・☾𝑀𝑜𝑜𝑛𝑠𝑡𝑟𝑢𝑐𝑘☽・/ ایو جیهون
Open in Telegram
216
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+530 days
Posts Archive
Repost from Clōsed
- 🌟 میدانم دلتنـگ خواهي شد ماهی کوچکـم، میدانم دوام نخواهی آورد اما نمیتوانم. اینروزها، رفتن از مرگـ بهتر است؛ حتی اگر بعدش فرامـوش بشوی. خدا را چه دیدی؟! شاید یک جایی، یک روزي و یک ساعتی وقتی که دیگر هم را نمیشناسیم، دوباره عاشـق شدیم و به بوسـهای هم را مهمـان کردیم.
+ 🤩 گفته بودم برایت؛ که ترک کردن، رها شدن و رفتن زیبـا میشد اگر خاطـرهاي وجود نداشت که تو را بکشد. گفته بودم برایت؛ حتی اگر خاطرهای هم نبود پس تصـویر چشمهایـت پشت مژههایـم را چه کار کنم؟! از بودنمان چه سـودي میرساندیم به دنیا، اگر در آغـوش هم زندگـي را نمیگذراندیم؟!
Repost from 𝒦𝘪𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝓛𝘰𝘯𝘦𝘭𝘪𝘯𝘦𝘴𝘴 (7) 𝒯𝘩𝘦 ℰ𝘯𝘥.
حقیقت با داد و فریاد نمیرسید. آروم میرسید، خیلی آروم؛ وقتي دیگہ خستهاے از فهمیدن. توی یک دنیاے شکستہ، معصومیت فقط یک نقاب نازك بود و گناه هیچوقت واقعاً گم نمیشد. سایهها گذشته رو رها نمیکردن، چیزی شبیه به دردے که به دیوار دل چسبیده باشه. این راه آخرش کسي رو نجات نمیداد، فقط آدمها رو ذرهذره تغییر میداد. شب، بیسروصدا سنگینتر میشد و زمان، بیتفاوت عبور میکرد، انگار نه انگار. هیچ معجزهاے در کار نبود؛ درنهایت؛ هرکسي بیحرف، سهمش رو از تاریکی میپذیرفت—تاریکیاے ڪہ از گذشته جا مانده بود
و آروم، همهچیز رو در خودش میبلعید.
︐ 🖤 برداشتِ اول؛ مرگِ یك خورشیـد.
Repost from 南洋 archive ; rest
گزارش نهایی و اختتامیهی پرونده:
خلاصهی گزارش: با دستگیری آمر اصلی و جمعآوری شواهد قطعی، پروندهی حمله به نینگ ییژو به طور کامل حل شد. این گزارش، علل، نحوهی اجرا، نقش هر فرد و نتیجهی نهایی را تشریح میکند.دستگیریهای نهایی و اعترافات قطعی:
1. سئونگ جههوک (آمر اصلی) در تاریخ 27 اکتبر در عمارت شخصیاش دستگیر شد. وی پس از مواجهه با تمام شواهد (مدرک C-3، سابقهی خرید عطر، پیامهای بازیابیشده)، حاضر به همکاری شد. -اعتراف: او به مدت دو سال دچار اختلال هذیان عاشقانه (Erotomania) نسبت به نینگ ییژو بود. باور داشت که ییژو به طور پنهانی عاشق اوست اما تحت کنترل شرکت و اطرافیانش قرار دارد. -نقشه: «پروژهی تصفیه» نام داشت. هدف، ایجاد یک بیماری مرموز و ترسناک برای ایزوله کردن ییژو از تیمش، تخریب اعتبارش در رسانهها (توسط یونا)، و سپس ظهور او به عنوان ناجی و تنها پناهگاه قربانی بود تا کنترل کامل زندگی او را در دست گیرد. -تامین مواد: او ترکیب شیمیایی C12H20O2 را در آزمایشگاه خصوصی خانوادهاش سنتز کرده و عطر اختصاصی را به عنوان محرک روانی دوم سفارش داده بود. 2. ایم یونا (هماهنگکننده و عامل اصلی داخلی) پس از دستگیری جههوک، تمام خطوط دفاعی خود را از دست داد و به طور کامل اعتراف کرد. -انگیزه: تحت باجگیری شدید مالی قرار داشت. خانواده او بدهی سنگینی داشتند و جههوک ابتدا بدهی آنها را خریداری کرد و سپس برای همکاری، او را تحت فشار و تهدید قرار داد. -اقدامات: استخدام هان جیسونگ با پول. شناسایی لی دائین به عنوان یک فرد آسیبپذیر و قابل سوءاستفاده برای انتقال مواد. دادن دستورالعمل به جسیکا هو برای استفاده از دستمال آغشته به عطر (بدون اطلاع از محتوای آن). نظارت بر اجرای عملیات. 