پرسشنامه جامعیسنجی یعنی جامعه و دیگران نظرشون نسبت به من بگن فنون مشاهده یعنی اینکه رفتار فرد رو توی موقعیت بهخصوصی در مورد مشاهده قرار بدن اینم یه پرسشنامه شخصیته ولی از طریق مشاهده کردن خب این از پرسشنامه شخصیت یه پرسشنامه دیگه داریم به اسم پرسشنامه در واقع علاقه و نگرش البته این پرسشنامه علاقه و نگرش در واقع خودشون جزئی از پرسشنامه های شخصیت اند اما به خاطر اینکه تو امور شغلی و تربیتی خیلی مورد استفاده قرار گرفتن اومدن اینا رو جدا کردن و کلاً جدا توضیحشون میدن پرسشنامه علاقه پرسشنامه نگرش خب حالا هم پرسشنامه علاقه و هم پرسشنامه نگرش جفتشون به دوست داشتن‌ها و دوست نداشتن‌های فرد اشاره می‌کنن پس جفتشون هم مثلاً من میگم به فلان چیز علاقه دارم یا به فلان چیز علاقه ندارم یا به فلان چیز نگرشم مثبته یا به فلان چیز نگرشم منفیه پس ببینید جفتش داره هم به دوست داشتن هم به دوست نداشتن‌ها اشاره می‌کنن و یه شباهت دیگه اینکه هر دو یعنی هم علاقه هم نگرش به رجان‌های فرد درباره فعالیتی نهادهای اجتماعی چیزی یا یه گروهی میان اشاره می‌کنن یعنی که ترجیحات من چیه آیا ترجیحات من نسبت به فلان چیز مثبته من ترجیح میدم با فرانتیس کار کنم نکنم پس دو تا شباهت داشت دوست داشتن‌ها دوست نداشتن‌ها دو هر دو به رجحان‌های فرد حالا درباره فعالیت‌ها و نهادهای اجتماعی یا گروه‌ها در واقع مرتبط میشه خب حالا اون چیزی که علاقه رو میاد از نگرش جدا می‌کنه موضوع این علاقه و بی‌علاقه جفتشون گفتیم داره اشاره می‌کنه به این چیزی که آقا ما با یه چیزی علاقه داریم یا نداریم حالا اینکه چیو به چی علاقه داریم و نداریم که این دو تا رو از هم جدا می‌کنه اگه ما احساسمون رو نسبت به یه فعالیتی بگیم این یعنی علاقه مثلاً میگیم من به فعالیت ورزش مثلاً به فعالیت‌های ورزشی علاقه دارم هیچ وقت نمیگید به فعالیت‌های ورزشی نگرش مثبت دارم که اما وقتی احساس شما نسبت به یه شی یا یه نهاد اجتماعی یا یه گروهی باشه مثلاً میگید من نگرشم نسبت به فلان مذهب مثبته نگرشم نسبت به فلان گروه منفیه یا مثبته خب پس در واقع علاقه احساس فرد نسبت به یه فعالیت فعالیت های مختلف فعالیت‌های درسی اما در واقع نگرش احساس فرد نسبت به یک شیئی نسبت به یک نهاد اجتماعی نسبت به یک گروهی پس چی شد تو علاقه شما میای ترجیح میدی یه فعالیتو و نسبت به سایر فعالیت‌ها برات برتره ترجیح میدی به اون اما تو نگرش شما ترجیح میدی یه گروهی رو یه نمادی رو یه شی ای رو پس اینم از تفاوتش که خیلی مهمه علاقه فعال فعالیت در واقع نگرش ترجیح شما به یه نهاد اجتماعی یا یک گروه و یه شی ای چیزیه اینم از این پس کلاً این دسته بندی که با توجه به ویژگی مورد اندازه‌گیری بود تموم شد بریم دسته‌بندی بعدی

آزمون‌های در واقع توانایی رو ویژگی‌هاشو گفتیم که آزمون‌های توانایی چه ویژگی‌هایی دارند که البته بهتون گفتم یکی اینکه ابزار سنجش توانایی همان آزمون‌های سنجش عملکرد بیشینه هستند گفتم تو توانایی ما بیشترین توانایی خودمونو نشون میدیم بیشترین عملکرد رو داریم درسته به خاطر همین میگن سنجش عملکرد بیشینه هم بهش میگن اما برای غیر توانایی‌ها که پرسشنامه بود بهشون میگن عملکرد نوعی یعنی همون چیزی که هستی همونی که هستی عملکرد نوعیتو نشون بده اما تو توانایی‌ها میگیم چی میگیم بیشترین تواناییتو نشون بده خب مورد بعدی میگه آزمون‌های توانایی آموخته‌ها و مهارت‌ها و استعدادهای افراد رو می‌سنجه درسته حالا این توانایی‌ها ممکنه در واقع مربوط بشن به توانایی‌های شناختی فرد ممکنه مربوط بشن به توانایی‌های حوزه روانی حرکتی فرد همونطور که گفتم بله ممکنه مثلاً بگن آزمون استعداد ریاضی ممکنه بگن آزمون استعداد بسکتبال که الان بسکتبال در واقع توانایی روانی حرکتیه اما ریاضی توانایی شناختیه درسته که آزمون‌های توانایی رو ما بیشتر تو زمینه‌های تحصیلی ازش استفاده می‌کنیم برای فعالیت‌های فکری و ذهنی مثلاً هوش افراد رو بخوایم بسنجیم و اینا ازش استفاده می‌کنیم اما آزمون‌های روانی حرکتی رو در واقع توی موقعیت‌های نظامی تو موقعیت های تربیتی بدنی تو موقعیت های صنعتی تو این موقعیت‌ها بیشتر می‌ریم می‌سنجیم آزمون های توانایی رو می‌گیریم که مثلاً می‌خوایم ببینیم مثلاً فلان شخص تو فلان مثلاً فلان کار فلان مهارت انجام میده یا نه خب این یه در واقع آزمون توانایی هست ولی از نوع روانی حرکتی روانی حرکتی یعنی یه کاری انجام بدید یعنی با جسمت یه کاری انجام بدی اما آزمونای توانایی شناختی همونطور که می‌دونید شناخت میشه ذهن و کلاً فرایندهای ذهنی رو میگه استدلال تفکرها حافظه توجه اینا همه میشه فرایندهای شناختی پس اینو همیشه مربوط به در واقع بیشتر تو زمینه‌های تحصیلیه دیگه درسته اما آزمونای روانی حرکتی گفتیم تو زمینه تربیت بدنی و نظامی و صنعتی خب همونطور که گفتیم خود آزمون‌های توانایی به دو دسته تقسیم میشن آزمون‌های استعداد و آزمون‌های پیشرفت تحصیلی درسته حالا تفاوت این دو تا با همدیگه چی هستش آزمون‌های پیشرفته تحصیلی در واقع ناظر به گذشته هستند اما آزمون‌های استعداد ناظر به آینده هستند یعنی چی یعنی وقتی ما آزمون پیشرفته تحصیلی می‌گیریم داریم دانش و مهارتی رو از فرد می‌سنجیم که تا به امروز کسب کرده تا به امروز کسب کرده یعنی چی یعنی داریم اون مهارت هاشو که قبلاً کسب کرده می‌سنجیم دیگه به خاطر همین میگه ناظر به گذشته است ما مهارت‌هایی رو می‌سنجیم که تا به امروز مثلاً میریم یه در واقع آزمون پیشرفته تحصیلی ریاضی می‌گیریم ازش خب وقتی داره این آزمون رو میده داره اطلاعاتی رو در واقع پس میده که قبلاً خونده دیگه پس ناظر به گذشته است اما آزمونای استعداد ناظر به آینده اند ببین یعنی ما میریم آزمون استعداد می‌گیریم که مثلاً ببینیم این فرد در واقع استعداد تو چی داره مثلاً اگه تو موسیقی داره ما بریم بیشتر تو این موسیقیش کار کنیم اگر استعداد تو فوتبال داره بریم بیشتر باهاش کار کنیم که این بیشتر مهارت یاد بگیره پس آزمون استعداد ما آزمون استعداد رو می‌گیریم برای آینده که آقا این مثلاً استعدادیابی کنیم بچه‌ها رو دیگه استعدادش تو چیه مثلاً پس آزمون‌های استعداد ناظر به آینده هستند آزمون پیشرفته تحصیلی ناظر به گذشته هستند تمام امتحانایی که مثلاً سر کلاس از بچه‌ها می‌گیریم همه این آزمون پیشرفته تحصیلی اند چرا چون اطلاعات گذشتشونو دارن می‌سنجن اما وقتی آزمون هوش می‌گیریم مثلاً همون اول که بچه‌ها می‌خوان وارد مدرسه بشن میان یه آزمون هوش میدن خب اون ناظر به آینده است دیگه یعنی می‌خوایم ببینیم مثلاً این بچه هوشش چقدره آیا مثلاً این بچه باید وارد مدرسه عادی بشه آیا نه مثلاً باید وارد مدرسه استاد درخشان مثلاً بشه یا نه مثلاً مدارس پایین تر که هوش بچه چون پایینه مثلاً پس ناظر به آینده هستش البته در ادامه میان میگن که ما نمی‌تونیم آزمون‌های استعداد و پیشرفته تحصیلی رو بیایم از همدیگه جدا کنیم چون ممکنه آزمون پیشرفته تحصیلی شما برای آینده هم به کار گرفته بشه یا برعکس آزمون استعداد شما در واقع اون استعدادی رو بسنجه که بالاخره تا به الان یه چیزی کسب کرده که مثلاً میتونه حالا مثلاً آزمون رو بده دیگه بالاخره از اطلاعات گذشته استفاده می‌کنه به خاطر همین میگه این دو تا آزمونو نمی‌تونیم از همدیگه جدا کنیم پس بهتره بگیم تمایز بین آزمون‌های استعداد و پیشرفته تحصیلی به قصد و منظوری که مربوط میشه یعنی بستگی به این داره که شما به چه قصدی به چه هدفی می‌خوای از اون آزمون استفاده کنی اینم باز به صورت کلی بعد از این تفاوتی که حالا برای این دو تا گفتن و در واقع خیلی تفاوت رو بولد کردن که اون ناظر به گذشته است یا ناظر به آینده در

