en
Feedback
| لسان الحق ـ

| لسان الحق ـ

Open in Telegram

لسان الحق | کلام حق 🔹 احیای تراث حدیث 🔹 نشر فضائل خاندان وحی 🔹بررسی و پاسخ به شبهات رایج 📖 «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ» (النجم: 3)

Show more
1 422
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-3030 days
Posts Archive
#قطعه زوزه اکلاب او ، افضل از هر دعاست بهر سگانش کجا ، زوزه کشیدن خطاست؟ ما سگ کوی حسین ، فارق از بود و هست منکر سگ های او ، بی خبر از ماجراست حرفی اگر ما زدیم ، حرف دل ما بوَد آنکه بگفته سگم ، دور ز ریو و ریاست "ثابت" #فقط_حسین

هدی الطالب فی اسرار علم الرجال (1).pdf1.95 MB

لعن صحابه (عمرو بن عاص) توسط عایشه به سند صحیح: أَخْبَرَنَا أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى، وَمُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْحَافِظُ، قَالَا: ثنا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ الثَّقَفِيُّ، ثنا قُتَيْبَةُ بْنُ سَعِيدٍ، ثنا جَرِيرٌ، عَنِ الْأَعْمَشِ، عَنْ أَبِي وَائِلٍ، عَنْ مَسْرُوقٍ، قَالَ: قَالَتْ لِي عَائِشَةُ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا: «إِنِّي §رَأَيْتُنِي عَلَى تَلٍّ وَحَوْلِي بَقَرٌ تُنْحَرُ» فَقُلْتُ لَهَا: لَئِنْ صَدَقَتْ رُؤْيَاكِ لَتَكُونَنَّ حَوْلَكَ مَلْحَمَةٌ، قَالَتْ: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّكَ، بِئْسَ مَا قُلْتَ» ، فَقُلْتُ لَهَا: فَلَعَلَّهُ إِنْ كَانَ أَمْرًا سَيَسُوءُكِ، فَقَالَتْ: «وَاللَّهِ لَأَنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَفْعَلَ ذَلِكَ» ، فَلَمَّا كَانَ بَعْدُ ذُكِرَ عِنْدَهَا أَنَّ عَلِيًّا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَتَلَ ذَا الثُّدَيَّةِ، فَقَالَتْ لِي: «إِذَا أَنْتَ قَدِمْتَ الْكُوفَةَ فَاكْتُبْ لِي نَاسًا مِمَّنْ شَهِدَ ذَلِكَ مِمَّنْ تَعْرِفُ مِنْ أَهْلِ الْبَلَدِ» ، فَلَمَّا قَدِمْتُ وَجَدْتُ النَّاسَ أَشْيَاعًا فَكَتَبْتُ لَهَا مِنْ كُلِّ شِيَعٍ عَشَرَةً مِمَّنْ شَهِدَ ذَلِكَ قَالَ: فَأَتَيْتُهَا بِشَهَادَتِهِمْ فَقَالَتْ: «لَعَنَ اللَّهُ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ، فَإِنَّهُ زَعَمَ لِي أَنَّهُ قَتَلَهُ بِمِصْرَ» از مسروق روایت شده است که عائشه روزی به من گفت: در خواب دیده‌ام که بر روی بلندی ایستاده‌ام و در اطراف من گاوهای زیادی قربانی می‌کنند! به او گفتم اگر خواب تو درست باشد، اطراف تو مردم زیادی قربانی خواهند شد! عائشه گفت: به خدا از شر تو پناه می‌برم، چه بد سخنی گفتی! به او گفتم: شاید ماجرایی می‌خواهد اتفاق افتد که تو از آن ناخشنودی؟ در پاسخ گفت: اگر از آسمان به زمین بیفتم، برای من دوست داشتنی تر از این است که چنین کاری بکنم! مدتی گذشت، و در کنار او سخن از این شد که علی ذوالثدیه (رئیس خوارج) را کشته است؛ عائشه به من گفت وقتی به کوفه رفتی برای من نام کسانی را که شاهد این مطلب بوده‌اند، از مشاهیر کوفه ذکر کن. وقتی به کوفه رفتم، مردم را چند گروه یافتم؛ به همین سبب برای عائشه از مشاهیر هر گروه، ده نفر از کسانی که شاهد این مطلب بوده‌اند را نوشتم و شهادت آنان را به نزد عائشه آوردم. عائشه گفت: خدا عمرو بن العاص را لعنت کند! زیرا او چنین به من القا کرده بود که ذوالثدیه را در مصر کشته است! ❇️حاکم نیشابوری پس از نقل روایت گوید: هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ از ان مهم تر ذهبی متشدد نیز با او موافق کرده و گوید :على شرط البخاري ومسلم نام کتاب : المستدرك على الصحيحين نویسنده : الحاكم، أبو عبد الله جلد : 4 صفحه : 14 الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت

