The Last Chapter.
Open in Telegram
مکانِ امن... کتاب بیمارستانِ ذهن شماست. t.me/HidenChat_Bot?start=743986755
Show more766
Subscribers
+524 hours
+387 days
+14630 days
Posts Archive
-Her body fit mine the way the ocean hugged the shore-naturally, effortlessly, perfectly.
-His next words pitched low and rough. “Tell me what you want, Vivian. Do you want me on my knees?
-All this time, I thought I’d missed Heath, but I missed the idea of him. I missed having a partner. I missed being loved and being in love.
-He looked invincible, but that was the thing about humans. No one was invincible. They were all vulnerable to the same hurts and insecurities as everyone else.
Some people just hid it better.
-“Yes, but I’ve seen the way he looks at you.” She ran the last dirty dish under the water. “It’s not about business.”
She was wrong, but that didn’t stop my pulse from spiking with anticipation. “How does he look at me?”
Janis smiled. “Like he never wants to look away.”
-feelings didn’t disappear just because people parted ways.
They did, however, dull with time.
King of wrath 📚
اولین جلد از مجموعه King of sin
ژانر: عاشقانه📌
ترجمه نشده و فقط زبان اصلی❕
امتیاز جهانی: 4.1 از 5
قیمت: 298T
تعداد صفحه: 359
نویسنده: Ana Huang
خلاصه: دانته روسو، مدیرعامل اشراف زاده و ثروتمند گروه روسو، با یه مرد غریبه در دفترش مواجه می شه که یه پوشه توی دستشه و می خواد باهاش ازش اخاذی کنه و از دانته می خواد که با دخترش، ویوین، ازدواج کنه. دانته با دیدن محتویات پوشه با این ازدواج موافقت می کنه، ولی باید راهی پیدا کنه که هم سریع تر از این مخمصه نجات پیدا کنه و هم نامزدی رو قبل از مراسم عروسی بهم بزنه. و ویوین که از همه جا بی خبره، در تلاشه تا با تقدیری که از سر وظیفه براش رقم خورده، کنار بیاد...
~~~~~~~~
داستان وایب خوبی داشت ولی همون داستانای کلیشه ای انمیز تو لاورز رو روایت میکنه در کل جذاب و گیرا بود و پایانشم خیلی خوب و برنامه ریزی شده بود.
امتیاز من: 4 از 5
واقعا نمیدونم چرا تو ایران دنبال کتابهای بدون سانسور میگردم در حالی که قسمتهای اسمات کتابهای زبان اصلی رو رد میکنم و میرم صفحه بعد.
اعتماد به نفس داشته باشید دربارهاش
از کتابای داستان کودک شروع کنید
اگر مبتدی هستید با گوگل ترنسلیت بخونید که هر کلمه ای رو نفهمیدید اونجا بزنید باعث میشه زبانتون قوی تر هم بشه
-مثلا شاید وقتی بچه بودی کنترل زیادی روی زندگی ات نداشتی؛ برای همین به منظور اجتناب از دلسردی، یاد گرفتی هرگز از خودت نپرسی واقعا چه می خواهی و این مدتی طولانی جواب داد.
-بدترین و سخت ترین چیز عصبی بودن از دست کسی بود که نمیتونستی سنگهات رو با اون وا بکنی.
-همیشه نگرانم بود، مراقبم بود که کسی اذیتم نکنه ولی اگر الان بود دلم میخواست بهش بگم دیگه نگران نباشه چون هیچکس هیچوقت نمیتونه جوری که اون اذیتم کرد، اذیتم کنه. دیگه نباید نگرانم باشه چون دیگه هیچ آسیبی قرار نیست بدتر از اونی که اون بهم زد باشه.
-بارها و بارها به من گفت که خودم نیستم. ولی اشتباه میکرد من همان منِ همیشگی بود. فقط دیگر تلاش نمیکردم برای او یا هرکس دیگری در تاریکی بدرخشم.