حوزه عاطفی اون چیزی که هستی رو نشون میدی خب این به صورت کلی از این قسمت حالا ما اولین دسته‌بندی که داشتیم با توجه به ویژگی بود یعنی ویژگی‌ها توانایی‌ان یا غیر توانایی خب اگه توانایی باشم با آزمون سنجیده میشن اگر غیر توانایی با پرسشنامه حالا خود این دو تا باز انواع دارن پرسشنامه سه نوع پرسشنامه ما داریم پرسشنامه شخصیت پرسشنامه علاقه پرسشنامه نگرش خب حالا اینا مال توان غیر تواناییی‌ها بود حالا توانایی آزمون‌های توانایی هم در واقع به دو دسته یه آزمون‌های پیشرفت تحصیلی داریم که مربوط میشن به درس و اینجور چیزها مثلاً آزمون ریاضی آزمون فیزیک خب یا مثلاً آزمون خدمت شما عرض کنم خیاطی مثلاً این یه دسته بندی یه دسته بندی دیگه هم آزمون استعداد پس ببینید خود آزمون‌های توانایی دو دسته شدن آزمونای پیشرفت تحصیلی آزمون استعداد لطفاً اینو که توضیح میدم از رو همون نموداری که اول این بخش براتون آوردم از روی این نگاه کنید تا بهتر متوجه بشید پس آزمون پیشرفت تحصیلی رو گفتیم حالا آزمون استعداد مثل باز خود آزمون استعداد به دو دسته تقسیم میشه آزمون استعداد کلی آزمون استعداد ویژه ویژه یعنی اینکه مثلاً ویژه یه چیزی خاص یه چیزی مثلاً استعداد موسیقی این اومدن ویژه کردن به موسیقی یا مثلاً آزمون استعداد فنی یا مثلاً آزمون استعداد ریاضی ولی کلی کلی دیگه مثلاً کلاً می‌خوام ببینم شما استعداد داری یا نداری مثلاً این کلیه پس این از دسته بندی در واقع اولین خدمت شما عرض کنم دسته بندی با توجه به ویژگی مورد اندازه‌گیری حالا اینو یه خورده بریم بیشتر تو درس توضیح بدیم بعد بریم سراغ دسته بندی با توجه به نوع سوال یا ماده بریم