🔥برهان‌القاطع‌فی‌بطلان‌بدعة‌التقلید🔥 برشی از کتاب البرهان القاطع فی بطلان بدعة التقليد: و مورد روايات التقليد هي نقل الرواية حتى في فصل الحكومة بان يفصلها بما ينقله من الرواية عنهم (عليهم السّلام)، و اقوى ما يدعى في ظهوره في التقليد بالمعنى المصطلح هي الرواية عن تفسير العسكري حيث ان فيها (فللعوام ان يقلّدوه) و التأمل في الحديث بطوله يظهر منه ان مورده ايضا نقل الرواية، و ان المراد من قوله (عليه السّلام) ان يقلّدوه هو ان يرجعوا اليه في مقام النقل و ياخذوا بنقله. و اما روايات الافتاء فلأن المتعارف من الافتاء في الصدر الاول هو نقل الروايات، لا ذكر رأيه بما هو مستند في فتواه الى الرواية. نام کتاب : بداية الوصول في شرح كفاية الأصول نویسنده : آل راضي، الشيخ محمد طاهر جلد : 9 صفحه : 337 اعتراف طوفانی و ویژه شیخ محمد طاهر ال راضی شاگرد اخوند خراسانی شیخ میگوید قوی ترین و مهم ترین دلیل بر اثبات تقلید به معنای مصطلح امروزی روایت تفسیر امام حسن عسکری ع است ک امام ع می فرمایند فللعوام ان یقلدوه هست و با فکر و تعمل در این حدیث طویل ظاهر میشود ک منظور از این روایت نقل خبر و نقل روایت بوده است و مراد از قول امام ع که می فماید ان یقلدوه منظور از تقلید در اینجا ارجاع به نقل خبر هست و اخذ کردن نقلل نه رای و نظر و اجتهاد . و روایات افتاء و استفتاء در صدر اول منظور نقل روایت و خبر بوده است نه ذکر رای و اجتهاد جواب روایت صائنا لنفسه فللعوام ان یقلدوه پاسخ و رد دلیل اصولیین بر روایت تفسیر امام حسن عسکری ع

فارسی + متون عربی 📚کتاب البرهان القاطع فی بطلان بدعة التقلید مولف:بنده ی حقیر 📌موضوع:رد تمامی ادله ی اصولیین برای اثبات مقام مرجعیت و تقلید ۱_باب اول رد ایات مورد استناد ایشان ۲_باب دوم رد تمامی روایات مورد استناد ایشان برای حجیت فتوای ی مجتهد و اخذ ان توسط مقلدین ۳_باب سوم رد ادله عقلی اصولیین برای اثبات مقام مرجعیت ۴_اعترافات و تصریحات بی شمار از اعلام اصولی در رد ادله ی اثبات تقلید مصطلح تعداد صفحه :۴۲۳

🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 احمد بن حنبل و ابن مبارک میگویند خداوند حد دارد: حَدَّثَنَا أَبُو حَفْصٍ عُمَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ
🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 احمد بن حنبل و ابن مبارک میگویند خداوند حد دارد: حَدَّثَنَا أَبُو حَفْصٍ عُمَرُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ شِهَابٍ قَالَ: ثنا أَبِي أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: ثنا أَبُو بَكْرِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ هَانِئٍ الْأَثْرَمُ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْقَيْسِيُّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ: يُحْكَى عَنِ ابْنِ الْمُبَارَكِ، قِيلَ لَهُ: كَيْفَ نَعْرِفُ رَبَّنَا تَعَالَى؟، قَالَ: فِي السَّمَاءِ السَّابِعَةِ عَلَى عَرْشِهِ ‌بِحَدٍّ، قَالَ أَحْمَدُ: هَكَذَا ‌هُوَ ‌عِنْدَنَا». الإبانة الكبرى – ابن بطة (7/ 158)

🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 «وله ‌حد، ‌الله أعلم بحده». إجماع السلف في الاعتقاد – حرب الكرماني (ص57) ❗️به اجماع عمریه خداوند حد
🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 «وله ‌حد، ‌الله أعلم بحده». إجماع السلف في الاعتقاد – حرب الكرماني (ص57) ❗️به اجماع عمریه خداوند حد دارد

🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 «وله ‌حد، ‌الله أعلم بحده». إجماع السلف في الاعتقاد – حرب الكرماني (ص57) ❗️به اجماع عمریه خداوند حد
🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 «وله ‌حد، ‌الله أعلم بحده». إجماع السلف في الاعتقاد – حرب الكرماني (ص57) ❗️به اجماع عمریه خداوند حد دارد.

