𝐴 𝑤ℎ𝑖𝑠𝑝𝑒𝑟 𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑛𝑜𝑤ℎ𝑒𝑟𝑒
Closed channel
″وسعت کرانهای ایستاده در باد، ذهنی به دنبال زندگی دیرین و نیمهی روح خود. احتمالا تا ابد اینجا خواهم ماند، در پسِ زندگیای بدون تنهایی.″ اگر سخنی بود، من هستم.☕️ @Serendipityut_bot
Show more162
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
Repost from نباید میماندیم - معین دهاز
"پاپا، وقتی تابوت مرا توی قبر گذاشتید و رویش خاک ریختید، یادت باشد آخر سر یک تکه نان خشک روی خاک قبرم خرد کن تا گنجشکها بیایند بنشینند و جیکجیک کنند؛ آنطور صدایشان را میشنفم و از تنهایی در میآیم".
آخرین سفارش ایلیوشا به پدرش. کتاب برادران کارامازف، داستایفسکی، ترجمهی رستگار
میدونید کوردها وقتی میخوان بگن با تمام وجودم دوستت دارم، انگار که تو جون منی چی میگن؟
میگن " زور خوشتم هرکه گیانم."
Repost from ✧انجمن شاعران زنده✧
تا این کتابهارو نخوندید نگید فمنیست نیستم یا فمنیست هستم. | #ریلز | #زنان
باز هم حتی اگر با من آشنا هستید یا نه،
هروقت احساس کردین که باید برید، لفت بدید.
اینجا چیز خاصی نداره😅
حالا بگذریم، اگر دوست داشتید شب براتون تکهها و دیالوگهایی از داستانهام رو میذارم.
چشم...
از تیرماه دارم سعی میکنم تمرکز کنم و حاصلش شده یه داستان کوتاه و یه داستان بلند که فعلا متوقف شده...
https://t.me/c/2008301040/10863
چون بجای اینکه خودتو با هم رده های خودت مقایسه کنی و بفهمی چقد خفن تری ازشون،و پله پله از بقیه جلو بزنی و پیشرفت کنی،یدفعه خودتو با ۱۰تا پله بالاتر مقایسه میکنی.
شاید لازم باشه عینکتو دربیاری ی جاهایی و روی خودت تمرکز کنی:)
