en
Feedback
تکه‌ی گمشده‌ی ماشین‌ توریـنگ

تکه‌ی گمشده‌ی ماشین‌ توریـنگ

Open in Telegram

خطر ادمین دیوانه با احتیاط وارد شوید He/they پرایوت: https://t.me/+m30ue5xw3UY4YWE0 نامه رسانی: @TuringsAnon_bot https://t.me/HarfinoBot?start=ac2c23155949718 اگر شناس هستید اینجا نیاید پیوی مگه چشه

Show more
315
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1430 days
Posts Archive
Leonard Cohen - There Is A War.mp36.98 MB

انیمیشن، دهه 90، اروپا

Repost from N/a
سلام دوستان این پیام رو توی چنلتون فوروارد کنین، بعد برای ژانر/ سال/ منطقه از گزینه‌های موجود یکی رو انتخاب کنین تا براتون یک فیلم زیبا و کمتر دیده شده با همین مشخصات همراه با چند شات ازش بفرستم. به طور مثال: ترسناک ۱۹۷۶ آمریکا ژانر سال منطقه ــــــــــــ ــــــــــــ ــــــــــــــ درام ۱۹۷۰ آمریکا ماجراجویی تا اروپا اکشن ۲۰۰۰ آسیای شرقی ترسناک آسیای غربی انیمیشن کمدی جنایی فانتزی عاشقانه علمی تخیلی

Repost from N/a
چی حل کنم (ببینید کدوم اسمش خوشگله)
Anonymous voting

Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنید تا لحن و نوشتارتون در چنل رو از لحاظ زبان‌شناختی بررسی کنم و شخصیت و قصد و نیت پشت کلمات شما رو جاج کنم.☝️ (ممکنه از لحنم خوشِت نیاد)

#صفت‌نامه | مبدایی 1. از ریشه‌ی «مبدا»؛ آن‌که آغازگر است؛ سرچشمه‌ی رویداد، احساس یا اندیشه‌ای. 2. کسی یا چیزی که نخستین تلالو را در دل می‌افکند؛ چون نگاهی که فصل تازه‌ای می‌گشاید. 3. نسبت‌دار با آغاز پنهان یا پیدای یک جریان، دگرگونی یا دلبستگی. •| «تو مبدایی، آغاز هرچه پس از تو آمد.»

این پیام رو نشر بدید تا بهتون بگم، اگرکه قرار بود به درگاهی جان تقدیم کنید؛ برای چه خدایی و چرا، قربانی می‌شید...

Repost from Faded Tune
این پیام رو فوروارد کنید داخل چنل هاتون تا پیداتون کنم و من با توجه به وایب چنل یه شعر تقدیمتون میکنم:>

Repost from N/a
فلجم آزمون‌ها بهانه شدن بیش از پیش فلج بشم. نمی‌دونم این حجم از درد از کجای تجربیات زندگیم اومده. باستان‌شناس بیاری خاک بچگیمو کنار بزنه به چیزی جز ناز و نعمت نمی‌رسه.  حال بد من ظلمه. در حق خودم، مادرم، پدرم، اطرافیانم و مهم‌تر از همه هر کس که سختی‌هایی داره که من ندارم. بیشتر اوقات آرزو می‌کنم دردهام واقعی بودن. بیش از همه سینه‌خیز رفتنم برای هرروز زیستن نیاز به توجیه پیدا کرده. مسئلهٔ احمقانه اینجاس، چاقو شاید فرضی و انتزاعی باشه، اما من واقعا دارم خون می‌ریزم، واقعا روحم زخم‌خورده، واقعاً دارم می‌میرم. شاید روزی برم به تحقیق در رنج انتسابی و ترومای بین‌نسلی. چون توجیه دیگه‌ای نداره. گویا دردی که مادرم کشیده برای یه تن زیادی بوده و سرریز شده درون من.  ولی دوتا مشکل بیش از بقیه به چشمم می‌آن؛ یکی این‌که شما وقتی نمی‌دونی از کجا داری می‌خوری هم درده، هم ترسه و هم اضطراب. یکی هم این‌که خیلی تنهایی می‌سوزونه. یک نفر، دریغ از یک نفر که وقتی این‌هارو بهش گفتم صرفاً زل نزد تو چشمم. دو حالت بوده، یا طرف از بیخ گفته تو خُلی و خوددرگیری داری و خلاصه این‌که بهم گفته از بی‌دردی واسه خودت داستان دوختی. یا این‌که اگر خواسته هم‌دردی کنه به تته‌پته افتاده و نمی‌دونسته چی بگه انگار موجود تخیلی دیده. هنوز یکی از عبث‌ترین جستجوهام پیدا کردن یه هم‌درده. گویا خیلی مهم‌تر از چیزیه که آدما فکر می‌کنن. نبود حتی یه نفر که کمی ایده‌ای داشته باشه از چیزی که تو زندگیت می‌گذره، بیش از هرچیز دیگه‌ای کلیدزن انزوا و احساس بیگانگیه. <آقای رَندوم>

Repost from N/a
جوجیوست رو یکی برام نقاشی کرد. الان نقاش با وقت آزاد تو دست و بالم نیست که این دوتا فسقل رو بدم بکشه.

حقیقته؟ سرابه؟ واقعیته؟ خیاله؟ نمی‌دونم. فقط می‌دونم هر شب، چیزی از من کنده می‌شه و جایی جا می‌مونه. بین ترک‌های دیوار، میون پلک نیمه‌باز آینه، یا شاید در سکوت چراغی خاموش. همه‌چیز یک‌جوری واقعیه که باور نمی‌کنی، و یک‌جوری خیالیه که انگار از خودت حقیقی‌تره. من از جایی میام که خواب و بیداری، یکی‌ان. از جایی که وقتی گریه می‌کنی، بارون می‌باره؛ وقتی لبخند می‌زنی، زخم تازه می‌شه. و من بین چیزی که اتفاق افتاده و چیزی که باید فقط خواب می‌بینم.

تو می‌خندی، جهانم گل، دلم در سینه می‌رقصد نگاهت شعله‌ور باشد، نفس‌هایت فسون دارد به لبخندت قسم خوردم، به مویت دل سپردم من دلم با تو یقین دارد که عشقی پر جنون دارد مرا در خویش حل کن تو، بگیر از من همه هستی که این دیوانه‌ی عاشق فقط شوق درون دارد اگر دنیا شود طوفان، اگر دردی رسد هر شب دل من با تو می‌ماند که عشقی ریشه‌گون دارد شبی در چشم تو گم شم، سحر در بوسه‌ات پیدا که این دل جز تو در عالم نه یاری، نه سکون دارد - تورینگ

چی شده بسم الله

این موضوعم باید بدونین که این اتفاق درصورتیه که حکم قاضی بر حبس ابد باشه اونموقع اگه خانواده در خواست اعدام بده باید اون اختلاف رو پرداخت کنه ولی اگه قاضی حکم بر اعدام بده و اعدام رو حق اون فرد بدونه اون پول از بیت المال پرداخت میشه و اینکه اون پول به قاتل نمیرسه بخاطر بچه ی اون جنایتکار و ورثه اس که هیچ گناهیی نداره که پدرش اینقدر وقیح و شریره و بعد از مرگ سرپرستش قراره اذیت شه