en
Feedback
عابِرُ سَبيل

عابِرُ سَبيل

Open in Telegram

نظرات،انتقادات،پيشنهاداتتون رو از طريق ربات زير با ادمين در ارتباط بذارين: @aberusabilBot

Show more
635
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-1630 days
Posts Archive
شماره ٣٦: مرگ آهسته آواز خودش را زمزمه می‌کرد ...

شماره ٣٥: اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دل خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز دل

شماره ٣٤: «آیا در توانت است که طبیعی باشی میانِ این همه واقعیتِ غیر طبیعی؟!»

شماره ٣٣: آنچنان زی ، بمیری برهی ن چنان زی که بمیری ،برهند

شماره ٣٢: اگر لذت، ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت نخوانی

شماره ٣١: سایه ی عاشق اگر افتاد بر معشوق چه شد؟ ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

شماره ٣٠: 🕸هیچ کنجی بی دد و بی دام نیست جز بخلوتگاه حق، آرام نیست♥️

شماره ٢٩: او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

شماره ٢٨: باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد بار اگر توبه شکستی باز آ

شماره ٢٧: عشقهایی کز پی رنگی بود ** عشق نبود عاقبت ننگی بود.

شماره ٢٦: بیا تا قدر یکدیگر بدانيم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

شماره ٢٥: رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

شماره ٢٤: پرده‌پرده آن قدر از هم دریدم خویش را تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را خویش خویش من مرا و هرچه من‌ها بود سوخت کُشتم آن خویش وُ زِ خاکش پروریدم خویش را

شماره ٢٣: اندر دل من، درون و بیرون همه اوست اندر تن من، جان و رگ و خون همه اوست

شماره ٢٢: عزّت شاه و گدا زیرِ زمین یکسان است می کند خاک برای همه کس جا خالی

شماره ٢١: آدم را گفت: هبوط تو موقت است به من باز میگردی آدم اما خانه ساخت

شماره ٢٠: بین ما، تقدیر دیواری بنا کرده‌ست و من از مدارا خسته‌ام؛ باید دری پیدا کنم

شماره ١٩: گرچه حُسن مه‌رویان مجلس، دل می‌برد و دین بحث ما در لطفِ‌طبع و خوبی اخلاق بود

شماره ١٨: تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

شماره ١٧: نفسم میگیرد در هوایي که نفس های تو نیست