سلام بریم سراغ فصل سوم درس سنجش و اندازه‌گیری پیشرفت تحصیلی فصل دوم خب اومدیم یه سری مقیاس‌ها رو تعریف کردیم فصل اول اومدیم یه سری اصطلاحاتی رو تعریف کردیم یادتونه اندازه‌گیری سنجش و ارزشیابی حالا تو این فصل می‌خوایم روش‌های اندازه‌گیری و سنجش رو بیایم دسته بندی کنیم یه دسته بندی با توجه به ویژگی مورد اندازه‌گیریه یعنی اون چیزی که میخوای اندازه بگیری چیه مثلاً توانایی دانش‌آموزه یا نگرش دانش آموز مثلاً یا میزان علاقه دانش آموز به یه چیزیه بسته به اینکه چیو داری اندازه می‌گیری اون وسیله مورد اندازه‌گیری پس فرق می‌کنه پس یه دسته بندی روش‌های اندازه‌گیری و سنجش با توجه به ویژگی مورد اندازه‌گیریه یه دسته‌بندی دیگه داریم الان من دارم کلیاتو خدمتتون عرض می‌کنم یه دسته‌بندی دیگه داریم با توجه به نوع سوال یا ماده مثلاً اون در واقع سوالیی که داری اندازه می‌گیری چه نوع سوال‌هایی هستند سوال‌های عینی‌اند غیر عینی‌اند این یه دسته‌بندی یه دسته‌بندی دیگه هم داریم یه دسته‌بندی با توجه به چگونگی تهیه‌شونه آیا به وسیله مثلاً معلم تهیه شده اون در واقع آزمون یا به وسیله مثلاً نظام‌های بزرگتر و در واقع گسترده‌تر پس سومین دسته‌بندی در واقع دسته‌بندی با توجه به چگونگی تهیه‌شونه خب حالا تو این درس می‌خوایم هر کدوم از این سه تا دسته‌بندی رو در واقع بازتر کنیم و بیشتر توضیح بدیم دسته‌بندی اول با توجه به ویژگی مورد اندازه‌گیری یعنی اون چیزی که می‌خوایم اندازه بگیریم چه در واقع چه ویژگیه با توجه به اون نموداری که توی جزوه می‌بینید می‌بینید که در واقع این دسته‌بندی با توجه به ویژگی‌های مورد اندازه‌گیری خودش به دو دسته تقسیم شده یه سری از اونا گفته آزمون‌های شناختی و روانی حرکتی یعنی ویژگی‌های توانایی رو دارید می‌سنجید یه دسته دیگه پرسش‌نامه‌های عاطفی هستند یعنی ویژگی‌های غیر توانایی پس ببینید دسته بندی با توجه به ویژگی مورد اندازه‌گیری این ویژگی‌ها آیا ویژگی‌های توانایی افراد هستند یا ویژگی‌های غیر توانایی اگه ویژگی‌های توانایی افراد باشن پس با آزمون سنجیده می‌شن اما اگه ویژگی‌های غیر توانایی افراد باشن با پرسشنامه سنجیده میشن حالا یعنی چی توانایی و غیر توانایی اینا ببینید ما یه سری ویژگی‌هایی داریم خب که باید برای سنجش اون ویژگی‌هامون حداکثر توانایی خودمونو نشون بدیم مثل چی مثل آزمون استعداد مثلاً موسیقی آزمون استعداد فنی وقتی ما می‌خوایم آزمون استعداد موسیقی بدیم حداکثر توانایی خودمونو نشون میدیم دیگه درسته به این آزمون‌ها میگن آزمون‌های توانایی یعنی ویژگی‌های توانایی ما رو می‌سنجن یا آزمون پیشرفت تحصیلی مثلاً می‌خوایم آزمون ریاضی بدیم آزمون فیزیک بدیم هر آزمونی که تو این در واقع مال درس‌ها که وجود داره هم تو همه در واقع این آزمون‌ها ما توانایی‌های خودمون رو نشون میدیم حداکثر توانایی‌مونو نشون می‌دیم درسته پس ویژگی‌های توانایی با آزمون سنجیده میشه اما در مقابل ویژگی‌های غیر توانایی با پرسشنامه سنجیده می‌شه مثل چی مثل مثلاً که می‌خوان علاقه ما رو نسبت به یه درسی بسنجن خب وقتی می‌خوان بدونن که علاقه من نسبت به درس سنجش یا درس مثلاً تربیتی چقدره نیازی نیست توانایی منو بسنجن نیازی نیست من حداکثر توانایی‌مو نشون بدم که درسته آ فقط میگم علاقه دارم یا ندارم یا مثلاً نگرشم نسبت به فلان چیز مثبته یا منفیه یا مثلاً می‌خوام بدونن که من چه شخصیتی دارم شخصیت درونگرا برونگرا نیازی نیست من حداکثر توانایی رو نشون نیاز هست که اون چیزی که هستم رو نشون بدم درسته به خاطر همین بهش میگن ویژگی های غیر توانایی و اینا رو با آزمون نمی‌سنجن آزمون برای ویژگی‌های تواناییه اینا رو با پرسشنامه می‌سنجن خب پس این در واقع از مفهوم توانایی و مفهوم غیر توانایی پس تا اینجا فهمیدید که ویژگی‌های توانایی به آزمون سنجیده میشن ویژگی‌های غیر توانایی با پرسشنامه سنجیده میشن حالا ما بخواهیم هدف‌هامونو به سه قسمت تقسیم کنیم هدف‌های شناختی هدف‌های روانی حرکتی و هدف‌های عاطفی بین این سه تا کدوما توانایی‌اند کدوما غیر توانایی خب همونطور که مشخصه در واقع هدف‌های عاطفی غیر توانایی‌اند دیگه عاطفی یعنی چی یعنی همین در واقع علاقه شما به یه چیزی نگرشتون به یه چیزی شخصیت شما همه اینا جزو ویژگی‌های عاطفی میشن درسته اما در واقع هدف‌های شناختی یعنی هدف های که مربوط به فرایند ذهن و تفکر و استدلال و اینجور چیزاست خب و همه اون چیزایی که برمی‌گرده به شناخت و ذهن و اینا همه اینا آزمونای در واقع ویژگی‌هایی هستن که به آزمون‌های توانایی سنجیده میشن و حتی حوزه روانی حرکتی هم با آزمون سنجیده می‌شه مثلاً می‌خوام ببینم که شما استعداد والیبال داری یا نه استعداد بسکتبال داری یا نه این همه حوزه روانی حرکتی هستن دیگه اینا رو هم در واقع شما بیشترین تواناییتو نشون میدی نه اون چیزی که هستی ولی فقط برای در واقع هدف‌های

پس توی این نوع استفاده، باید همه کارهای دانش‌آموز داخل کارپوشه باشه، نه فقط بهترین‌ها. این نکته مهمیه چون در مقابل «کارپوشه نمایشی» قرار داره؛ یعنی اونجا فقط بهترین‌ها گذاشته می‌شه ولی توی اسناد و مدارک، همه چیز هست تا کمیت و کیفیت یادگیری دانش‌آموز مشخص بشه. فایده دیگه‌ای که داره اینه که با کمک کارپوشه می‌تونیم هم کارهای به ثمر رسیده (نتایج) و هم اقدامات در حال انجام (فرآیند) رو نشون بدیم. یعنی هم سنجش تکوینی (فرآیند) داریم و هم سنجش تراکمی (نتایج). مورد بعدی استفاده از کارپوشه برای گزینش و تایید صلاحیت هست؛ مثلاً معلمان وقتی گزینش می‌شن، چه در سطح محلی برای معلمان تازه‌کار و چه در سطح ملی برای معلمان با سابقه، از کارپوشه استفاده می‌کنن تا صلاحیت‌شون تایید بشه.

