en
Feedback
Reverie💗

Reverie💗

Open in Telegram
189
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-3030 days
Posts Archive

مشکل این نیست که آتشی روشن شده که خاموش نشونده هست مشکل این نیست که از زمین و آسمان روی این آتیش بنزین می‌باره مشکل علاقه شدی
مشکل این نیست که آتشی روشن شده که خاموش نشونده هست مشکل این نیست که از زمین و آسمان روی این آتیش بنزین می‌باره مشکل علاقه شدید قلبی به ایییین آتشه آتشی که زیباس مثل خورشید یا بهتره اینطوری معرفی کنم : مدوسای زمانه گرمه مثل سطح زهره ای که از سطح خورشید گرم تره بی رحمه مثل عطاردی که خاکستر شده فریبندس مثل ماهی که بزرگ تر از ستاره دیده میشه خاصه مثال نداره تنها و تنها خودشه #شیفت_شب

بیا مثبت فکر میکنم شاید اون بیشتر از تو عاشق بود بیشتر از تو زجر میکشید و تو این آتیشی که درست کرده بودید می‌سوخت و میخواست خلاص بشه چه خلاصی راحت تر از این که خودشو درگیر یکی دیگه کنه کار اشتباهی هست ؟ درست آدم بدی هست ؟ درست زجر میکشه همچنان ؟ نه به اندازه تو به فکر خودشه ؟ صد در صد و این خوبه تو هم همین باش گور بابای بقیه

انقدر از زجر کشیدن من خوشت میاد؟ برای همین اون رو جلوی من بوسیدی؟ برای اینکه باز هم به دردام اضافه کنی
+1
انقدر از زجر کشیدن من خوشت میاد؟ برای همین اون رو جلوی من بوسیدی؟ برای اینکه باز هم به دردام اضافه کنی

نگاهی به چشمان نگرانش انداخت ... حال چه کاری میتوان کرد ؟ اگر برای همیشه در تاریکی بی انتهای نگاهش گم میشد چه ؟ اگر دیگر عشقی نبود که شبهایش را نورانی کند چه ؟ باید کاری میکرد ، تلاش میکرد برای نگه داشتنش اما نمیتوانست رد زخمی که بر جانش گذاشته بود با هیچ چیز دیگری برطرف نمیشد زمانی که دیگر دستانش ؛ اغوشش و دیدگانش گرمای همیشگی را نداشتند متوجه شد کار از کار گذشته ست آری ؛ خودش میدانست ؛ خیانت زخمی ست همیشگی و با هیچ چیز دیگری التیام نمیابد ...

Repost from Королева
𖥻 ִ ۫ ּ ִ⦳ քɛօքʟɛ ռɛɛɖ ʍօռɛʏ ʍօʀɛ 𖥻ִ ۫ ּ ִ⦳ ȶɦǟռ ʟօʋɛ ٬٬ ִ⦳ (🥃)愛離開你 !
+4
𖥻 ִ ۫ ּ ִ⦳ քɛօքʟɛ ռɛɛɖ ʍօռɛʏ ʍօʀɛ 𖥻ִ ۫ ּ ִ⦳ ȶɦǟռ ʟօʋɛ ٬٬ ִ⦳ (🥃)愛離開你 !

نگاهی به چشمان نگرانش انداخت ... حال چه کاری میتوان کرد ؟ اگر برای همیشه در تاریکی بی انتهای نگاهش گم میشد چه ؟ اگر دیگر عشقی نبود که شبهایش را نورانی کند چه ؟ باید کاری میکرد ، تلاش میکرد برای نگه داشتنش اما نمیتوانست رد زخمی که بر جانش گذاشته بود با هیچ چیز دیگری برطرف نمیشد زمانی که دیگر دستانش ؛ اغوشش و دیدگانش گرمای همیشگی را نداشتند متوجه شد کار از کار گذشته ست آری ؛ خودش میدانست ؛ خیانت زخمی ست همیشگی و با هیچ چیز دیگری التیام نمیابد ...

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

ریکت نمیدین دیگه🚶‍♀️

‼️ پاکسازی
از همه ی چنل ها لفت میدم(بن نکنید). این پیام رو فور کنید،دوباره برگردم پیشتون.
پی وی و بات نیایید لطفا.

Repost from Reverie💗