189
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-3030 days
Posts Archive
189
Repost from 𝘴ꪮ𝘳ꪖ(rest)
در بیابان بیکران تنهایی که شاخه های مرگبار درختانش بی رحمانه خود را نشان میدادند ؛ ریشه هایشان در عمق خاک فرو میرفت و برای ذره ای آب تقلا میکردند ؛ خورشیدی آتشین اما تاریک ؛ سیاهی وجودش پایان ناپذیر ؛ کوچه پس کوچه های نگاهش تیره و غمگین ؛ مقصودش چه بود ؟ چه میخواست از من ؟ برایم نامفهوم بود ... تلاشهایم بیهوده بود ؛ حرفایش گنگ بود ؛ هرچقدر میگشتم در سیاهی بی رحم چشمانش گم شده بود ؛ پیدایش نمیکردم؛ میدویدم اما نمیرسیدم ؛ هرلحظه زمان وحشیانه تر میگذشت و از من دور تر میشد ؛ جیغ میکشیدم ؛ فریاد میزدم ؛ اشک میان چشمانم رقص مرگ میگرد ؛ میشنید ؟ نه ؛ برایش مرده بودم ؛ لحظه ای که برق نگاهش خاموش شد ؛زمان در گوشم زمزمه کرد که دیگر دیر شده و راهی برای بازگشت نیست او برای همیشه ناپدید خواهد شد ... Velora~
189
Repost from ♡---{ چنل معرفی مبهم }---♡
❤️ برای دیده شدن چالش یا پست چنلتون
میتونید از چنل معرفی مُبهَم استفاده کنید 🤒
🤒@Mobham_M_Channel 🤒
🤒 [ گپ جفج مُبهَم ] 🤒
189
Repost from [چنل معرفی کِرلی]
😘 برای دیده شدن چالش و پست های چنلتون میتونید از چنل کِرلی استفاده کنید 🌒
@chanel_gostardeh
189
Repost from سُڪوتِواژهها(چنل انتقال یافت)
آرامآرام، بیآنکه خود بداند، شوقش نسبت به زندگی رنگ میباخت. هر روز، گوشهای از دلش خالیتر میشد و طنین صدای آرزوها کمکم در هیاهوی سکوت گم میگشت. زندگی همچنان جاری بود، اما او دیگر آن اشتیاق نخستین را در نگاهش نداشت... گویی دلش به آهستگی از تمامی رویاهایش دست میکشید، و این پایان را پیشتر از آنکه بفهمد، آغاز کرده بود.