🔥سیوف قاصم  الحیدري علی رووس نواصب زنیم🔥

🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 خداوند جماعت کافر عمریه خسته میشود و دراز می کشد و پایش را روی پایش می اندازد ،خداوند نصارا و یهود و بودا صد شرف دارد بر خدای عمریه: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَ النَّوْفَلِيُّ، وَأَحْمَدُ بْنُ رِشْدِينَ الْمِصْرِيُّ، وَأَحْمَدُ بْنُ دَاوُدَ الْمَكِّيُّ، قَالُوا: ثنا إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْمُنْذِرِ الْحِزَامِيُّ، قَالَ: ثنا مُحَمَّدُ بْنُ فُلَيْحِ بْنِ سُلَيْمَانَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْحَارِثِ، عَنْ عُبَيْدِ بْنِ حُنَيْنٍ، قَالَ: بَيْنَا أَنَا جَالِسٌ إِذْ جَاءَنِي قَتَادَةُ بْنُ النُّعْمَان ............فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: " إِنَّ §اللهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمَّا قَضَى خَلْقَهُ اسْتَلْقَى فَوَضَعَ إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى، وَقَالَ: لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي أَنْ يَفْعَلَ هَذَا نام کتاب : المعجم الكبير نویسنده : الطبراني جلد : 19 صفحه : 13 دار النشر: مكتبة ابن تيمية - القاهرة فتاده بن نعمان نقل می کند که رسول الله ص فرمودند خداوند بعد از خلقت مخلوقات دراز میکشد و پایش را روی پای دیگرش می اندازد و می گوید این کار برای احدی از خلق من جایز نیست.{یعنی فقط منه خدا می تونم پامو روی پام بندازم. تصحیح این روایت توسط علماء جماعت عمریه: 1_أبي محمد محمود بن أبي القاسم بن بدران الآنمي الدشتي در کتاب اثبات الحد لله ص 186 طبع للمراسله گوید:و رواه هذا الجدیث من طریق قتاده و شداد و عامتهم من رجال الصحیح. محقق این کتاب ابومعاذ مسلط بن بندر العقیبی نیز این حدیث را تصحیح می کند 2_ابن قیم جوزیه: بِإِسْنَادٍ صَحِيحٍ عَلَى شَرْطِ الْبُخَارِيِّ عَنْ قَتَادَةَ بْنِ النُّعْمَانِ اجتماع الجيوش الإسلامية " (2/ 107) 3_شمس الدین ذهبی: رُوَاته ثِقَات کتاب:العلو للعلي الغفار في إيضاح صحيح الأخبار وسقيمها نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 1 صفحه : 63 4_ابویعلی الموصلی: قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْخَلالُ: هَذَا حَدِيثٌ إِسْنَادُهُ كُلُّهُمْ ثِقَاتٌ، وَهُمْ مَعَ ثِقَتِهِمْ شَرْطُ الصَّحِيحَيْنِ مُسْلِمٍ وَالْبُخَارِيِّ نام کتاب : إبطال التأويلات نویسنده : ابن الفراء، أبو يعلى جلد : 1 صفحه : 189 الناشر: دار إيلاف الدولية - الكويت

🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 باسن و صندلی خدای عمریه ،نشستن و بلند شدنش در کلام زندیق اعظم مادر فاحشه ی عظماء حضرت ماء الرجل پرست خلیفه المفعولین عمر بن خطاب علیه العنه والعذاب: عبدالله پسر احمد بن حنبل از پدرش نقل می کند که: حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ، عَنْ سُفْيَانَ، عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ خَلِيفَةَ، عَنْ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: «§إِذَا جَلَسَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى عَلَى الْكُرْسِيِّ سُمِعَ لَهُ أَطِيطٌ كَأَطِيطِ الرَّحْلِ الْجَدِيدِ» 587 - حَدَّثَنِي أَبِي، نا وَكِيعٌ، بِحَدِيثِ إِسْرَائِيلَ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ خَلِيفَةَ، عَنْ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: «§إِذَا جَلَسَ الرَّبُّ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى الْكُرْسِيِّ» فَاقْشَعَرَّ رَجُلٌ سَمَّاهُ أَبِي عِنْدَ وَكِيعٍ فَغَضِبَ وَكِيعٌ وَقَالَ: أَدْرَكْنَا الْأَعْمَشَ وَسُفْيَانَ يُحَدِّثُونَ بِهَذِهِ الْأَحَادِيثِ لَا يُنْكِرُونَهَا نام کتاب : السنة نویسنده : عبد الله بن أحمد جلد : 1 صفحه : 302 الناشر: دار ابن القيم - الدمام می گوید عمر بن حطاب گفت خداوند بر روی صندلی می نشیند. یک مردی این را تکذیب کرد و وکیع از بزرگان و ثبوت عمریه غضبناک شد و گفت اعمش و سفیان ثوری ان را نقل کردند و انکار نکردند{یعنی قبول کردند} ✅✅برسی سند روایت: 1_عبدالرحمن: عَبْدُ الرَّحْمَنِ بنُ مَهْدِيِّ بنِ حَسَّانِ بنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ العَنْبَرِيُّ ** (ع) الإِمَامُ، النَّاقِدُ، المُجَوِّدُ، سَيِّدُ الحُفَّاظِ، وَكَانَ إِمَاماً، حُجَّةً، قُدوَةً فِي العِلْمِ وَالعَمَلِ. قَالَ الخَلِيْلِيُّ: قَالَ الشَّافِعِيُّ: لاَ أَعْرِفُ لَهُ نَظِيْراً فِي هَذَا الشَّأْنِ. قَالَ مُحَمَّدُ بنُ أَبِي بَكْرٍ المُقَدَّمِيُّ:......إِمَامٌ،ثَبْتٌ راوی بخاری و مسلم است نام کتاب : سير أعلام النبلاء - ط الرسالة نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 9 صفحه : 192 2_سفیان:ُفْيَانُ بنُ سَعِيْدِ بنِ مَسْرُوْقٍ الثَّوْرِيُّ هُوَ شَيْخُ الإِسْلاَمِ، إِمَامُ الحُفَّاظِ، سَيِّدُ العُلَمَاءِ العَامِلِيْنَ فِي زَمَانِهِ، أَبُو عَبْدِ اللهِ الثَّوْرِيُّ، الكُوْفِيُّ، راوی بخاری و مسلم است نام کتاب : سير أعلام النبلاء - ط الرسالة نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 7 صفحه : 229 3_ابی اسحاق:أَبُو إِسْحَاقَ السَّبِيْعِيُّ عَمْرُو بنُ عَبْدِ اللهِ * (ع) وَقِيْلَ: عَمْرُو بنُ عَبْدِ اللهِ بنِ عَلِيٍّ الهَمْدَانِيُّ، الكُوْفِيُّ، الحَافِظُ، شَيْخُ الكُوْفَةِ، وَعَالِمُهَا، وَمُحَدِّثُهَا وَكَانَ -رَحِمَهُ اللهُ- مِنَ العُلَمَاءِ العَامِلِيْنَ، وَمِنْ جِلَّةِ التَّابِعِيْنَ وَكَانَ طَلاَّبَةً لِلْعِلْمِ، كَبِيْرَ القَدْرِ. وَهُوَ: ثِقَةٌ، حَجَّةٌ بِلاَ نِزَاعٍ. راوی بخاری و مسلم. نام کتاب : سير أعلام النبلاء - ط الرسالة نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 5 صفحه : 392 4_عبدالله بن خلیفه:عبد الله بن خليفة العنبری وثقه ابن حبان:نام کتاب : الثقات نویسنده : ابن حبان جلد : 5 صفحه : 28 الناشر: دائرة المعارف العثمانية بحيدر آباد الدكن الهند و قال سیوطی:عبد الله بن خليفة الهمداني كذا رأيته بخطي مثبتا فيهم ولا أعلم أين رأيته منهم وترجمته مشهورة وهو ثقة https://ketabonline.com/ar/books/10651/read?part=1&page=1&index=778873 پس سند روایت صد در صد صحیح است . ⭕️⭕️ادامه👇🏻👇🏻👇🏻

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى ، قَالَ: ثنا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ ، قَالَ: ثنا شُعْبَةُ ، عَنِ الْحَكَمِ ، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ: وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ [النساء: ٢٤] إِلَى هَذَا الْمَوْضِعِ: فَمَا ‌اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ [النساء: ٢٤] أَمَنْسُوخَةٌ هِيَ؟ قَالَ: لَا. قَالَ الْحَكَمُ: قَالَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: لَوْلَا أَنَّ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ نَهَى عَنِ الْمُتْعَةِ مَا زَنَى ‌إِلَّا ‌شَقِيٌّ. 📗تفسير الطبري ط هجر، ٦/ ٥٨٨ ✍ عند الرجوع إلى كتاب نواسخ القرآن لأبي الفرج ابن الجوزي، نرى محاولة واضحة لإخفاء الكلمات الأخيرة من الحديث: أَخْبَرَنَا ابْنُ نَاصِرٍ، قَالَ: أَبْنَا ابْنُ أَيُّوبَ، قَالَ: أَبْنَا أَبُو عَلِيِّ بْنُ شَاذَانَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ النَّجَّادُ، قَالَ: أَبْنَا أَبُو دَاوُدَ السِّجِسْتَانِيُّ، قَالَ: بنا محمد ابن المثنى، قال: بنا محمد بن جعفر، قال: بنا شُعْبَةُ عَنِ الْحَكَمِ، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الآيَةِ: "فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنّ" أَمَنْسُوخَةٌ هِيَ؟ قَالَ: لا. قَالَ الْحَكَمُ: وَقَالَ عَلِيٌّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: "‌لَوْلا ‌أَنَّ ‌عُمَرَ ‌نَهَى عَنِ الْمُتْعَةِ" فَذَكَرَ شَيْئًا. 📙نواسخ القرآن ت المليباري، ٢/ ٣٦٢ #تحریف

