276
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-330 days
Posts Archive
276
من که دارم در سینه یاد او
دارد ز دل عاشق خبردار؟
خیال چشم مستت را گر در خیال خوش بینم
عجب دارم که برداری ز مستی و مستوری
چشم و دل بیند تورا شیدا کند ز دم هر عاقلی
ز خلوتگاه سحرگاه هر دم میبینم روی تو
دل ز قند نباتت ندارد هوش و حواسی.
آرا.
276
این دوری و فراغ نمیارزد به شراب دلتنگی
کهنه شود ز هر دم، مست کند صدها شیدا را
من گدای هر نگاهت
محتاج بوسههایت
گشتهام بیخانه
بر این کوچهها و فراغها
میگردم به آیتی ز رویِ تو
بر سینهام خاکستره سوختهام
بر تلی ز خاکستر
سوز تو گرم کند
تنم را ز هر خزانی.
آرا.