کارپوشه همون پوشه‌ای هست که ما خودمون تو دوران دانش‌آموزی داشتیم و فعالیت‌ها و کارامون رو توش قرار می‌دادیم. پس کارپوشه به مجموعه کارهای دانش‌آموز اشاره داره که نشون می‌ده چه موفقیت‌هایی داره و علاوه بر اون، چقدر کوشش و پیشرفت کرده. بنابراین، دو تا چیز خیلی مهم توی کارپوشه وجود داره: هم پیشرفت دانش‌آموز رو نشون می‌ده و هم موفقیت‌های تحصیلیش رو. کارپوشه مثل یه فیلمه که از چگونگی پیشرفت یادگیرنده نشون می‌ده. شاید خیلیاتون توی اینستاگرام کلیپ‌هایی دیدین که مثلاً یه دفترچه نقاشی شده رو تند تند ورق می‌زنن و انگار یه فیلم داره رد می‌شه. حالا نمی‌دونم شاید خیلیا متوجه منظورم بشن، ولی می‌خوام بگم که کارپوشه هم به همین شکل عمل می‌کنه؛ یعنی اگه بخواید یکی رو نشون بدید، مثل فیلمیه که نشون می‌ده دانش‌آموز چقدر پیشرفت کرده یا پسرفت کرده. پس کارپوشه در واقع به مجموعه‌ای طرح‌ریزی شده و هدفمند اشاره داره. یعنی هر چیزی رو داخل کارپوشه نمی‌ذاریم؛ باید حتماً چیزهایی که می‌ذاریم هدف داشته باشن. مثلاً من اینو می‌خوام بذارم، هدفم چیه از گذاشتنش؟ حتماً باید این نکته رو مورد تأکید قرار بدیم و نه اینکه هر کویزی یا چیزای کوچیکی از بچه‌ها بگیریم و بذاریم داخل کارپوشه. خیلی مهمه که دقت کنیم کارپوشه حاوی منتخبی از کارهای دانش‌آموز باشه نه تمامی کارهاش؛ در واقع بهترین کاراشونو قرار می‌دیم. حالا هدف تهیه کارپوشه چیا هستش؟ ببینید، کارپوشه اهداف مختلفی داره که الان بهتون می‌گم: 1. نظارت بر پیشرفت دانش‌آموز: با کمک کارپوشه می‌توانیم نظارت کنیم بر پیشرفت دانش‌آموز. 2. گزارش به والدین: برای والدین گزارش بدیم و مثلاً اولیا بیاد ببینه چه کاری انجام داده. 3. انتقال اطلاعات به معلمان بعدی: دقیقاً برای ما از دانش‌آموزامون اطلاعات خوبی به دست بیاریم. 4. معرفی دستاوردها: مثلاً وقتی مسئولان استان میان، من معلم چیکار کردم رو با نشون دادن کارپوشه دانش‌آموزان بیان کنم. 5. تعیین نمرات درسی: با استفاده از کارپوشه می‌توانیم نمرات بچه‌ها رو تعیین کنیم بدون نیاز به ارزشیابی‌های دیگه. یکی از فایده‌های خیلی مهمی که کارپوشه داره این هست که هم می‌توانیم با آن سنجش انجام بدیم و هم آموزش بدیم. این نکته خیلی مهمیه چون تو سوال آزمون استخدامی هم بوده. اما فایده‌های دیگه‌ای هم داره؛ مثلاً بچه‌ها با کمک کارپوشه خودشونو خودارزشیابی کنن و مهارت‌های فراشناختیشون بالا بره. فراشناخت یعنی نظارت بر پیشرفت شناخت خودشون، بنابراین این مهارت تو بچه‌ها تقویت می‌شه. فایده دیگه‌ای که داره این هست که هم می‌توانیم ارزشیابی تکوینی انجام بدیم و هم سنجش تراکمی؛ یعنی برای جفتش می‌توانیم از کارپوش استفاده کنیم. فایده دیگه اینکه مهارت‌های فکری دانش‌آموزان تقویت می‌شه؛ راهبردهای یادگیریشون مثل تفکر، حل مسئله، تصمیم‌گیری، راهبرد شناختی و فراشناختی تقویت خواهد شد. همچنین انعطاف‌پذیری تو کارها زیاد می‌شه، توانایی سازگاری پیدا می‌کنن، انتقاد پذیرتر میشن، همکاری با دیگران بیشتر میشه یا اشتیاقشون نسبت به یادگیری افزایش پیدا میکنه. استفاده بعدی از کارپوش برای فارغ التحصیل شدن هست؛ یعنی ما با استفاده از محتویات کارپوش می‌توانیم ببینیم دانش‌آموزان در دو سال آخر دبیرستان چه فعالیت‌هایی انجام دادن تا فارغ التحصیل بشن. در نهایت، نکته مهم این هست که هم موفقیت جاری رو نشون بده و هم رشد تحصیلی را؛ این نکته خیلی مهمیه چون تو همه سنجش‌های عملکردی وجود نداره که هم موفقیت دانش‌آموزان رو نشون بده و هم رشد! تحصیلی‌شو نشون می‌ده که خیلی مهمه. مورد بعدی استفاده از کارپوشه برای نمایش دادن کارهاست. مثلاً وقتی مسئولینی از استان یا وزارتخانه میان و ما می‌خوایم نشون بدیم چقدر معلم خوبی هستیم و چه کارهایی انجام دادیم، باید کارپوشه دانش‌آموزان رو نشون بدیم. البته بعضی وقت‌ها خود معلم‌ها هم کارپوشه دارن، ولی بهتره کارهای دانش‌آموزان رو نشون بدیم و بگیم اینا کارهایی هست که ما انجام دادیم. یه نکته مهم اینه که توی کارپوشه برای نمایش دادن کارها، بهترین کارها به نمایش گذاشته می‌شه. این یه نوع کارپوشه است که فقط بهترین‌ها رو ارائه می‌ده. اما یه نوع دیگه از کارپوشه هم هست که برای ارائه اسناد و مدارک استفاده می‌شه. بعضی دانش‌آموزان واقعاً ضعیفن و ما باید ازشون سند و مدرک جمع کنیم. مثلاً اگر تصمیم بگیریم که این دانش‌آموز باید تکرار پایه کنه، اون موقع باید کارپوشه‌ش رو به اولیا یا هر کس دیگه‌ای که سوال می‌کنه نشون بدیم تا دلیل تصمیممون مشخص باشه.

دیروزی ها فکر کنم تا شب آماده بشه🥲 برای دست گرمی در مورد کارپوشه بخونین که هر سال ازش سوال میاد یه دونه ،وقتی اسم کارپوشه میاد یاد نامه عملتون بیوفتین 😅👇👇👇👇

امروز چهار تا درس رو میزارم 💪 از دیشب دارم تایپ می‌کنم داخل پی دی اف میزارم داخل گروه میزارم

