The Last Chapter.
Open in Telegram
مکانِ امن... کتاب بیمارستانِ ذهن شماست. t.me/HidenChat_Bot?start=743986755
Show more766
Subscribers
+524 hours
+387 days
+14630 days
Posts Archive
اون بهت میگه دوستت دارم ولی آرچر هیل حتی وقتی با بری دعوا کرده بود دو کیلومتر زیر بارون وحشتناک پیاده دووید تا فقط تو ایوون خونه بری بشینه تا اون از صدای رعد و برق نترسه.
-I stand by my logic though. I think love is a concept, and each person has an individual word for what sums it up for them. My word for love is Bree.
-Someday … when we're old and gray, I'm going to look at you lying in bed beside me, just like this, and I'm going to look into your eyes and know that it's only ever been you. And that is going to be the great joy of my life.
-I lost my heart to you. And, Bree, in case you're wondering, I don't ever want it back.
-I'm afraid to love you. I'm afraid that you'll leave and that I'll go back to being alone again. Only it will be a hundred times worse because I'll know what I'm missing. I can't…” He sucked in a shaky breath. “I want to be able to love you more than I fear losing you, and I don't know how. Teach me, Bree. Please teach me. Don't let me destroy this.
-Sometimes an understanding silence was better than a bunch of meaningless words.
Archer’s Voice📚
ژانر: عاشقانه📌
ترجمه شده و بهترین ترجمه نشر آموت❕
امتیاز جهانی: 4.2 از 5
قیمت: 255T
تعداد صفحه: 372
نویسنده: Mia Sheridan
خلاصه: صدای آرچر داستان زنی است که به کابوس یک شب وحشتناک زنجیر شده و مردی که عشقش کلید آزادی زن است. همچنین داستان مرد لالی است که با جراحتی طاقتفرسا زندگی میکند و زنی که به او کمک میکند تا صدایش را بازیابد. این کتاب، داستان رنج، تقدیر، و قدرت دگرگونکننده عشق است. هنگامی که بری پریسکات وارد شهر ساحلی و آرام پیلاین میشود، با تمام وجود امیدوار است این شهر همان جایی باشد که بالاخره آرامش از دسترفتهاش را در آن بیابد. در اولین روز اقامتش با آرچر هیل برخورد میکند؛ مرد منزوی و گوشهگیری که همچون بری، اسیر عذابی پنهان است. مردی که هیچکس دیگری حاضر به دیدنش نیست.
~~~~
داستان به شدت سوییتی داره که دلتون رو میبره رابطه عاشقانه ایکه بین این دو نفره به شدت قشنگه و اشکتون رو در میاره. کتابیه که میتونه احساساتتون رو خیلی پدیدار کنه.کارکتر پسرش هم وایب تهیونگ رو میده.
امتیاز من: 4 از 5
-She was everything I shouldn’t want, but it didn’t matter.
I wanted her anyway. So much so, I couldn’t breathe.
-"Come on. Live a little, Young. I promise it won’t kill you.”
“No, but you might,” he muttered.
-And she looked so damn beautiful it made my heart stop for a second, just long enough to confirm she owned every beat.
And she looked so damn beautiful it made my heart stop for a second, just long enough to confirm she owned every beat.
-I never really lived before you … And I don’t want to imagine living after you.” I dropped my forehead to hers, my chest aching with need and want and a thousand other emotions only she could make me feel. “Stay with me, love. Please.
King of pride 📚
دومین جلد از مجموعه King of sin
ژانر: عاشقانه📌
ترجمه نشده و فقط زبان اصلی❕
امتیاز جهانی: 4.5 از 5
قیمت: 345T
تعداد صفحه: 359
نویسنده: 250T
خلاصه: رقابت برای انتصاب این سمت در شرکت خانوادگی خود، امپراتوری رسانه ای یانگ است. کای هرگز نمی بازد و عادت دارد به هر چیزی که می خواهد برسد. آخرین چیزی که باید بخواهد معاشرت و درگیر شدن با ایزابلا، بارتِندری با موهای بنفش و شوخی های نامتعارف است.ایزابلا با ضرب الاجلی برای نوشتن کتاب خود روبه رو شده است و مشکلات کمی ندارد. پس آخرین چیزی که او هم باید بخواهد، مجذوب کای شدن، مرد ممنوعه کلوپ والهالاست...
~~~~~~~~
نسبت به جلد قبل ضعیف تر بود و داستان فرندز تو لاورزه، من کارکتر سازی این جلد رو دوست نداشتم و کتاب رو تا نصفه دراپ کردم.
امتیاز من: 2/5 از 5
بعضی از داستانای کلیشه ای هستن که تو کاملا میتونی پیشبینیشون کنی و خبر داری قراره محتوای داستان چی باشه ولی باز قلم نویسنده انقدر قویه و کارکتر پردازیاش انقدر قدرتمنده که عاشق اون داستان میشی و تا آخر میخونی، کتابای Ana huang هم دقیقا همینجوریه.
