"نقاشِ دورهگرد"
Open in Telegram
"هر بار قلمویش را در طلایی فرو کرد، خورشیدش سیاه شد. و هر بار گفت شادم، گریست." 𝐀𝐫𝐜𝐚𝐧𝐞; http://t.me/HidenChat_Bot?start=110856593
Show more1 209
Subscribers
No data24 hours
-97 days
+10330 days
Posts Archive
1 209
Repost from نور میآید.
دست ها را دوست دارم. تماشا كردن دست ها را دوست دارم. ثبت كردنشان را نيز. در نظرم تمامى یک انسان در دست هایش خلاصه میشود. هر آنچه که بر او گذشته است. هر آنچه که هست و یا میخواهد که باشد. با تمام آن احساساتی که در رگ ها جریان دارند. این جریان و نشانِ زیستن در دست ها را دوست دارم.
