دپارتمان شاعران زجر کشیده
دربارهٔ کتابها، ادبیات، گربهها و من. یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan چنل پلیلیست: t.me/playlistforpoets
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel دپارتمان شاعران زجر کشیده
Channel دپارتمان شاعران زجر کشیده (@ttpdella) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 15 104 subscribers, ranking 2 440 in the Books category and 21 468 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 15 104 subscribers.
According to the latest data from 10 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 266 over the last 30 days and by 16 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 8.16%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 11.73% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 1 232 views. Within the first day, a publication typically gains 1 772 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 37.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as چیز, نمایشنامه, نامه, کریسمسی, a2/b1.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“دربارهٔ کتابها، ادبیات،
گربهها و من.
یوتیوب💌
https://youtube.com/@ellascardigan
چنل پلیلیست:
t.me/playlistforpoets”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 11 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Books category.
✦ 𝒓𝒆𝒗𝒊𝒆𝒘 ゚ ✦ دربارهی کتاب
دوریان گری که یک جوان خام و سادهست، به تازگی به لندن نقل مکان میکنه و بهخاطر چهرهی خیلی زیبایی که داره، مدل یک نقاش میشه؛ اما این اتفاق باعث آشنایی دوریان با لرد هنری میشه. کسی که از دوریان یک هیولا میسازه. ゚ ✦ نظرِ من
خیلی طول کشید تا بالاخره تصمیم بگیرم که این کتاب رو بخونم چون فکر میکردم همه خوندنش قرار نیست چیز جدیدی در انتظارم باشه؛ اما از صفحهی اولی که خوندم عاشقش شدم. با کاراکترها ارتباط خوبی گرفتم و گاهی احساس میکردم لرد هنری حتی روی من هم تاثیرگذاره. من توی کمتر نویسندههایی دیدم که بتونن اینقدر جذاب سیر تغییرات یک انسان رو با کلمات به تصویر بکشن، اما توی این کتاب همه چیز قابل باور بود و کاملا میشد از یک جایی به بعد حتی از لحن حرف زدن دوریان متوجه بشی که داره کمکم بدجنس میشه(: مثل همهی رمانهای کلاسیک دیگه توضیحات گاهی خیلی زیاد و یک مقداری حوصلهسربر میشد؛ اما به جبران دیالوگهای بینهایت جذابی داشت. و در آخر بعد از خوندن کتاب، فکر میکنید که شخصیت منفی کتاب دوریان گری بوده؛ اما یک مقدار که زمان بیشتری بگذره متوجه میشیم دوریان فقط یک جوان خام بود که لرد هنری مثل یک تیکه خمیر به اون شکل داد و اون رو تبدیل به یک هیولا کرد. من این کتاب رو از نشر نگاه خوندم و از ترجمه نسبتا راضی بودم.
𓍼 Goodreads: 4.1/5 𓍼 My rating: 4.5/5
✦ لینک کتاب در طاقچه
⏳ تفاوت میان حقیقت و یک دروغ این است که هردو میتواند دردناک باشد، اما فقط یکی از آنها میتواند تو را بهبود بخشد. 📖 همخوانی کتاب خبرمایه نوشته میرا گرنت، با ترجمه زهرا چفلکی ✍️ با حضور مترجم⚡ 🗓 تاریخ همخوانی: ۴ شهریور ١۴٠۴ 📘 همخوانی در گروه کتابگرا برگزار میشود. Booktrovert | کتابگرا
داستایفسکی بدون آنا هیچوقت نمیتونست به شهرت امروزیش برسه چون آدم بیبرنامه و هوسبازی بود. جدا از علاقهش به نویسندگی، به پولش نیاز داشت. همیشه قرارداد میبست و کتاب رو تحویل نمیداد. درنهایت یه روز آنای ۲۰ ساله رو بهعنوان تایپیستش استخدام کرد تا بتونه قمارباز رو یک ماهه به ناشر تحویل بده. بیشتر کتابهاش رو همینطوری دقیقه نودی چاپ کرد. چون پول نداشت پس قرارداد میبست برای تاریخ مشخصی و پول رو میگرفت بعد قمار میکرد و پولی نداشت و کتاب رو هم نداشت دیگه باید به سرعت مینوشت. آنا اینجا مدیریت چاپ و پولها رو به دست گرفت و داستایفسکی رو از فروپاشی حتمی نجات داد. آنا حسابها، قراردادها و حتی گفتوگو با ناشران رو به عهده گرفت؛ چیزی که برای یه زن تو روسیه قرن ۱۹ بیسابقه بود. بعد از مرگ فیودور آنا باقی عمرش رو صرف نگهداری از میراث شوهرش کرد، آثارش رو منتشر کرد و خاطراتش و نامههاش رو چاپ کرد. همین باعث شد تا ما شناخت بهتری بتونیم ازش داشته باشیم. حتی نامهی بازجوییش رو هم بعد از مرگش آنا پیدا و چاپ کرد. اگه آنا نبود داستایفسکی همون زمانی که قرارداد قمارباز رو بست ورشکست میشد و از گشنگی میمرد چون امکان نداشت بتونه یک ماهه کتاب رو تموم و آماده کنه. آنا واقعا گناه داشت. مثلا یه روز میدید پولها نیستن و ماجرا این بود که خواهر داستایفسکی ازش پول خواست و داستایفسکی گفته عیبی نداره ما حالا یه نون و ماستی میخوریم با این چهارتا بچه، اون پول نداره بذار بهش پول بدم و آنا میتونست به جنون برسه از عصبانیت. نمیدونم چطوری نرسید.
⊹ این متن رو لایرا توی توییترش نوشته بود و من ازش اجازه گرفتم تا اینجا هم منتشرش کنم.
