en
Feedback
عابِرُ سَبيل

عابِرُ سَبيل

Open in Telegram

نظرات،انتقادات،پيشنهاداتتون رو از طريق ربات زير با ادمين در ارتباط بذارين: @aberusabilBot

Show more
635
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-1630 days
Posts Archive
تشكر از تك تك دوستاني كه در اين اتفاق زيبا شركت كردن شمارو نميدونم ولي من خودم بارها شعراي زيبايي كه فرستادين رو خوندم و لذت بردم هدف جايزه نبود و صرفا خواستيم محفلي ادبي باشه و يه شيريني تقديم كنيم :) رقابت نزديكي بود و گفتيم به نفر اول جايزه ميديم اما حيفم اومد چون رتبه دوم و سوم هم لايكاشون بالا بود پس به سه نفر جايزه ميديم :) نفر اول ٢٠٠ هزارتومان نفر دوم ١٥٠ هزارتومان نفر سوم ١٠٠ هزارتومان برنده ها بهم پيام بدين لطفا

رتبه سوم ٦٥ لايك

رتبه دوم ٧٢ لايك

رتبه اول با ٨١ لايك

خب ديگه تموم ان شاءالله تا امشب ساعت ٢٤ برنده رو اعلام ميكنم كم كم از تك بيتي و دو بيتي به جملات قصار هم رسيديم😅 ولي بخاطر اينكه جملاتي بوده كه دوسش داشتين همه شونو گذاشتم🌹 (بجز دوسه تايي كه نشد بذارم) ساعت ٢٤ شماره اي كه بيشترين لايك رو داشته باشه برنده س🎁

شماره ٤٩: ‏“و هنگامی که داشتم باورش می‌کردم، خنجرش را در سینه‌ام فرو کرد.”

شماره ٤٨: با خلق اندک اندک بیگانه شو.

شماره ٤٧: چیزی به نام «تغییرِ بدون درد» و «رشدِ بدون ناراحتی» وجود ندارد

شماره ٤٦: فکت : تو هیچ وقت در زندگی نمی‌توانی کسی را پیدا کنی که از تو نفرت داشته باشد و از تو بهتر باشد

شماره ٤٥: در خیالم با خیالت بی خیال عالمم♥️

شماره ٤٤: Dünyaları verseler iki gözünü vermezsin! İki gözünü verene niye secde etmezsin? گر دنیاها را دهند دو چشمت‌ را ندهی چرا به آنکه دو چشمت‌ را داده است سجده نمی‌کنی؟

شماره٤٣: عاقلان گم شده اند در شب دشت آه از آن رفتگان بی برگشت..💔🥲

شماره ٤٢: نه چندان نرمی کن که بر تو دلیر شوند و نه چندان درشتی که از تو سیر شوند

شماره ٤١: سفـری دراز دارم بـه خـدای راز دارم 📿 به جنـازه ام بیـایی بـه دعـا نیـاز دارم⚰️

شماره ٤٠: آغوش باز کردی و یک لحظه زیستم طوفان بغل گرفتم و باران گریستم

شماره ٣٩: هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرامتر از آهو بی باکترم از شیر هرلحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

شماره ٣٨: اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت و راه‌های وصال قطع شدند و جدا و غریبه گشتیم، از نو با من آشنا شو…

شماره ٣٧: خەیاڵی پووچی دنیا وا دەماغ و دڵمی پێچاوە قیامەت، هەر مەگەر ڕۆژی قیامەت بێتەوە فکرم ترجمه:فکر و خیال بیهوده دنیا چنان فکر و دلم رو مشغول کرده که شاید فقط روز قیامت به یاد قیامت بیافتم...

شماره ٣٦: مرگ آهسته آواز خودش را زمزمه می‌کرد ...

شماره ٣٥: اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دل خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز دل