🔥برهان‌القاطع‌فی‌بطلان‌بدعة‌التقلید🔥 بیان حاذق و جلیل مرحوم میرزای شیرازی کبیر صاحب فتوای تنباکو ،حول انکه منظور از حکم کردن در روایت مقبوله عمر بن حنظله(که اصلی ترین دلیل قائلین ولایت فقیه است) به معنای الاول رفع منازعه و خصومت(یعنی قضاوت نه حکومت سیاسی ) و الثانی به معنای نقلللللللل روایت در بیان حکم قضاوت است نه بیان ظن و اجتهاد و رای : أقول: و فيها إشكال آخر، لم يذكره المصنف (قدس سره) و هو أن ظاهر صدرها الرجوع إلى الحاكم 👈🏻عند المعارضة و المنازعة👉🏻، و لا ريب أن الأمر بيد المدعي في اختيار الحاكم في👈🏻 المنازعات👉🏻 و له اختيار من شاء نام کتاب : تقريرات آية الله المجدد الشيرازي نویسنده : الآشتياني، الميرزا محمد حسن جلد : 4 صفحه : 276 و يدل عليه- أيضا- قول السائل (و كلاهما اختلفا في حديثكم) فإنه ظاهر في رجوعهما إليهما من حيث 👈🏻الحديث و الرواية،👉🏻 و جعل الفاصل بينهما هي👈🏻 لا رأى الحاكم👉🏻 نام کتاب : تقريرات آية الله المجدد الشيرازي نویسنده : الآشتياني، الميرزا محمد حسن جلد : 4 صفحه : 278

🔥الاتجاهات المهمة فی علم الرجال العمریه🔥 إلا قول ابن الجوزي هنا: لا يحتج بحديثه، فإن كان يعني جملة حديثه كما هو ظاهر عبارته، فهو جرح غير مقبول من مثله، لأنه مما لم يسبق إليه من أحد من الأئمة المتقدمين، ولأنه جرح مبهم غير مفسر، وما كان كذلك فلا يعتد به نام کتاب : سلسلة الأحاديث الضعيفة والموضوعة وأثرها السيئ في الأمة نویسنده : الألباني، ناصر الدين جلد : 3 صفحه : 129 البانی گوید : ۱_جرح لا یحتج بحدیثه مفسر نیست و به ان اعتنا نمی شود ۲_جرح مبهم هیچ ارزشی ندارد .

🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 در حدیث حسن الحدیث به تصحیح اعلام کبار عمریه وارد شده که عمر بن خطاب گوید : خداوند روی صندلی می نشی
🔥نجاسة التوحيد العمرية🔥 در حدیث حسن الحدیث به تصحیح اعلام کبار عمریه وارد شده که عمر بن خطاب گوید : خداوند روی صندلی می نشیند و از شدت سنگینی ثقل(وزن) ان صندلی اش صدای جیر جیر میدهد ‌. خدای عمریه ای که شیعیان را مشرک میداند این است :یک خدای چاقالوی گنده بک جسم که روی صندلی مینشیند و باسن دارد.

🔥التعبير‌المناسب‌فی‌اباحه‌الخمس‌ارباح المکاسب🔥 روایات صریح بر اباحه خمس ارباح مکاسب و رد بهانه ی تخصیص اباحه خمس به مناکح و کنیز به قرینه ی طیب اولاده: قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَا تَصَدَّقَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ صَدَقَتِكَ وَ قَدْ تَبِعَكَ رَسُولُ اَللَّهِ فِي فِعْلِكَ: أَحَلَّ لِشِيعَتِهِ كُلَّ مَا كَانَ فِيهِ مِنْ غَنِيمَتِهِ، وَ بَيْعٍ مِنْ نَصِيبِهِ عَلَى وَاحِدٍ مِنْ شِيعَتِهِ وَ لاَ أَحَلَّهُ أَنَا وَ لاَ أَنْتَ لِغَيْرِهِمْ . التفسير الإمام العسکري عليه السلام , جلد۱ , صفحه۸۳ ✅ترجمه: پیامبر صل الله علیه واله وسلم میفرماید: هیچ کس صدقه‌ای برتر از صدقه تو نداده است و پیامبر خدا در عملت از تو پیروی کرد: آنچه از غنیمت‌ (هر نوع بهره و سودی) و بیع بود، برای شیعیان‌اش حلال کرد سهم خود را از شیعیان‌اش مجاز شمرد؛ و نه من [این کار] را برای غیر ایشان حلال کرده‌ام و نه تو.» ‼️شرح: نکات مهم و صریح دارد که دهان خمس خور را میبندد : این حدیث شریف قید تطیب اولاده ندارد و کاملا عام است زیرا میفرماید : كُلَّ مَا كَانَ فِيهِ مِنْ غَنِيمَتِهِ، وَ بَيْعٍ مِنْ نَصِيبِهِ هر آنچههههههههه سود بهشون میرسه