مقایسه کامل این چهار تا مقیاس مهمی که وجود داشت رو گذاشتم

وجود ترتیب: در طبقات مقیاس اسمی، ترتیب نداره. ترتیبی داره، فاصله‌ای داره و نسبتی هم داره. ببینید،.مثلاً فواصل مساوی در طبقات اسمی نداریم. اسمی نداره، ترتیبی نداره، فاصله‌ای داره و نسبتی هم داره. وجود صفر مطلق در اسمی نداره، ترتیبی هم نداره، فاصله‌ای هم نداره و فقط نسبتی داره. وجود صفر مطلق عملیات مجاز آماری نما و اسمی است. در واقع مقیاس اسمی فقط نما رو می‌تونه نشون بده و فراوانی رو. حالا اینا بیشتر تو فصل ۱۷ هستش؛ من اونجا اینا رو کاملاً مثلاً نما رو توضیح می‌دم. فراوانی و ضریب همبستگی اسپیرمن و میانه رو در واقع حالا چیزهای دیگه که وجود داره، این رو تو فصل ۱۷ به بعد وجود داره که من اونجا اینا رو کاملاً توضیح خواهم داد. فقط می‌خوایم بگیم که مثلاً اگر یه متغیری مثل همین شماره پیراهن بازیکنان فوتبال مثلاً از یک مینویسم: یک، دو، سه، چهار، پنج. خب الان اگر اینجا به شما بگم نمای این عدد کدومه؟ الان من دارم می‌گم آقا شماره بازیکن یک، بازیکن دو، بازیکن سه. اگر بگم نماش کدومه؟ نما همون مده. مد یعنی چی؟ وقتی که امروز این مقنعه مد شده اکثراً سرشون می‌کنند! متوجه شدین؟ اگر امروز این قلم مشکی مد باشه همه می‌خرند! می‌خوام بگم نما یعنی بیشترین فراوانی رو داره. من حالا تو این مقیاس اسمی می‌تونم نما رو مشخص کنم؛ می‌تونم فراوانی رو مشخص کنم و بگم آقا از شماره سه چند تا وجود داره. حالا توی بازیکنا نه! جاهای دیگه مثلاً اگر بخوام دانش‌آموزان بر اساس تاریخ تولدشون بیان در واقع چیز کنم (ببخشید یعنی اینکه بخوام طبقه‌بندی‌شون کنم)، منظورم اونه؛ بخوام طبقه‌بندی‌شون کنم مثلاً اینکه از تاریخ تولد سه مهر شاید دو تا دانش‌آموز هم اینجوری باشن. خب پس این داره طبقه‌بندی می‌کنه دیگه! شاید چهار تا دانش‌آموز هم مثلاً پنج دی باشن یا اصلاً بخواد دقیق هم نه! دی ماهی باشن یا فروردینی باشند؛ همچین چیزی. این یعنی من دارم از مقیاس اسمی برای طبقه‌بندی استفاده می‌کنم دیگه! اینجا می‌توانم فراوانی بگم؛ بگم فراوانی دانش‌آموزانی که... فراوانی یعنی چی؟ فراوانی یعنی اینکه مثلاً از کدوم مورد بیشتره؟ بیشتر وجود داره! مثلاً من می‌گم از دانش‌آموزانی که متولد دی ماه هستند بیشتر وجود دارند. پس این فراوانی در واقع دی ماهی‌ها از همه بیشترند. پس توی متغیرهایی که با مقیاس اسمی اندازه‌گیری می‌شوند می‌توانیم فراوانی را مشخص کنیم و می‌توانیم نما را هم مشخص کنیم؛ نما یعنی اون عددی که از همه بیشتره. حالا اینو گفتم اونجا بیشتر توضیحش می‌دم چون اینجا نیاز به زمان بیشتری هستش. حالا بعدیش در واقع ترتیبی عملیات مجاز آماری یکی نما هست. ببینید وقتی که این دو تا نما فراوانی دارند پس بعدیش هم نما فراوانی رو قطعاً داره. بعد از اون درصدها هم داریم؛ ما تو این درصدها می‌توانیم بگوییم آقا ۵۰ درصد افراد ایران هوششون بالای مثلاً ۵۰ است. میانه را هم می‌توانیم بگوییم؛ میانه یعنی همان عدد وسط. ضریب همبستگی اسپیرمن هم داریم که این ضریب همبستگی اسپیرمن کاملاً یه موضوع جدایی هستش و باید کامل اونو ما در فصل ۱۸ توضیح بدیم. و مقایس‌های فاصله و نسبتی هم همه عملیات آماری توش مجاز است؛ یعنی ما می‌توانیم درصد بگیریم، فراوانی بگیریم، همه هر عملیات آماری که وجود دارد توش مجاز است. بله! دیگر مثلاً فرض کنید قد همه کارها انجام می‌شود برای قد دانش‌آموزان یا افراد کرد. برای فاصله‌ای هم همینطوره! همه کارها انجام می‌شود برای هوش کرد؛ هوش مقیاس در واقع فاصله‌ای هستش و عملیات مجازی که در ریاضی داریم و در کدام مقیس‌ها؟ ما تو مقیاس... تو واقع مقیاس اسمی هیچ یک از چهار عمل اصلی ریاضی رو نمی‌توانیم انجام بدیم؛ چهار عمل اصلی ریاضی چه بود؟ ضرب، تقسیم، جمع و تفریق! خب من چه بگویم؟ آقا بازیکن شماره یک با بازیکن شماره چهار جمع کنم معنی دارد؟ همچین چیزی نه! پس تو اسمی ما علاوه بر اینکه ضرب و تقسیم نداریم نمی‌توانیم بگوییم: "اینکه نمیدونم شماره پیراهنش چهاره از اونی که دو!" مثلاً دو برابر هیکلی‌تره یا وزنش بیشتره! همچین چیزی نداریم. پس هیچ یک از عمل‌های چهار عمل اصلی تو مقیاس ترتيبي هم همینطور؛ هیچ یک از عمل‌های هیچ یک از چهار عمل اصلی اما تو فاصله‌ای فقط جمع و تفریق داریم. بله! ما مثلاً می‌توانیم بگوییم که این دو نمره از اون بیشتره یا اون چهار نمره از اون کمترند! اینرو می‌توانیم بگوییم که فاصله‌ش چه جوریه؟ چقدر جمع و تفریق کنیم اما گفتم ضرب و تقسیم نمی‌توانیم کنیم؛ نمی‌توانیم بگوییم: "این دو برابر اونه" یا "دو برابر اطلاعات داره" یا "دو برابر هوشش بیشتره". اینرو نمی‌توانیم بگوییم پس ضرب و تقسیم نداریم ولی جمع و تفریق داریم. در مقیاس نسبتی یا نسبتی هم که کامل‌ترینش هست همه عملیات ریاضی مجازه! بله! می‌توانیم بگوییم: "این دو برابر اون سن داره" یا "دو برابر اون طولشه" یا "حجمشه"... این ویژگی‌ها... خب اینم از...

مقیاس‌ها رو اینجا نوشتیم: اسمی، ترتيبي، فاصله‌ای، نسبتی...