3. هان جیسونگ (اجرایی تحت باج) با مشاهده اعتراف یونا و مدرک DNA، مقاومت خود را شکست. -اعتراف: او شکلاتهای آغشته به ترکیب شیمیایی را به اتاق برد. همچنین قبول کرد که در روزهای قبل با دستور یونا، توتفرنگیهای آلوده را جایگزین توتفرنگیهای معمولی اتاق قربانی کرده است. -انگیزه: پول برای بدهی قمار و ترس از افشا شدن توسط یونا. 4. لی دائین (حامل ناآگاه) در جلسهی نهایی روشنسازی، نقش او مشخص شد. -نتیجهی تحقیق: او قربانی دوم نقشهی جههوک بود. یونا با استفاده از وابستگی عاطفی بیمارگونه دائین به ییژو، او را فریب داد. به او گفت که «یک هدیهی رمزآلود از طرف یک طرفدار خجالتی» (کارت و بسته) را تحویل دهد تا ییژو را «سورپرایز» کند. دائین از محتوای واقعی بسته (حاوی توتفرنگیهای آلوده) بیخبر بود. -سرنوشت: به دلیل عدم قصد مجرمانه و قربانی بودن، تحت نظر روانپزشک قرار گرفت و از اتهامات اصلی تبرئه شد. اما رفتار او نیاز به درمان جدی دارد.تبرئهشدگان نهایی:
-جسیکا هو: استفاده از دستمال، صرفا بخشی از کار حرفهای او بود. از نقشه بیخبر بود. اثر انگشتش طبیعی بود. -کیم مینسوک: مشکلات مالی او مستقل از این پرونده بود. هیچ ارتباطی با شبکه جنایی یافت نشد.جمعبندی نحوهی اجرای جنایت:
1. مرحلهی آمادهسازی: جههوک مواد را تهیه و یونا را تحت فشار میگذارد. 2. مرحلهی نفوذ: یونا، جیسونگ را میخرد و دائین را فریب میدهد. 3. مرحلهی اجرا: جیسونگ توتفرنگیها را جایگزین میکند. دائین بسته نهایی را میبرد. جیسونگ شکلات آلوده را میبرد. جسیکا به طور غیرمستقیم عطر را منتقل میکند. 4. مرحلهی تاثیر: مواد به صورت تجمعی اثر میگذارد و حادثه رخ میدهد. 5. مرحلهی بعدی (خنثیشده): یونا قرار بود اخبار منفی دربارهی «بیثباتی روانی» قربانی را در رسانهها پخش کند.وضعیت پایانی افراد:
-سئونگ جههوک: بازداشت در بخش روانپزشکی زندان، در انتظار محاکمه به اتهام آدمربایی توطئهشده، مسمومیت عمدی، آزار روانی و سازماندهی یک شبکه جنایی. -ایم یونا: بازداشت، در انتظار محاکمه به اتهام مشارکت فعال در تمامی اتهامات فوق. -هان جیسونگ: بازداشت، در انتظار محاکمه به اتهام مسمومیت عمدی و همکاری در آدمربایی توطئهشده. -لی دائین: تحت درمان سرپایی اجباری و نظارت قضایی. -نینگ ییژو: پس از بهبودی کامل جسمی و دریافت مشاورههای روانشناختی، با خانوادهاش به مرخصی رفته است. بیانیهی عمومی او دربارهی اهمیت سلامت روان و خطرات ساسنگها، موجی از همدردی و بحث در صنعت ایجاد کرد.