بح بح ،صوت زیبا و مشهور ای خلیفه نقطه چین تاقار عیدتون مبارک ♥️متعه کردن در این شب عزیز فراموش نشود

🔥الاتجاهات المهمة فی علم الرجال العمریه🔥 وقتی یحیی بن معین عالم رجالی بزرگ عمریه حشیش استعمال مینموده و گیج و منگ میشده و جایی یک راوی را توثیق میکرده و جای دیگر او را تضعیف مینموده : ۱_ابتدا در اینجا راوی را تضعیف میکند: دَّثَنَا عَلانٌ، حَدَّثَنا ابْنُ أَبِي مريم سألت يَحْيى بْن مَعِين عن عَبد الحميد بن عَبد الرحمن الحماني فقال ضعيف ليس بشَيْءٍ. ۲_اما در اینجا همان راوی را توثیق میکند: حَدَّثَنَا أَحْمَد بْن عَلِيّ عن بحر، قَال: حَدَّثَنا عَبد اللَّهِ بْن أَحْمَد الدورقي، قَال: قَال يَحْيى بن مَعِين يَحْيى بن عَبد الحميد الحماني ثقة وأبوه ثقة. . نام کتاب : الكامل في ضعفاء الرجال نویسنده : ابن عدي جلد : 8 صفحه : 477 الناشر: الكتب العلمية - بيروت-لبنان همینقدر علم رجال عمریه زیر شکمی و باد معده اب است