نکته خیلی مهمی که اینجا وجود داره اینه که در مقیاس فاصله گفتیم که فاصله‌ها معلومه و برابر بودن یعنی چی. ببینید دوستان، یعنی اینکه وقتی ما مثلاً اینجا چند تا نمره براتون می‌نویسم: هفت، نه، ۱۸ و ۲۰. فرض کنید نمره‌های چند تا از دانش‌آموزان هستش. ما گفتیم وقتی نمره اینجوری معلوم میشه، مقیاس فاصله‌ای هستش. خب اینجا هم الان مقیاس ما فاصله‌ایه چون فاصله‌ها که برابرند مشخصه. حالا برابر بودن یعنی چی؟ یعنی وقتی که مثلاً این دانش‌آموز من، زهرا، از مثلاً مهناز دو نمره کمتره. این یکی هم مهشید از فاطمه هم دو نمره کمتره. این برابر بودن یعنی اینکه این دو نمره همه جا تو مقیاس فاصله یه معنی رو میده؛ به این معنی نیست که اون دو نمره اونجا الان ارزشش بیشتر از این دو نمره است. نه! یکیه! برابر معنای واقعی دو نمره خودشو میده. پس اینم منظورش از اینکه فاصله بین واحدها معلومه و برابر. این نکته مهمی که در مقیاس فاصله‌ای وجود داره اما تو مقیاس ترتیبی فاصله بین واحدها برابر نیست. ما اصلاً نمی‌دونیم فاصله‌اش چقدره که بخواد برابر هم باشه. به نظر بروگاتا و بوهرستد، مقیاس ترتیبی شکل ضعیفی از مقیاس فاصله‌ایه. خب ضعیفه دیگه! در آن اطلاعات مربوط به فاصله بین نقاط مقیاس گم شده و بهتر است متغیرهای ترتیبی را به صورت مقیاس فاصله‌ای ناکامل تصور کنیم. بله، پس میگه که مقیاس فاصله‌ای، مقیاس ترتیبی یک شکل ضعیفی از مقیاس فاصله‌ایه و همین نکته دیگه وجود نداره. خب تست اومده در آزمون استخدامی آموزگاری ۹۷ گفته: "در صورتی که سطح اندازه‌گیری متغیر فاصله‌ای باشد، کدام مورد نمی‌تواند صحیح باشد؟" نمره آزمودنی آ دو برابر نمره آزمودنی ب! یادتونه بهت گفتم که مقیاس فاصله‌ای اینجوریه که در واقع نسبت‌ها معنی نمی‌ده؟ گفتم اصلاً نمی‌تونیم بگیم کسی که ۲۰ شده در واقع نمرش یا اطلاعاتش دو برابر کسی که نمرش ده شده! اینو یادتونه؟ خب حالا اینجا هم همینو می‌خواد بگه؛ در واقع سوال از همینه: گفته نمره آزمودنی آ دو برابر نمره آزمودنی ب! ما تو مقیاس فاصله‌ای نمی‌توانستیم همچین چیزی رو بیان کنیم پس این نمی‌تواند صحیح باشد. در واقع نمره آزمودنی آ با نمره آزمودنی بی تفاوت دارد. خب اینو که میشه نمره آزمودنی آ بیشتر از نمره آزمودنی ب! بله گفتیم می‌تونه مثلاً زهرا از مهشید بیشتر باشه. نمره آزمودنی‌ها کمتر از نمره آزمودنی بی؛ برای کمتر بیشتر می‌توانستیم فقط نسبت‌ها رو نمی‌توانستیم ضرب کنیم و اینا رو نمی‌تونستیم دو برابر یا یک دوم یا نصف کنیم. اینارو نمی‌توانیم بگیم که پاسخ صحیح ما همین گزینه الف هستش چون گزینه الف، نمره آزمودنی آ را دو برابر نمره آزمودنی ب نشون می‌ده؛ این میشه در واقع مقیاس نسبتی. و آخرین مقیاس، کامل‌ترین مقیاس، مقیاس نسبتی یا نسبیه! عرض کردم که تفاوت اسم‌ها رو یا اسم دیگر رو هم در واقع حضور ذهن داشته باشید و یاد بگیرید. مقیاس نسبتی بالاترین سطح اندازه‌گیری است؛ اسمی پایین‌ترین و بالاترین و همه ویژگی‌های طبقات قبلی خودش را دارد. بله! این هم گفتیم بهتون؛ در مقیاس نسبتی رتبه اشیا مشخص است. ما گفتیم کلا وقتی کامله یعنی هرچی ویژگی قبلی هست رو تو دل خودش داره پس رتبه مشخص است، فاصله بین اشخاص معلوم است؛ در واقع فاصله حداقل یکی از اشخاص از صفر مطلق نیز معلوم است. اینم خیلی مهم بود؛ گفتیم صفر توی مقیاس نسبتی معنای کامل خودش رو میده. بعد خدمتتون عرض کنم که مهمترین مقیاس نسبتی همون مقیاس اعداد از صفر تا بی‌نهایت هستش. بله بعد خدمت شما عرض شود اندازه‌گیری طول، وزن، حجم و سایر صفات فیزیکی اشیا با مقیاس نسبتی یا نسبتی انجام میشه اما اندازه‌گیری متغیرهای روان‌شناختی و پرورشی با این مقیاس به ندرت میسر است. که این هم با در واقع به عنوان نقطه مهم تو ذهنتون بسپارید که طول و وزن و حجم و اینا بیشتر با مقیاس نسبتی سنجیده می‌شد چرا؟ چون میگه در واقع تو متغیرهای روان‌شناختی نمیشه مثلاً همان هوش! هوش رو گفتیم وقتی کسی صفر باشه به این معنا نیست که هیچی یاد نداره! نمره در واقع یه متغیر پرورشی هستش یا متغیر آموزشی هستش؛ گفتیم وقتی نمره کسی صفر میشه به این معنا نیست که هیچی بلد نیست ولی ویژگی‌ها صفات فیزیکی هستند. اینم نکته مهمیه که با مقیاس نسبتی سنجیده می‌شوند و نکته مهم دیگه اینکه هر مقیاسی را می‌توان به مقیس قبل از خودش تبدیل کرد! بله ما می‌توانیم نسبتی رو به فاصله تبدیل کنیم، فاصله رو به ترتيبي و ترتيبي رو به اسمی تبدیل کنیم اما برعکسش امکان پذیر نیست! اینم به عنوان نکته خیلی مهم! مثلاً گفته: "مقیاس اسمی رو نمی‌توانیم به مقایس ترتيبي تبدیل کنیم." کسی هم که آزمون استخدامي ۹۹ بوده از همین قسمت بوده گفته: "در کدام یک از مقایس‌های اندازه‌گیری زیر تمامی چهار عمل ریاضی مجاز است؟" آها اعمال ریاضی! خب قبل از اینکه جواب بدهم ببینید!

