600
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1330 days
Posts Archive
600
میرسد روزی که بی هم میشویم
یک به یک از جمع هم کم می شویم
میرسد روزی که ما در خاطرات
موجب خندیدن و غم می شویم
گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق
میرسد روزی که بی هم میشویم600
تنهاییم را حس میکنم با درونی پر از احساس های متفاوت
حال که اینجام
برایم مشخص شد که هیچگاه نبودید
آن رفیق من
آن من بودم که همیشه بودم
در کنار شما
مقدم است که بگویم
در خلوت تنهایی خودم
آنگاه که غروب بود
مرور کردم خاطرهایی
همچون قندی
که من تجربه کردم با تو یا آن
قند بود اما حال که نیستید
رخنه کرده در وجودم
و دچار درد لاعلاج شده ام
حال،آسوده خاطری؟
600
اولین نخ سیگار…
همیشه قرار بوده آخرین هم باشد،
برای همهی آنهایی که سالهاست نخ به نخ دود میکنند از همان نخِ اول!
مثل من که از همان حادثهی اولین نگاه…
هر شب دوست داشتنت را تمام میکنم در خودم،
ولی هر روز صبح با طلوعِ خورشید آغاز میشوی!