🔥فضيحة عمرية الكبرى في تحريف الأحاديث🔥 4_باز از احمد بن حنبل نقل شده است: أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ الْمَرُّوذِيُّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، يَقُولُ: §إِنَّ قَوْمًا يَكْتُبُونَ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ الرَّدِيئَةَ فِي أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَقَدْ حَكَوْا عَنْكَ أَنَّكَ قُلْتُ: أَنَا لَا أُنْكِرُ أَنْ يَكُونَ صَاحِبُ حَدِيثٍ يَكْتُبُ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ يَعْرِفُهَا، فَغَضِبَ وَأَنْكَرَهُ إِنْكَارًا شَدِيدًا، وَقَالَ: " بَاطِلٌ، مَعَاذَ اللَّهِ، أَنَا لَا أُنْكِرُ هَذَا، لَوْ كَانَ هَذَا فِي أَفْنَاءِ النَّاسِ لَأَنْكَرْتُهُ، كَيْفَ فِي أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَقَالَ: أَنَا لَمُ أَكْتُبْ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ "، قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ: فَمَنْ عَرَفْتَهُ يَكْتُبُ هَذِهِ الْأَحَادِيثَ الرَّدِيئَةَ وَيَجْمَعُهَا أَيُهْجَرُ؟ قَالَ: «نَعَمْ، يَسْتَأْهِلُ صَاحِبُ هَذِهِ الْأَحَادِيثِ الرَّدِيئَةِ الرَّجْمَ» نام کتاب : السنة نویسنده : الخلَّال البغدادي، أبو بكر جلد : 3 صفحه : 501 الناشر: دار الراية - الرياض 5_و باز از محرف اعظم ابن حنبل: أَخْبَرَنِي عِصْمَةُ بْنُ عَاصِمٍ، قَالَ: قَالَ حَنْبَلٌ: أَرَدْتُ أَنْ أَكْتُبَ كِتَابَ صِفِّينَ وَالْجَمَلَ عَنْ خَلَفِ بْنِ سَالِمٍ، فَأَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أُكَلِّمُهُ فِي ذَاكَ وَأَسْأَلُهُ، فَقَالَ: «§وَمَا تَصْنَعُ بِذَاكَ وَلَيْسَ فِيهِ حَلَالٌ وَلَا حَرَامٌ؟ وَقَدْ كَتَبْتُ مَعَ خَلَفٍ حَيْثُ كَتَبَهُ، فَكَتَبْتُ الْأَسَانِيدَ وَتَرَكْتُ الْكَلَامَ، وَكَتَبَهَا خَلَفٌ، وَحَضَرْتُ عِنْدَ غُنْدَرٍ وَاجْتَمَعْنَا عِنْدَهُ، فَكَتَبْتُ أَسَانِيدَ حَدِيثِ شُعْبَةَ وَكَتَبَهَا خَلَفٌ عَلَى وَجْهِهَا» ، قُلْتُ لَهُ: وَلِمَ كَتَبْتَ الْأَسَانِيدَ وَتَرَكْتَ الْكَلَامَ؟ قَالَ: أَرَدْتُ أَنْ أَعْرِفَ مَا رَوَى شُعْبَةُ مِنْهَا. قَالَ حَنْبَلٌ: فَأَتَيْتُ خَلَفًا فَكَتَبْتُهَا، فَبَلَغَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ فَقَالَ لِأَبِي: خُذِ الْكِتَابَ فَاحْبِسْهُ عَنْهُ، وَلَا تَدَعْهُ يَنْظُرُ فِيهِ " ابن عصام از حنبل (پسر عموی احمد بن حنبل) نقل میکند که گفت: «تصمیم گرفتم تا کتابی در مورد جنگ صفین و جمل با کمک و با استفاده از خلف بن سالم بنویسم. پس به نزد احمد بن حنبل آمدم تا از او در این مورد سوال کنم. ‌ احمد بن حنبل گفت: چرا می خواهی چنین کاری بکنی، در حالی که در این امر نه حلالی است و نه حرامی؟ و من اسناد مربوط به جنگ جمل و صفین را جمع آوری کرده ام و سخن گفتن در مورد آن را ترک کرده ام و خلف بن سالم آن را نوشته است و من پیش غندر (محمد بن جعفر) حاضر شدم و در نزد او مطالب را جمع آوری کردیم و من سندهای حدیث شعبه در این مورد را نوشتم و خلف بن سالم آن ها را نوشت. حنبل گوید: به او گفتم: چرا سندها را نوشتی، ولی سخنان مربوط به آن را ترک کردی؟ احمد بن حنبل در پاسخ گفت: خواستم تا ببینم شعبه در مورد جمل و صفین چه چیزی روایت کرده است. حنبل گوید: پس من به نزد خلف بن سالم رفتم و مطالب مربوط به جنگ جمل و صفین را نوشتم و خبر این کارم به احمد بن حنبل رسید و او به پدرم گفت: کتاب را از حنبل بگیر و پنهان کن و نگذار به آن نگاه کند. نام کتاب : السنة نویسنده : الخلَّال البغدادي، أبو بكر جلد : 2 صفحه : 464 الناشر: دار الراية - الرياض 6_أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي هَارُونَ، أَنَّ إِسْحَاقَ حَدَّثَهُمْ أَنَّ أَبَاهُ قَالَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي أَحَادِيثَ جَاءَتْ عَنْ عَلِيٍّ فِي الْفَضَائِلِ، فَقَالَ: عَلَامَ جَاءَتْ، §لَا نَقُولُ فِي أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَّا خَيْرًا " قال المحقق الزهرانی:اسناده صحیح نام کتاب : السنة نویسنده : الخلَّال البغدادي، أبو بكر جلد : 2 صفحه : 346 الناشر: دار الراية - الرياض 7_- وَأَخْبَرَنِي زَكَرِيَّا بْنُ يَحْيَى، أَنَّ أَبَا طَالِبٍ حَدَّثَهُمْ، أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِعَلِيٍّ: «§مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ» ، مَا وَجْهُهُ؟ قَالَ -[347]-: «لَا تَكَلَّمْ فِي هَذَا، دَعِ الْحَدِيثَ كَمَا جَاءَ» قال المحقق الزهرانی:اسناده صحیح نام کتاب : السنة نویسنده : الخلَّال البغدادي، أبو بكر جلد : 2 صفحه : 346 حال سوال انجاست که اگر لفظ مولی در حدیث غدیر دلالت بر معنای ناصر و محبوب است نه ولایت امر به چه علت احمد لن حنبل از تکلم در مورد ان نهی نموده است؟