سلام بریم سراغ قسمت بعدی ؟ ری اکشن بزنین که تایپ کنم وبزارم😍

دوستان عزیز، ما در رابطه با مقیاس اسمی صحبت کردیم. گفتیم که این مقیاس ویژگی‌هایی داره و ساده‌ترین نوع اندازه‌گیریه. همچنین گفتیم که برای اسم‌گذاری و طبقه‌بندی استفاده میشه. مثلاً به جای اینکه بگیم ملینا شاکری، می‌گیم شماره ۱۲. اینجا فقط اسم‌گذاری میشه. ما محدودیت‌هایی هم برای این مقیاس ذکر کردیم. گفتیم که ایرادش اینه که قواعد اندازه‌گیری نداره و یه سری ویژگی‌های دیگه هم داره که در جدول جلوتر توضیح میدم. مقیاس بعدی، مقیاس ترتیبی یا رتبه‌ای هستش. یادتون باشه که "رتبه" یعنی همون "ترتیب". این مقیاس مجموعه‌ای از رتبه‌هاست و فقط رتبه‌ها رو نشون میده؛ مثلاً از خیلی خوب تا کمترین. تو اینجا فقط رتبه مشخص میشه و بیشتر از این اطلاعاتی نمی‌ده. مقیاس ترتیبی تعریفش اینه که دسته‌ای از افراد یا اشیا با توجه به یک صفت از بزرگ به کوچک یا بالعکس مرتب میشن. اما معلوم نیست که کدام یک از این افراد یا اشیا به مفهوم مطلق چقدر از اون صفت رو دارند. مثلاً وقتی میگیم "خیلی خوب"، معلوم نیست که چقدر خوبه؛ شاید برای من خیلی خوب یعنی ۱۰ تا سوال رو درست جواب بده، ولی برای معلم دیگه ممکنه ۷ تا سوال کافی باشه. همچنین مشخص نیست که افراد یا اشیا از لحاظ صفت مورد اندازه‌گیری چه مقدار از هم فاصله دارند. تو مقیاس ترتیبی، فاصله‌ها مشخص نیستند؛ مثلاً نمی‌دونیم "خیلی خوب" با "خوب" چه مقداری فاصله داره. اگر هدف از اندازه‌گیری انتخاب بهترین فرد یا مناسب‌ترین شی باشه، این مقیاس مناسبه. اما زمانی که بخوایم بهترین دانش‌آموز یا بهترین مداد رو انتخاب کنیم، باید به مقیاس نسبتی فکر کنیم. یک ویژگی مهم مقیاس ترتیبی اینه که درباره تفاوت بین نقاط در این مقیاس هیچگونه اطلاعاتی موجود نیست. مثلاً وقتی میگیم مهشید لاغرتر از زهراست، معلوم نیست چقدر لاغرتره؛ شاید یک کیلو لاغرتر باشه یا دو کیلو. مقیاس ترتیبی وضعیت نسبی افراد رو در یک دامنه مشخص می‌کنه و فقط نسبت‌ها رو نشون میده؛ مثلاً علی نسبت به سعید قد بلندتره، ولی مشخص نیست چقدر بلندتره. ابزارهای اندازه‌گیری مثل پرسشنامه‌ها معمولاً از مقیاس ترتیبی استفاده می‌کنند. اکثر پرسشنامه‌ها درباره نگرش، انگیزش یا اضطراب همگی مقیاس‌شون ترتیبی هستش. حالا درباره مقیاس فاصله‌ای بگم: تو این مقیاس فقط فاصله‌ها مشخص‌اند و رتبه اشیا و افراد با توجه به یک صفت مشخص است. تمام ویژگی‌های مقایس‌های قبل رو داره؛ یعنی رتبه مشخصه و معلوم است که اشیا یا افراد از لحاظ صفت مورد اندازه‌گیری چه مقدار از هم فاصله دارند. اونجا معلوم نبود، اما در مقیاس فاصله‌ای، هیچگونه اطلاعاتی راجع به مقدار مطلق صفت مورد نظر برای هیچ یک از اشیا در دسترس نیست. مثلاً وقتی می‌گیم نمره فلانی پنج شده، نمی‌دونم این پنج یعنی چقدر واقعاً یاد داره. یا وقتی کسی صفر شده، نمی‌دونم آیا واقعاً صفر شده یا فقط این آزمون رو بلد نبوده. بنابراین اون مقدار، مقدار مطلق نیست و واقعی خودش نیست. در مقیاس فاصله‌ای، نسبت‌ها معنی‌دار نیستند. در واقع، تو مقیاس نسبتی هستش که نسبت‌ها معنی‌دار میشن. اما در اینجا نسبت‌هایی که داریم، معنی‌دار نیستند. مثلاً درباره متغیر سن می‌تونیم بگیم کسی که ۴۰ سالشه دو برابر کسی که ۲۰ سالشه سن داره، ولی نمی‌تونیم بگیم کسی که نمرش ۲۰ شده دو برابر اطلاعاتش بیشتر از کسیه که نمرش ده شده. یا شمایی که نمره ۴۰۰ شده نمی‌تونیم بگیم اطلاعات دو برابر کسیه که نمرش ۲۰۰ شده. این نشون میده که نسبت‌ها معنی‌دار نیستند.

ما داشتیم در رابطه با متغیر نمره صحبت می‌کردیم. گفتیم اگر متغیر نمره باشه، مثلاً فرض کنید یک نفر صفر گرفته، یک نفر پنج، یک نفر شش، یک نفر ده و یک نفر هم بیست گرفته. وقتی متغیر نمره هستش، میشه مقیاس فاصله. چرا؟ چون که ترتیب داره و علاوه بر اون فاصله‌ها هم مشخصه؛ مثلاً این پنج تا از اون بیشتره. حالا ما داشتیم در مورد صفر مطلق و صفر قراردادی صحبت می‌کردیم. ما دو نوع صفر داریم: صفر مطلق و صفر قراردادی. صفر مطلق یعنی صفری که به معنای واقعی خودشه. وقتی میگیم صفر یعنی هیچی. اما صفر قراردادی یعنی ما قرارداد کردیم که این عدد را صفر در نظر بگیریم. مثلاً دانش‌آموزی که نمره ریاضیش صفر می‌گیره، آیا به این معنیه که هیچی یاد نداره؟ نه! شاید بلده ولی سوالاتی که من آوردم رو بلد نیست. پس این معنی صفر قراردادیه. تو مقیاس فاصله‌ای، این صفر قراردادیه. تفاوتش با مقیاس نسبتی (که آخرین و کامل‌ترین مقیاسه) همینه. حالا یه مثال بزنم که نسبتی باشه، مثل سن. مثلاً سن کسی ممکنه صفر سال باشه یا پنج سال یا ده سال یا بیست سال. اینجا صفر به معنای واقعی خودشه؛ یعنی واقعاً سنی نداره. یه تفاوت دیگه هم دارند: تو مقیاس فاصله‌ای نمی‌تونیم بگیم کسی که نمرش بیسته دو برابر کسی که نمرش ده اطلاعات داره. نمی‌تونیم بگیم کسی که ۲۰ شده دو برابر کسی که ۱۰ شده اطلاعات داره؛ چون تو مقیاس فاصله‌ای فقط جمع و تفریق معنا داره. اما تو مقیاس نسبتی می‌تونیم بگیم کسی که ۲۰ سالشه دو برابر کسی که ۱۰ سالشه سن داره. پس تو مقیاس نسبتی مثل سن، طول، وزن و حجم، عددی که به ما می‌ده کاملاً واقعی هستش و صفری که داره مطلق هست و قراردادی نیست. به طور کلی متوجه شدین که مقیاس اسمی خیلی ساده است و هیچ اطلاعات خاصی به شما نمی‌ده. مقیاس ترتیبی یه درجه بهتره و فقط ترتیب رو مشخص می‌کنه؛ مثلاً قد افراد رو اگر بخواهیم با مقیاس ترتیبی بگیم: خیلی بلند، بلند، متوسط، کوتاه و خیلی کوتاه. اگر بخواهیم قد دانش‌آموزان رو نسبت به قد واقعی‌شون اندازه بزنیم، مثلاً بگیم ۵۰ سانتی‌متر یا ۱۵۰ سانتی‌متر، از مقیاس نسبتی استفاده کردیم. بعد از اینکه این مقیاس‌ها رو بررسی کردیم، باید بگم که مقیاس‌های دیگه‌ای هم داریم مثل مقیاس پیوسته و گسسته که قبلاً به گوشتون خورده و تو درس توضیحش میدم. حدود واقعیت اعداد رو داریم تو این درس بررسی می‌کنیم؛ یعنی هر عدد یه حدود واقعی داره. نیم تا پایین‌تر، نیم تا بالاتر. مثلاً می‌گیم عدد ۶۰ بین ۵۹ و نیم تا ۶ و نیم هست. ببینید، یه نیم تا کم کردم ازش شد ۵۹ و نیم، و اگر نیم بهش اضافه کنم میشه ۶ و نیم. این میشه حدود واقعی اعداد. حالا درباره گرد کردن هم توضیح میدیم؛ یک روش تقریب که به آمار هم مربوط میشه و خیلی راحته. خب، بله، حالا وارد کتاب می‌شیم و می‌بینیم چه چیزهایی داره و چه نکاتی مهمی هست که باید توضیح بدیم. اولین مقیاس، مقیاس اسمی هستش. مقیاس اسمی همونطور که گفتیم پایین‌ترین سطح یا ساده‌ترین نوع اندازه‌گیریه. مثلاً مثل گروه خونی. می‌گیم افرادی که گروه خونی‌شون این ویژگی‌ها رو داره، بهشون می‌گیم گروه خونی A یا B. اینجا فقط اسم‌گذاری میشه. پس گروه خونی در واقع از ویژگی‌هایی هستش که مقیاسش متغیر گروه خونی از نوع مقیاس اسمیه چون فقط اسم‌گذاری میشه. ما گفتیم این مقیاس کلاً به دو صورت هست: یکی اسم‌گذاری و دیگری طبقه‌بندی. برای دو جا استفاده می‌کنیم؛ یکی برای اسم گذاشتن مثل شماره پیراهن فوتبالیست‌ها، مثلاً جنسیت رو بگیم: آقایون یک، خانم‌ها دو یا برعکس. مثلاً برای طبقه‌بندی هم ازش استفاده می‌کنیم؛ مثلاً بگیم عدس‌ها رو کنار بذارید یک، لوبیاها رو کنار بذارید دو. هر جا لوبیا دیدید بدونید دوئه! پس هم برای طبقه‌بندی استفاده میشه و هم برای اسم‌گذاری. در طبقه‌بندی هم مثل آقایون و خانم‌ها که جدا کنیم و بگیم خانم‌ها دو یا بالعکس. خب این از مقیاس اسمی.