Repost from 南洋 archive ; rest
[واحد جرایم ویژهی کیپاپ _ KCU]
پرونده شماره 002 : قسمت آخر
سایهی شبح در تور
#Case_002 #ThePhantomOfTheWorldTour
No deleted account found from
200 scanned users from this group 🚫👻
💬 Send /lang to change language of the bothttps://t.me/yeongyuewkd
اگه دوست داشتین میتونین از چنلم ی کوچولو حمایت کنین؟ فیک و وانشات از توباتو مینویسم
Repost from 𝒦𝘪𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝓛𝘰𝘯𝘦𝘭𝘪𝘯𝘦𝘴𝘴 (7) 𝒯𝘩𝘦 ℰ𝘯𝘥.
: 🎀 این پیام رو همراه با فایل پین شده فور کنید، پست مشخص کنید فور کنم اینجا، بالای ۷۰ سین بهتون بدم، لطفاً بیشتر از یک پست انتخاب نکنید.
Repost from 𝒦𝘪𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝓛𝘰𝘯𝘦𝘭𝘪𝘯𝘦𝘴𝘴 (7) 𝒯𝘩𝘦 ℰ𝘯𝘥.
◟ 🖤 #Miserere
𝒜 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 𝘪𝘯𝘴𝘱𝘪𝘳𝘦𝘥 ℬ𝘺: #heejake , #jayhoon
“𝒲𝘩𝘪𝘤𝘩 𝘰𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘣𝘺 𝓌𝘰𝘳𝘳𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘢𝘯 𝘢𝘥𝘥 𝘢 𝓈𝘪𝘯𝘨𝘭𝘦 𝘩𝘰𝘶𝘳 𝘵𝘰 𝘩𝘪𝘴 ℒ𝘪𝘧𝘦?” 𝖳𝗁𝖾 𝖦𝗈𝗌𝗉𝖾𝗅 𝗈𝖿 𝖬𝖺𝗍𝗍𝗁𝖾𝗐, 𝟨:𝟤𝟩
Repost from 🆙 jay ’s apex : پڪ جـی
𝇁𝇃𝇂ְㅤㅤ ㅤ ㅤ 𝖮𝗅𝗂𝗏𝖺𝗇 ㅤㅤㅤ
ㅤㅤㅤ𝐆enre : 𝓬𝗋𝗂𝗆𝖾 ⸝ 𝓪𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇 ⸝ 𝓭𝗋𝖺𝗆𝖺
ㅤㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤ𝓼𝗆𝗎𝗍 ⸝ 𝓻𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾
ㅤㅤㅤㅤ𝐂ouple : #𝗁𝖾𝖾𝗄𝗂 , #𝗃𝖺𝗒𝗁𝗈𝗈𝗇
—🦪 : این شهر، جای آدمِ خوب نیست، اینجا اصلیت همیشه یه قیمت داره، اما واقعاً تا کجا حاضری براش هزینه بدی؟ آدما یاد گرفتن یا دروغ بگن یا ساکت بمونن، چون راست گفتن دقیقاً از کِی تبدیل به حکم حذف شد؟ کارآگاهها فرشته نیستن، فقط آدماییان که دیرتر شکستن، با دستایی که ماشه رو بلدن، و ذهنایی که هیچ چیز ازشون پاک نمیشه، ولی اگه ترس دیگه اثر نکنه، چی جای خالیشو میگیره؟ بعضیها زیادی میفهمن، اما فهمیدن از کِی حکم "یه قدم تا جنون" رو داشت؟ واقعیت وقتی تیکه تیکهست، از کجا میفهمی کدوم بخشش واقعیتره؟ اعتماد اینجا خطرناک ترین اشتباهه، چون اگه ناجی امروز، تهدید فردا باشه؛ به کی میتونی تکیه کنی؟ اون طرف قانون، قدرتی هست که فریاد نمیزنه، فقط نگاه میکنه، اما اگه همه چیزو از قبل بدونه، اصلاً شانسی برای انتخاب میمونه؟ جاسوسها همه جا هستن؛ اطلاعات مثل اسلحه دست به دست میشه، ولی یه جمله واقعاً میتونه سرنوشت چند نفر رو عوض کنه؟ وقتی مرز درست و غلط محو میشه، زنده موندن مهم تره یا خودت موندن؟حالا به من بگو؛ نیشیمورا، میدونی وانمود به شخصی که نیستی، چه بلایی قراره سرت بیاره؟!ㅤㅤ ㅤㅤ 𝐒𝗍𝖺𝖽𝗍𝗌𝖼𝗁𝖺𝗍𝗍𝖾𝗇 .