🔥فضيحة عمرية الكبرى في تحريف الأحاديث🔥 پاسخ کسانی که میگویند چرا دقیقااااا نیامده که عمر حرامزاده لعنه الله علیه و علی ابائه و انصاره و اهله و محبینه ضربه زد به در و جزئیات هجون در کتب عمریه این است که سیاست اخفاء و کتمان حقایق تاریخی و احادیث صحیح خلاف، از عادت های دیرینه ی عمریه بوده است : 1_نووی از محمد بن علی المازری نقل میکند که میگوید ما مامور به رد کل رذائل صحابه هستیم و اگر جایی راه تائویل رذائل صحابه برای ما بسته باشد به راوی ان روایات نسبت دروغگویی میدهیم، علم رجال اهل بدعت عمریه همینقدر مضحک و از جیب تنبان اعلام متعصب ایشان است که برای نقل رذائل صحابه به یک راوی اتهام کذب میزدند: وَقَالَ الْقَاضِي عِيَاضٌ قَالَ الْمَازِرِيُّ هَذَا اللَّفْظُ الَّذِي وَقَعَ لَا يَلِيقُ ظَاهِرُهُ بِالْعَبَّاسِ وَحَاشَ لِعَلِيٍّ أَنْ يَكُونَ فِيهِ بَعْضُ هَذِهِ الْأَوْصَافِ فَضْلًا عَنْ كُلِّهَا وَلَسْنَا نَقْطَعُ بِالْعِصْمَةِ إِلَّا لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَلِمَنْ شَهِدَ لَهُ بِهَا لَكِنَّا مَأْمُورُونَ بِحُسْنِ الظَّنِّ بِالصَّحَابَةِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَجْمَعِينَ وَنَفْيِ كُلِّ رَذِيلَةٍ عَنْهُمْ وَإِذَا انْسَدَّتْ طُرُقُ تَأْوِيلِهَا نَسَبْنَا الْكَذِبَ إِلَى رُوَاتِهَا نام کتاب : شرح النووي على مسلم نویسنده : النووي، أبو زكريا جلد : 12 صفحه : 72 الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت 2_شمس الدین ذهبی گوید علماء ما برای انکه قلوب عمریه نسبت به صحابه تیره و تار نشود احادیث مخالف صحابه را مخفی و نابود میکردند: قُلْتُ: كَلاَمُ الأَقْرَانِ إِذَا تَبَرْهَنَ لَنَا أَنَّهُ بِهَوَىً وَعَصَبِيَّةٍ، لاَ يُلْتَفَتُ إِلَيْهِ، بَلْ يُطْوَى، وَلاَ يُرْوَى، كَمَا تَقَرَّرَ عَنِ الكَفِّ عَنْ كَثِيْرٍ مِمَّا شَجَرَ بَيْنَ الصَّحَابَةِ، وَقِتَالِهِم - رَضِيَ اللهُ عَنْهُم أَجْمَعِيْنَ - وَمَا زَالَ يَمُرُّ بِنَا ذَلِكَ فِي الدَّوَاوينِ، وَالكُتُبِ، وَالأَجْزَاءِ، وَلَكِنْ أَكْثَرُ ذَلِكَ مُنْقَطِعٌ، وضَعِيْفٌ، وَبَعْضُهُ كَذِبٌ، وَهَذَا فِيْمَا بِأَيْدِيْنَا وَبَيْنَ عُلُمَائِنَا، فَيَنْبَغِي طَيُّهُ وَإِخْفَاؤُهُ، بَلْ إِعْدَامُهُ، لِتَصْفُوَ القُلُوْبُ، وَتَتَوَفَّرَ عَلَى حُبِّ الصَّحَابَةِ، وَالتَّرَضِّي عَنْهُمُ، وَكُتْمَانُ ذَلِكَ مُتَعَيِّنٌ عَنِ العَامَّةِ، وَآحَادِ العُلَمَاءِ، وَقَدْ يُرَخَّصُ فِي مُطَالعَةِ ذَلِكَ خَلْوَةً لِلْعَالِمِ المُنْصِفِ، العَرِيِّ مِنَ الهَوَى، بِشَرْطِ أَنْ يَسْتَغفرَ لَهُم نام کتاب : سير أعلام النبلاء - ط الرسالة نویسنده : الذهبي، شمس الدين جلد : 10 صفحه : 92 بعد جالب است که همین جماعتی که نابودی و اخفاء و در صورت ناچاری در وهله ی اخر اتهام کذب به روات احادیث مخالف عقایدشان را بر خود واجب میدانند از شیعه برای قضیه هجوم روایت صحیح السند میخواهند . ای جهال ایا نمیبینید خود علماء شما گفتند همچون احادیثی را مخفی کردند؟ ایا نمیبینید که گفته اند به روات ان نسبت کذب میدادند؟از کجا حدیث صحیح السند میخواهید وقتی یک راوی برای نقل همچون احادیثی متهم به کذب میشده؟ 3_و شعبه بن حجاج گوید حدیثی نزد من است که اگر برای شما ان را بگویم تمام شما رافضی میشوید و به خدا قسم هیچ گاه ان را بیان نمیکنم ،واقعا در شرح این کلام صریح شعبه نمیدانم چه بگویم .این حدیث چه بوده که انقدر در تائید عقاید شیعه محکم است که همه ی عمریه شیعه میشدند؟چرا علماء شما دزدان احادیث بودند؟ حَدثنِي مُحَمَّد بن عبد الله قَالَ حَدثنَا أَبُو دَاوُد عَن شُعْبَة قَالَ لقد حَدثنَا الحكم عَن عبد الرَّحْمَن بن أبي ليلى عَن عَليّ بِشَيْء لَو حدثتكم لرقصتم وَالله لَا تسمونه مني أبدا وَحدثنَا بِهِ مَحْمُود بن غيلَان مثله وَقَالَ لترفضتم قَالَ أَبُو عَبْد الرَّحْمَن وَهُوَ أشبه نام کتاب : العلل ومعرفة الرجال لأحمد رواية ابنه عبد الله نویسنده : أحمد بن حنبل جلد : 3 صفحه : 354 الناشر: دار الخاني , الرياض