با نام و یاد خدای مهربان، سلام و عرض ادب دارم خدمت شما داوطلبین گرامی. امیدوارم که هر جا هستید شاد و سلامت باشید. رسیدیم به فصل دوم درس سنجش که عنوانش «مقیاس‌های اندازه‌گیری» هست. تو فصل اول، اندازه‌گیری رو تعریف کردیم. یادتون هست؟ گفتیم که اندازه‌گیری یعنی ما می‌خوایم یه ویژگی یا صفتی رو تبدیل کنیم به یه عدد. حالا ببینید دوستان، بسته به اینکه داریم چه چیزی رو اندازه می‌زنیم، مثل هوش، قد یا گروه خونی، عددی که به ما می‌ده متفاوت خواهد بود. مثلاً وقتی شماره لباس‌های پشت بازیکن‌ها رو می‌گیم، اون عدد با هوش افراد متفاوته. همین تفاوت اعداد باعث می‌شه که مقیاس‌های اندازه‌گیری به وجود بیاد. ما چهار نوع مقیاس اندازه‌گیری داریم: مقیاس اسمی، ترتیبی، فاصله‌ای و نسبتی. از ساده به پیچیده اینا رو داریم. مقیاس اسمی از همه محدودتر و کوچکتره و بعد ترتیبی میاد و بعد فاصله و بعد نسبتی که کامل‌ترینه. یعنی وقتی اون عددی که به ما می‌ده، مثلاً قد رو می‌خواد اندازه بزنه، اون عدد بیانگر خیلی چیزهاست. ولی در مقیاس اسمی اینطور نیست؛ اسمی خیلی محدوده و داده خاصی به ما نمی‌ده. مثلاً فرض کنید من سوال بپرسم که بیایید بازیکنان فوتبال رو شماره‌گذاری کنیم. مثلاً می‌گیم: یک فلانی، دو فلانی، سه فلانی... فقط همینو می‌دونم. اینجا از اسمش مشخصه دیگه؛ فقط اسم‌گذاری کردیم. در واقع داده خاصی به شما نمی‌ده. اما تو مقیاس ترتیبی یه خورده از اسمی گسترده‌تره. یعنی علاوه بر اینکه اسم مهمه، ترتیب هم مهمه. مثلاً وقتی گفتیم شماره هفت رونالدو، این به این معنا نیست که برترین فوتبالیسته؛ اگر قرار باشه برترین باشه باید شماره یک رو داشته باشه. تو مقیاس ترتیبی اگر یک متغیری داشته باشیم، مثلاً بگیم کدوم یکی باهوش‌تره، تازه حتی مقدار هوش هم نمی‌گیم چون مقدار هوش دیگه ترتیبی جوابگو نیست. ترتیبی فقط میگه کی باهوش‌تره یا کی بازیکن بهتریه. به عنوان معلم اگر بخوام تو دفتر نمره‌ام اسم دانش‌آموزان رو بنویسم و بگم: شماره یک زهرا، شماره دو سارا... اینجا متغیر من اسمیه چون هیچ داده‌ای نمی‌ده. اما اگر بخوام اسم دانش‌آموزان رو بر اساس قد یا سن بچینم و بگم زهرا کوچک‌ترین یا مهشید بزرگ‌ترینه، دیگه اینجا مقیاس من ترتیبی شده چون ترتیب هم مهمه. در واقع مقیاس اسمی خیلی پیش پا افتاده است و بیشتر برای اسم‌گذاری‌ها و طبقه‌بندی‌ها استفاده می‌شه. برخی دانشمندان گفتند که این مقیاس خوب نیست چون قواعد اندازه‌گیری رو نداره. پرجمعیت‌ترین شهر ایران کدومه؟ گزینه‌ها چی میشه؟ مثلاً یک: مشهد، دو: تهران، سه: اصفهان. حالا این مقیاس اندازه‌گیری من اسمی هستش. چرا؟ چون وقتی گفتم یک مشهد، اینجا پرجمعیت‌ترین شهر رو مشخص نکردم. از نظر هر کسی یه شهر ممکنه خوب باشه. بنابراین وقتی میگیم یک مشهد، یعنی مشهد پرجمعیته نه تهران. می‌خوام بگم که این مقیاس ما الان اسمیه و ترتیبی نیست. امیدوارم که فعلاً اینا رو متوجه شده باشید. بعد که وارد کتاب بشیم با جزئیات بیشتری بررسی می‌کنیم. مقیاس بعدی، مقیاس فاصله‌ای هستش که از این دو تا خیلی کامل‌تره ولی باز هم به کاملی نسبتی نمی‌رسه. تو مقیاس فاصله‌ای مثلاً می‌گیم هوش دانش‌آموزان چقدره. برای مثال، برای مقیاس ترتیبی هم یه نمونه براتون می‌زنم. مثلاً نظر شما در مورد رستوران فلان چیه؟ یه پرسشنامه داریم: یک خیلی خوب، دو خوب، سه ضعیف، چهار خیلی ضعیف. اینجا ترتیب مهمه و کسی که داریم از نوع ترتیبیه. همیشه اولین گزینه مثبت‌ترین رو میارن؛ مثلاً هیچ وقت نمیان «خیلی ضعیف» رو اول بذارند. حالا فاصله چیه؟ مثلاً بگیم هوش دانش‌آموزان چقدره یا گوش دانش‌آموزان کلاس ششم چقدره؟ اگر بخوام مرتب کنم، اسم‌ها رو می‌نویسم: زهرا، سارا و... با نمرات ۹۲، ۹۳، ۹۴ و... . ببینید چه فرقی داره. فرقش اینه که تو مقیاس ترتیبی فاصله نداریم؛ یعنی نمی‌دونیم چقدر تفاوت هست بین «خیلی خوب» و «خوب». اما تو مقیاس‌های فاصله‌ای فاصله‌ها مشخصه. یه نکته هم بگم: تو فاصله‌ای صفر معنای خودش رو نداره. یعنی چی؟ یعنی مثلاً من الان میگم نمره‌های دانش‌آموزان رو فرض کنید...